نوشته‌ها

تیمور شرقی

درباره تیمور شرقی

جمهوری دموکراتیک تیمور شرقی (به انگلیسی: East Timor Democratic Republic of) کشوری است واقع در جنوب شرق آسیا، کنار دریای باندا، دریای تیمور و دریای فلورس، شرق ایالت سوندای شرقی اندونزی، جنوب مجموعه جزایر ملوک اندونزی و شمال غرب استرالیا، پایتخت آن دیلی است.

تیمور شرقی یک میلیون و ۱۶۰ هزار نفر جمعیت دارد که ۹۷ درصد آنان مسیحی کاتولیک هستند. زبان تتومی و پرتغالی زبان‌های رسمی تیمور شرقی هستند. واحد پول این کشور دلار آمریکا است.

در جریان خشونت‌ها در سال ۱۹۹۹ بیش از یک هزار نفر کشته و عده زیادی بی‌خانمان شدند. بیشتر موارد نقض حقوق بشر و خونریزی‌ها در تیمور شرقی در سال ۱۹۹۹، نتیجه اقدامات شبه نظامیان مسلح بوده و ارتش اندونزی مسئول مسلح کردن و متشکل کردن این شبه نظامیان بوده‌است [نیازمند منبع].

تیمور شرقی تا سال ۲۰۰۲ میلادی از جمله استان‌های اندونزی بود و در پی قیام‌ها و شورش‌های استقلال‌طلبانه از این کشور جدا شد، سرانجام ۲۰ مه ۲۰۰۲ میلادی تیمور شرقی از اندونزی اعلام استقلال کرد.

۷۸/۵ درصد مردم این کشور کوچک طی همه‌پرسی عمومی و زیر نظارت نیروهای حافظ صلح ملل متحد، در ۳۰ اوت ۱۹۹۹ به استقلال خود از اندونزی رای دادند که با توجه به عدم داشتن تجربه جهت امور کشور، آماده‌سازی دولت جهت به دست گرفتن قدرت و استقرار نظام اداری جدید، مقدماتی لازم داشت که با سپردن موقتی به سازمان ملل تحت عنوان دولت انتقالی این امر در سال ۲۰۰۲ فراهم گردید.

این کشور کوچک و نوپاترین دموکراسی آسیا، در سال ۲۰۱۸ میلادی به رغم گذشت ۱۵ سال بعد از استقلال از اندونزی با چالش‌های اقتصادی بسیار زیادی مبارزه می‌کرد.[۱]

تاریخ :

نخستین انسان‌ها ۴۲ هزار سال پیش به تیمور شرقی رسیدند.[۲] نوادگان دست‌کم سه موج از مهاجرت هنوز در تیمور شرقی از یکدیگر متمایز هستند. نخستین موج را انسان‌شناسان مردمانی از گونه مردم ودا-استرالی‌وار می‌نامند. حدود سه هزار سال پیش از میلاد موج دوم، ملانزی‌ها را به این نواحی آورد. با ورود تازه واردان، مردم ودا-استرالی‌وار در این زمان به کوهستان‌های داخلی پناه بردند. سرانجام مالای‌های اولیه با موج سوم از جنوب چین و شمال هندوچین به راه افتاده و به تیمور شرقی رسیدند.[۳] بازرگانان هاکا از جمله نوادگان این گروه آخر هستند. افسانه‌های آفرینش تیموری‌ها از نیاکانی نام می‌برند که پیرامون انتهای شرقی تیمور دریانوردی کرده و در جنوب پا به خاک گذاشتند.

بعدها پرتغالی‌ها پایگاه‌هایی در تیمور و مالوکو برپا کردند. اشغال مؤثر اروپایی بخش‌های کوچکی از این ناحیه در سال ۱۷۶۹ آغاز شد، زمانی که شهر دیلی تأسیس شد و ایجاد مستعمره پرتغالی تیمور اعلام شد. مرز قطعی میان نیمه غربی جزیره که مستعمره هلند، و نواحی شرقی جزیره که مستعمره پرتغال بود، در سال ۱۹۱۴ توسط دیوان دائمی داوری معین شد.[۴] این همین مرز است که امروزه مرز بین کشور تیمور شرقی و اندونزی را تشکیل می‌دهد.

