سیشل

درباره سیشل

جمهوری سیشل کشوری است جزیره‌ای در اقیانوس هند. پایتخت آن ویکتوریا است.

سیشل از مجمع‌الجزایری شامل ۱۱۵ جزیره تشکیل شده‌است که در حدود ۱۵۰۰ کیلومتری خاور خاک اصلی قاره آفریقا واقع شده‌اند. این جزایر در شمال خاوری ماداگاسکار قرار گرفته‌اند. سیشل با ۸۶٫۵۲۵ نفر جمعیت یکی از کمترین جمعیت‌ها را در میان کشورهای آفریقا دارد. شاخص توسعه انسانی آن اما در میان بالاترین‌ها در آفریقا است.

جزایر سیشل آب‌وهوای دریایی استوایی دلپذیری دارند و گردشگران زیادی از این جزایر دیدن می‌کنند. تنها یک‌سوم از جزایر سیشل مسکونی هستند و ۹۰ درصد از جمعیت این کشور در جزیره اصلی یعنی جزیره «ماهه» نشیمن گزیده‌اند. جزیره ماهه ۲۷ کیلومتر درازا و ۳ تا ۸ کیلومتر پهنا دارد و پایتخت کشور نیز در همین جزیره واقع شده‌است.

این جزایر در میانه‌های سده هجدهم مستعمرهٔ فرانسه شد، در ۱۸۱۴ به بریتانیا واگذار گشت و در ۱۹۷۶ استقلال یافت.

تاریخ :

سیشل در سال ۱۵۰۱ توسط واسکو دوگاما کشف شد. این جزایر در میان سال‌های ۱۷۵۶ و ۱۷۹۴ توسط فرانسویان اداره می‌شد و در سال ۱۷۹۴ به دست انگلیسی‌ها افتاد و در ۱۸۱۴ رسماً یکی از مستعمرات بریتانیا گشت. پس از ۱۸۳۰ بسیاری از بردگان آزادشده برای سکونت به این جزایر آمدند و از سده نوزدهم جزایر سیشل یکی از مناطق محبوب گردشگری برای اعیان بریتانیایی بود.

سیشل در سال ۱۹۷۶ استقلال یافت. در ۱۹۷۷ فرانس آلبرت رنه نخست‌وزیر وقت کودتایی را بر ضد جیمز مانشام، رئیس‌جمهوری وقت، رهبری کرد و نظام تک‌حزبی و سوسیالیستی را برقرار ساخت و خواستار عدم تعهد شد. کوشش‌هایی که برای سرنگونی رنه به اجرا گذاشته شد از جمله به‌کارگیری مزدوران آفریقای جنوبی (۱۹۸۱) ناموفق بود. در ۱۹۹۲ انتخابات چندحزبی برگزار شد؛ جیمز مانشام به سیشل بازگشت و رهبری حزب دموکرات را برعهده گرفت. فرانس آلبر رنه تا آوریل ۲۰۰۴ قدرت را در دست داشت و در آن تاریخ، جیمز میشل، که از هم‌حزبی‌های او بود به ریاست‌جمهوری برگزیده شد. جزایر سی شل در اوائل قرن هجدهم به تصرف فرانسویان درآمد، ولی انگلیسیها در سال ۱۷۹۴ این جزایر را به تصرف خود درآوردند. جزایر سی شل تا سال ۱۹۰۳ بخشی از حکومت مستعمره دیگر انگلیس در شرق آفریقا، جزایر موریس بود تا اینکه در این سال به مستعمره مستقلی تبدیل شد. سی شل در سال ۱۹۷۶ استقلال یافت و یک سال بعد نخست‌وزیر این کشور فرانس آلبر رنه با یک کودتا حکومت را به دست گرفت. سی شل یکی از اعضای جامعه مشترک‌المنافع انگلستان است.[۱]

سیاست :

سیشل تا سال‌ها مستعمره انگلیس بود و پس از استقلال هم چندین کودتای نظامی در آن روی داد. این کشور کم‌جمعیت‌ترین کشور قاره آفریقا است. به دلیل قرار گرفتن در سر راه تجارت آفریقا و آسیا برای مدتی در قرن ۱۷ میلادی پایگاه دزدان دریایی بود. بعد از مدتی فرانسه کنترل این جزایر را در دست گرفت و دزدان این جزایر را ترک کردند.

در فاصله سال‌های ۱۷۹۴ تا ۱۸۱۲ انگلیس در کنار فرانسه جزیره را کنترل می‌کرد و سرانجام در سال ۱۸۱۲ کنترل کامل جزیره را در دست گرفت. سیشل در سال ۱۹۷۶ از انگلیس مستقل شد.

فرانس آلبرت رنه از سال ۱۹۷۷ تا ۲۰۰۴ رئیس‌جمهور سیشل بود. پس از او جیمز میشل ریاست‌جمهوری را در این کشور بر عهده گرفته‌است. نظام سی شل جمهوری است ولی رئیس جمهور این کشور بیش از پانزده سال و با کودتا در قدرت بود. رئیس‌جمهور، که شورای وزیران را انتصاب می‌کند با رأی تمامی افراد بالغ برای پنج سال انتخاب می‌شود. مجمع ملی متشکل از ۲۳ عضو است که مستقیماً انتخاب می‌گردند و دو نفر که از سوی رئیس‌جمهور گمارده می‌شوند. جبههٔ ترقی‌خواه خلق سیشل (تنها حزب قانونی سابق) حزب عمده سیاسی است.

جغرافیا :

مساحت این جزیره تقریباً ۴۴۴ کیلومتر مربع می‌باشد و پایتخت آن شهر ویکتوریا، بزرگ‌ترین جزیره این مجمع الجزایر است که ۸۰ درصد جمعیت را در خود جای داده‌است.

سیشل متشکل است از ۴۱ جزیرهٔ گرانیتی کوهستانی و کمی بیش از ۵۰ جزیرهٔ مرجانی کوچک‌تر در اقیانوس هند است. این جزایر پیرامون جزیره ماهه که نود کیلومتر طول دارد و از بزرگ‌ترین جزایر این مجموعه‌است قرار گرفته‌اند. جزایر اصلی ماهه، پراسلین و لادیگ هستند. بلندترین نقطه سیشل مورن سیشلوا با ۹۰۶ متر ارتفاع است که در جزیرهٔ ماهه قرار دارد. این جزایر آب و هوای دریایی استوایی دلپذیری دارد و بارندگی در آن‌ها سنگین است. آب و هوای سیشل محلی استوایی با رطوبت بالا و نسیم ملایم است که تحت تأثیر جریانات دریایی می‌باشد.

جزایر گرانیتی بیش از ۹۴۰ متر ارتفاع دارند و برخی دشت‌های کم‌وسعت ساحلی و بریدگی‌های هسته‌ای در سواحل شرقی را در بر می‌گیرند. جزایر کورالینی معمولاً همواره و دارای آبهای راکد می‌باشند.

تقسیمات کشوری :

جزیزه سیشل از لحاظ تقسیمات کشوری به ۲۵ منطقه اداری که نواحی نامیده می‌شوند تقسیم می‌گردد.

اقتصاد :

اقتصاد این کشور به صنعت گردشگری بسیار وابسته است. حدود یک سوم نیروی کار در این بخش اشتغال دارد.

مردم :

از آنجا که جزیره سیشل جمعیت بومی ندارد، ساکنین این جزیره را غالباً مهاجران فرانسوی، آفریقایی، هندی و چینی تشکیل می‌دهند.

زبان‌های فرانسه و انگلیسی به‌عنوان زبان رسمی و فرانسوی بومی شده با کرول زبان‌های تکلم در این کشور می‌باشند. غالب ساکنان سیشل مسیحی و کاتولیک مذهب‌اند. منبع اصلی درآمد مردم سی شل توریسم و صدور انواع ماهی و برگ چای و گیاهان معطر است.

موسیقی سیشل :

موزیک محلی تلفیقی از موسیقی‌های آسیایی، اروپایی آفریقایی و آمریکایی است.

منبع : ویکی پدیا

تانزانیا

درباره تانزانیا

تانزانیا به صورت رسمی جمهوری متحد تانزانیا United Republic of Tanzania (سواحلی: Jamhuri ya Muungano wa Tanzania), کشوری است در شرق آفریقا که از شمال با کنیا و اوگاندا، از غرب با رواندا، بوروندی و جمهوری دمکراتیک کنگو و از جنوب با زامبیا، مالاوی و موزامبیک همسایه‌است و از شرق به اقیانوس هند محدود می‌شود.

در سال ۱۹۹۶ پایتخت رسمی تانزانیا از شهر ساحلی و بزرگ دارالسلام به شهر دودوما منتقل شد. با این حال دارالسلام هنوز پایتخت تجاری و مقر بسیاری از نهادهای حکومتی کشور است و بندری مهم برای تانزانیا و همسایگان محصور در خشکی اوست. از شهرهای مهم دیگر آن می‌توان به آروشا، امبیا، موانزا، موروگور و زنگبار اشاره کرد.

نام تانزانیا واژه‌ای مرکب از تانگانیکا و زنگبار است. این دو کشور در سال ۱۹۶۴ یا یکدیگر متحد شده و جمهوری تانزانیا را تشکیل دادند.

سال‌های متمادی اجرای ناموفق سیاست‌های «سوسیالیسم آفریقایی»، مانند احداث اجباری مزارع اشتراکی، این کشور را یکی از فقیرترین، توسعه‌نیافته‌ترین و وابسته‌ترین کشورهای جهان ساخته‌است. فرایند اصلاحات تدریجی در کشور از میانه دههٔ ۱۹۸۰ آغاز شده‌است.

اسلام، مسیحیت و آئین‌های بومی، سه دین اصلی این کشور، هرکدام حدود یک‌سوم از جمعیت کشور را به خود اختصاص داده‌اند.

تانزانیا زبان رسمی ندارد اما زبان سواحلی زبان ملی دوفاکتو و عاملی برای وحدت ملی در کشور است. اگرچه در آموزش عالی و متوسطه و دادگاه‌های عالی از انگلیسی استفاده می‌شود.

تاریخ :

بازرگانان عرب و ایرانی نخستین بار در سال ۷۰۰ میلادی در این منطقه شروع به تشکیل مستعمره کردند. پرتغالی‌ها در ۱۵۰۰ میلادی به مناطق ساحلی این ناحیه رسیدند و تا قرن ۱۷ کنترل منطقهٔ تانزانیای کنونی را در دست داشتند. پس از آن سلطان عمان بر این منطقه مسلط شد. مناطقی که اکنون روآندا و بوروندی نامیده می‌شوند به انضمام تانگانیکا (تانزانیای فعلی) در سال ۱۸۸۵ به مستعمرات شرق آفریقای آلمان بدل شدند. بعد از جنگ جهانی اول قیومیت منطقه از طرف جامعه ملل به بریتانیا واگذار شد. اگرچه اطلاع مشخصی از تاریخ زنگبار در دست نیست ولی آنچه مسلم است این است که زنگبار با کشورهای عربی جنوب غرب آسیا در ارتباط بوده‌است، در سال ۱۵۰۳ زنگبار به خراج‌گذار پرتغال تبدیل شد و از مناطق عمدهٔ بازرگانی منطقه تبدیل شد ولی در سال ۱۶۹۸ تحت تسلط عمان و اعراب قرار گرفت. زنگبار در سال ۱۸۶۱ از عمان اعلام استقلال کرد و در سال ۱۸۹۰ تحت‌الحمایگی بریتانیا را پذیرفت. تانگانیکا در ۹ دسامبر ۱۹۶۱ از بریتانیا اعلام استقلال کرد، زنگبار نیز در ۱۰ دسامبر ۱۹۶۱ از بریتانیا مستقل شد. دو ملت در ۲۶ آوریل ۱۹۶۴ با یکدیگر ادغام شده و «جمهوری متحد تانگانیکا و زنگبار» را تشکیل دادند، شش ماه بعد نام این جمهوری به تانزانیا تغییر یافت.

شیرازی‌ها

در دوره بعد از اسلام مهاجران زیادی از شیراز، شوشتر و سیراف به زنگبار کوچیدند و در آن‌جا ساکن شدند. رهبر شیرازی‌های کوچنده، حاکم ایالت شیراز علی بن سلطان حسن نام داشت. او در سال ۹۵۶، در زمان حکومت آل بویه، با هفت پسرش علی، محمد، باشت، سلیمان، حسین و داوود و حدود ۷۰۰ نفر از یارانش با چندین کشتی راهی آفریقا گردیدند و در زنگبار ساکن شدند. این گروه که بعدها به شیرازی معروف شدند و بعدها در قرن ۱۹ به همراه اعراب و بلوچ‌های عمانی تأثیر زیادی در شکل‌گیری مدنیت و بازرگانی در زنگبار داشتند. شیرازی‌ها این سرزمین جدید را زنگی‌بار (کرانهٔ سیاه‌پوستان) نامیدند که بعدها به زنگبار تغییر یافت.[۱][۲]

بعد از شیرازی‌ها که نام ماندگاری در جزایر شرق آفریقا دارند، اهالی روستای بلوچی کائوله تانزانیا هم می‌گویند از ایرانی‌ها و نوادگان سربازان بلوچی هستند که عمانی‌ها در قرن ۱۸ آن‌ها را در این منطقه مستقر کردند. آن‌ها در کارنامه‌شان ساخت نخستین مدرسه تانزانیا و همچنین ساخت بیمارستان را ثبت کردند. هرچند نسل شیرازی‌تبار زیادی درآفریقا وجود ندارد اما در میان باورهای فرهنگی ساکنان شرق آفریقا عنوان «شیرازی» بسیار باارزش است و نشانگر اصالت خانوادگی افراد به‌شمار می‌رود. در برخی از مناطق زنگبار نیز افراد سالخورده، خاطرات ارزشمندی از شیرازی‌ها تعریف می‌کنند. از همین رو بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و مذهبی خود را «شیرازی‌تبار» معرفی می‌کنند. حزبی سیاسی موسوم به «شیرازی‌ها» و نیز تیم فوتبالی به همین نام در جزیره زنگبار وجود دارد اما نام بلوچ‌ها در جرایز شرق آفریقا کمتر شنیده شده‌است. محوطه شهر تاریخی کائوله یکی از مهم‌ترین محوطه‌های تاریخی تانزانیاست که در سال ۱۹۶۴ میلادی در فهرست آثار تاریخی تانزانیا به ثبت رسیده و مورد حفاظت (هر چند ابتدایی) قرار گرفته‌است.[۳]

سیاست :

حکومت تانزانیا جمهوری چند حزبی فدرال با یک مجلس قانون‌گذاری می‌باشد.

در نوامبر ۱۹۷۸ ارتش اوگاندا به تانزانیا یورش برد، تانزانیا نیز در ژانویهٔ ۱۹۷۹ به حملهٔ متقابل دست زد، ۵ هزار تن از نیروهای تانزانیا به ۳ هزار تن از اوگاندایی‌های مخالف در تبعید پیوستند. در مدت یک ماه، جنگی تمام عیار گسترش یافت. رئیس جمهور تانزانیا، جولیوس نیرره[۴] نیروهایش را در اوگاندا نگه داشت و از رئیس جمهور سابق اوگاندا، میلتون اوبوته[۵] اعلام حمایت کرد که این روند تا دسامبر ۱۹۸۰ و برگزاری انتخابات در اوگاندا ادامه یافت. در نوامبر ۱۹۸۵ نیرره از قدرت کناره گرفت و معاونش، علی حسن اموینی[۶] در یک انتخابات تک حزبی و غیر دموکراتیک جانشین او شد. سرانجام در اکتبر ۱۹۹۵ اولین انتخابات چند حزبی و دموکراتیک در تانزانیا برگزار شد و بنیامین ویلیام امکاپا[۷] با اکثریت آرا رئیس جمهور تانزانیا شد. در ۷ اوت ۱۹۹۸ انفجار تروریستی در کنار سفارت آمریکا در دارالسلام به وقوع پیوست که بیش از ۱۰ کشته بر جای گذاشت، حادثهٔ مشابهی نیز چند روز بعد در کنار سفارت آمریکا در نایروبی، کنیا اتفاق افتاد. پرزیدنت امکاپا، اقتصاد تانزانیا را سر و سامان داد و با آلودگی محیط زیست و قطع درختان جنگلی به مقابله برخاست و سیاست‌های تازه‌ای را نیز برای مقابله با بیماری مهلک ایدز در دستور کار قرار داد. در زمینهٔ سیاست خارجی نیز تانزانیا نقش دیپلماتیک پر رنگ تری در شرق آفریقا ایفا کرد و میزبان مذاکرات صلح کشورهایی چون روآندا و بوروندی شد. در اکتبر ۲۰۰۰، امکاپا مجدداً در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد. در سال ۲۰۰۲ رهبر مخالفان دولت از رئیس جمهوری به خاطر خریدن یک جت شخصی به ارزش ۲۱ میلیون دلار به شدت انتقاد کرد. در ۲۱ دسامبر ۲۰۰۵ در انتخابات ریاست جمهوری در تانزانیا، وزیر خارجهٔ کابینهٔ امکاپا، «جاکایا کی‌کوته»[۸] از حزب (CCM) با کسب ۸۰ ٪ آرا، اصلی‌ترین رقیبش، ابراهیم لیپومبا[۹] از حزب (CUF) را که تنها ۱۱ ٪ آرا را به دست آورد به برتری رسید و به عنوان رئیس جمهور تانزانیا معرفی شد.

رئیس جمهور تانزانیا از سال ۲۰۱۵ جان مگوفولی است.

تقسیمات کشوری :

تانزانیا دارای ۳۰ استان می‌باشد و هر کدام از این استانها دارای چندین شهرستان‌های تابعه می‌باشند. اسامی این استان‌ها به شرح زیر فهرست شده‌است:

خاک اصلی:

زنگبار:

جغرافیا :

تانزانیا در قسمت شرقی آفریقا واقع شده‌است و با کشورهای کنیا، روآندا، بوروندی، زامبیا، مالاوی و موزامبیک همسایه‌است. همچنین در شرق تانزانیا در دریاچهٔ تانگانیکا با کنگو، و در شمال در دریاچهٔ ویکتوریا با اوگاندا مرز آبی دارد.

تانزانیا با ۹۴۷٬۳۰۳ کیلومتر مربع مساحت سیزدهمین کشور بزرگ در آفریقا و سی‌ویکمین کشور بزرگتر در جهان است. مساحت آن از مصر بزرگ‌تر و نیجریه کوچک‌تر است.[۱۰]

بیشتر خاک تانزانیا از یک فلات با پوشش گیاهی بوته‌زار و علفزار تشکیل شده که در شمال به ناحیه آتشفشانی کلیمانجارو، در شرق به دریاچه تانگانیکا، و در جنوب به زمین‌های مرتفع، محدود می‌شود. علی‌رغم مجاورت با خط استوا، ارتفاع زیاد این سرزمین، باعث شده که دمای هوا بین ۲۹–۱۸ درجه سانتی‌گراد ثابت بماند. البته در جلگه‌های ساحلی، آب و هوا گرمسیری است و میزان بارش آن، به ۱۰۶–۵۷ سانتی‌متر در سال بالغ می‌شود.

خط ساحلی تانزانیا در کرانه اقیانوس هند در حدود ۱۴۲۴ کیلومتر (۸۸۵ مایل) طول دارد. این کشور همچنین جزایر متعددی را در روبه‌روی سواحل خود شامل می‌شود که از آن جمله می‌توان به اونگوجا، پمبا، و مافیا اشاره کرد.

مرتفع‌ترین و پست‌ترین نقطه‌های قاره آفریقا هر دو در تانزانیا قرار دارند. این دو نقطه به ترتیب عبارتند از قله کلیمانجارو به ارتفاع ۵۸۹۵ متر بالاتر از سطح دریا و کف دریاچه تانگانیکا به ارتفاع ۳۵۲ متر پایین‌تر از سطح دریا.

تانزانیا در شمال شرق کوهستانی است و جنگل‌های متراکم دارد و کوه کلیمانجارو نیز در همین ناحیه واقع شده‌است. بخشی از سطح سه دریاچه از دریاچه‌های بزرگ آفریقا در تانزانیا قرار دارد. در شمال و غرب کشور، دریاچه ویکتوریا، بزرگترین دریاچه آفریقا و دریاچه تانگانیکا، عمیق‌ترین دریاچه قاره واقع شده‌اند. دریاچه تانگانیکا به خاطر گونه‌های منحصر به فرد ماهی در آن معروف است. در جنوب غرب کشور نیز دریاچه نیاسا قرار دارد.

بخش مرکزی تانزانیا یک فلات بزرگ است با دشت‌ها و زمین‌های قابل کشت. ساحل شرقی کشور نیز گرم و مرطوب است و مجمع‌الجزایر زنگبار نیز در روبه‌روی این ساحل قرار گرفته‌است.

آبشارهای کالامبو در استان رکوا، در جنوب غرب کشور، دومین آبشار بلند در آفریقا را در خود جای داده‌اند. این آبشارها در نزدیکی ساحل جنوب شرقی دریاچه تانگانیکا در مرز با زامبیا واقع شده‌اند.[۱۱] منطقه حفاظت‌شده خلیج منای بزرگترین منطقه حفاظت‌شده دریایی زنگبار است.

اقتصاد :

اقتصاد تانزانیا بر پایه کشاورزی استوار است که بیش از نیمی از تولید ناخالص داخلی، حدود ۸۵٪ صادرات و ۸۰٪ نیروی کار را تشکیل می‌دهد. با این حال شرایط آب‌وهوایی و ناهمواری موجب شده تا فقط ۴٪ از کشور به کشاورزی اختصاص یابد. محصولات مهم کشاورزی در تانزانیا قهوه، پنبه، چای، توتون و بادام هندی است. قهوه و پنبه و نوعی کنف به نام سیسال در تانگانیکا و نارگیل و گرد میخک در جزایر زنگبار و پمبا کشت می‌شود.