برای پرتغالی‌ها، تیمور شرقی تا اواخر سده نوزدهم چیزی بیش از یک پایگاه بازرگانی دورافتاده و کم‌اهمیت نبود و سرمایه‌گذاری پرتغالی‌ها در زیرساخت، بهداشت، و آموزش و پرورش این ناحیه در سطح حداقل‌ها ماند.

سال‌ها، چوب صندل همچنان فراورده عمده صادراتی تیمور شرقی بود تا این‌که صادرات قهوه نیز در میانه‌های سدهٔ نوزدهم حجمی قابل توجه پیدا کرد. حکومت پرتغالی‌ها در تیمور شرقی به‌طور کلی با نادیده گرفتن حق بومی‌ها و بهره‌کشی همراه بود.[۵]

سپس نوبت هلندی‌ها بود که به مجمع‌الجزایر اندونزی بیایند. هلندی‌ها بزودی پرتغالی‌ها را از اندونزی بیرون راندند و فقط قسمت شرقی جزیره تیمور را برای آن‌ها باقی گذاشتند. در پایان جنگ جهانی دوم و در پی مبارزات فراوان مردم اندونزی به رهبری احمد سوکارنو هلندی‌ها از اندونزی بیرون رفته و کشور اندونزی استقلال خود را کسب کرد. از جمله بخش غربی جزیره تیمور که متعلق به اندونزی بود مستقل شد اما بخش شرقی هنوز تحت استعمار پرتغال قرار داشت. در روز ۲۵ آوریل سال ۱۹۷۴ میلادی حکومت استبدادی کائتانو، جانشین سالازار، دیکتاتور پرتغال در جریان یک انقلاب سرنگون گردید. نظامیان که قدرت را در دست گرفته بودند تصمیم به ترک مستعمرات گرفتند؛ بنابراین، پرتغال از مستعمرات خود از جمله تیمور شرقی خارج شد.

در پی بروز ناآرامی در جزیره تیمور، ارتش اندونزی به دستور سوهارتو بخش شرقی تیمور را اشغال کرد. به این ترتیب، در روز ۷ دسامبر سال ۱۹۷۵ میلادی ارتش اندونزی تیمور شرقی را به اشغال خود درآورد. این ماجرا سرآغاز یک جنگ قومی طولانی شد که به قتل‌عام‌های گسترده‌ای منجر گردید.

در جریان خشونت‌ها در سال ۱۹۹۹ بیش از یک هزار نفر کشته و عده زیادی بی‌خانمان شدند. بیشتر موارد نقض حقوق بشر و خونریزی‌ها در تیمور شرقی در سال ۱۹۹۹، نتیجه اقدامات شبه نظامیان مسلح بوده و ارتش اندونزی مسئول مسلح کردن و سازماندهی این شبه نظامیان بوده‌است.

تاریخ معاصر:

در سال ۱۹۹۹ مردم تیمور شرقی با شرکت در یک همه‌پرسی که تحت نظر سازمان ملل برگزار شد به استقلال از اندونزی رای دادند. نتیجه این همه‌پرسی واکنش خشونت‌آمیز شبه نظامیان طرفدار اندونزی را به دنبال داشت. اقدامات شبه نظامیان با ورود یگان‌هایی از ارتش استرالیا، که بر اساس قطعنامه شورای امنیت به این سرزمین اعزام شده بودند، خاتمه یافت اما در جریان خشونت‌ها، بیش از یک هزار تن از اهالی تیمور شرقی کشته شدند.

با خروج نیروهای اندونزی از تیمور شرقی، اداره امور این سرزمین به‌طور موقت برعهده نماینده سازمان ملل قرار گرفت و روز ۲۰ ماه مه سال ۲۰۰۲، تیمور شرقی به عنوان یک کشور مستقل مورد شناسایی بین‌المللی قرار گرفت.