تانزانیا از بزرگترین تولیدکنندگان ماهی در شرق آفریقا ست. ماهی از سواحل دریا و آب‌های داخلی، به ویژه دریاچه‌های ویکتوریا و تانگانیکا و نیاسا، صید می‌شود.

تانزانیا منابع معدنی فراوانی چون طلا، الماس، فسفات، زغال سنگ، آهن، اورانیوم، نیکل، کروم، پلاتین و قلع دارد. استخراج و صادرات گاز طبیعی هم در دههٔ اخیر آغاز شده‌است. تانزانیا همچنین سومین تولیدکننده بزرگ طلا در آفریقا پس از آفریقای جنوبی و غنا ست. توسعه‌نیافتگی کشور باعث شده تا بهره‌برداری از معادن با مشکل روبرو شود.

بخش صنعت عمدتاً محدود به فرآوری محصولات کشاورزی و تولید کالاهای مصرفی است. صنعت گردشگری بخش مهمی در اقتصاد تانزانیاست. دو پارک طبیعی سرنگتی و نگورونگورو شهرت جهانی دارند.

خشکسالی در سال‌های آغازین سدهٔ بیست‌ویکم تولید الکتریسیته در کشور را بسیار کاهش داد، چراکه حدود ۶۰٪ برق تانزانیا توسط نیروگاه‌های برق‌آبی تأمین می‌شود.

واحد پول این کشور شلینگ تانزانیا است.

مردم :

در سال ۲۰۰۶ جمعیت کشور ۳۸٬۳۲۹٬۰۰۰ و رشد جمعیت آن حدود ۲٪ برآورد می‌شد. پراکندگی جمعیت بسیار نامتوازن است. تراکم جمعیتی از ۱ نفر در کیلومترمربع در مناطق خشک تا ۵۳ نفر در کیلومتر مربع در مناطق کوهستانی متغیر است. بیش از ۸۰٪ مردم روستانشین‌اند.

تانزانیا، به رغم فقیربودن، از باسوادترین کشورهای آفریقایی است و بیش از ۸۵٪ مردم آن خواندن و نوشتن می‌دانند.

نژاد ۹۹٪ تانزانیایی‌ها، آفریقایی و ۱٪ نیز غیر آفریقایی از جمله آسیایی (بیشتر هندی-پاکستانی)، اروپایی و عرب می‌باشد. اکثر آفریقایی‌تبارهای تانزانیا از قبایل بانتو هستند. بزرگترین گروه قومی، سوکوما نام دارد که در جنوب دریاچه ویکتوریا سکونت دارند. دومین گروه بزرگ قومی نیاموزی است که در جنوب ناحیه سوکوماها زندگی می‌کنند و با مردم همسایگان شمالی خود (کنیا و اوگاندا) پیوندهای فرهنگی و زبانی دارند. ههه، بنا، گوگو، هایا، ماکونده، چاگا و نیاکیوسا قبایل بزرگ دیگرند که هر یک بیش از یک میلیون جمعیت دارند. از قبایل نیلی می‌توان به کوچ‌نشینان ماسایی و لو اشاره کرد که هر دو در شمار بیشتری در کشور همسایه یعنی کنیا هم زندگی می‌کنند. همچنین قبایل ساناداوه و هادزا که به زبان‌های خانواده خوسا شبیه به زبان اهالی کالاهاری صحبت می‌کنند. در سال ۱۹۹۵ جمعیت آسیایی ۵۰٬۰۰۰ نفر در سرزمین اصلی و ۴٬۰۰۰ نفر در زنگبار برآورد شد. جمعیت اعراب حدود ۷۰٬۰۰۰ نفر و اروپائی‌ها هم حدود ۱۰٬۰۰۰ برآورد می‌شود. انقلاب ژانویه ۱۹۶۴ زنگبار که به سلطه اعراب بر این جزیره پایان داد، قتل‌عام هزاران نفر از اعراب و هندی‌ها و فرار ده‌ها هزار نفر دیگر از آن‌ها را در پِی داشت.

به رغم این تنوع قومی، توزیع نسبی قبایل در سرتاسر سرزمین و واگذاری مناصب مهم به هریک از آن‌ها، موجب ثبات نسبی تانزانیا شده‌است.

زبان :

هر یک از اقوام ساکن تانزانیا به زبان بومی سخن خویش سخن می‌گویند. در این کشور زبان رسمی وجود ندارد ولی سواحیلی زبان ملی دوفاکتو کشور است. پس از استقلال کاربرد زبان انگلیسی همچنان در برخی مسائل رسمی ادامه یافته‌است، هرچند در مسائل اداری، یا جلسات مجلس نمایندگان و دولت از آن استفاده نمی‌شود. به همین جهت انگلیسی را نمی‌توان یک زبان رسمی دوفاکتو در مفهوم مضیق آن دانست؛ و تانزانیا یکی از معدود کشورهای آفریقایی است که یک زبان محلی زبان دوران استعمار را زیر سایه خود برده‌است. البته انگلیسی هنوز در دادگاه‌های عالی استفاده می‌شود و به این اعتبار می‌توان آن را یک زبان رسمی دوفاکتو در مفهوم موسع محسوب کرد. کاربرد انگلیسی در آموزش عالی و تجارت نیز چشمگیر است.

بر اساس سیاست‌های رسمی زبانی تانزانیا که در سال ۱۹۸۴ اعلام شد، سواحیلی زبان عرصه اجتماعی و سیاسی کشور و آموزش ابتدایی و آموزش بزرگسالان است. انگلیسی زبان آموزش متوسطه، دانشگاه‌ها، فناوری و دادگاه‌های عالی است. اگرچه دولت بریتانیا از کاربرد انگلیسی در تانزانیا پشتیبانی مالی می‌کند، اما استفاده از این زبان در دهه‌های اخیر کاهش یافته‌است. پیش‌تر در دانشگاه‌های تانزانیا معمولاً دانشجویان با یک‌دیگر انگلیسی صحبت می‌کردند اما امروزه خارج از کلاس درس فقط از سواحیلی استفاده می‌شود و حتی در کلاس‌های دانشگاه‌ها و دبیرستان‌ها هم استفاده از ترکیبی از سواحلی و انگلیسی کاملاً رایج است.

از دیگر زبان‌های کشور می‌توان به زبان‌های هندی، به ویژه گجراتی، زبان پرتغالی که هر دو توسط سیاهان موزامبیکی و گوان‌ها استفاده می‌شود و در سطح محدودتری زبان فرانسوی در همسایگی رواندا، بوروندی و کنگو اشاره کرد. بطور تاریخی زبان آلمانی در دوران استعمار کاربرد زیادی داشت اما امروزه کمتر بازمانده‌ای از آن دوران زنده مانده‌است.

مذهب :

اسلام، مسیحیت و آئین‌های بومی سه دین اصلی در این کشور هستند. برآورد دقیقی از میزان پیروان هریک از این ادیان در دست نیست اما تصور می‌شود هر کدام حدود یک‌سوم از جمعیت کشور را به خود اختصاص داده‌باشند. در جزیرهٔ زنگبار جمعیت مسلمانان حدود ۹۹٪ برآورد می‌شود. اکثر مسلمانان سنی مذهب، پیرو مکتب شافعی و صوفیمسلک‌اند. اما هندی-پاکستانی‌تبارها بیشتر حنفی، یمنی‌تبارها پیرو مذهب مالکی یا حنبلی و تعدادی از آسیایی‌تبارها اسماعیلی نزاری (خوجه‌ها)، اسماعیلی مُسْتَعْلَوی (بُهره‌ها) و شیعه دوازده امامی‌اند. مسلمانان عمانی‌تبار اغلب اباضی اند و گروه کوچک فعالی از احمدیه (پیروان غلام احمد قادیانی) در تانزانیا وجود دارد که هندی تبارند. به گفتهٔ برخی محققان، سه چهارم مسلمانان تانزانیا صوفی مسلک‌اند. طریقت‌های صوفیه در آنجا عبارت است از: شاذلیه (قدیمترین طریقت)، قادریه (بزرگترین طریقت)، رفاعیه، دَندراویه، احمدیه یا ادریسیه و علویه.

گروه‌های کوچک هندو، بودایی و بهایی نیز در این کشور حضور دارند.

رسانه :

تلویزیون زنگبار (TVZ) نخستین ایستگاه پخش تلویزیونی رنگی در آفریقا بود. دیلی نیوز قدیمی‌ترین روزنامه کشور است که توسط دولت اداره و به انگلیسی منتشر می‌شود. علاوه بر رادیو و تلویزیون و روزنامه‌های دولتی بخش خصوصی نیز رسانه‌های مهمی در اختیار دارد؛ بیش از ۲۰ روزنامه، بیش از ۲۰ ایستگاه تلویزیونی و بیش از ۳۰ ایستگاه رادیویی. برخی از روزنامه‌ها و رادیوهای خصوصی به احزاب سیاسی تعلق دارند.

فرهنگ :

مردم تانزانیا از لحاظ فرهنگی با مردمان ایرانی و اعراب عمانی خویشاوندی دارند[نیازمند منبع]. وجود تعداد زیادی از کلمات فارسی همچون شاه، کاکا و بابا در زبان سواحلی که یکی از زبانهای رسمی این کشور می‌باشد، نشان دهنده عمق روابط دو فرهنگ است. در خلال سال‌های پایانی قرن سوم هجری تا اوایل قرن چهارم، گروه‌هایی از خانواده‌های شیرازی به زنگبار مهاجرت کردند. هنوز هم پس از گذشت قرن‌ها در زنگبار، اصل و نسب شیرازی به نوعی نجیب زادگی محسوب می‌شود. آیین نوروز امروزه در زنگبار برگزار می‌شود. زبان‌ها انگلیسی و سواحلی زبان‌های رسمی این کشور هستند.

از آثار ایرانی در تانزانیا می‌توان به حمام ساخته شده گویا برای دختر محمد شاه قاجار، چاه آب افشاری و مسجد جزیره دلفین اشاره نمود. همچنین دو توپ غنیمت گرفته شده در نبرد هرمز (شاه عباس اول) نیز در برابر خانه عجایب تانزانیا نگهداری می‌شود.

در تانزانیا حدود چهارهزار بلوچ زندگی می‌کنند.[۱۲]

منبع : ویکی پدیا

ترانس‌نیستریا

درباره ترانس‌نیستریا

ترنسنیستریا منطقه‌ای است که عمدتاً در کنار رود دنیستر در شرق مولداوی و در همسایگی با اوکراین قرار دارد.

تاریخچه :

این منطقه در سال ۱۹۹۰ اعلام استقلال کرد و از سال ۱۹۹۲ با نام جمهوری پردنیسترویایی مولداویایی یک کشور مستقل دوفکتو به‌شمار می‌رود. هرچند از سوی هیچ‌یک از اعضای سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته نشده و با هیچ‌یک از آن‌ها رابطه دیپلماتیک ندارد و به صورت دوژور بخشی از قلمرو مولداوی به‌شمار می‌رود. در مارس ۲۰۱۴ پارلمان ترانس‌نیستریا رسماً از روسیه درخواست کرد که اجازه داشته باشد مانند کریمه به فدراسیون روسیه ملحق شود و روسیه در پاسخ قول داده که آن را مد نظر قرار دهد.[۲]

سیاست :

در حال حاضر بزرگترین مسئله دربارهٔ آینده سیاسی این منطقه، پیوستن آن به روسیه پس از بحران کریمه است.

مردم :

بر اساس سرشماری سال ۲۰۰۴ ترنسنیستریا؛ مولداوها ۳۱٫۹٪، روس‌ها ۳۰٫۴٪ و اوکراینی‌ها ۲۸٫۸٪ اهالی ترنسنیستریا را شامل می‌شوند.

جمعیت ترانس‌نیستریا، در حدود ۵۰۰ هزار نفر است.[۲]

خودمعرفی مولداوی
سرشماری
٪
مولداوی اصلی
ترنسنیستریا
سرشماری
٪ ترنسنیستریا
+ بندر
مجموع ٪
مولداو۱ ۲٬۵۶۴٬۸۴۹ ۷۵٫۸۱٪ ۱۷۷٬۳۸۲ ۳۱٫۹۴٪ ۲٬۷۴۲٬۲۳۱ ۶۹٫۶۲٪
اوکراینی‌ها ۲۸۲٬۴۰۶ ۸٫۳۵٪ ۱۶۰٬۰۶۹ ۲۸٫۸۲٪ ۴۴۲٬۴۷۵ ۱۱٫۲۳٪
روس‌ها ۲۰۱٬۲۱۸ ۵٫۹۵٪ ۱۶۸٬۶۷۸ ۳۰٫۳۷٪ ۳۶۹٬۸۹۶ ۹٫۳۹٪
گاگااوز ۱۴۷٬۵۰۰ ۴٫۳۶٪ ۴٬۰۹۶ ۰٫۷۴٪ ۱۵۱٬۵۹۶ ۳٫۸۵٪
رومانیایی‌ها۱ ۷۳٬۲۷۶ ۲٫۱۷٪ ۲۵۳ ۰٫۰۵٪ ۷۳٬۵۲۹ ۱٫۸۷٪
بلغارها ۶۵٬۶۶۲ ۱٫۹۴٪ ۱۳٬۸۵۸ ۲٫۵۰٪ ۷۹٬۵۲۰ ۲٫۰۲٪
کولی ۱۲٬۲۷۱ ۰٫۳۶٪ ۵۰۷ ۰٫۰۹٪ ۱۲٬۷۷۸ ۰٫۳۲٪
یهودی۲ ۳٬۶۰۸ ۰٫۱۱٪ ۱٬۲۵۹ ۰٫۲۳٪ ۴٬۸۶۷ ۰٫۱۲٪
لهستانی‌ها ۲٬۳۸۳ ۰٫۰۷٪ ۱٬۷۹۱ ۰٫۳۲٪ ۴٬۱۷۴ ۰٫۱۱٪
دیگران/اعلام‌نشده ۳۰٬۱۵۹ ۰٫۸۹٪ ۲۷٬۴۵۴ ۴٫۹۴٪ ۵۷٬۶۱۳ ۱٫۴۶٪
کل   ۳٬۳۸۳٬۳۳۲   ۱۰۰٪   ۵۵۵٬۳۴۷   ۱۰۰٪   ۳٬۹۳۸٬۶۷۹   ۱۰۰٪

۱اختلاف نظر ادامه‌داری در مورد این که آیا رومانیایی‌ها و مولداوها یک گروه قومیتی می‌باشند یا خیر وجود دارد. مثلاً برخی آن‌ها را دو گروه قومی متفاوت دانسته و برخی مولداوها را بخشی از رومانیایی‌ها می‌دانند. در سرشماری افراد فقط یک ملیت را می‌توانند معرفی کنند و کسی نمی‌تواند خود را هم مولداو و هم رومانیایی اعلام کند.

۲اقلیت یهودی این کشور در گذشته بسیار پرشمار بود (۲۲۵٫۶۳۷ یهودی در بسسارابیا در سال ۱۸۹۷ یا ۱۱٫۶۵٪ جمعیت).[۳]

منبع : ویکی پدیا

واتیکان

درباره واتیکان

واتیکان دولت‌شهری مستقل است که در درون شهر رم در کشور ایتالیا جای دارد. واتیکان محل اقامت پاپ، رهبر کاتولیک‌های جهان و مرکز کلیسای کاتولیک است. واتیکان با مساحتی در حدود ۰٫۴۴ کیلومتر مربع، کوچکترین کشور دنیا و با جمعیتی در حدود ۸۰۰ نفر، کم‌جمعیت‌ترین کشور مستقل دنیا محسوب می‌شود.[۱][۲][۳]

واتیکان از سریر مقدس که نام حوزهٔ اسقف‌نشین این شهر است، متفاوت است. واتیکان دولت‌شهری مستقل است که در سال ۱۹۲۹ با توافق مقامات سریر مقدس و بنیتو موسولینی نخست‌وزیر ایتالیا بنیان نهاده شد، اما قدمت سریر مقدس به اوایل پیدایش مسیحیت می‌رسد. سریر مقدس عالی‌ترین اسقف‌نشین کلیسای کاتولیک و حکومت مرکزی کلیساهای کاتولیک به‌شمار می‌رود و در جامعهٔ بین‌المللی یک واحد مستقل واجد حاکمیت به‌شمار می‌رود که موضوع حقوق بین‌الملل است و در بسیاری از کشورها سفارتخانه و در بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی عضویت دارد. سفرای این کشور و نمایندگان پاپ نیز به‌طور رسمی نماینده و سفیر سریر مقدس نامیده می‌شوند و نه دولت‌شهر واتیکان. همچنین مصوبات واتیکان به زبان ایتالیایی منتشر می‌شود اما اسناد رسمی سریر مقدس به زبان لاتین است. این دو واحد حتی گذرنامه‌های متفاوتی نیز صادر می‌کنند. سریر مقدس گذرنامه‌های دیپلماتیک و خدماتی را صادر می‌کند و واتیکان گذرنامه‌های عادی. کلیسای سن پیر بزرگ‌ترین کلیسای جهان است و در واتیکان قرار دارد.[۴]

تاریخ :

شهر واتیکان – کوچکترین کشور مستقل جهان – در ۱۱ فوریه ۱۹۲۹ طبق پیمان لاتران تأسیس شد. این عهدنامه بین «موسولینی» رئیس وقت دولت ایتالیا و پیپسی (papacy) – دفتر پاپ بالاترین قدرت کلیسای کاتولیک رم – پس از سالها مجادله منعقد شد. در سال ۱۹۸۴ با کنکوردا (concordat) – پیمان پاپ و دولت – عهدنامه جدیدی جایگزین شد. این عهدنامه جدید مانند عهدنامه قبلی، استقلال کامل کلیسای کاتولیک را در داخل شهر واتیکان به رسمیت می‌شناسد.[۵]

حکومت :

شخص اول در اداره شهر، پاپ اعظم است که در عالی‌ترین مسند قرار دارد و حق قانون‌گذاری، قضاوت و اداره دولت به عهده اوست.
نمایی هوایی از میدان سنت پیتر که مرکز شهر واتیکان است.

به دلیلی که پیشینه‌ای تاریخی دارد، دولت حاکم بر واتیکان ساختاری خاص و منحصربه‌فرد دارد و همان‌طور که اشاره شد بعد از پاپ که در صدر است، دبیران رسمی منطقه از جمله حکمران و نماینده پاپ اعظم در کمیسیون قرار دارند که نه تنها این اعضا بلکه سایر افراد از سوی شخص پاپ انتخاب و در صورت خواست وی از مسند قدرت عزل می‌شوند.

حکمران شهر که در بسیاری از مواقع به عنوان رئیس‌جمهور واتیکان مطرح می‌شود، در واقع وظیفه‌ای شبیه یک شهردار یا مدیر اجرایی دارد.

نیروهای امنیتی و قضایی :

واتیکان دارای چند گروه و هسته امنیتی است، یکی گارد امنیتی سوییس که نیروی ارتش آن به صورت داوطلبانه از میان شهروندان سوئیسی تشکیل شده‌است و دیگری «corpo della Gendarmeria» که نه تنها به عنوان نیروی ارتش منطقه واتیکان محسوب می‌شوند بلکه به عنوان محافظان شخصی پاپ نیز انجام وظیفه می‌کنند.

هم‌چنین واحدی به نام «پلیس واتیکان» نیز وجود دارد.[۶] شهر واتیکان دارای زندان نیست، اما در ساختمان پلیس واتیکان سه سلول وجود دارد.[۷]

واتیکان دارای سیستم قضایی جهت برخورد با تخلفات اداری روحانیون است که به «دادگاه تریبیونال واتیکان» مشهور است.[۸]

جغرافیا :

واتیکان که کوچکترین ایالت خودمختار اروپایی محسوب می‌شود، بر روی تپه‌ای به همین نام در شمال غرب شهر بزرگ رم واقع شده و گرداگرد آن را دیواری احاطه کرده‌است تا شهر و به خصوص پاپ اعظم را از خطر حملات خارجی محافظت کند.

واتیکان کوچکترین منطقه خودمختار و مستقل در جهان به‌شمار می‌رود و کل آن تنها ۶/۱۰۸ هکتار است آب و هوای مدیترانه‌ای تابستان‌های گرم و خشک و زمستان‌هایی بارانی را برای آن به ارمغان می‌آورد و مانند شهر رم درجه دمای آن متغیر است. مه و بخار پراکنده در هوای شهر که ناشی از فواره بزرگ و عظیم‌الجثه سینت پیتر باسیلیکا است نیز موجب رطوبت هوا و پراکنش دائمی قطرات آب در هوا می‌شود.[۹] این شهر کوچک اما مقتدر، تمامی نیازهای خود را برآورده می‌کند و دارای اداره پست، آتش‌نشانی، نیروهای پلیس، ایستگاه راه‌آهن، شبکه‌های نیروی برق، رستوران‌ها، بانک و شبکه انحصاری اینترنتی است.

اقتصاد :

از سال ۱۹۸۱ میلادی، دربار واتیکان برای خاتمه‌دادن به حدس و گمان‌ها در مورد میزان ثروت و درآمد کلیسا، حساب‌های مالی خود را منتشر می‌کند.[۱۰]

بانک واتیکان در سده ۱۹ میلادی تأسیس شد، اما فعالیت خود را در شکل کنونی و تحت نام فعلی «مؤسسه آثار مذهبی» از سال ۱۹۴۲ میلادی، آغاز کرد.[۷]

امکانات شهری :

واتیکان هیچ فرودگاهی ندارد و تنها یک باند هلیکوپتر دارد.

خطوط راه‌آهن ایتالیا به ایستگاه سینت پیترز متصل می‌شود و بسیاری از زائران از آن استفاده می‌کنند. خطوط متروی آن نیز در مدت ۱۰ دقیقه شهر را طی می‌کند.[۱۱]

در واتیکان از سیستم تلفن و پست انحصاری و کاملاً مستقل استفاده می‌شود و خطوط اینترنتی آن نیز در دسترس همه‌است.

ساختمان‌ها :

واتیکان دارای کتابخانه و مجموعه‌های ارزشمند موزه است.

در گوشه جنوب غربی واتیکان، عمارت ماتر اکلسیا (Mater Ecclesiae) که قبلاً صومعه بوده، وجود دارد.[۱۲]

رسانه‌های گروهی :

از ابزارهای تبلیغاتی واتیکان می‌توان به رادیو واتیکان و تلویزیون واتیکان و هم‌چنین وب‌گاه‌های مختلف اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی وابسته به دربار واتیکان اشاره کرد. نشریه رومانو (L’Osservatore Romano) که به صورت روزانه در ایتالیا و به صورت هفتگی در انگلستان، اسپانیا، آلمان و فرانسه و ماهیانه در لهستان چاپ می‌شود، از سوی یک شرکت خصوصی تحت نظارت افراد غیر روحانی کاتولیک منتشر می‌شود، اما اطلاعات رسمی و اداری آن تحت کنترل دربار واتیکان است. در این نشریه مقالات و نوشته‌های رسمی که اطلاعات کلیسا را دربردارد باعنوان «Actapostlica sedis» درج می‌شود.

مردم :

این کشور کم جمعیت‌ترین کشور جهان بوده و دارای حدود ۸۰۰ نفر جمعیت می‌باشد. از این تعداد ۴۵۰ نفر شهروند واتیکان بوده و بقیه مجوز اقامت در شهر را دارند. حدود نیمی از شهروندان واتیکان در این شهر زندگی نمی‌کنند و به مناسبت شغل خود (بیشتر به عنوان دیپلمات) در کشورهای دیگر دنیا سکونت دارند.[۱۳]

زبان رسمی مردم دولت واتیکان ایتالیایی است و تمام قوانین و مقررات آن به این زبان منتشر می‌شوند. زبان مکالمات روزمره هم معمولاً ایتالیایی است. اما زبان رسمی سریر مقدس لاتین و زبان دیپلماتیک سریر مقدس هم فرانسوی است. زبان اصلی گارد امنیتی آلمانی است.

دیپلماسی و سیاست خارجی :

دولت واتیکان روابط دیپلماتیکی ندارد و روابط خارجی واتیکان از طریق وزارت امورخارجه سریر مقدس انجام می‌شود که نام حوزه اسقف‌نشین شهر رم و مرکز کلیساهای کاتولیک دنیاست.

واتیکان در سال ۱۹۹۰ میلادی، به معاهده حقوق کودک سازمان ملل متحد پیوست.[۸]

فرهنگ :

لازم به‌ذکر است که کشور واتیکان در تعیین بسیاری از موارد فرهنگی و سیاسی جهان مسیحیّت نقش مهمی را ایفا می‌نماید و سالانه تعداد زیادی از مردم از این کشور بازدید می‌نمایند. از این جهت بصورت تخصّصی از طریق درآمد جهانگردان مذهبی سالیانه مقدار زیادی درآمد وارد این کشور می‌گردد.

شهر واتیکان به خودی خود از تاریخ فرهنگی قابل‌توجهی برخوردار است. ساختمان‌هایی چون سنت پیتر بازیلیکا و نمازخانهٔ سیستین از زیباترین آثار هنری جهان است و آثار ارزشمندی از هنرمندان بزرگ تاریخ چون میکل آنژ و بوتیچلی را در خود جای داده‌است.

کتابخانه بزرگ شهر و مجموعه‌های ارزشمند موزه آن حاوی اطلاعات تاریخی شگرفی است که به لحاظ علمی و فرهنگی بسیار باارزشند.

در سال ۱۹۸۴ سازمان جهانی یونسکو، شهر واتیکان را در فهرست مناطق تاریخی خود ثبت کرد و تنها نمونه‌ای است که در آن کل یک کشور به‌عنوان اثری تاریخی ثبت می‌شود.

آنچه جالب توجه‌است، حضور چشمگیر مردان در شهر است زیرا ساکنان اصلی آن را مردان تشکیل می‌دهند و جمعیتی کثیر از آنها در واتیکان دیده می‌شوند.

حضور گردشگران و زائران به زندگی روزانه شهر تنوع خاصی می‌بخشد و دیدار پاپ اعظم در مراسم عشای ربانی و نیز آیین مذهبی و جشن‌ها برای آنها بسیار جالب است.

فعالیت‌های علمی :

پاپ لئو سیزدهم در سال ۱۸۹۱ به‌طور رسمی «مرکز اخترشناسی واتیکان» را تأسیس کرد.[۱۴]

منبع : ویکی پدیا

تایوان

درباره تایوان

«جمهوری چین» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای دولتی با این نام بین ۱۹۱۲ تا ۱۹۴۹، جمهوری چین (۱۹۴۹–۱۹۱۲) را مشاهده کنید.
با جمهوری خلق چین اشتباه نشود.

جمهوری چین، که با نام‌های تایوان، چین تایپه و چین ملی و فُرمُز نیز شناخته می‌شود، کشوری در شرق آسیا است که از جزایر تایوان، پنگو، کینمن، ماتسو و تعدادی جزیرهٔ کوچک دیگر تشکیل می‌شود که همگی در سواحل شرقی سرزمین اصلی چین واقع شده‌اند. این کشور از راه دریا از غرب با جمهوری خلق چین، از شمال شرق با ژاپن و از جنوب با فیلیپین همسایه است.

دولت جمهوری چین در ۱۰ اکتبر ۱۹۱۱ در پی خیزش ووچانگ تشکیل شد و در ۱ ژانویه ۱۹۱۲ رسمیت یافت. این دولت در گذشته سرزمین اصلی چین و جمهوری مغولستان را در بر می‌گرفت. این کشور پس از پایان جنگ جهانی دوم مجمع‌الجزایر تایوان و پنگو را از ژاپن باز پس گرفت و قانون اساسی جدیدی را در سال ۱۹۴۷ به تصویب رسانید. اما در پی جنگ داخلی چین در سال ۱۹۴۹، کومینتانگ (حزب ناسیونالیست چین) حزب حاکم کشور تمامی سرزمین اصلی این کشور را به حزب کمونیست چین واگذار کرد. در نتیجه دولت جمهوری چین به ریاست چیانگ کای‌شک در جزیره تایوان مستقر شده و شهر تایپه را به عنوان پایتخت موقت دولت در تبعید این کشور برگزید و خود را همچنان دولت مشروع سرزمین اصلی چین و مغولستان می‌دانست. این در حالی است که از آن هنگام تاکنون دولت جمهوری خلق چین بر سرزمین اصلی حکومت می‌کند.

دولت تایوان در اوایل دوران جنگ سرد از سوی بسیاری از کشورهای غربی و سازمان ملل متحد تنها دولت مشروع چین شناخته می‌شد. این دولت از اعضای مؤسس سازمان ملل بود و تا سال ۱۹۷۱ عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد بود اما در این سال از این سازمان اخراج شده و کرسی این کشور به دولت جمهوری خلق چین واگذار شد.

جمهوری خلق چین این حکومت را غیرقانونی خوانده، خواهان بازگشت این سرزمین به خاک اصلی چین است و آمادگی خود را برای استفاده از زور در صورت لزوم اعلام داشته‌است. اختلافات این دو دولت بر وضعیت سیاسی تایوان سایه افکنده و هر گونه تلاشی برای اعلام استقلال تایوان با تهدید جمهوری خلق چین مواجه می‌شود. جمهوری خلق چین از برقراری روابط دیپلماتیک با کشورهایی که تایوان را به رسمیت بشناسند خودداری می‌کند نتیجه آنکه تایوان فقط با ۲۱ کشور عضو سازمان ملل روابط رسمی دارد.

تایوان که در ابتدا کشوری تک‌حزبی بود در دههٔ ۱۹۸۰ بدون مشکل چندانی به دولتی دمکراتیک و چندحزبی تغییر ماهیت داد. نظام حکومتی این کشور نظام نیمه‌ریاستی و با حق رأی همگانی است. رئیس‌جمهور رئیس کشور و فرمانده نیروهای مسلح است. یوآن نام مجلس قانون‌گذاری کشور است. جمهوری چین عضو سازمان تجارت جهانی و سازمان همکاری‌های اقتصادی آسیا–اقیانوسیه است و از اقتصاد صنعتی پیشرفته‌ای برخوردار است. تایوان با در اختیار داشتن نوزدهمین اقتصاد بزرگ دنیا و فناوری صنعتی پیشرفته، نقش مهمی را در اقتصاد جهانی بازی می‌کند. این کشور از نظر شاخص‌های آزادی بیان، مراقبت سلامتی، آموزش همگانی و آزادی اقتصادی در رده‌های بالای دنیا قرار دارد.

تاریخ :

پرتغالی‌ها در سال ۱۵۹۰ این جزیره را کشف کردند و نام آن را «فورموزا» (Formosa) به معنی «زیبا» گذاشتند. در سال ۱۶۲۴ هلندی‌ها در جنوب و اسپانیایی‌ها در شمال جزیره قلعه‌هایی بنا کردند. هلندی‌ها در سال ۱۶۴۱ اسپانیایی‌ها را از این جزیره بیرون رانده و تا سال ۱۶۶۱ کنترل تایوان را در دست داشتند. در سال ۱۶۶۱ ژنرال کوژینگا (General Koxinga) به صورت یک پادشاهی مستقل حکومت تایوان را در دست گرفت. در سال ۱۶۸۳ دودمان چینگ با اشغال تایوان بر این جزیره تسلط یافت. با آغاز جنگ بین چین و ژاپن در سال ۱۸۹۵ چینی‌ها شکست خوردند و تایوان به دست ژاپنی‌ها افتاد. ژاپنی‌ها در مدت حاکمیت خود بر تایوان نقش زیادی در توسعه و گسترش این جزیره داشتند.

پس از پایان جنگ جهانی دوم این جزیره از ژاپن بازپس گرفته شد و بخشی از جمهوری چین شد. در سال ۱۹۴۹ چیانگ کای‌شک رئیس جمهور چین در پی شکست در جنگ داخلی چین و با آغاز انقلاب کمونیستی چین به این جزیره گریخت و دولت جمهوری چین از آن هنگام تاکنون اداره این سرزمین را برعهده دارد.

با شروع جنگ جهانی دوم و به علت اینکه تایوان تحت تسلط ژاپن بود، بمب‌افکن‌های آمریکایی در طول جنگ به کرات تایوان را هدف بمباران‌های سنگین قرار دادند. پس از پایان جنگ جهانی دوم، تایوان به چین باز پس داده شد. در سال ۱۹۴۹ نیروهای چیانگ کای‌شک پس از شکست با درایت ژنرال چیانگ کای‌شک ادارهٔ تایوان را به دست گرفتند. او ۶۰۰ هزار تن از نیروهایش را در جزیره مستقر ساخت. جمهوری خلق چین این اقدام چیانگ کای‌شک را به دیدهٔ ظن و خشم نگریست و اعلام کرد تایوان جزء لاینفکی از خاک چین است.

سیاست :

وضعیت سیاسی تایوان بسیار مبهم و پیچیده‌است. این حکومت به‌طور رسمی خود را حکومت مشروع کل سرزمین چین دانسته و جمهوری خلق چین را که از سال ۱۹۴۹ قدرت را در سرزمین اصلی چین در اختیار گرفته غیرقانونی می‌داند. در سال ۱۹۴۹ چیانگ کای‌شک، رئیس جمهور چین در پی شکست در جنگ داخلی چین و با درگرفتن انقلاب کمونیستی در این کشور به تایوان گریخت و دولت جمهوری چین از آن هنگام تاکنون اداره این سرزمین را برعهده دارد.

در ۵ آوریل ۱۹۷۵، چیانگ کای شک رهبر جنبش استقلال طلبانهٔ مردم تایوان بر اثر حملهٔ قلبی در سن ۸۷ سالگی درگذشت. پس از او پسرش «چیانگ چینگ کو» (Chiang Ching-Kou) به عنوان نخست وزیر راه پدر را ادامه داد. در دسامبر ۱۹۹۱ انتخاباتی در تایوان برگزار شد که طی آن «لی تنگ هوی» (Lee Tengu-Hui) رئیس جمهور تایوان شد. در سال ۱۹۹۸ قطعنامهٔ استقلال تایوان بار دیگر به شورای امنیت سازمان ملل رفت ولی برای بار ششم این قطعنامه توسط حکومت پکن وتو شد. در مارس ۲۰۰۰ و در انتخابات ریاست جمهوری تایوان، «چن شویی بیان» (Chen Shui-Bian) از حزب دموکراتیک مترقی با کسب ۷۱ ٪ آرا، رئیس جمهور تایوان شد و به ۵۰ سال حکومت ناسیونالیست‌ها بر تایوان خاتمه داد. تایوان در ژانویهٔ ۲۰۰۲ به عضویت سازمان تجارت جهانی (WTO) درآمد. در اوت ۲۰۰۲، چن شویی بیان، رئیس جمهور تایوان طی یک سخنرانی به شدت به چین تاخت و اعلام کرد چین و تایوان دو کشور جدا هستند، او همچنین گفت به زودی همه‌پرسی‌ای برای به منظور استقلال تایوان برگزار می‌کند و از آن به عنوان «حقوق بشر بنیادی» یاد کرد. یک روز پیش از همه‌پرسی ۲۰ مارچ ۲۰۰۴، معاون رئیس جمهور «آنته لو» (Annette Lu) از یک ترور نافرجام که گمان می‌رود دولت چین در آن دست داشته باشد جان سالم به در برد. سرانجام همه‌پرسی شکست خورد زیرا تعداد آرا به ۵۰ ٪ نرسید. تنش‌ها بین چین و تایوان در مارس ۲۰۰۵ و با تصویب قانون ضد تجزیه طلبی در پارلمان چین به اوج خود رسید. در آوریل ۲۰۰۵ رهبر مخالفان دولت تایوان «حزب ناسیونالیست» که «لین چان» (Lien Chan) نام داشت با سفر به چین با هو جینتائو، رئیس جمهور چین ملاقات کرد. در ژوئن ۲۰۰۶ فساد رئیس جمهور، «چن شویی بیان» آشکار شد. در همین زمان مجلس تایوان به دلیل فساد مالی برای رئیس جمهور و خانواده اش قرار تعقیب قضایی صادر کرد. در نوامبر ۲۰۰۶ فاش شد «وو شو چن» (Wu Shu-Chen) همسر رئیس جمهور ۴۵۰ هزار دلار از اموال عمومی را به منظور مصارف شخصی و خوشگذرانی خرج کرده‌است. رئیس جمهور تایوان با استفاده از اختیارات رئیس جمهوری برای همسرش منع تعقیب صادر کرد. در می۲۰۰۷ «سو تسنگ شانگ» (Su Tseng-Chang) نخست وزیر تایوان استعفا داد. رئیس جمهور «چانگ چون هسیونگ» (Chang Chun-Hsiung) را جایگزین او کرد. در انتخابات پارلمانی در ژانویهٔ ۲۰۰۸ حزب مخالف دولت، کومینتانگ (Kuomintang) «حزب دموکراتیک مترقی» وابسته به دولت را با کسب ۸۱ جایگاه از ۱۱۳ جایگاه پارلمان شکست داد. پس از این انتخابات رئیس جمهور، چن شویی بیان از ریاست حزب خود استعفا داد ولی کماکان رئیس جمهور تایوان باقی ماند. نتایج این انتخابات سیاست تقابل و خصومت با چین را بر سر استقلال تایوان تا حدودی تعدیل کرد.

روابط چین و تایوان از زمان به قدرت رسیدن مااینگ جیو در سال ۲۰۰۸ بهبود یافته‌است. در سال ۲۰۰۹ مااینگ جیو و رهبر چین پس از ۶۰ سال مستقیماً پیام‌هایی (در قالب وظایف حزبی و نه در نقش رهبر) مبادله کردند. یک سال بعد دو کشور یک پیمان تجاری تاریخی امضا کردند. در پی این بهبود روابط، روسای این کشورها در نوامبر ۲۰۱۵ پس از ۶۶ سال در سنگاپور با یکدیگر ملاقات حضوری داشتند. اما نگرانی فزاینده نسبت به نفوذ چین باعث نارضایتی گسترده در تایوان از گسترش روابط شده‌است. در ادامه این نارضایتی حزب کی‌ام‌تی) در انتخابات محلی متحمل شکست سنگینی شد.[۳]

در مورد آینده سیاسی تایوان سه نظر اصلی وجود دارد: ۱) حکومت تایوان با نام جمهوری چین و دولت قانونی این کشور شناخته شود. ۲) تایوان مجدداً به سرزمین اصلی چین بپیوندد و بخشی از جمهوری خلق چین شود و ۳) به عنوان یک کشور مستقل اعلام موجودیت کند.

جغرافیا :

از لحاظ جغرافیایی، در عهد قدیم، تایوان با خاک اصلی چین مرتبط بود؛ ولی با توجه به حرکت پوسته‌های زمین، بخشی از خاک‌های ارتباط دهنده دو طرف زیر آب رفته و منطقه به تنگه و تایوان سپس به یک جزیره مبدل شده‌است. بسیاری آثار باستانی مانند لوازم سنگی، سفالینه‌های سیاه و ضد زنگ که در مناطق مختلف تایوان از خاک بیرون آورده شد نشان می‌دهد که فرهنگ دوره پیشاتاریخ تایوان با خاک اصلی چین یکسان است.[۴]

هم‌اکنون پایتخت تایوان، شهر تایپه با ۳ میلیون و ۱۰۰ هزار نفر جمعیت می‌باشد. مساحت تایوان ۳۵٫۹۸۰ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۲۳ میلیون و ۱۷۵ هزار نفر است. از مهم‌ترین شهرهای تایوان می‌توان به کائوهسیونگ ۱ میلیون و ۵۱۴ هزار نفر، تای چونگ ۱ میلیون و ۰۷۰ هزار نفر، تای نان ۷۵۶ هزار نفر و کی لونگ ۴۱۱ هزار نفر اشاره کرد.

تقسیمات کشوری :

  • چیایی
  • چانگچوا
  • شینچو
  • هوالین
  • کائوسیونگ
  • میائولی
  • نانتو
  • پنگهو
  • پینگ تونگ
  • تای جونگ
  • تاینان
  • تایپه
  • تایتونگ
  • تائو یوان
  • ییلان
  • یون لین

اقتصاد :

واحد پول تایوان، دلار جدید تایوان با واحد جزء (سِنت) نام دارد. صادرات تایوان را عمدتاً کامپیوتر و قطعات آن، لوازم الکترونیکی، فلزات، منسوجات و پلاستیک تشکیل می‌دهند.

نیروگاه تایچونگ با ظرفیت تولید ۵۸۲۴ مگاوات، بزرگترین نیروگاه زغال‌سوز دنیا در این کشور قرار دارد.

مردم :

بیش از چهار پنجم مردم تایوان از قوم هان می‌باشند که بین قرن هفتم تا نهم میلادی به این جزیره مهاجرت کردند. پس از آن از قرن دوازدهم میلادی مالایایی‌ها و اقوام فوکیئن و کوانگ تونگ در این جزیره ساکن شدند. نژاد ۸۴ ٪ تایوانی‌ها را تایوانی و ۱۴ ٪ را نیز چینی تشکیل می‌دهند، همچنین دین ۹۳ ٪ مردم تایوان، مخلوطی از بودایی، آیین کنفیسیوسی و تائویست و ۵ ٪ نیز مسیحی هستند. زبان رسمی تایوانی‌ها، زبان ماندارین است. زبان‌های تایوانی و زبان هاکا نیز رایج است.

زلزله :

زلزله ۶/۴ ریشتری در ۱۷ بهمن ۱۳۹۴، تایوان را لرزاند.[۵][۶][۷]

فرهنگ :

حزب پیشروی دموکرات

جستارهای وابسته :

وضعیت سیاسی تایوان

منبع : ویکی پدیا

جمهوری ترک قبرس شمالی

درباره جمهوری ترک قبرس شمالی

جمهوری ترک قبرس شمالی (به ترکی استانبولی: Kuzey Kıbrıs Türk Cumhuriyeti یا KKTC) که معمولاً قبرس شمالی خوانده می‌شود ناحیه تحت تسلط ترک‌ها در شمال جزیره قبرس است. پایتخت این کشور نیز به مانند کشور قبرس میان ترک‌ها و یونانی‌ها تقسیم شده و شمال شهر نیکوزیا به نام نیکوزیای شمالی با جمعیتی ۵۰٬۰۰۰ نفر مرکز جمهوری ترک قبرس شمالی می‌باشد. پس از اشغال نظامی قبرس شمالی توسط ارتش ترکیه، سی هزار نیروی ارتش ترکیه در این بخش از جزیره قبرس مستقر هستند.[۲]

تاریخ :

قبرس در سال ۱۹۶۰ استقلال خود را از بریتانیا کسب کرد و حکومت مستقل قبرس براساس مشارکت جوامع ترک و یونانی در اداره امور این جزیره اعلام موجودیت کرد و بریتانیا، یونان و ترکیه حق حاکمیت دولت قبرس را تضمین کردند.