جغرافیا :

جزیره تیمور در جنوب شرقی آسیا واقع شده و بخشی از ناحیه دریایی جنوب شرق آسیا به‌شمار می‌آید. جزیره تیمور در منتهی‌الیه شرقی مجمع الجزایر اندونزی واقع شده و به دلیل فاصله نزدیک به استرالیا از آب و هوایی خشک برخوردار است. تیمور شرقی بزرگترین و شرقی‌ترین جزیره از جزایر سوندای کوچک است. در شمال این جزیره، تنگه اُمبای، تنگه وِتار و دریای بزرگ باندا واقع شده‌اند. دریای تیمور جزیره را از سمت جنوب از استرالیا جدا می‌کند و استان سوندای شرقی اندونزی در غرب تیمور قرار دارد. مساحت تیمور شرقی ۱۴٫۸۷۴ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۹۷۵ هزار نفر است.

بیشتر این کشور کوهستانی است و بلندترین نقطه آن تاتامایلائو (نام دیگر: رامِلائو) است به ارتفاع ۲۹۶۳ متر.[۶] آب و هوای تیمور شرقی گرمسیری و به‌طور کلی گرم و مرطوب است اما فصل‌های بارانی و خشک مشخصی دارد.

پایتخت و بزرگترین شهر این کشور بندر دیلی با ۴۸ هزار نفر جمعیت است و دومین شهر بزرگ کشور بائوکائو نام دارد. از دیگر شهرهای مهم تیمور شرقی می‌توان، داره ۱۷ هزار نفر، مالیانا ۱۲ هزار نفر و ارمرا ۱۲ هزار نفر را نام برد.

تیمور شرقی بین عرض‌های ۸ درجه جنوبی و ۱۰ درجه جنوبی و طول‌های ۱۲۴ درجه شرقی و ۱۲۸ درجه شرقی قرار دارد.

شرقی‌ترین منطقه تیمور شرقی از کوهستان پایت‌چاو و منطقه دریاچه ایرا لالارو تشکیل شده‌است که نخستین منطقه حفاظت‌شده کشور یعنی پارک ملی نینو کُنیس سانتانا در آن قرار دارد. آخرین منطقه باقی‌مانده از جنگل‌های خشک تیمور شرقی در این پارک ملی واقع شده‌است. این پارک شماری از گیاهان و گونه‌های جانوری منحصر به فرد را در خود جای داده و جمعیت انسانی آن کم است. ساحل شمالی کشور دارای تعدادی از مجموعه‌های آب‌سنگ مرجانی است که بقای آن‌ها در معرض خطر است.[۷]

کارشناسان محیط زیست در بررسی‌ها دریافته‌اند که آب‌های اطراف جزیره آتائورو در تیمور شرقی، بالاترین نرخ میانگین تنوع ماهی‌های صخره‌های مرجانی را در جهان دارد. زیست‌شناسان در بررسی روی ۱۰ منطقه صخره‌ای در جزیره «آتائورو» متوجه شدند در هر منطقه به‌طور متوسط ۲۵۳ گونه ماهی مرجانی وجود دارد. به این ترتیب این منطقه رکورد پیشین بدست آمده در جزیره «راجا آمپات» در اندونزی را از آن خود کرد. در طول انجام این مطالعه محققان مجموع ۶۴۲ گونه ماهی ساکن صخره‌های مرجانی را در سراسر این جزیره به ثبت رساندند.[۸]

تقسیمات کشوری :

تیمور شرقی به سیزده استان تقسیم شده که این استان‌ها به نوبه خود به ۶۵ شهرستان و ۴۴۲ دهستان (sucos) تقسیم شده‌اند و جمعاً ۲۲۲۵ دهکده (aldeias) دارند.