در سال ۱۹۶۳، نمایندگان اقلیت ترک در پی اختلاف بر سر نحوه اجرای این توافق از دولت قبرس خارج شدند و در پی بروز درگیری بین دو طرف، سازمان ملل متحد در سال ۱۹۶۴ یک نیروی پاسدار صلح را به این جزیره اعزام داشت که مأموریت آن تا کنون تمدید شده‌است.

در سال ۱۹۷۴ دولت سراسقف ماکاریوس، رئیس جمهور وقت قبرس، در کودتایی به تحریک حکومت نظامیان یونان سرنگون شد و ترکیه با استناد به موقعیت خود به عنوان یکی از تضمین کنندگان حق حاکمیت قبرس، واحدهای ارتش خود را در شمال این سرزمین مستقر کرد که عملاً باعث تقسیم این جزیره شد.[۳]

بخش ترک‌نشین قبرس در سال ۱۹۸۳ اعلام استقلال کرد و نام خود را جمهوری ترک قبرس شمالی گذاشت.

بخش ترک‌نشین قبرس را غیر از ترکیه، کشور دیگری به رسمیت نشناخته‌است و این بخش به عنوان «ناظر» در همایش‌های سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی حضور می‌یابد.

رای مثبت (۶۵٪) مردم بخش ترک‌نشین قبرس به طرح صلح کوفی عنان دبیرکل سابق سازمان ملل در همه پرسی سال ۲۰۰۴و رای منفی (۷۶٪) مردم بخش یونانی‌نشین به همین طرح، در تحریم جهانی علیه بخش ترک‌نشین قبرس شکاف ایجاد کرد و موقعیت این بخش ترک نشین را در عرصه بین‌المللی بهبود بخشید.[۴] در همین حال اتحادیه اروپا با پذیرش بخش یونانی‌نشین قبرس در آن اتحادیه، از دولت ترکیه خواهان شناسایی بخش یونانی‌نشین قبرس و تلاش برای ایجاد زمینه وحدت قبرس در راستای همگرایی ترکیه با اتحادیه اروپا است.[۵]
دفتر نمایندگی جمهوری ترک قبرس شمالی در لندن

سیاست خارجی :

اطلاعات بیشتر: فهرست سفارت‌های قبرس شمالی و فهرست سفارت‌های خارجی در قبرس شمالی

جمهوری ترک قبرس شمالی[۶] توسط هیچ کشوری به جز ترکیه به رسمیت شناخته نشده‌است.[۷][۸][۹][۱۰] از دید جامعه جهانی این بخش از قبرس بخش اشغال نظامی شده‌ای[۱۱] از جمهوری قبرس است.[۱۲][۱۳][۱۴] این کشور علاوه بر سفارت رسمی خود در پایتخت ترکیه، شهر آنکارا، در سه شهر استانبول، ازمیر و مرسین نیز دارای کنسولگری می‌باشد.[۱۵] روابط جمهوری ترک قبرس شمالی با ۱۳ کشور دیگر به جزء ترکیه از قاره اروپا، آسیا و آمریکا در زمینه امور تجاری و خدماتی با دفاتر نمایندگی فعال بوده، حق ارائه ویزا و امور دیپلماتیک را ندارند.

سیاست داخلی :

اطلاعات بیشتر: مجلس شورای جمهوری ترک قبرس شمالی و فهرست حزب‌های سیاسی در جمهوری ترک قبرس شمالی

مجلس شورای جمهوری ترک قبرس شمالی، از قوای قانون‌گذار در کشور جمهوری ترک قبرس شمالی متشکل از ۵۰ عضو که برای دوره پنج ساله با رای مستقیم مردم داخل و خارج کشور انتخاب می‌شوند. آرای مردم این کشور از پنج منطقه شامل: ناحیه لفکوشا، ناحیه غازی ماغوسا، ناحیه گیرنه، ناحیه گوزلیارت، ناحیه اسکله تشکیل شده‌است.

مردم :

مردم جمهوری ترک قبرس شمالی را ترک‌ها، هم ریشه ترک‌های استانبولی تشکیل می‌دهند که به زبان ترکی قبرسی از لهجه‌های زبان ترکی استانبولی صحبت می‌کنند. جمهوری ترک قبرس شمالی براساس سرشماری سال ۲۰۰۹، ۲۸۵٬۳۵۶ نفر[۱۶] جمعیت داشته‌است. مطابق با آخرین سرشماری سال ۲۰۱۱، جمعیت این کشور ۲۹۴٬۹۰۶ نفر شمارش شده‌است.[۱۷]

دین :

اکثریت قاطع مردم جمهوری ترک قبرس شمالی را مسلمانان سنی مذهب با ترکیب جمعیتی ۹۸٫۷۱٪-۹۹٪ تشکیل می‌دهند.[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲] اقلیتی از مسیحیان ارتودوکس و مسیحیان پیرو کلیسای مارونی نیز در این کشور زندگی می‌کنند.

ورزش :

اطلاعات بیشتر: فوتبال در قبرس شمالی و فدراسیون فوتبال جمهوری ترک قبرس شمالی

تا سال ۲۰۰۸، قبرس شمالی ۲۹ فدراسیون ورزشی و ۱۳٬۸۳۸ نفر عضو داشت. ورزش‌های رزمی کوراش، آیکیدو، کاراته و تکواندو از ورزش‌های محبوب در میان مردم است. ورزش‌هایی نظیر فوتبال (۲٬۲۴۰ عضو)، تیراندازی (۱٬۱۵۰ عضو شده) و شکار (۱٬۰۱۷ عضو)[۲۳] از سایر ورزش‌های پرمتقاضی این کشور محسوب می‌شود. در حال حاضر تیم ملی فوتبال قبرس شمالی در رده‌بندی جهانی در رده ۱۰۹اُم قرار دارد.[۲۴] محل انجام بازی‌های ملی قبرس شمالی نیز در ورزشگاه آتاترک نیکوزیا می‌باشد. برخی از ورزش‌ها نظیر تنیس روی میز، هندبال و بسکتبال این کشور در لیگ‌های ترکیه انجام می‌گیرد.

منبع : ویکی پدیا

ازبکستان

درباره ازبکستان

اُزبَکِستان (ازبکی: O‘zbekiston، به سیریلیک: Узбекистан) کشوری در آسیای مرکزی و دارای مرز مشترک با کشورهای افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قرقیزستان، و قزاقستان است. پایتخت این کشور شهر تاشکند است. مساحت خاک ازبکستان ۴۴۷٬۴۰۰ کیلومتر مربع است (پنجاه و ششمین کشور از نظر وسعت) و جمعیت آن در سال ۲۰۱۷ میلادی نزدیک به ۳۳ میلیون نفر برآورد شد. ازبکستان پرجمعیت‌ترین کشور در میان کشورهای آسیای مرکزی است. واحد پول این کشور سوم ازبکستان نام دارد.

زبان رسمی ازبکستان زبان ازبکی است که با خط لاتین نوشته می‌شود. واژه ازبکستان از دو بخش ازبک و ـستان تشکیل شده که به معنای «سرزمین ازبک‌ها» است. مسلمانان ۷۹ درصد از جمعیت ازبکستان را تشکیل می‌دهند. ۵ درصد از جمعیت این کشور نیز پیروی مسیحیت ارتدکس روسی می‌باشند. ۱۶ درصد نیز پیرو دیگر ادیان یا بی‌دین هستند. نظام حکومتی این کشور سکولار است. زبان روسی همچنان استفاده زیادی در این کشور دارد و رایج‌ترین زبان آموزشی در مدارس این کشور است.

ازبکستان در آسیای مرکزی و در کنار جاده ابریشم، شامل شهرهای باستانی و تاریخی زیادی است و سمرقند، بخارا، خیوه ، ترمذ و شهرسبز از مهم‌ترین و قدیمی‌ترین شهرهای این سرزمین هستند.

منطقه کنونی ازبکستان از مناطق باستانی ایرانی‌زبان بود که بعدها با کوچ فزاینده ترک‌تباران زبان‌های ترکی در آن رایج شد. دو شهر بزرگ سمرقند و بخارا در این کشور همچنان فارسی زبانند. آمارهای اعلام‌شده رسمی این کشور، درصد تاجیکان فارسی‌زبان ازبکستان را حدود ۵ درصد اعلام می‌کند. آماری که در محافل پژوهشی با شک و تردید روبه‌رو شده‌است.[۳] تاجیک‌های سراسر ازبکستان بر این پافشاری دارند که این نمایه بیشتر به ۲۵ تا ۳۰ درصد نزدیک است و بر این تأکید دارند که تاجیک‌ها ۷۰ درصد جمعیت سمرقند، پایتخت پیشین و دومین شهر بزرگ ازبکستان و بیش از ۹۰ درصد مردم بخارا را تشکیل می‌دهند.[۴]

ازبکستان از تولیدکنندگان عمده پنبه در جهان است. بزرگترین معدن طلای روباز جهان نیز در این کشور مورد بهره‌برداری قرار دارد. شوکت میرضیایف، رئیس‌جمهور دوم این کشور از زمان استقلال، دگرگونی‌های عمده‌ای را باعث شده و از جمله برده‌داری در کشتزارهای پنبه و کار کودکان را ممنوع کرده‌است. او همچنین اصلاحات مالیاتی انجام داده و چهار منطقه آزاد اقتصادی در کشور ایجاد کرده‌است. بخشودن بسیاری از زندانیان سیاسی و بهبود روابط با کشورهای تاجیکستان، قرقیزستان و افغانستان از دیگر اقدامات اوست. به ویژه روابط سرد چندین ساله دوشنبه و تاشکند پس از مرگ اسلام کریم‌اف رئیس جمهور سابق ازبکستان رو به بهبود است.

انرژی‌های تجدیدپذیر بیش از ۲۳ درصد از بخش‌های انرژی ازبکستان را تشکیل می‌دهند. از این میزان ۲۱٫۴ درصد آن مربوط به نیروی برق‌آبی و دو درصد دیگر مربوط به انرژی خورشیدی است.

تاریخ ازبکستان :

مردمان ایرانی‌تبار، ساکنان اولیه منطقه ازبکستان را تشکیل می‌دادند. زبان‌های قدیمی رایج در این منطقه زبان‌های ایرانی سغدی، خوارزمی و پارسی میانه بود.[۵]

نخستین مردمانی که در آسیای میانه مسکن گزیدند سکاهای ایرانی‌تبار بودند که در هزاره نخست پیش از میلاد از دشت‌های شمالی منطقه کنونی ازبکستان و دیگر مناطق اطراف وارد شده بودند. این کوچ‌نشینان پس از یکجانشینی در این مناطق سامانه آبیاری گسترده‌ای را پیرامون رودهای آسیای مرکزی بنا کردند.[۶] در این زمان شهرهایی چون بخارا و سمرقند به عنوان مراکز حکومتی و فرهنگی ایجاد شدند. در سده پنجم پیش از میلاد، مملکت‌هایی از اقوام ایرانی‌تبار باختری و سغدی و همچنین قوم هندواروپایی تخاری بر کلیه این مناطق تسلط داشتند.[۴]

پس از آنکه چین آغاز به گسترش راه ابریشم به سمت غرب نمود، شهرهای ایرانی نیز از این فرصت بازرگانی سود جسته تبدیل به مراکز تجاری شدند. به ویژه بازرگانان سغدی با استفاده از شبکه شهرها و سکونتگاه‌های فرارود (ماوراءالنهر) و مناطق تخاری‌نشین (ترکستان امروزی چین، سین‌کیانگ) به سود فراوانی دست یافتند. بازرگانان سغدی رفته رفته تبدیل به متمول‌ترین بازرگانان ایرانی شدند و در نتیجه آن شهرهای بخارا و سمرقند نیز تبدیل به شهرهای بسیار ثروتمند شده و بدین طریق فرارود تبدیل یکی از نیرومندترین و پرنفوذترین ایالت‌های ایران در دوران باستان شد.[۴]

در سال ۳۲۷ پیش از میلاد اسکندر مقدونی شاهنشاهی ایران را تصرف کرد. ایالت‌های سغد و باختر ازبکستان امروزی نیز جزئی از آن‌ها بود که به تصرف اسکندر درآمد. به گزارش تاریخدانان، ایستادگی مردم این نواحی در برابر لشکر اسکندر بسیار شدید بود و باعث شد که نیروی او در این مناطق همواره درگیر و گرفتار بماند. در دوران پیش و پس از آن، منطقه ازبکستان همواره برای سده‌های پیاپی بخشی از شاهنشاهی ایران یعنی در قلمرو پارتیان، ساسانیان و غیره بود. هپتالی‌ها و گوک‌ترک‌ها نیز در دوره‌هایی به بخشی از این مناطق دست یافتند.

اتسویوکی اکابه،[۷] پژوهشگر آسیای میانه می‌نویسد: «در دوران باستان مردم آبادی‌نشین آسیای میانه، ایرانی بودند. از سده ششم میلادی به بعد چند موج از گروه‌های ترک‌تبار به‌آبادی‌های منطقه کوچ کردند و از جمله در وادی فرغانه سکنی گزیدند که در پی آن، برخی از ایرانیان ویژگی‌های ترکی کسب کردند. ترک‌تباران در روستاها و شهرها ماندگار شدند. علی‌رغم روند تاریخی ترک‌سازی منطقه شمار زیادی از مردم در محل‌های مختلف ایرانی باقی‌ماندند و تا به سده بیستم میلادی رسیدند.[۵]

در سده هشتم میلادی عرب‌ها به فرارود حمله کردند با سرکوب خیزش‌های فراوان مردم زرتشتی و بودایی منطقه به مرور اسلام را در آسیای مرکزی رواج دادند. با گذشت زمان و آموزش زبان عربی در این منطقه، زبان فارسی فرارود نیز با خط عربی نگاشته شد و میزان سواد در این منطقه بالاتر رفته، دانشمندان معتبری چون ابن سینا و فارابی از این نواحی سر برآوردند که کتاب‌های خود را به زبان‌های عربی و فارسی می‌نوشتند.
مدرسه شیردار، ریگستان سمرقند. تصویر از واسیلی ورشچگین (۱۸۷۲).

در سده دهم میلادی، منطقه کنونی ازبکستان جزئی از قلمرو سامانیان بود.[۸] در زمان سامانیان نخستین شاعران پارسی‌زبان، ادب فارسی را در شهرهایی چون سمرقند و بخارا پایه‌گذاری کردند. یکی دیگر از نقاط عطف فرارود شکل‌گیری و گسترش طریقه‌های گوناگون تصوف در آن زمان است.[۹] منطقه کنونی ازبکستان بعدها به ترتیب جزئی از حکومت‌های غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، ایلخانان، تیموریان و ازبک شد.

تا میانه قرن نوزدهم، سه خانات فرغانه، بخارا (جنوب ازبکستان) و خیوه (غرب و شمال ازبکستان) به‌طور مستقل دارای حمکرانی‌های مستقل بودند. پس از حمله امپراتوری روسیه به آسیای مرکزی در ۱۸۶۶ این خانات به زیر حکومت استعماری روسیه کشیده شدند. پس از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، بلشویک‌های به قدرت رسیده قرار بر تقسیم آسیای مرکزی را بر بنیاد هویت‌های قومی-زبانی نهادند. اما در این تقسیم‌بندی، گاه مصلحت‌های سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی هم در نظر گرفته می‌شد؛ بنابراین در سال ۱۹۲۴، دولت بلشوویک برای جلوگیری از بروز کشمکش‌های دیرپای تاریخی هر سه این خانات را در جمهوری سوسیالیستی ازبکستان جمع کرد.[۱۰]

در آغاز حکومت‌داری اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، نشانه‌های فراوان از کشمکش تباری و ولایتی بین بخش‌های شرق و غرب و مرکز ازبکستان می‌توان یافت. هر قومی و هر ولایتی سهم بیشتری از قدرت می‌طلبید. در فرایند استحکام پایه‌های حکومت‌داری شوروی اما هر چند توان قدرت‌جویی اقوام و ولایات به هم ریخت اما این قدرت جویی قومی-ولایتی در شکل‌های گوناگون تا پایان حکومت شوروی همچنان ادامه یافت.[۱۰]

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ ازبکستان به استقلال دست یافت. در این دوران اسلام کریموف، با استفاده از این کشمکش‌های قومی و ایجاد تنش میان ولایات به تضعیف جایگاه آن‌ها دست زد. در این میان به دلیل عقب ماندن وادی فرغانه، گرایش زیادی در میان مردم این منطقه به بنیادگرایی اسلامی ایجاد شده‌است.[۱۰]

جغرافیا :

ازبکستان با تاجیکستان، قرقیزستان، ترکمنستان و قزاقستان همسایه است. ازبکستان در جنوب مرز مشترک کوتاهی نیز با افغانستان دارد.

ازبکستان ۴۴۷٬۴۰۰ کیلومترمربع مساحت و ۲۶٬۸۵۱٬۰۰۰ تن جمعیت دارد[۱۱] که از این لحاظ ۵۶امین کشور بزرگ جهان و ۴۲امین کشور پرجمعیت جهان به حساب می‌آید.[۱۲] در میان کشورهای مستقل همسود از نظر پهناوری پنجمین و از لحاظ جمعیت سوم است. پایتخت آن تاشکند و از شهرهای مهم آن سمرقند و بخارا و ترمذ است. این کشور ۱٬۴۲۵ کیلومتر از شرق به غرب و ۹۳۰ کیلومتر از شمال به جنوب کشیده شده‌است. در این کشور هم یک جمهوری خودمختار به نام قره‌قالپاقستان قرار دارد.

ازبکستان کشوری خشک و محصور در خشکی است. از آنجایی که دریای خزر دریایی درون‌بوم است و به اقیانوس‌ها راه ندارد، ازبکستان یکی از دو کشور محصور دوگانه در خشکی در جهان است، یعنی همه همسایگان آن هم به دریاهای آزاد راه ندارند؛ تنها کشور دیگری که چنین وضعیتی دارد لیختن‌اشتاین است. هیچ‌یک از رودخانه‌های ازبکستان نیز به دریا نمی‌ریزند.

ازبکستان کشوری خشک است و تنها کمتر از ۱۰ درصد پهنه آن را کشتزارهای آبیاری شده تشکیل می‌دهند که در دره رودخانه‌ها و وادی‌ها قرار گرفته‌اند. بقیه کشور از بیابانی وسوم به قزل‌قوم (شن سرخ) و کوهستان تشکیل شده‌است. بلندترین نقطه ازبکستان حضرت سلطان نام دارد که قله‌ای است با ۴۶۴۳ متر ارتفاع. این قله در بخش جنوبی کوهستان حصار در استان سرخان‌دریا در مرز با تاجیکستان و در محلی در شمال غربی شهر دوشنبه واقع شده‌است.

آب و هوای ازبکستان قاره‌ای و میانگین بارش سالانه آن بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلی‌متر است. میانگین دمای تابستان نیز حدود ۴۰ درجه سانتیگراد است در حالیکه میانگین دما در زمستان منفی ۲۳ درجه سانتی‌گراد می‌باشد.

ازبکستان در اصل محیط زیست طبیعی غنی و گوناگونی دارند اما چندین دهه سیاست زیان‌بار شوروی برای تولید هر چه بیشتر پنبه از این منطقه سناریوهای فاجعه‌باری را برای محیط زیست این کشور رقم زده و آلودگی و نابودی منابع آبی و خاکی و وخامت کیفیت هوای این کشور را به دنبال داشته‌است. دریاچه آرال که با خشکی روبرو شده پیش از این چهارمین دریاچه داخل خشکی روی زمین بود و اهمیت بسزایی برای معتدل کردن رطوبت هوا و کیفیت خاک اطراف داشت.

زمین‌های هموار بیابانی تقریباً ۸۰ درصد پهنه ازبکستان را پوشانده‌اند. در بخش جنوب شرقی کشور تپه‌ماهورهای کوهستان تیان‌شان قرار دارد که در کشورهای همسایه یعنی قرقیزستان و تاجیکستان ارتفاع می‌گیرد و مرزی طبیعی را بین آسیای مرکزی و چین به وجود می‌آورد.

بیابان وسیع قزل‌قوم که بخش بزرگی از آن نیز در قزاقستان قرار دارد زمین‌های پست شمال ازبکستان را دربر گرفته‌است. حاصلخیزترین بخش ازبکستان دره فَرغانه است، یعنی مساحتی در حدود ۲۱ هزار و ۴۴۰ کیلومتر مربع، که درست در شرق قزل‌قوم واقع شده و از سوی شمال، جنوب، و شرق کوه‌ها آن را محصور کرده‌اند. انتهای غربی دره فرغانه به رود سیردریا محدود می‌شود.

تقسیمات کشوری  :

کشور ازبکستان دارای ۱۲ استان (ولایت)، شهر تاشکند و یک جمهوری خودمختار است که عبارت اند از:

شهر تاشکند
ولایت اندیجان
ولایت بخارا
ولایت فرغانه
ولایت جیزک
ولایت نمنگان
ولایت نوایی
ولایت کشک‌دریا
ولایت سمرقند
ولایت سیردریا
ولایت سرخان‌دریا
ولایت تاشکند
ولایت خوارزم
جمهوری خودمختار قره‌قالپاقستان

سیاست :

رئیس حکومت در این کشور رئیس‌جمهور است. در ازبکستان، رئیس دولت نخست‌وزیر است که رئیس‌جمهور او را انتخاب می‌کند. بر اساس قانون اساسی ازبکستان رئیس‌جمهور باید با رای مردم برای دوره‌ای هفت ساله (قابل تمدید برای دور دوم) انتخاب شود. شورای عالی قانون‌گذاری در این کشور ۱۰۰ کرسی دارد که ۸۴ نماینده آن با رای مردم و ۱۶ نماینده به انتخاب رئیس‌جمهور برای دوره‌ای پنج ساله انتخاب می‌شوند. مجلس ملی این کشور ۱۲۰ کرسی دارد که نمایندگانش با رای مردم برای دوره‌ای پنج ساله تعیین می‌شوند.

اسلام کریموف، رئیس‌جمهور پیشین ازبکستان که در تاریخ ۲ سپتامبر ۲۰۱۶ فوت کرد، بیش از ۲۶ سال مقام ریاست جمهوری کشور را در دست داشت.

اسلام کریم‌اف در سال ۱۹۹۰ با رای شورای جماهیر انتخاب شد. او از ژوئن ۱۹۸۹ یعنی دو سال قبل از فروپاشی شوروی زمانی که به‌عنوان دبیر اول حزب کمونیست انتخاب شد، زمام امور ازبکستان را در دست گرفته بود. اما او توانست در دسامبر ۱۹۹۱ به‌عنوان اولین رئیس‌جمهوری ازبکستان پس از استقلال نام خود را در تاریخ این کشور ثبت کند. با آنکه قرار بود پنج سال پس از آن برای بار دوم در انتخابات شرکت کند، تحت شرایطی ویژه تصمیم گرفت با برگزاری همه‌پرسی در مارس ۱۹۹۵ مدت ریاست‌جمهوری خود را تا سال ۲۰۰۰ تمدید کند.

کریم‌اف در ژانویه ۲۰۰۰ مجدداً برای دومین بار در انتخابات پیروز شد اما این‌بار هم تنها پس از دو سال با اصلاح قانون اساسی در سال ۲۰۰۲ دوره ریاست‌جمهوری را از ۵ سال به هفت سال افزایش داد. او در انتخابات ۲۰۰۷ نیز بار دیگر توانست رهبری ازبک‌ها را در دست بگیرد.

پس از مرگ کریم‌اف، از میان تاتیانا کریموا همسر اسلام کریموف،[۲۳] رستم اینویاتوف رئیس سازمان اطلاعات ازبکستان، رستم عظیم اف از منطقه تاشکند و معاون نخست‌وزیر و شوکت میرضیایف نخست‌وزیر ازبکستان عنوان نماینده قبیله سمرقند تا زمان برگزاری انتخابات، با حفظ سمت نخست‌وزیر، کفیل ریاست جمهوری بود[۲۴] شوکت میرضیایف پس از انتخاباتی که در دسامبر ۲۰۱۶ برگزار شد با حفظ سمت نخست‌وزیری به ریاست‌جمهوری ازبکستان رسید.

گلناره کریموا که یکی از دو دختر رئیس‌جمهور ازبکستان است تا مدت‌ها به عنوان جانشین احتمالی پدرش شناخته می‌شد. او مدتی سفیر ازبکستان در سازمان ملل متحد و مدتی نیز سفیر این کشور در اسپانیا بود.[۲۳] اما از اواخر سال ۲۰۱۳ به سبب قانون‌شکنی‌های نامحتاطانه او و اطرافیانش در کارهای بین‌المللی تجاری مانند چندین رسوایی مالی، از طرف پدرش دستور حبس خانگی او صادر شد که بر این اساس دیگر احتمالی برای جانشینی وی نیست.[۲۵]

بر اساس توافقی، که ماه سپتامبر سال ۲۰۱۶ بعد از درگذشت اسلام کریم‌اف نخستین رئیس‌جمهوری ازبکستان در عرصه سیاسی تاشکند حاصل شد، قدرت در این کشور، بین سه نفر شامل شوکت میرضیایف نخست‌وزیر که به مقام رئیس‌جمهوری رسید، «رستم عظیم‌اف» معاون نخست‌وزیر و ژنرال «رستم عنایت‌اف» رئیس سازمان امنیت ملی تقسیم شده بود.

در حالی که میرضیایف و عظیم‌اف به اصلاحات اقتصادی، از جمله بالا رفتن ارزش پول ملی (سوم) و بهبود روابط با کشورهای همسایه اصرار می‌ورزید، ژنرال عنایت‌اف مخالف چنین اصلاحات و همچنین مخالف ازسرگیری پرواز هواپیماها بین ازبکستان و تاجیکستان بود.

پس از مدتی، شوکت میرضیایف، در موضوع تقسیم قدرت، رستم عظیم‌اف، معاون نخست‌وزیر، را که یکی از رقیبانش محسوب می‌شود از صحنه کنار زد و در قله قدرت در تاشکند تنها میرضیایف و رستم عنایت‌اف رئیس امنیت ملی این کشور باقی ماندند.

ازبکستان که همسایه افغانستان است از اهمیتی ژئوپولتیکی در منطقه برخوردار است.[۲۳] از زمان روی کار آمدن شوکت میرضیایف، دولت ازبکستان گام‌هایی جدی برای بهبود روابط با همسایگان، از جمله تاجیکستان، برداشته‌است. از جمله پرواز هواپیماها میان تاشکند و دوشنبه بعد از ۲۵ سال وقفه از سر گرفته شده و حجم تبادلات میان دو کشور نسبت به دو سال پیش از آن تا ۱۰ برابر افزایش یافته‌است.[۲۶]

روز ۴ دسامبر سال ۲۰۱۶ میلادی که «شوکت میرضیایف» به عنوان رئیس‌جمهور ازبکستان انتخاب شد در این کشور تغییراتی پدید آمد. رئیس‌جمهور جدید که طی ۱۳ سال پیش از آن به عنوان نخست‌وزیر فعالیت می‌کرد مشغول حل و فصل مسائلی مانند مشکلات مرزی و آبی با کشورهای همسایه، تبدیل ارز ملی، برقراری همکاری‌ها با رسانه‌های غربی و سازمان‌های غیردولتی شد. ممنوعیت کار اجباری در مزارع پنبه برای آموزگاران و کارمندان بهداشت را می‌توان از جمله تغییرات مهم داخلی در ازبکستان عنوان کرد. رئیس‌جمهور ازبکستان فروش اجباری ۲۵ درصد از درآمد صادرکنندگان ازبک به ارز خارجی را لغو کرد و مردم این کشور امروز می‌توانند ارز خارجی را در بانک‌ها تبدیل کنند. تاشکند حتی موافقت کرد در ساخت نیروگاه برق آبی بر روی رودخانه «نارین» در قرقیزستان کمک کند. در ماه آوریل سال ۲۰۱۷ میلادی در پایان گفت‌وگوهای میرضیایف و ولادیمیر پوتین در روسیه، کرملین متعهد شد در ازبکستان ۱۲ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کند و قراردادهای تجاری به ارزش ۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار امضا کرد.[۲۷]

حقوق بشر :

ازبکستان کشوری ۳۲ میلیونی با اکثریت جمعیت مسلمان می‌باشد. کشورهای غربی و گروه‌های حقوق بشری برای مدت‌ها سابقه تاشکند در رابطه با دمکراسی و حقوق بشر را مورد انتقاد قرار داده‌اند.

در سپتامبر ۲۰۱۷ ازبکستان اسامی ۱۶۰۰۰ نفر را از لیست سیاه امنیتی که حاوی ۱۷۰۰۰ اسامی امنیتی از افراد بالقوه مسلمان مذهبی افراطی بود، حذف کرد، این اقدام بخشی از تلاش‌ها برای پیگیری سیاست‌های لیبرال تر در این کشور که یکی از جمهوری سابق شوروی بوده، می‌باشد.

شوکت میرضیایف رئیس‌جمهور ازبکستان در تلویزیون دولتی گفت: «بیش از ۱۷۰۰۰نفر با تمایلات مذهبی افراطی در این لیست قرار داشتند، بعد از اینکه ما مجدد با آن‌ها صحبت کردیم اسامی ۱۶۰۰۰نفر را از لیست افراد مذهبی افراطی حذف کردیم.»[۲۸]

اقتصاد :

ازبکستان دارای چهارمین ذخیره بزرگ طلا در جهان است. این کشور سالانه ۸۰ تن طلا از معادن استخراج می‌کند که در دنیا هفتم است. ذخایر مس ازبکستان در جهان دهم و ذخایر اورانیوم آن دوازدهم است. تولید اورانیوم این کشور در دنیا هفتم است.[۲۹][۳۰][۳۱] ازبک‌نفته‌گاز، شرکت ملی گاز ازبکستان با تولید سالانه ٖ۶۰ تا ۷۰ میلیارد متر مکعب (۲٫۱–۲٫۵ بیلیون فوت مکعب) گاز طبیعی در دنیا یازدهم است. این کشور دارای ذخایر قابل توجه استخراج نشده نفت و گاز است: ۱۹۴ ذخیره هیدروکربوری از جمله ۹۸ ذخیره گاز طبیعی و میعانات گازی در ازبکستان وجود دارد.

ازبکستان دارای برابری قدرت خرید معادل $۳٬۸۰۰ است.[۳۲] تولید اقتصادی بر کالاها متمرکز است. در سال ۲۰۱۱ ازبکستان هفتمین تولیدکننده بزرگ و پنجمین صادرکننده بزرگ پنبه[۳۳] و هفتمین تولیدکننده بزرگ طلا در جهان بود.

کشاورزی ازبکستان ۲۶٪ از نیروی کار را استخدام کرده و ۱۸٪ از تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص می‌دهد.

فرآورده‌های صادراتی این کشور شامل پنبه، طلا، انرژی، کودهای معدنی، فلزات آهنی و غیرآهنی، منسوجات، محصولات غذایی، ماشین‌آلات و اتوموبیل است که به کشورهای روسیه (۸/۲۳ درصد)، لهستان (۷/۱۱ درصد)، چین (۴/۱۰ درصد)، ترکیه (۷/۷ درصد)، قزاقستان (۹/۵ درصد)، اوکراین (۷/۴ درصد) و بنگلادش (۳/۴ درصد) صادر می‌شود.[۳۴]

چین و ازبکستان چند قرارداد به ارزش ۱۰ میلیارد دلار در حوزه جاده ابریشم امضا کرده‌اند. دو کشور پیشتر نیز در اجرای طرح‌های زیربنایی با یکدیگر همکاری داشته‌اند که از جمله این طرح‌ها می‌توان به ساخت تونلی به طول ۴۷ کیلومتر در ازبکستان اشاره کرد. این تونل که چینی‌ها در مدت ۹۰۰ روز آن را ساخته و سال گذشته به پایان رساندند، در زمره بزرگترین تونل‌های آسیای مرکزی محسوب می‌شود.[۳۵]

مردم :

جمعیت جمهوری ازبکستان ۲۸٬۹۲۹٬۷۱۶ نفر است.[۳۶] تراکم جمعیت تقریباً ۷۰ نفر در یک کیلومتر مربع است.

ترکیب جمعیتی ازبکستان شامل ۸۰٪ ازبک، ۵٫۵٪ روس، ۵ تا ۵٫۵٪ تاجیک (طبق آمارهای دولت ازبکستان)، ۳٪ قزاق، ۲٫۵٪ قره قالپاق، ۱٫۵٪ تاتار و ۲٫۵٪ نیز از سایر اقوام تشکیل می‌دهند.[۳۷] برخلاف آمار رسمی فارسی زبانان ازبکستان (تاجیک‌ها) ۳۰ تا ۴۰ درصد برآورد شده‌اند.[۳۸][۳۹][۴۰][۴۱][۴۲][۴۳] نمایه‌های رسمی سرشماری کشور ازبکستان شمار تاجیکان این کشور را پیرامون ۵ درصد کل جمعیت اعلام کرده‌اند و این نمایه‌ها به همین شکل بدون چون و چرا از سوی بیشتر غربیان دانشگاهی، روزنامه‌نگار و نویسندگان راهنماهای مسافرتی تکرار شده‌اند. در همین حال تاجیکها در سراسر ازبکستان بر این پافشاری دارند که این نمایه بیشتر به ۲۵ تا ۳۰ درصد نزدیک است و بر اینکه تاجیکها ۷۰ درصد باشندگان (جمعیت) سمرقند، پایتخت پیشین و دومین شهر بزرگ ازبکستان و بیش از ۹۰ درصد مردم بخارا را تشکیل می‌دهند تأکید می‌کنند. بیشتر مردم منطقه کوهستانی شمال خاوری تاشکند، آنسوی سد چورووک تاجیکند، همچنین مردم بخش‌هایی از دره فرغانه، استان جیزَّخ، سرخان دریا و کشکه‌دریا. استادان دانشگاه دولتی سمرقند کل جمعیت تاجیک ازبکستان را ۶ تا ۷ میلیون نفر برآورد می‌کنند. این شمار دو برابر یا بیش از دو برابر جمعیت تاجیکان در جمهوری تاجیکستان است.[۴۴][۴۵] پان ترکیسم از اواخر قرن نوزدهم یکی از عناصر اصلی در جعل جمهوری بخارا بود. در تمام نقاطی که ساکنانش پارسی (تاجیک) بودند مدارس به زبان ترکی جغتایی ایجاد شد و دانش آموزان تاجیک به اجبار به این مدارس می‌رفتند.[۴۶]

جمعیت ازبکستان بر پایه گروه‌های قومی ۱۹۲۶–۱۹۸۹
قومی
گروه
آمار دولتی ۱۹۲۶۱ آمار دولتی ۱۹۳۹۲ آمار دولتی ۱۹۵۹۳ آمار دولتی ۱۹۷۰۴ آمار دولتی ۱۹۷۹۵ آمار دولتی ۱۹۸۹۶
تعداد % تعداد % تعداد % تعداد % تعداد % تعداد %
ازبک‌ها ۳٬۴۶۷٬۲۲۶ ۷۳٫۰ ۴٬۸۰۴٬۰۹۶ ۶۵٫۱ ۵٬۰۳۸٬۲۷۳ ۶۲٫۲ ۷٬۷۳۳٬۵۴۱ ۶۴٫۷ ۱۰٬۵۶۹٬۰۰۷ ۶۸٫۷ ۱۴٬۱۴۲٬۴۷۵ ۷۱٫۴
روس‌ها ۲۴۵٬۸۰۷ ۵٫۲ ۷۲۷٬۳۳۱ ۱۱٫۶ ۱٬۰۹۰٬۷۲۸ ۱۳٫۵ ۱٬۴۹۵٬۵۵۶ ۱۲٫۵ ۱٬۶۶۵٬۶۵۸ ۱۰٫۸ ۱٬۶۵۳٬۴۷۸ ۸٫۴
تاجیک‌ها ۳۵۰٬۶۷۰ ۷٫۴ ۳۱۷٬۵۶۰ ۵٫۱ ۳۱۱٬۳۷۵ ۳٫۸ ۴۵۷٬۳۵۶ ۳٫۸ ۵۹۴٬۶۲۷ ۳٫۹ ۹۳۳٬۵۶۰ ۴٫۷
قزاق‌ها ۱۹۱٬۱۲۶ ۴٫۰ ۳۰۵٬۴۱۶ ۴٫۹ ۳۳۵٬۲۶۷ ۴٫۱ ۵۴۹٬۳۱۲ ۴٫۶ ۶۲۰٬۱۳۶ ۴٫۰ ۸۰۸٬۲۲۷ ۴٫۱
تاتارها ۲۸٬۳۳۵ ۰٫۶ ۱۴۷٬۱۵۷ ۲٫۳ ۳۹۷٬۹۸۱ ۴٫۹ ۴۴۲٬۳۳۱ ۳٫۷ ۵۳۱٬۲۰۵ ۳٫۵ ۴۶۷٬۸۲۹ ۲٫۴
قره‌قالپاق ۱۴۲٬۶۸۸ ۳٫۰ ۱۸۱٬۴۲۰ ۲٫۹ ۱۶۸٬۲۷۴ ۲٫۱ ۲۳۰٬۲۷۳ ۱٫۹ ۲۹۷٬۷۸۸ ۱٫۹ ۴۱۱٬۸۷۸ ۲٫۱
تاتارهای کریمه ۴۶٬۸۲۹ ۰٫۶ ۱۳۵٬۴۲۶ ۱٫۱ ۱۱۷٬۵۵۹ ۰٫۸ ۱۸۸٬۷۷۲ ۱٫۰
کره‌ای‌ها ۳۰ ۰٫۰ ۷۲٬۹۴۴ ۱٫۲ ۱۳۸٬۴۵۳ ۱٫۷ ۱۵۱٬۰۵۸ ۱٫۳ ۱۶۳٬۰۶۲ ۱٫۱ ۱۸۳٬۱۴۰ ۰٫۹
قرقیزها ۷۹٬۶۱۰ ۱٫۷ ۸۹٬۰۴۴ ۱٫۴ ۹۲٬۷۲۵ ۱٫۱ ۱۱۰٬۸۶۴ ۱٫۰ ۱۴۲٬۱۸۲ ۰٫۷ ۱۷۴٬۹۰۷ ۰٫۸
اوکراینی‌ها ۲۵٬۳۳۵ ۰٫۵ ۷۰٬۵۷۷ ۱٫۱ ۸۷٬۹۲۷ ۱٫۱ ۱۱۴٬۹۷۹ ۱٫۰ ۱۱۳٬۸۲۶ ۰٫۷ ۱۵۳٬۱۹۷ ۰٫۸
ترکمن‌ها ۳۱٬۴۹۲ ۰٫۷ ۴۶٬۵۴۳ ۰٫۷ ۵۴٬۸۰۴ ۰٫۷ ۷۱٬۰۶۶ ۰٫۶ ۹۲٬۲۸۵ ۰٫۶ ۱۲۱٬۵۷۸ ۰٫۶
ترک‌ها ۳۷۱ ۰٫۰ ۴۷۴ ۰٫۰ ۲۱٬۲۶۹ ۰٫۳ ۴۶٬۳۹۸ ۰٫۴ ۴۸٬۷۲۶ ۰٫۳ ۱۰۶٬۳۰۲ ۰٫۵
یهودیان ۳۷٬۶۲۱ ۰٫۸ ۵۰٬۶۷۶ ۰٫۸ ۹۴٬۳۰۳ ۱٫۲ ۱۰۲٬۸۴۳ ۰٫۹ ۹۹٬۸۳۶ ۰٫۷ ۹۴٬۶۸۹ ۰٫۵
ارمنی‌ها ۱۴٬۸۶۲ ۰٫۳ ۲۰٬۳۹۴ ۰٫۳ ۲۷٬۳۷۰ ۰٫۳ ۳۴٬۴۷۰ ۰٫۳ ۴۲٬۳۷۴ ۰٫۳ ۵۰٬۵۳۷ ۰٫۳
آذربایجانی‌ها ۲۰٬۷۶۴ ۰٫۴ ۳٬۶۴۵ ۰٫۱ ۴۰٬۵۱۱ ۰٫۵ ۴۰٬۴۳۱ ۰٫۳ ۵۹٬۷۷۹ ۰٫۴ ۴۴٬۴۱۰ ۰٫۲
اویغورها ۳۶٬۳۴۹ ۰٫۸ ۵۰٬۶۳۸ ۰٫۸ ۱۹٬۳۷۷ ۰٫۲ ۲۴٬۰۳۹ ۰٫۲ ۲۹٬۱۰۴ ۰٫۲ ۳۵٬۷۶۲ ۰٫۲
باشقیرها ۶۲۴ ۰٫۰ ۷٬۵۱۶ ۰٫۱ ۱۳٬۵۰۰ ۰٫۲ ۲۱٬۰۶۹ ۰٫۲ ۲۵٬۸۷۹ ۰٫۲ ۳۴٬۷۷۱ ۰٫۲
دیگر اقوام ۷۷٬۸۸۹ ۱٫۶ ۹۸٬۸۳۸ ۱٫۶ ۱۲۶٬۷۳۸ ۱٫۶ ۱۹۸٬۵۷۰ ۱٫۷ ۱۷۶٬۲۷۴ ۱٫۱ ۲۰۴٬۵۶۵ ۱٫۰
مجموع ۴٬۷۵۰٬۱۷۵ ۶٬۲۷۱٬۲۶۹ ۸٬۱۰۵٬۷۰۴ ۱۱٬۹۵۹٬۵۸۲ ۱۵٬۳۸۹٬۳۰۷ ۱۹٬۸۱۰٬۰۷۷
۱ Excluding the Tadzjik ASSR, but including the Kara-Kalpak Autonomous Oblast (in 1926 part of the Kazakh ASSR); source: [۸]. ۲ Source: [۹]. ۳ Source: [۱۰]. ۴ Source: [۱۱]. ۵ Source: [۱۲]. ۶ Source: [۱۳].

فرهنگ :

غذای ملی ازبکستان آش‌پلو نام دارد.

برطبق قانون ازدواج ازبکستان، سن ازدواج برای پسران ۱۸ سال و برای دختران ۱۷ سال تعیین شده‌است. در ازبکستان در بیشتر موارد عروس را مادر و پدر داماد و در موارد کمتر خود پسر انتخاب می‌کند.[۴۷]

سپس مراسم «نصف کردن یک نان محلی» صورت می‌گیرد که برطبق این مراسم، ۵–۳ نفر از نزدیکان داماد با نان، نان فطیر، حلوا و دیگر شیرینی‌جات به خانه عروس می‌روند. در این مراسم با حضور نمایندگان ۲ طرف نان‌های روی هم قرار گرفته از وسط نصف می‌شود و به هر ۲ طرف به‌طور برابر حلوا و شیرینی داده می‌شود. پس از این مرحله، مراسم «اعزام فاتحه کوچک و بزرگ» برپا می‌شود که در این آئین ۵–۳ نفر از نزدیکان داماد به خانه عروس می‌روند. عقد عروس و داماد توسط «داملا» (روحانی) خوانده می‌شود. حین و پس از ازدواج، در ازبکستان انجام آیین‌های مختلفی رسم است بدین ترتیب: مراسم «پای‌انداز»، مراسم «اعزام عروسی به طرف عروس»، مراسم «ضیافت دختر»، مراسم «کویا و نوکر» (داماد و دوستانش)، آئین «نهار آشی»، و «نگاه کردن به آیینه در چیمیلدیق». «چیمیلدیق» گوشه‌ای مختص برای عروس و داماد در اتاق است که با پارچه‌ای دیوار کشیده شده‌است. در پایان نیز مراسم «عروس سلام»، و مراسم «چارلار» (دعوت کردن) یا «آشنایی خانوادگی» برگزار می‌شود.[۴۷]

آموزش :

انواع مؤسسات آموزش پیش‌دبستانی و ابتدایی در ازبکستان بدین شرح است: «یسلی» (کودکستان برای سنین ۱–۳ سال)، «باغچه» (برای سنین ۳–۷ سال) و آموزش ابتدایی (در سنین ۶–۷ سال) که در مراکز دولتی یا غیردولتی ثبت نام صورت می‌گیرد.