2015 East Timor municipalities numbers.png استان مرکز استان مرکز
1 لائوتم Lautém لس‌پالوس Lospalos 8 لیکوئیسا Liquiçá لیکوئیسا
2 باوکاو Baucau باوکاو 9 ارمرا Ermera گلنو Gleno
3 ویکه‌که Viqueque ویکه‌که 10 آینارو Ainaro آینارو
4 ماناتوتو Manatuto ماناتوتو 11 بوبونارو Bobonaro مالیانا Maliana
5 دیلی Díli دیلی 12 کوا لیما Cova Lima سوآی Suai
6 آیلئو Aileu آیلئو 13 اوکوسه Oecusse پانته ماکاسار Pante Macassar
7 مانوفاهی Manufahi سامه Same

سیاست :

نقش رئیس‌جمهور در نظام سیاسی این کشور نمادین است و قدرت اجرایی در دست نخست‌وزیر است. نخست‌وزیر رئیس حزبی است که بیشترین آرا را در انتخابات مجلس به دست آورد. نخست‌وزیر جدید این مستعمره سابق پرتغال را نیز حزب اکثریت حاضر در مجلس انتخاب می‌کند. نخست‌وزیر به عنوان رئیس دولت در این کشور کابینه را تعیین می‌کند.

نمایندگان مجلس ملی تیمور شرقی با رای مردم برای دوره‌ای پنج ساله انتخاب می‌شوند. تعداد کرسی‌های این مجلس می‌تواند بین ۵۲ تا ۶۵ کرسی تغییر کند.[۹]

تیمور شرقی تا سال ۲۰۰۲ میلادی یکی از استان‌های اندونزی بود. مردم این کشور کوچک جنوب شرق آسیا در یک همه‌پرسی عمومی و زیر نظارت نیروهای حافظ صلح ملل متحد، در ۳۰ اوت ۱۹۹۹ به استقلال خود از اندونزی رای دادند و سرانجام این کشور در روز ۲۰ مه ۲۰۰۲ میلادی اعلام استقلال کرد.

از سال ۲۰۰۲ میلادی زانانا گوسمائو به سمت رئیس‌جمهور و ژوزه راموس هورتا از سال ۲۰۰۶ به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شدند.

مردم تیمور شرقی در مارس ۲۰۱۷ به فرانسیسکو گوترش رئیس‌جمهوری جدید این کشور رای دادند. رئیس حکومت در این کشور رئیس‌جمهور است که با رای مردم برای دوره‌ای پنج ساله انتخاب می‌شود.

در سال ۲۰۱۸ رئیس‌جمهوری جدید تیمور شرقی پس از آنکه دولت این کشور بر سر مسائل مختلف و از جمله لایحه بودجه با پارلمان اختلاف شدید پیدا کرد و تنش‌های سیاسی در این کشور افزایش یافت اقدام به انحلال مجلس نمود تا مردم این کشور در انتخاباتی جدید نمایندگان پارلمان را تعیین کنند.[۱۰]

اقتصاد :

واحد پول تیمور شرقی، دلار آمریکا با واحد جزء (سنت) می‌باشد. الوار، نارگیل، موز و سایر محصولات نواحی گرمسیری استوایی از صادرات تیمور شرقی محسوب می‌شود.

این کشور با جمعیت ۱٫۲ میلیون نفری با مشکلات زیادی روبه است که ازجمله می‌توان به فقر نیمی از این جمعیت اشاره کرد.

در اواخر سال ۱۹۹۹، ۷۰ درصد زیرساخت‌های اقتصادی تیمور شرقی توسط نظامیان اندونزیایی و شبه‌نظامیان تخریب شد و به دنبال آن نزدیک به ۲۶۰ هزار نفر از مردم تیمور شرقی از این کشور مهاجرت کردند. با به استقلال رسیدن این کشور در سال ۲۰۰۲، سازمان ملل با کمک دیگر سازمان‌های بین‌المللی شروع به بازسازی زیرساخت‌های تخریب شده کردند. تنها در عرض چند ماه نزدیک به ۵۰ هزار نفر از مهاجران به کشور بازگشتند.

مهم‌ترین محصول این کشور چوب صندل است که در کنار فراورده‌های دیگری همچون قهوه و مرمر به کشورهای آمریکا، آلمان، پرتغال، استرالیا و اندونزی صادر می‌شود. مواد غذایی، گازوئیل، نفت سفید و ماشین‌آلات نیز جزو واردات این کشور از همین کشورهاست.

آمار دقیقی از نیروی کار این کشور در دست نیست، اما تخمین زده می‌شود نرخ بیکاری در این کشور ۵۰ درصد باشد. ۴۲ درصد مردم این کشور زیر خط فقر زندگی می‌کنند. در سال ۲۰۰۷ نرخ تورم در آن ۴/۵ درصد بود.