در مدارس راهنمایی ازبکستان آموزش به هفت زبان از جمله به زبان‌های «ازبکی»، «قره‌قالپاقی»، «روسی»، «فارسی تاجیکی»، «ترکمنی»، «قزاقی» و «قرقیزی» تدریس می‌شود.

آموزش عالی در ازبکستان پس از استقلال رونق پیدا کرد در حالی که قبل از استقلال فقط ۴۲ مؤسسه آموزش عالی وجود داشته که از این تعداد ۳ دانشگاه («تاشکند»، «سمرقند» و جمهوری خودمختار قره‌قالپاقستان)، ۱۴ انستیتوی زبان‌های خارجی، ۹ دانشکده مهندسی، ۳ انستیتوی کشاورزی، ۷ دانشکده پزشکی و داروسازی، ۳ انستیتوی فرهنگ، هنر و موسیقی، یک دانشکده اقتصاد ملی، یک انستیتوی تعاونی و یک انستیتوی تربیت بدنی بوده‌است.

در سال ۱۹۹۱ توسط دانشگاه تاشکند (اکنون دانشگاه ملی ازبکستان) و دانشگاه فناوری تاشکند طرح نوین‌سازی روش آموزشی دانشگاه تدوین شد و در ماه فوریه سال ۱۹۹۲ مجموعه برنامه‌های آموزشی نوین تهیه شد که در آن آموزش در سطح لیسانس (چهار سال تحصیل در انستیتو و دانشگاه‌ها) گام مهمی محسوب می‌شد. افزایش مهارت حرفه‌ای کادرها و بازآموزی آن‌ها در ۲۳ انستیتو، ۲۲ دانشکده و ۱۵ مرکز وابسته به وزارتخانه‌ها و ادارات انجام می‌شود.[۴۸]

منبع : ویکی پدیا

اروگوئه

درباره اروگوئه

اروگوئه (به انگلیسی: Uruguay) کشور کوچکی واقع در جنوب شرقی آمریکای جنوبی، به پایتختی مونته‌ویدئو است. نام رسمی اروگوئه «جمهوری خاوری اروگوئه» یا «جمهوری شرقی اروگوئه» است. اروگوئه ۳٫۳ میلیون نفر جمعیت دارد که ۱٫۸ میلیون نفر از آن‌ها در منطقه کلان‌شهری پایتخت کشور زندگی می‌کنند. زبان رسمی کشور، اسپانیایی و واحد پول آن پزوی اروگوئه است. حدود ۵۸ درصد از مردم این کشور مسیحی و حدود ۴۱ درصد بی‌دین هستند. اروگوئه به عنوان سکولارترین کشور آمریکای جنوبی شناخته می‌شود. یکی از دلایل آن این است که جمعیت بومی‌های آمریکای جنوبی در این منطقه کم بوده و به این خاطر مبلغان مسیحی اسپانیایی در زمان استعماری کمتر به این ناحیه اعزام می‌شدند.[۱] حدود ۸۶ درصد از مردم اروگوئه سفیدپوست هستند. بیشتر مردم این کشور از تبار اسپانیایی و ایتالیایی‌اند (یک‌چهارم جمعیت، ایتالیایی‌تبار است).

این کشور تا سال ۱۸۱۱ مستعمره اسپانیا بود. اروگوئه در سال ۱۸۲۵ از امپراتوری برزیل اعلام استقلال کرد و این استقلال در سال ۱۸۲۸ به رسمیت شناخته شد. اروگوئه امروزه یک جمهوری پارلمانی است.

تاریخ :

اروگوئه نخستین بار در قرن هفدهم میلادی توسط پرتغالی‌ها کشف شد و شهر کولونیا در سال ۱۶۸۰ توسط آنان بنیان نهاده شد. در سال‌های بعدی پای اسپانیایی‌ها نیز به این کشور باز شد. اسپانیایی‌ها در اوایل سده ۱۸ شهر مونته‌ویدئو را تأسیس کردند. در سده‌های ۱۷ و ۱۸ میلادی جنگ‌هایی بر سر مالکیت اروگوئه بین اسپانیا و پرتغال درگرفت که منجر به پیروزی اسپانیا شد. در سال ۱۸۲۰، برزیل این سرزمین را اشغال کرد و به صورت یکی از ایالات خود درآورد تا اینکه در بین سال‌های ۱۸۲۵ تا ۱۸۲۸ انقلاب عمومی آغاز شد. در تاریخ بیست و پنجم اوت ۱۸۲۵، فردی به نام خوان آنتونیو لاوالیا خیزش مردم را برای استقلال کشور رهبری کرد (اکنون روز تعطیلی ملی اروگوئه است) که به استقلال کامل در سال ۱۸۲۸ از برزیل انجامید.

اروگوئه مراحل پیشرفت را در ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی عمدتاً در ابتدای قرن بیستم شروع کرد به‌طوری‌که تا دهه پنجاه این سده به سوئیس آمریکای لاتین معروف بود.[۲] اما هم‌زمان با تحولات در کشورهای دیگر منطقه و کودتاهای نظامیان، در این کشور کوچک نیز حکومت نظامیان بین سال‌های ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۵ باعث شد که روند دموکراسی که بصورتی نهادینه درآمده بود، قطع شود. اما مجدداً از سال ۱۹۸۵ دولتهای دموکراتیک برسرکار آمده‌اند.[۳]

جغرافیا :

اروگوئه یکی از کشورهای آمریکای جنوبی است که ۱۷۶٫۲۱۵ کیلومتر مربع مساحت و ۳٬۳۹۹٬۲۳۷ نفر جمعیت دارد. از این تعداد ۱٫۸ میلیون نفر در مونته ویدئو و حاشیه آن زندگی می‌کنند. این کشور از سمت شمال با برزیل، از غرب با رود اروگوئه، از جنوب غربی با دهانه رودخانه پارانا (به معنی «رودخانهٔ نقره» که در زبان انگلیسی به «ریور بلات» معروف است)، از جنوب با آرژانتین و از جنوب شرقی با اقیانوس اطلس محدود می‌شود. این کشور، دومین کشور کوچک مستقل در آمریکای جنوبی است و فقط از سورینام بزرگتر است. (از گویان فرانسه نیز بزرگتر است که هنوز مستقل نشده‌است)

تقسیم‌بندی کشوری :

کشور اروگوئه ۱۹ استان دارد:

استان مرکز مساحت (کیلومتر مربع) جمعیت (۲۰۰۵)
آرتیگاس آرتیگاس آرتیگاس ۱۱٬۹۲۸ ۷۸٬۰۱۹
کانلونس کانلونس کانلونس ۴٬۵۳۶ ۴۸۵٬۲۴۰
سرو لارگو سرو لارگو ملو ۱۳٬۶۴۸ ۸۶٬۵۶۴
کولونیا کولونیا کولونیا دل‌ساکرامنتو ۶٬۱۰۶ ۱۱۹٬۲۶۶
استان دورازنو دورازنو دورازنو ۱۱٬۶۴۳ ۵۸٬۸۵۹
Departament de Flores فلورس ترینیداد ۵٬۱۴۴ ۲۵٬۱۰۴
استان فلوریدا فلوریدا فلوریدا ۱۰٬۴۱۷ ۶۸٬۱۸۱
لاوایخا لاوایخا میناس ۱۰٬۰۱۶ ۶۰٬۹۲۵
استان مالدونادو مالدونادو مالدونادو ۴٬۷۹۳ ۱۴۰٬۱۹۲
استان مونته‌ویدئو استان مونته‌ویدئو مونته‌ویدئو ۵۳۰ ۱٬۳۲۵٬۹۶۸
استان پایساندو پایساندو پایساندو ۱۳٬۹۲۲ ۱۱۳٬۲۴۴
استان ریو نگرو ریو نگرو فرای بنتوس ۹٬۲۸۲ ۵۳٬۹۸۹
استان ریورا ریورا ریورا ۹٬۳۷۰ ۱۰۴٬۹۲۱
استان روچا روچا روچا ۱۰٬۵۵۱ ۶۹٬۹۳۷
استان سالتو سالتو سالتو ۱۴٬۱۶۳ ۱۲۳٬۱۲۰
Departament de San José سان خوزه سان خوزه دمایو ۴٬۹۹۲ ۱۰۳٬۱۰۴
استان سوریانو سوریانو مرسدس ۹٬۰۰۸ ۸۴٬۵۶۳
استان تاکوآرمبو تاکوآرمبو تاکوآرمبو ۱۵٬۴۳۸ ۹۰٬۴۸۹
استان ترینتا ای ترس ترینتا ای ترس ترینتا ای ترس ۹٬۵۲۹ ۴۹٫۳۱۸
جمع ۱۷۵٬۰۱۶ ۳٬۲۴۱٬۰۰۳

نواحی جدا شده یا نواحی الصاقی

بخشی از سرزمین‌های کشور آرژانتین در محدودهٔ اروگوئه قرار دارد:

جزیرهٔ مارتین گارکیا (Martín García): این جزیره در ریو دلا پلاتا محل همریزگاه رودخانه‌های پارانا و اروگوئه، چند کیلومتر درون آبهای اروگوئه، حدود ۵/۳ کیلومتری خط ساحلی اروگوئه، نزدیک به شهر کوچک مارتین چیکو (که در میان راه بین نیوا پالمیرا و کلونیا واقع است) قرار دارد.

بر پایه پیمانی که در سال ۱۹۷۳ میان اروگوئه و آرژانتین منعقد شد حاکمیت جزیره به آرژانتین سپرده شد تا ریشهٔ اختلافات کهن بین دو کشور از بین برود. بر پایه مفاد پیمان‌نامه، جزیرهٔ مارتین گارسیا، به یک شکارگاه بی‌طرف اختصاص داده شده‌است. مساحت آن ۲ کیلومتر مربع و جمعیت آن حدود ۲۰۰ نفر است. علاوه بر این، گلوریا رکودا، حقوق انحصاری یک چهارم جزیره را در اختیار دارد.

شهرهای بزرگ

سیاست :

امور سیاسی اروگوئه در چهارچوب نظام جمهوری پارلمانی است که رئیس‌جمهور هم نفر اول دولت و هم نفر اول کشور است و رئیس سیستم چند جزئی تقسیمات کشوری به‌شمار می‌آید. قوه مجریه توسط دولت اداره می‌شود. قوهٔ مقننه هم به دولت و هم به دو بخش مجمع قانونگذاری اروگوئه واگذار شده‌است. قوهٔ قضاییه مستقل از قوهٔ مجریه و مقننه‌است. در طول تاریخ اروگوئه، اغلب گروه‌های ملی و کلورادو به تناوب قدرت را در اختیار داشته‌اند. هرچند در انتخابات سال ۲۰۰۴، حزب ترقی خواه – نیوا مایوریا، از ائتلاف سوسیالیست‌ها، توپاماروهای پیشین (سازمان چیگرای اروگوئه)، کمونیست‌ها و سوسیال – دموکرات‌ها در میان سایر رقبا به قدرت رسیدند و اکثریت کرسی‌های دو بخش پارلمان را بدست آوردند و از طرفی رئیس‌جمهور، تاباره و ارکوئز روساس با قاطعیت در انتخابات پیروز شد.

رقابت اصلی سیاسی در اروگوئه بین سه حزب عمده فرنته آمپلیو (حزب حاکم و با گرایش چپ) و دو حزب سنتی راستگرای کلرادو و ناسیونال است. رؤسای جمهور قبلی و فعلی این کشور هر دو از حزب فرنته آمپلیو هستند. انتخابات ریاست جمهوری اروگوئه در ۲۰۰۹ با پیروزی خوزه موخیکا نامزد حزب چپگرای فرنته آمپلیو پایان یافت. در این انتخابات دانیل آستوری به عنوان معاون رئیس‌جمهور و رئیس مجلس سنا برگزیده شد و حزب فرنته آمپلیو (جبهه گسترده) اکثریت را در مجلس نمایندگان و سنا بدست آورد.[۳] انتخابات ۲۰۱۴ با پیروزی تاباره باسکس به پایان رسید. او از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ نیز رئیس‌جمهور بود.

اقتصاد :

این کشور در رتبه یکی از پیشرفته‌ترین و مرفه‌ترین کشورهای آمریکا لاتین قرار دارد.[۲] بخش کشاورزی، دامداری و ماهی‌گیری مهم‌ترین بخش‌های اقتصادی در اروگوئه به‌شمار می‌آیند. بیش از ۱۵ درصد از سهم تولید ناخالص داخلی کشور به بخش کشاورزی و دامداری اختصاص دارد. برنج، گندم، جو، ذرت، تخم آفتابگردان، سویا، حبوبات، سبزیجات، تره‌بار، توتون، تنباکو، دانه‌های روغنی و انواع میوه از فراورده‌های کشاورزی هستند.

اقتصاد اروگوئه بر مبنای بخش صادرات کشاورزی، نیروی کار آموزش دیده، سطح بالای روابط اجتماعی و بخش صنعتی توسعه یافته قرار دارد. پس از رشد میانگین سالیانهٔ ۵٪ در سال‌های ۱۹۹۶–۱۹۹۸، در سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱، بعلت کاهش تقاضا از سوی آرژانتین و برزیل که تقریباً نیمی از تولیدات را وارد می‌کنند، اقتصاد اروگوئه آسیب دیده با وجود شدت تنش‌های وارده، دست‌اندرکاران امور مالی اروگوئه نسبت به همسایگان خود، پایدارتر باقی ماندند، واکنشی که نشانگر حسن اعتبار این کشور در میان سرمایه‌گذاران و میزان سرمایه‌گذاری دولتی در تخمین پرداخت وجه سرمایه‌گذاران – به عنوان یکی از دو کشوری که در آمریکای جنوبی این کار را انجام می‌دهند، می‌باشد. در سال‌های اخیر، اروگوئه بیشتر انرژی خود را صرف توسعهٔ کارایی‌های تجاری فناوری اطلاعات کرده‌است و تبدیل به یکی از صادرکنندگان نرم‌افزار در آمریکای لاتین شده‌است.

در حالیکه به نظر می‌رسد، برخی بخش‌های اقتصادی در حال بهبود می‌باشند، نزول اقتصادی تأثیر به سزایی بر شهروندان اروگوئه‌ای داشت، نرخ بیکاری به بیش از بیست درصد افزایش یافت، میزان دستمزد پایین آمد، ارزش پزوی اروگوئه کاهش یافت و درصد فقر در اروگوئه به حدود ۱۰٪ رسید. این شرایط ناگوار اقتصادی، نقش مهمی در تغییر دیدگاه مردم در قبال سیاست‌های اقتصادی بازار آزاد که توسط مدیران پیشین در دههٔ نود میلادی وضع شده بود، داشت و منجر به پذیرش طرح‌های خصوصی‌سازی شرکت ملی نفت در سال ۲۰۰۳ و شرکت ملی آب در سال ۲۰۰۴ در میان مردم گردید.

دولت فرنته آمپلیو که به تازگی انتخاب شده‌است، متعهد شده‌است که ضمن پرداخت وام‌های خارجی اروگوئه، با در نظر گرفتن برنامه‌های اشتغال‌زایی، مشکلات گستردهٔ فقر و بیکاری را برطرف کند.

کشاورزی :

کشاورزی نقش مهمی را در تاریخ اروگوئه و هویت ملی این کشور ایفا کرده‌است تا اواسط سده بیستم که تمامی کشور مانند یک چراگاه بسیار بزرگ بود (زمینهای کشاورزی) و ثروت بدست آمده درمناطق داخلی کشور در مونته ویدئو به عنوان «کاسکو» (casco) یا راس مدیریتی خرج می‌شد. در مورد آن گفته می‌شود «Uruguay es la vaca y el Puerto» (یعنی «اروگوئه سرزمین بندرگاه و گاوها است»).
منطقهٔ حیاتی و مرکزی یک چراگاه تاریخی: Estancia San Eugenio, Casupá، دپارتمان جنوبی فلوریدا

امروزه، کشاورزی حدود ۱۰٪ از تولید سرانهٔ داخلی کشور را تشکیل می‌دهد و یکی از عوامل اصلی ورود ارز است، که اروگوئه را در رقابت با سایر صادرکنندگان فراورده‌های کشاورزی نظیر برزیل، کانادا و نیوزیلند قرار می‌دهد. اروگوئه یکی از اعضای گروه کایرنی، صادرکنندگان فراورده‌های کشاورزی، می‌باشد. کشاورزی اروگوئه از لحاظ تعداد کارکنان و فناوری و محوریت نسبت به سایر رقبا در سطح پایین‌تری قرار دارد که منجر به بازدهٔ نسبتاً کمتر در هر هکتار می‌شود، ولی از طرفی امکان ورود به بازار محصولات طبیعی و اکولوژیکی را برای اروگوئه فراهم می‌کند.

تلاشگرانی نظیر «شرکت گوشت گاوهای علف‌خوار اروگوئه» و «شرکت محصولات طبیعی اروگوئه» در نظر دارند تا اروگوئه را به تولیدکننده عمده‌ای از گوشت، شراب و سایر فراورده‌های خوراکی تبدیل کنند. اخیراً صنعتی بر مبنای جهانگردی مرتعی در حال شکل‌گیری است که بر مضامین سنتی و فولکوریک فرهنگ کائوچو و منابع به جای مانده از مراتع تاریخی دوران طلایی کشور اروگوئه، تأکید دارد.

مردم :

جمعیت اروگوئه ۳٫۵ میلیون نفر است. ۸۵٫۸٪ جمعیت از نژاد اروپایی سفید می‌باشد که از اصلیت‌های ایتالیایی اسپانیایی و به دنبال آن‌ها انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، پرتغالی، ایرلندی، روسی، اسکاندیناویايى و ارمنی، می‌باشند. دولت و کلیسا بطور رسمی از یکدیگر مجزا هستند. اغلب مردم اروگوئه به دین کلیسای کاتولیک رم اعتقاد دارند (۶۶٪)، تعداد کمی پروتستان (۲٪) و یهودی و مسیحیان ارمنی (۱٪) و افراد زیادی بدون ایمان (۳۱٪) می‌باشند.[۴]

درصد با سوادی در اروگوئه بسیار بالا است(۹۹٪) و طبقه متوسط شهرنشین اکثریت این کشور را که در آن درآمد به خوبی بین مردم تقسیم شده تشکیل می‌دهد. در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ حدود ۶۰۰۰۰۰ اروگوئه‌ای مهاجرت کردند و عمدتاً به اسپانیا، آرژانتین و برزیل رفتند. بقیه نیز به کشورهای اروپایی و آمریکا سفر کردند. به علت زاد و ولد اندک، امید به زندگی بالا و درصد نسبتاً زیاد مهاجرت جوانان، بیشتر جمعیت اروگوئه را میان‌سالان تشکیل می‌دهند. در سال ۲۰۰۶ نرخ زاد و ولد ۹۱٫۱۳ در ۱۰۰۰ بود.[۴] که بیشتر از کشورهای همسایه اش آرژانتین (۷۳٫۱۶ در ۱۰۰۰)[۵] و برزیل (۵۶٫۱۶ در ۱۰۰۰) است.[۶]

فرهنگ :

مونته ویدئو یکی از زیباترین پایتخت‌های منطقه است و این شهر ۱/۳ میلیون نفری که اکثریت جمعیت آن را اروپایی‌ها تشکیل می‌دهند، مهد فرهنگ آمریکای جنوبی محسوب می‌گردد. میزان فقر در حداقل ممکن در منطقه‌است و ثروت به‌طور یکنواخت میان مردم تقسیم شده‌است. اگرچه تاریخ سده بیستم این کشور شاهد دیکتاتورهای خودکامه، خشونت و فساد و بحران‌های اقتصادی است، اروگوئه در ۲۵ سال گذشته نمونه بارز یک الگوی اقتصادی و فرهنگی درخشان بوده‌است. از دید برخی از کارشناسان، روند رشد اقتصادی ریورپلات آرژانتین کاملاً بر خلاف رونق اقتصادی در اروگوئه بوده‌است.[۷]

نویسندگان اروگوئه‌ای :

خوزه انریکه رودو، مقاله‌نویس و اندیشمند
فلورنسیو سانچز، نمایشنامه نویس
هورایسو کویروگا، داستان کوتاه‌نویس
جوانا د ایباربورو، شاعر
دلمیرا آگوستینی، شاعر
ماریا اوژینا و از فرایر، شاعر
خوان کارلوس اونتی، رمان‌نویس
ایدا ویلارینو، شاعر
فلیسبرتو هرناندز، داستان‌نویس و مقاله‌نویس
مارید لوررو (Levrero)، داستان کوتاه‌نویس
ماریو بندتی، شاعر و رمان‌نویس
ژآکوبو لانگسز، نمایشنامه‌نویس
ادواردو گالیانو، نویسنده و مفسر اجتماعی که در آمریکای لاتین معروف شد
جورج ماجفود، مقاله‌نویس و رمان‌نویس
اریک بوهلر، نویسندهٔ فنی

مونته ویدئو زادگاه سه شاعر فرانسوی بوده‌است:

ایزیدور لوسین دوکاس
ژولز لافورژ
ژولز سوپرویل

غذاهای اروگوئه‌ای :

آسادو: سنت ملی، کباب انواع گوشت و نوعی سوسیس (چوریزوس) که همراه با شراب قرمز با گیرایی بالا سرو می‌شود.
دولس دلچه: خوراکی شیرین تهیه شده از شیر و شکر
پاسکوالینا: پای اسفناج که معمولاً حاوی تخم مرغ و پیاز است.
میت (mate): چای تهیه شده از یربا (Yerba) که از کدوی میت استخراج شده و آن را با بومبیلا (نی آهنین) به آرامی می‌خورند.
امپاناداس: پای کوچک که با گوشت، زیتون، تخم مرغ و هویج پر شده‌است.
مارتین طیرو: یک برش پنیر و یک برش نان شیرینی به دانه (دولسه د مصبریلو)
سس کاروسو: سسی برای سرو کردن پاستا که از خامه، رب گوجه فرنگی، پیاز، ژامبون و قارچ تهیه شده‌است.
ساندویچ چیویتو: ساندویچ حاوی گوشت گاو، گوجه فرنگی، پنیر و فلفل.