ذخایر گازی که زمانی مورد ادعای مالکیت استرالیا بود، از عوامل کلیدی تأثیرگذار در اقتصاد تیمور شرقی است. میدان گازی سان رایز بزرگ بیش از ۱۴۴ میلیارد متر مکعب گاز و همچنین ۲۲۶ میلیون بشکه میعانات گازی که حدود ۴۰ میلیارد دلار ارزش دارد را در خود جای داده‌است. در سال ۲۰۱۷ دادگاه بین‌المللی لاهه اعلام کرد که تیمور شرقی و استرالیا در مورد این میدان گازی توافق کردند یک نظم خاص برای میدان سان رایز بزرگ ایجاد نمایند تا مسیر توسعه این میدان و اشتراک درآمدهای حاصل از آن را هموار سازند.[۱۱]

مردم :

اکثریت نژاد تیمور شرقی را رامائوبره‌ها تشکیل می‌دهند، چینی‌ها، اندونزیایی‌ها و پرتغالی‌ها در اقلیت هستند. تتوم و پرتغالی زبان‌های رسمی تیمور شرقی هستند. تیمور شرقی دومین کشور مسیحی قاره آسیا بعد از فیلیپین است. تیموری‌ها ۷۸ درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و از دو گروه عمده Austtonesian و پاپوایی تشکیل شده‌اند. دین ۸۶ ٪ مردم تیمور شرقی، کاتولیک، ۵ ٪ پروتستان و ۳ ٪ مسلمان است.

غذاهای تیمور شرقی شامل غذاهای منطقه‌ای محبوب مانند گوشت خوک، ماهی، ریحان، تمر هندی، حبوبات، ذرت، برنج، سبزیجات ریشه‌ای و میوه‌های گرمسیری می‌باشد. آشپزی در تیمور شرقی از آشپزی جنوب شرقی آسیا و از غذاهای پرتغالی تأثیر تأثیر گرفته‌است. به خاطر قرن‌ها حضور پرتغالی در این جزیره باشد ادویه‌های بخش‌های دیگر مستعمرات پرتغالی در جهان در تیمور شرقی نیز کاربرد دارند.

منبع : ویکی پدیا

روز جهانی توجه به لکنت زبان

سی ام مهرماه برابر با بیست و دوم اکتبر، از سال ۱۹۹۸ به عنوان روز جهانی توجه به لکنت زبان نامگذاری شده است. هدف از این نامگذاری، افزایش آگاهی عمومی نسبت به ناروانی گفتار است. میلیون ها نفر در سراسر دنیا از این اختلال گفتاری رنج می برند.

جمهوری دومینیکن

درباره جمهوری دومینیکن

جمهوری دومینیکن کشوری است در بخش شرقی جزیره هیسپانیولا در دریای کارائیب. پایتخت آن سانتو دومینگو است. زبان رسمی این کشور اسپانیایی و پول رایج آن پزو است.

جمهوری دومینیکن با حدود ۱۰ میلیون نفر جمعیت و ۴۸۴۴۵ کیلومتر مربع مساحت، پس از کوبا، دومین کشور بزرگ حوزه کارائیب از نظر جمعیت و مساحت به‌شمار می‌آید. یک میلیون نفر از جمعیت جمهوری دومینیکن در پایتخت کشور زندگی می‌کنند.

از سده هفتم میلادی ساکنان منطقه کنونی جمهوری دومینیکن را مردم قوم تائینوس تشکیل می‌دادند. کریستف کلمب در سال ۱۴۹۲ به ساحل دومینیکن رسید و این محل به محل اولین سکونتگاه دائم اروپاییان در آمریکا بدل شد. این سکونتگاه همان سانتو دومینگو، پایتخت کنونی کشور است که اولین پایتخت اسپانیا در قاره جدید نیز بود. پس از سه قرن حکومت اسپانیایی، که در خلال آن در دوره‌هایی

و هائیتی نیز اداره کشور را در دست داشتند، این کشور در سال ۱۸۲۱ مستقل شد.