ورزش :

محبوب‌ترین ورزش در اروگوئه فوتبال است (به زبان اسپانیایی “futbol”) این کشور افتخارات زیادی در این رشته کسب کرده‌است:

مدال طلای المپیک تابستانی ۱۹۲۴ و المپیک تابستانی ۱۹۲۸
قهرمان دو دوره جام جهانی فوتبال:
سال ۱۹۳۰ که اولین دوره مسابقات جهانی فوتبال در مونته ویدئو برگزار شد.
سال ۱۹۵۰ در برزیل
قهرمان ۱۵ دوره جام ملتهای آمریکای جنوبی موسوم به کوپا آمریکا که از این حیث پرافتخارترین تیم آمریکای جنوبی در این جام است.

تیم راگبی (ببینید: اتحادیه راگبی در اروگوئه) نیز پر طرفدار است و تیم ملی به جام جهانی راگبی ۱۹۹۹ و پس از آن جام جام جهانی ۲۰۰۳ راه یافته‌است. این تیم اکنون در آمریکای جنوبی در رتبهٔ دوم قرار دارد. irb.com* بسکتبال و دوچرخه سواری نیز محبوبیت دارند. در سال ۲۰۰۵، استبان بایتستا اولین فرد اروگوئه‌ای بود که به لیگ NBA راه پیدا کرد. معروفترین فوتبالیست‌های اروگوئه عبارت‌اند از: ۱- آلوارو رکوبا، ۲- داسیلوا (به علت تصادف یک پای خود را از دست داد)، ۳- دیگو فورلان، ۴- فرناندو موسلرا، ۵- لوئیس سوآرز، ۶- ادینسون کاوانی.

رسانه :

Brecha – مجله برچا
El Espectador – ایستگاه رادیویی مونته ویدئو (اولین ایستکاه رادیویی در اروگوئه)
El Observador – روزنامه‌ای در مونته ویدئو
El País – روزنامه‌ای در مونته ویدئو
Infolatam – اخبار و اطلاعات اروگوئه
La Guía – La Guía، اروگوئه Las Piedras, Canelones تجارت و اخبار
La República – روزنامه‌ای در مونته ویدئو
Montevideo.com – وبگاه اخبار مونته ویدئو
Radio Oceano – ایستگاه رادیویی مونته ویدئو
Radio Sarandí – ایستگاه رادیویی مونته ویدئو

منبع : ویکی پدیا

امارات متحده عربی

درباره امارات متحده عربی

امارات متحده عربی (به عربی: الإمارات العربيّة المتّحدة)، (مخفف انگلیسی: UAE)، یا امارات یک پادشاهی مطلقه فدرال در جنوب غربی قارهٔ آسیا و در شرق شبه جزیره عربستان، در خاورمیانه است که از جنوب با قطر و عربستان سعودی، از شرق با عمان و از شمال با خلیج فارس همسایه است.

امارات عربی متحده، اتحادی از هفت شیخ‌نشین کوچک به نام‌های ابوظبی (که پایتختی را بر عهده دارد)، دبی، شارجه، عجمان، فجیره، راس‌الخیمه و ام‌القوین است که بعد از استقلال از بریتانیا در ۲ دسامبر ۱۹۷۱ میلادی شکل گرفت. این روز را با نام روز ملی امارات جشن می‌گیرند.

هر یک از این ۷ امیرنشین از استقلال فراوانی برخوردارند، اما یک امیر موروثی به عنوان حاکم کشور ایفای وظیفه می‌کند و شورای عالی حکام که متشکل از هفت امیر است، رئیس دولت و کابینه را انتخاب می‌کند. در حال حاضر امیر و رئیس دولت امارات شیخ خلیفه بن زاید آل نهیان است.

امارات یکی از بزرگترین ذخایر نفتی دنیا را در اختیار دارد و تولید ناخالص سرانه آن در حد ثروتمندترین کشورهای اروپای غربی است.

مساحت و آب و هوا :

مساحت این کشور ۸۳٬۶۰۰ کیلومترمربع است که در رده ۱۱۵ دنیا از نظر پهناوری قرار می‌گیرد. آب‌وهوایی بیابانی و سرزمینی هموار دارد که قسمت شرقی آن کوهستانی و سردتر است و تنها ۰٫۷۷ درصد خاک آن قابل کشاورزی است. فقط ۱۹ درصد اهالی این کشور اصلیت اماراتی دارند و ۲۳ درصد از اعراب دیگر کشورها و ایرانیان و حدود ۵۰ درصد از اهالی جنوب آسیا هستند. زبان رسمی کشور عربی است و انگلیسی، فارسی، اردو و هندی نیز کاربرد زیادی دارد. مذهب رسمی این کشور اسلام است که حدود ۹۶٪ مردم را شامل می‌شود.

واحد پول آن درهم است. جمعیت آن در سال ۲۰۱۲ حدود ۵٫۳۱۴٫۳۱۷ نفر برآورد شده و رشد جمعیت آن ۳٫۰۵ درصد است و با بیش از ۱۶ مهاجر در سال به ازای هر هزار نفر جمعیت پنجمین کشور مهاجرپذیر دنیاست. صادرات نفت خام این کشور در سال ۲۰۰۹ میلادی، حدود ۲٫۳۹۵ میلیون بشکه در روز بوده که امارات را چهارمین صادرکننده نفت دنیا می‌سازد. سرانه تولید ناخالص داخلی کشور در سال ۲۰۱۱ بر اساس قدرت خرید حدود ۴۸٬۵۰۰ دلار بوده که آن را در رتبه یازدهم دنیا قرار می‌دهد.[۲]

روابط امارات و ایران بر سر مالکیت سه جزیره تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی در خلیج فارس تنش آمیز است.

محدوده امارات متحده عربی :

محدوده امارات متحده عربی: از شمال و شمال غربی خلیج فارس، از جنوب و جنوب غربی عمان و عربستان سعودی، از سمت غرب به قطر و عربستان سعودی، و از سمت شرق به دریای عمان و عمان محدود می‌شود.

خاستگاه نامگذاری :

واژهٔ «امارات» به معنی شیخ‌نشین یا امیرنشین است. نام امارات متحده عربی نیز به معنی «شیخ‌نشین‌های متحد عربی» است. نامیده شدن این کشور بنام «امارات» از آنجاست که پس از تشکیل اتحادیه هفت امارت امیرنشین تأسیس شده‌است، شیخ‌نشین‌های هفت‌گانهٔ که دولت امارات متحده عربی را تشکیل می‌دهند به شرح زیر است:

ابوظبی
دبی
شارجه
عجمان
ام‌القوین
رأس‌الخیمه
فجیره

ساحل دزدان

در قرن۱۸تا۱۹ به منطقه سواحل امروزی امارات متحده عربی و شمال عمان ساحل دزدان یا ساحل قراصنه یا ساحل پایریت در خلیج فارس گفته می‌شد. پس از پیروزی ارتش هند/بریتانیا بر دزدان و امضای قرارداد صلح نام این منطقه به ساحل متصالحه تغییر یافت.[۳]

تأسیس :

این کشور در ۲ دسامبر ۱۹۷۱ میلادی تأسیس شده‌است. قبل از تأسیس دولت اتحاد امارات متحده عربی، این منطقه «امارات متصالحه» نام داشته‌است، همچنین امارات ساحل عمان نیز نامیده شده‌است.

بنیان‌گذار امارات متحده عربی :

مؤسس و بنیان‌گذار حکومت امارات متحده عربی شیخ زاید بن سلطان آل نهیان بوده که با همکاری شیخ راشد بن سعید آل مکتوم به تأسیس این اتحاد همت گماردند. اولین نخست وزیر در حکومت دولت اتحاد شیخ مکتوم بن راشد بود. پس از درگذشت مؤسس دولت اتحاد امارات، رئیس حکومت امارات در سال ۲۰۰۴ (میلادی) شیخ خلیفه بن زاید و نایب رئیس و نخست وزیر آن شیخ محمد بن راشد حاکم دبی هستند.

فرهنگ و دین :

امارات با ریشه‌هایی که در فرهنگ اسلامی دارد، روابط خوبی با سایر جهان عرب و جهان اسلام برقرار کرده‌است. دولت امارات عمدتاً از طریق بنیاد فرهنگی ابوظبی، در صدد حفظ شکل‌های سنتی هنر و فرهنگ است. هر چند، تغییرات چشم‌گیری در زندگی اجتماعی صورت گرفته‌است، نگرش به زنان تغییر کرده‌است و ورزش‌های جدیدی در کنار شتر سواری سنتی کم‌کم رایج می‌شوند، همچون ورزش گلف، بیابان کهن دوبی و مسابقات گلف ابوظبی و گران‌ترین مسابقهٔ اسب دوانی جهان، جام جهانی دوبی، که هر سال در ماه مارس (اسفند-فروردین) برگزار می‌شود. [۱] در امارات، بر خلاف کشور همسایه‌اش عربستان، که سعی بر جلوگیری از رواج دین‌های دیگر دارد. کلیساهای بسیاری وجود دارد. به دلیل اینکه بسیاری از آسیایی‌ها، امارات را به عنوان وطن دوم خود پذیرفته‌اند، رستوران‌ها و مراکز فرهنگی آسیایی بسیاری در این کشور وجود دارد. همچنین تعداد کمی مرکز و مدرسهٔ اروپایی نیز وجود دارد.

وضعیت حقوق بشر :

وضعیت حقوق بشر در امارات متحده عربی همواره مورد انتقاد سازمان‌های حامی حقوق بشر بوده‌است. شهروندان حق انتخاب یا تغییر دولت و عضویت در احزاب سیاسی را به دست نیاورده‌اند.[۴] در طول تاریخ این کشور تنها یک انتخابات در سال ۲۰۰۶ برگزار شده‌است.[۵] که مجمع تشکیل شده بوسیله انتخابات هیچ گونه حق قانونگذاری ندارد.[۶] کارگران خارجی از بسیاری از حقوق کار محروم هستند امارات متحده عربی بسیاری از معاهدات بین‌المللی دربارهٔ حقوق کارگران را امضا نکرده‌است.

دولت امارات همچنین محدودیت‌های گسترده‌ای را برای آزادی بیان بوجود آورده‌است. این کشور رسانه‌ها را از انتقاد از مقامات سیاسی و مشکلات اقتصادی کشور برحذر داشته‌است. همچنین خودسانسوری نیز به طرز گسترده در رسانه‌های اماراتی وجود دارد.[۷]

روابط نامشروع در امارات غیرقانونی است.[۸]

رسانه :

در حالی که رسانه یکی از نخستین صنایع است که امارت دوبی سعی بر گسترش آن در بسیاری از شهرهای کوچک کرده، مسائل مهمی دربارهٔ آزادی بیان در امارات به قوت خود باقی‌مانده‌است. شهر رسانه‌ای دوبی، دوبی را به مرکز رسانه در منطقه تبدیل کرده‌است، و شامل ایجاد رسانه، از صنعت چاپ گرفته تا تلویزیون و رسانهٔ جدید و همچنین تبلیغات و صنعت بازاریابی می‌باشد.

شماری از سازمان‌های خبری بین‌المللی که شامل رویترز، آسوشیتد پرس، فرانس پرس، بلومبرگ، داو جونز نیوزوایرز، سی ان ان و بی‌بی‌سی می‌باشند، همگی در شهر رسانه‌ای دوبی حضور دارند، و می‌توانند آزادانه در مورد حوادث منطقه‌ای و محلی گزارش تهیه کنند. با این وجود، محدودیت‌هایی برای رسانه‌های محلی وجود دارد، و به شدت از هر گونه انتقادی در مورد خانوادهٔ سلطنتی منع شده‌اند. روزنامه‌های انگلیسی زبان مهم امارات عبارتند از:

گلف نیوز، پر تیراژترین روزنامه
امیریتز ایونینگ پوست، تنها روزنامه انگلیسی عصر
7روز، پر تیراژترین تبلوید
خلیج تایمز، دارای رتبه دوم در تیراژ
امیریتز تودی، روزنامه‌ای دولتی

تعطیلات :

تاریخ فارسی عربی
۱ ژانویه روز آغاز سال میلادی رأس السنة المیلادیة
متغیر عید قربان عید الأضحی
متغیر تقویم اسلامی سال جدید رأس السنة الهجریة
۶ اوت تاجگذاری شیخ زاید بن سلطان آل نهیان عید جلوس الشیخ زاید بن سلطان آل نهیان
متغیر معراج پیامبر الإسراء و المعراج
۲ دسامبر روز ملی العید الوطنی
۳۰ نوامبر روز شهید یوم الشهید[۹]
متغیر پایان ماه رمضان عید الفطر

رؤسا و نخست وزیران امارات متحده عربی :

رؤسا:

شیخ زاید بن سلطان آل نهیان (۱۹۷۱ _ ۲۰۰۴) میلادی.
خلیفه بن زاید آل نهیان (۲۰۰۵ _….).

نخست وزیر:

شیخ مکتوم بن راشد آل مکتوم (۱۹۷۱_ ۱۹۷۶) میلادی.
راشد بن سعید آل مکتوم (۱۹۷۶ _ ۱۹۹۰) میلادی.
شیخ مکتوم بن راشد آل مکتوم (۱۹۹۰ _ ۲۰۰۶) میلادی.
شیخ محمد بن راشد آل مکتوم (۲۰۰۶_….).

رؤسا: شیخ زاید بن سلطان آلنهیان (۱۹۷۱ _ ۲۰۰۴) میلادی. شیخ خلیفه بن زاید بن سلطان آلنهیان (۲۰۰۵ _….). نخست وزیر: شیخ مکتوم بن راشد آل مکتوم (۱۹۷۱ _ ۱۹۷۶) میلادی. شیخ راشد بن سعید آل مکتوم (۱۹۷۶ _ ۱۹۹۰) میلادی. شیخ مکتوم بن راشد آل مکتوم (۱۹۹۰ _ ۲۰۰۶) میلادی. شیخ محمد بن راشد آل مکتوم (۲۰۰۶_….).

شهرها :

دبی
شارجه
عجمان
ام‌القوین

 

اوکراین

درباره اوکراین

اوکراین (دربارهٔ این پرونده آوا راهنما·اطلاعات به اوکراینی: Україна، به روسی: Украина) از کشورهای اروپای شرقی است. این کشور از شرق با روسیه؛ در شمال با بلاروس؛ از غرب با لهستان، اسلوواکی و مجارستان؛ از جنوب غربی با رومانی و مولداوی هم‌مرز است و در جنوب آن دریای سیاه و دریای آزوف قرار دارد و پایتخت آن شهر کی‌اف و زبان رسمی آن زبان اوکراینی می‌باشد.

نوع حکومت اوکراین جمهوری بوده که از ۲۴ استان تشکیل شده‌است و دارای یک بخش خودمختار (کریمه) نیز می‌باشد؛ به‌صورت دقیق‌تر، اوکراین دارای یک حکومت متمرکز و نظام نیمه‌ریاستی است. پس از فروپاشی شوروی، اوکراین بعد از روسیه دارای بزرگترین ارتش در اروپا است. زبان اوکراینی زبان رسمی این کشور است و زبان روسی نیز کاربرد گسترده‌ای دارد.

تاریخ :

پیش از تاریخ

سکونت انسان در اوکراین به سال‌ها قبل از میلاد مسیح بازمی‌گردد، زمانی که در دوران نوسنگی فرهنگ کوکوتنی-تریپلی در منطقهٔ وسیعی گسترش یافت که بخش‌هایی از اوکراین امروزی شامل تریپیلیا و تمام منطقه دنیپر و دنیستر را در بر می‌گرفت. در عصر آهن، این سرزمین محل سکونت کیمریها، سکاها و سرمتیها بود.[۱] و بین ۷۰۰ تا ۲۰۰ قبل از میلاد نیز بخشی از سرزمین سکاها به حساب می‌آمد.

بعدها، مستعمرات یونان باستان، روم باستان و امپراطوری روم شرقی، مانند تایراس، اولبیا و هرموناسا در اوایل قرن ششم قبل از میلاد در کنار دریای سیاه تأسیس شدند و در اواسط قرن ۶ بعد از میلاد رونق خوبی پیدا کردند.

جنگ جهانی دوم

با شروع جنگ جهانی دوم این کشور از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۴ در اشغال آلمان بود.[۲]

استقلال

۲۳ اوت ۱۹۹۱ اوکراین استقلال خود را اعلام کرد. ایران ۲۵ دسامبر ۱۹۹۱ به عنوان اولین کشور استقلال اوکراین را به رسمیت شناخت.

پس از فروپاشی شوروی

پس از فروپاشی شوروی، اقتصاد آن کشور به سمت مالکیت خصوصی و بازار آزاد حرکت کرد. این روند انتقالی برای خانوارهای اوکراینی که اغلب فقیر بودند و هیچگاه فعالیت اقتصادی خصوصی را تجربه نکرده بودند بسیار سخت بود.

برعکس جمعیت کشور که در آن زمان در اوج بود، اقتصاد اوکراین دوران فلاکت را سپری می‌کرد. پس از فروپاشی شوروی، رشد اقتصادی اوکراین تا یک دهه به صورت پیاپی منفی بود. فقر روز بروز گسترده‌تر می‌شد، تورم سرسام‌آور اعتماد به پول ملی را از بین برده بود و حتی گاهی معاملات به شکل پایاپای انجام می‌شد. برای مثال در سال ۱۹۹۳ قیمت‌ها بیش از ۱۰۰ برابر شدند. یک همبرگر که در آغاز سال ۱ کوپن (واحد پول پیشین اوکراین) قیمت داشت در پایان همان سال ۱۰۱ کوپن شده بود. سال بعد یعنی سال ۱۹۹۴ رشد اقتصادی این کشور منفی ۲۲٪ سقوط کرد.[۳]

از فروپاشی تا انقلاب نارنجی

سال ۱۹۹۴ برای اوکراین سال شروع تغییرات بود. در این سال و در اوج ناکامی و فلاکت اقتصادی مردم آن کشور به پای صندوق رای رفتند و لئونید کوچما را به عنوان دومین رئیس‌جمهور کشور مستقل اوکراین برگزیدند. او به زبان اوکراینی صحبت نمی‌کرد و با اکثریت قاطع آرای مردم نیمه شرقی اوکراین که عموماً روس تبار هستند انتخاب شد ولی مجموعه اقدامات او باعث شد که پنج سال بعد در نیمه غربی اوکراین هم اکثریت بالایی بدست آورد و دو دوره به ریاست جمهوری انتخاب شود. او اقدامات بسیار مؤثری در صحنه سیاست و اقتصاد اوکراین شروع کرد که به‌طور خلاصه عبارتند از:

کاهش کسری بودجه از ۱۳٪ به ۵٪
کاهش استقراض از بانک مرکزی از ۱۲٪ به ۲٪
انتشار اوراق قرضه داخلی و وام گرفتن از دولت‌های خارجی
و در نهایت پس از اصلاحات زیاد، حذف ۵ صفر از پول ملی
معرفی گریونا به عنوان واحد پول جدید

این اقدامات کم‌کم نتیجه داد و ترمز تورم کشیده شد. کوچما در دومین دوره ریاست جمهوری اش توانست رشد اقتصادی را به اوکراین بازگرداند.

همچنین کوچما روابط سیاسی و اقتصادی اوکراین با روسیه را بازسازی کرد. او بدینسان موفق شد از پیوندهای عمیق اقتصادی اوکراین و روسیه به نفع کشورش استفاده کند. پس از آن اوکراین توانست با تکیه بر منابع کشاورزی، معادن غنی و بازسازی صنایع به جای مانده از قبل، برای یک دهه رشد اقتصادی قابل قبولی را نگه دارد.

همچنین در یک دورخیز سیاسی، کوچما در خواست رسمی برای عضویت در اتحادیه اروپا داد و بیان کرد که کشورش تا سال ۲۰۰۷ می‌تواند به استانداردهای لازم برای عضویت در اتحادیه اروپا برسد. چیزی که نه تنها تاکنون محقق نشده بلکه منشأ اختلافات بزرگی هم در جامعه اوکراین شده‌است.[۴]

انقلاب نارنجی و پس از آن

در سال ۲۰۰۴، نخست‌وزیر ویکتور یانوکوویچ برندهٔ انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد. این نتایج اعتراض مردم را به همراه داشت، مسموم شدن ویکتور یوشچنکو رقیب اصلی یانوکوویچ در جریان مبارزات انتخاباتی هم، بر آتش شک و کینه طرفدارانش دمید و موجی از اعتراض و نا فرمانی مدنی کشور را فرا گرفت. در نهایت پس از حدود سه ماه اعتراض، دادگاه عالی اوکراین انتخابات را باطل کرد و انتخابات مجدد زیر نظر موشکافانه ناظران داخلی و بین‌المللی برگزار شد. این بار یوشچنکو با اکثریت شکننده ۵۲٪ رئیس‌جمهور اوکراین شد. این اعتراضات که با استفاده از نمادهای نارنجی رنگ همراه بود به انقلاب نارنجی اوکراین معروف شد.

یانوکوویچ نیز کاخ ریاست جمهوری را زیر نگاه سنگین دوربین‌های رسانه‌ها ترک کرد و رفت تا اپوزیسیون را شکل دهد. او پنج سال بعد دوباره در انتخابات شرکت کرد و این بار پیروز شد. اما انقلاب نارنجی شوک سنگینی بر اقتصاد کشور وارد کرد. اقتصادی که سال قبل از انقلاب نارنجی ۱۲٫۵٪ رشد کرده بود در سال بعد تنها ۲٫۵٪ رشد داشت.[۴]

بحران ۲۰۱۴

در ۲۲ فوریه ۲۰۱۴ در پی اعتراضات خیابانی علیه دولت و وخیم شدن اوضاع داخلی اوکراین با رای پارلمان اوکراین ویکتور یانکویچ از سمت رئیس‌جمهوری برکنار شد و یولیا تیموشنکو نخست‌وزیر سابق که در روز ۱۹ مهر ۱۳۹۰ برابر با ۱۱ اکتبر ۲۰۱۱ محکوم به زندان شده بود پس از تسخیر کاخ ریاست جمهوری توسط مخالفان و رای پارلمان این کشور مبنی بر بازگشت به قانون اساسی سال ۲۰۰۴؛ که این طرح با ۳۲۵ رای موافق به تصویب رسید و راه برای آزادی تیموشنکو هموار شد. همچنین پارلمان اوکراین به آزادی تیموشنکو از زندان نیز رای مثبت داد و در ساعاتی بعد در ۲۲ فوریه یولیا تیموشنکو از زندان آزاد شد. پس از برکناری یاناکویچ وی به روسیه گریخت و الکساندر تورچینف به عنوان رئیس‌جمهور موقت برگزیده شد. در پی این حوادث شبه جزیره کریمه توسط نیروهای روسی تحت عنوان محافظت از روس تبارهای این ایالت خودمختار اشغال شد. چند روز بعد از این اتفاقات، مردم شبه جزیره کریمه در برگزاری همه‌پرسی سراسری، موافقت ۹۶ درصدی خود را با پیوستن به کشور روسیه اعلام کردند و این شبه جزیره رسماً جزئی از خاک روسیه شد.

یانوکوویچ در یک نطق تلویزیونی با اشاره به پیش نویس توافقنامه پیوستن اوکراین به اتحادیه اروپا از مردمش دعوت کرد که متن پیش نویس را بخوانند. او گرچه مخالف قطعی پیوستن اوکراین به اتحادیه نیست اما می‌گوید این پیش نویس الحاق، اوکراین را فقط یک بازار مصرف برای محصولات اروپایی در ازای نیروی کار ارزان و غیر متخصص می‌خواهد و نه یک شریک تجاری واقعی برای اروپا. اما از طرف مقابل نیمه غربی اوکراین چشم به توان اقتصادی اروپا بسته‌است. آن‌ها به همسایگان فقیر خود می‌نگرند که درست مانند اوکراین بخشی از اتحاد جمهوری‌های شوروی بودند اما حالا اتباع آن‌ها آزادانه در هر جای اتحادیه اروپا سفر، اقامت و کار می‌کنند.[۴]

مداخله نظامی روسیه

پس از برکناری ویکتور یانکوویچ از ریاست جمهوری اوکراین در ماه فوریه و فرادستی نیروهای هوادار غرب در دولت کیف، اهالی روس تبار بخش‌هایی از شرق اوکراین مبتنی بر بدبینی تاریخی‌اشان به جهت‌گیری‌های سیاسی در غرب اوکراین و نیروهایی که در کیف قدرت را به دست گرفته‌اند و نیز بر بستر برخی اشتباهات دولت جدید با آن از در ستیز و مخالفت درآمده‌اند.

در این میان روسیه که فعل و انفعالات سیاسی در اوکراین را تلاشی دیگر برای تشدید محاصره خود و حضور سیاسی و نظامی غرب در پشت مرزهای خود تلقی می‌کند با حمایت از مخالفت‌ها در شرق اوکراین و تشدید ستیز میان اهالی منطقه و دولت کیف درصدد حفظ منافع ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک خود تا حد ممکن است. این رویکرد روسیه در همان روزهای اول پس از برکناری یانکوویچ و با تصرف بحث‌انگیز شبه جزیره کریمه نمودی بارز یافت.

گرچه نیروهای حاکم در کیف قول‌هایی مبنی بر تغییر قانون اساسی و اعطای اختیارات بیشتر به مناطق، به ویژه شرق کشور را داده‌اند، ولی این قول نه برای جدایی‌طلبان و نه برای روسیه حامی آن‌ها کافی نبوده‌است. با بدست آمدن برخی موفقیت‌های نظامی دولت در شرق، عرصه بر شبه‌نظامیان شرق اوکراین روز به روز تنگ‌تر می‌شود، اما تاکنون هیچ‌یک از دو طرف، اراده‌ای برای برای پایان درگیری‌ها نشان نداده‌اند.

افزایش تلاش‌های دیپلماتیک اخیر در اروپا برای حل بحران و افزایش تماس‌ها و دیدارها میان مقام‌های روسیه و اوکراین نشانگر آن است که هر دو طرف پیروزی واقعی و کاملی برای خود در این بحران متصور نیستند و بیش از همه یافتن راه‌حل سیاسی که مبتنی برخاست‌های متعادل شده طرفین باشد مد نظر است. گزینه کرملین برای تحقق این امر ایجاد یک حکومت فدرال در این کشور است. زیرا در یک اوکراین فدرال دولت مرکزی نسبتاً ضعیف در جهت‌گیری‌های خارجی‌اش به نظر موافق مناطق فدرال (از جمله مردم نواحی شرق کشور) وابسته است و روسیه را راضی کند که پیوند تنگاتنگ میان کیف و غرب (به خصوص از دید نظامی) عملی نشود.

این راه‌حل شاید اوکراین را در پیوندهای مستقیم سیاسی و اقتصادی با غرب قرار دهد، اما در عین حال باید به پیوندهای تاریخی، فرهنگی و اقتصادی شرق اوکراین با روسیه هم توجه کند و به لحاظ نظامی، مانند آنچه برای فنلاند پس از جنگ جهانی دوم ترسیم شد، موقعیتی خنثی و حائل را برای اوکراین رقم بزند.[۵]

اما روسیه به هیچ‌یک از این راه حل‌ها توجهی نکرده و بدون در نظر گرفتن عواقب بعدی، به افزایش درگیری‌ها در شرق اوکراین دامن می‌زند. از زمان شروع درگیری‌ها در آوریل ۲۰۱۴ تا ماه آگوست، بین ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ داوطلب روس به همراه جدایی طلبان شرق اوکراین می‌جنگیدند. یکی از روش‌های دیگر روسیه در جهت همسو کردن مردم، استفاده از حافظهٔ تاریخی آن‌ها و دادن لقب‌هایی چون فاشیست و نازی به مبارزه با مخالفانش از جمله رهبران امروز اوکراین است.[۶]

همچنین تا آغاز ماه سپتامبر، این جنگ شاهد یک میلیون آواره، ۲۶۰ هزار بی‌خانمان و مرگ ۲۶۰۰ نفر شد[۷] و با ادامه یافتن این وضعیت در ۲۳ دسامبر ۲۰۱۴ پارلمان اوکراین رای به پیوستن این کشور به ناتو داد.[۸]

حکومت و سیاست :

نظام سیاسی اوکراین، جمهوری ترکیب شده نیمه پارلمانی، نیمه ریاست جمهوری است که در آن قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه مستقل می‌باشند و رئیس‌جمهور در یک انتخابات عمومی برای ۵ سال به عنوان رئیس دولت انتخاب می‌شود.[۹] در دور دوم انتخابات سال ۲۰۱۰، ویکتور یانکویچ با پیشی گرفتن از رقیب خود، یولیا تیموشنکو ریاست جمهوری اوکراین شده و میکولا آزارف به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد.

نظامی

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اوکراین صاحب ۷۸۰٫۰۰۰ سرباز در خاک خود و سومین زرادخانه تسلیحات هسته‌ای در جهان شد. در ماه می۱۹۹۲ در حالی که اوکراین با تحویل تسلیحات هسته‌ای خود به روسیه برای دفن موافقت کرده بود، پیمان کاهش سلاح‌ها را امضا نمود تا به عنوان یک کشور بدون سلاح اتمی به عضویت در پیمان‌نامه منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای در آید. در دوران کوچما، اوکراین این پیمان را در سال ۱۹۹۴ به تصویب رساند و در سال ۱۹۹۶ به یک کشور فاقد سلاح اتمی تبدیل شد. اوکراین تاکنون کشوری بدون تسلیحات اتمی شناخته شده‌است.[۱۰]

ارزش اقتصادی و ژئو پولتیک اوکراین :

اوکراین پس از روسیه پهناورترین کشور اروپاست. با ذخیره وسوسه انگیزی از معادن فلزی ارزشمند. نیمی از آهن و فولاد کل شوروی از اوکراین بدست می‌آمد. چهل درصد از کل سنگ منگنز دنیا در دوران شوروی از اوکراین صادر می‌شد. به این فهرست، منابع زغال سنگ، جیوه، تیتانیوم و نیکل را هم باید افزود. اوکراین یکی از مهمترین کشورهای معدنی دنیاست که هم از نظر تنوع و هم حجم ذخایر در دنیا کم‌نظیر است. گفته می‌شود ۸۰۰۰ معدن از ۹۰ کانی ارزشمند در سراسر خاک اوکراین وجود دارد.

بر خلاف بیشتر کشورهای معدنی که کشاورزی خوبی ندارند اوکراین صاحب نوع بسیار حاصلخیزی از خاک هم هست. این خاک که بنام خاک سیاه (یا سرزمین سیاه) معروف است حاصلخیزترین خاک کره زمین است و در روسیه و کانادا نیز یافت می‌شود. اوکراین صاحب یک چهارم از خاک سیاه کره زمین است. این خاک استثنایی و حاصلخیز، یکی از سرمایه‌های ملی اوکراین است. کشاورزی در این خاک بدون کود انجام می‌شود. کشاورزان می‌گویند سربازان نازی در جنگ جهانی دوم این خاک را با خود به آلمان می‌بردند.

موقعیت ژئوپولتیک اوکراین هم برای غرب، بی‌نظیر است. مرزهای اوکراین تنها ۶۰۰ کیلومتر تا مسکو فاصله دارند. در زمان جنگ سرد رسیدن پای غرب به این فاصله از قلب بلوک شرق رؤیا بود. اوکراین یکی از سرنوشت سازترین حلقه‌های غرب در زنجیره مهار روسیه است.

علاوه بر همه این امتیازات بالقوه، اوکراین گلوگاه انرژی اروپا هم هست. ۲۵ کشور اروپایی، واردکننده گاز از روسیه هستند و همه خط لوله‌ها به جز یکی از خاک اوکراین می‌گذرند. این یعنی اوکراین گلوگاه درآمد گازی روسیه نیز هست. در روز اول ژانویه سال ۲۰۰۶، روسیه شیر خطوط صادرات گاز از خاک اوکراین را در پی اختلاف بر سر حق ترانزیت، بست. البته روسیه و اوکراین پس از چهار روز به تفاهم اولیه رسیدند. اما اصل اختلاف پابرجا ماند. سه سال بعد در ژانویه ۲۰۰۹، بار دیگر شیر گاز بسته شد و قربانی این اختلاف هم صنایع اروپایی بودند. اروپا هنوز سرمای شبهای بدون گاز، به خاطر بسته شدن این گلوگاه را به خوبی به یاد دارد. در آن سال ۱۸ کشور اروپایی افت فشار یا قطع کامل جریان گاز را گزارش کردند.

در حال حاضر اتحادیه اروپا تقریباً ۱۸٫۷ تریلیون فوت مکعب گاز در سال مصرف می‌کند که ۱۶٪ آن از خاک اوکراین ترانزیت می‌شود. پس عجیب نیست که این کشور فقیر (از نظر مالی) تا این اندازه مهم است و همین اهمیت است که جامعه اوکراین را دچار دودستگی کرده.[۴]

تقسیمات کشوری :

کشور اوکراین به ۲۴ اوبلاست (استان) و استان‌های اوکراین به نوبه خود به ۴۹۰ رایون (بخش) تقسیم شده‌اند. اوکراین دارای یک منطقه خودمختار به نام کریمه می‌باشد و شهر سواستوپول به لحاظ موقعیت نظامی خاص از وضعیت قانونی ویژه‌ای برخوردار است. روز جمعه، ۱ فروردین ۱۳۹۳ (۲۱ مارس ۲۰۱۴)، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور وقت روسیه، مصوبهٔ پارلمان روسیه در مورد الحاق شبه جزیرهٔ کریمه به خاک این کشور را امضا کرد و به این ترتیب، این مصوبه از نظر قوانین روسیه رسمیت یافت.

جغرافیا :

اوکراین با ۶۰۳٫۵۵۰ کیلومتر مربع مساحت و ۲٬۷۸۲ کیلومتر خط ساحلی چهل و چهارمین کشور بزرگ جهان و پس از روسیه دومین کشور وسیع در اروپا است.[۱۱]

این کشور از زمین‌های مسطح و دشت‌های حاصلخیز (یا استپ) تشکیل شده‌است که از میان آن‌ها رودخانه‌هایی چون دنیپر، سورسکی دونتس، دنیستر و بوگ جنوبی می‌گذرند و به دریای سیاه و دریای کوچک آزوف منتهی می‌شوند. در جنوب غربی اوکراین دلتای رود دانوب در مرز این کشور با رومانی قرار گرفته‌است. تنها کوه‌های این کشور بخشی از رشته کوه‌های کارپات می‌باشد که بلندترین نقطه آن در اوکراین، کوه هورلا است که ۲٬۰۶۱ متر ارتفاع دارد و در شبه جزیره کریمه نیز رشته کوه‌های کریمه تا ساحل جنوبی کریمه امتداد دارد.[۱۲]

اوکراین دارای آب و هوای معتدل قاره‌ای است، هرچند در سواحل جنوبی کریمه شرایط آب و هوایی مدیترانه‌ای وجود دارد. بارش باران در نقاط مختلف اوکراین متفاوت است، به‌طوری‌که بیشترین میزان بارش در شمال و غرب این کشور صورت می‌گیرد و کمترین میزان بارش در شرق و جنوب شرقی است، بطور مثال بارش سالیانه در منطقه غربی حدود ۱٬۲۰۰ میلی‌متر است، در حالی که بارش سالانه در کریمه ۴۰۰ میلی‌متر می‌باشد.[۱۳]

اقتصاد :

در زمان شوروی، اقتصاد اوکراین دومین اقتصاد بزرگ اتحاد جماهیر شوروی بود و یک بخش صنعتی و کشاورزی مهم به حساب می‌آمد.[۱۱] پس از فروپاشی شوروی، نظام اقتصاد با برنامه این کشور به سمت یک اقتصاد بازاری تغییر کرد که روند این انتقال برای اکثریت جامعه که دچار فقر بودند، بسیار دشوار بود.[۱۴] پس از فروپاشی شوروی اقتصاد اوکراین به شدت محدود شده و زندگی روزانه برای یک فرد معمولی که در اوکراین زندگی می‌کرد بسیار دشوار بود. تعداد قابل توجهی از روستاییان بوسیلهٔ غذایی که خودشان می‌کاشتند زندگی می‌کردند، برخی نیز دو یا چند شغل داشتند و از طریق مبادله کالا با کالا، مایحتاج اولیه‌شان را تهیه می‌کردند.[۱۵]

آموزش :

طبق قانونی اساسی اوکراین، تمام شهروندان اوکراینی از تحصیل رایگان برخوردار هستند.

اوکراین دارای دانشگاه‌های بسیار زیاد و تنوع رشته بسیار زیاد است و رشته‌هایی مانند مکانیک، برق کاملاً کاربردی و هدفمند تدریس می‌شود، دانشگاه‌های اوکراین دارای امکانات کامل و با تکنولوژی روسی و به سبک روسی کلیه رشته‌ها تدریس می‌شود.[۱۶]

جمعیت و نژادها :

جمعیت این کشور بالغ بر ۴۶٬۱۷۹٬۲۲۶ نفر می‌باشد با توجه به آن که بیشتر نواحی صنعتی در شرق و جنوب شرقی اوکراین واقع شده‌اند، تراکم جمعیت در این نواحی بیشتر است، همچنین ۶۷٫۲٪ از جمعیت اوکراین نیز در مناطق شهری زندگی می‌کنند.[۱۷]

طبق سرشماری سال ۲۰۰۱ اوکراین، ۷۷٫۸٪ از جمعیت اوکراین را نژاد اوکراینی و مابقی را نژادهای روسی (۱۷٫۳٪)، بلاروسی (۰٫۶٪)، مولداوی، تاتارهای کریمه (۰٫۵٪)، بلغارها (۰٫۴٪)، مجارستانی (۰٫۳٪)، رومانیایی (۰٫۳٪)، لهستانی (۰٫۳٪)، یهودیان (۰٫۲٪)، ارامنه (۰٫۲٪)، یونانی‌ها (۰٫۲٪) و تاتارها (۰٫۲٪) تشکیل می‌دهند.

دین و مذهب :

تا سال ۹۸۸ میلادی ساکنین اوکراین فعلی نیز به مانند بسیاری از مردم اروپا بت‌پرست بودند ولی با پذیرش آئین مسیحیت از سوی پرنس ولادیمیر این کشور نیز مسیحی شد. در سال ۱۰۵۴ به دنبال تکفیر متقابل پاپ روم و پاتریارک بیزانس، مذهب ارتدوکس توسط پاتریارک بیزانس به وجود آمد و کشورهای زیادی از جمله اوکراین ارتدوکس گردیدند و به همین دلیل بیشتر مردم اوکراین تابع کلیسای ارتدوکس بوده و اقلیتی تابع کلیسای کاتولیک می‌باشند که بیشتر ساکن نواحی غرب اوکراین هستند. علاوه بر ارتدوکسها و کاتولیک‌ها، پیروان مذهب پروتستان و برخی فرق مسیحی دیگر نیز در اوکراین وجود دارند. یهودیان هم دارای کنیسه‌های مختلف هستند (در کیف ۲ کنیسه) که مراسم مذهبی خود را انجام می‌دهند.

حدود ۹۶٫۲ درصد جمعیت اکراین مسیحی هستند و پس از آن اسلام با ۰٫۷ درصد و یهودیت ۰٫۶ درصد و سایر ادیان ۲٫۵ درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند

از زمان فروپاشی اتحاد شوروی، هیچ‌یک از دولتهای حاکم بر اوکراین قوانین لازم برای حمایت و دفاع از زبان، مذهب و سایر حقوق اقلیت‌های ساکن این کشور را تصویب نکرده‌اند. از آغاز درگیری‌ها در شرق اوکراین، احساسات ضدیهودی در شرق این کشور بالا گرفته‌است. گفته می‌شود این نگرش با پخش اعلامیه‌هایی از طرف جمهوری مردمی دونتسک (وابسته به دولت روسیه) دامن زده می‌شود.[۱۸]

فرهنگ :

زبان

زبان مردم اوکراین از گروه زبان‌های اسلاو شرقی است و شباهت زیادی به زبان روسی دارد. به عبارت دیگر لغات مورد استفاده در زبان اوکراینی بیشتر بر گرفته از زبان لهستانی است ولی دستور زبان آن به مانند زبان روسی می‌باشد. زبان روسی بیشترین رواج را پس از زبان اوکراینی در این کشور دارد. الفبای زبان اوکراینی نظیر زبان روسی سیریلیک می‌باشد و تفا وت میان این دو اندک است

موسیقی و رقص

موسیقی در اوکراین با تاریخی طولانی و تأثیرگذار، بخش عمده‌ای از فرهنگ این کشور را تشکیل می‌دهد. از موسیقی بومی سنتی تا موسیقی کلاسیک و مدرن راک، اوکراین فهرست بلندی از موسیقی‌دان‌های برجسته‌ای چون چایکوفسکی و اوکآن الزی را در سطح بین‌المللی شناسانده‌است.

فوتبال

دو تیم مطرح دیناموکیف و شاختار دونتسک جزو بهترین‌های فوتبال این کشور می‌باشند که در مقاطعی در لیگ قهرمانان اروپا هم حضور داشته‌اند. تیم دیناموکیف ستارگان مطرحی از جمله اندره‌ای شوچنکو را به دنیای فوتبال معرفی کرده‌است.

صنعت گردشگری :

در رتبه‌بندی سازمان جهانی گردشگری، اوکراین از نظر تعداد گردشگران جایگاه هشتم را به خود اختصاص داده‌است.[۱۹] همچنین عجایب هفتگانه اوکراین از اصلی‌ترین جاذبه‌های گردشگری این کشور می‌باشند که از هفت بنای تاریخی و فرهنگی تشکیل شده‌است و شهرهای مهم توریستی آن کریمه، کی یف و خارکف می‌باشد.

 منبع : ویکی پدیا