تاریخ :

دومینیکن اولین سرزمینی در قاره آمریکا است که اروپایی‌ها در آن استقرار یافتند و پایتخت آن، سنت دومینگو نیز اولین پایتخت مستعمراتی در این قاره است. دومینیکن در جزیره ایسپانیولا قرار دارد که کریستف کلمب در سال ۱۴۹۲ آن را مستقیماً تحت حاکمیت اسپانیا اعلام کرد.

در سال ۱۷۹۵ و در پی نبردهای اسپانیا با جمهوری تازه تأسیس فرانسه اسپانیا اداره سانتو دومینگو را طبق قرار داد باسل به فرانسویان واگذار کرد.

در سال ۱۸۰۸ مقارن با حمله ناپلئون به اسپانیا، سفید پوستان سانتو دومینگو علیه حاکمیت فرانسه در جزیره ایسپانیولا قیام کردند و با کمک بریتانیا که در آن زمان از متحدان اسپانیا بود و هاییتی، مجدداً اداره سانتو دومینگو را به اسپانیایی‌ها بازگرداندند.

در سال ۱۸۲۰ یکی از فرمانداران سابق اسپانیا در دومینیکن استقلال این کشور از استعمار اسپانیا را اعلام کرد. اما عمر استقلال دومینیکن چندان طولانی نبود و ۹ ماه بعد نیروهای هاییتی به دومینیکن حمله کردند و این منطقه را تحت تصرف خود درآوردند.

در سال ۱۸۳۸ تلاش‌ها مجدداً برای استقلال دومینیکن بالا گرفت و در نهایت با تشکیل انجمن‌های مخفی و پیگیری مبارزات برای کسب استقلال، دومینیکن در سال ۱۸۴۴ از هاییتی استقلال یافت و در نوامبر همین سال نیز اولین قانون اساسی دومینیکن تدوین شد.

دومینیکن ۳۱ سال (۱۹۳۰–۱۹۶۱) تحت حکومت دیکتاتوری رافائل تروخیو (Rafael Trujillo) بود.[۱] این دوران در ادبیات جهان نیز بازتاب یافته‌است.[۲]

جغرافیا :

سواحل زیبای پونتا کانا باعث رشد صنعت گردشگری در جمهوری دومینیکن شده‌است.[۳]

اقیانوس اطلس از شمال، هائیتی از مغرب، دریای کارائیب از جنوب، گذرگاه مونا از مشرق، این کشور را احاطه کرده‌اند.

دومینیکن بخش خاوری جزیره هیسپانیولا می‌باشد و بخش باختری آن کشور هائیتی است.

خلیج‌ها

لویا
سامانا
اوکوا

دماغه‌ها

بی تا
ایزابلا

رودها

ریویاک
ریویونا

قلل

تینائی
گالو

جزایر

بی تا
انریکیلو

شهرها و بنادر :

شهر / بندر استان جمعیت مساحت (کیلومتر مربع)
بندر باراهونا
شهر سان کریستوبال
بندر سانتو دومینگو
شهر سانتیاگو
شهر سانچز
شهر لا وگا
بندر مونت کریستی

تقسیمات کشوری :

این کشور به‌طور کلی به ۳۰ قسمت ایالتی تقسیم شده‌است.

اقتصاد :

تولید ناخالص داخلی در این کشور ۴/۸۵ میلیارد دلار است. سه میلیون و ۹۸۶ هزار نفر نیروی کار آن را تشکیل می‌دهند.

نرخ بیکاری در این کشور ۵/۱۵درصد است. ۲/۴۲ درصد از جمعیت این کشور زیر خط فقر زندگی می‌کنند. در سال ۲۰۰۷ نرخ تورم در دومینیکن ۸/۵ درصد بود.

محصولات صادراتی این کشور شامل نیکل آهن، شکر، طلا، نقره، قهوه، کاکائو، تنباکو، گوشت و کالاهای مصرفی است که به کشورهای آمریکا (۷/۷۲ درصد)، انگلیس(۲/۳ درصد) و بلژیک (۴/۲ درصد) صادر می‌شود.

محصولات وارداتی این کشور شامل مواد غذایی، نفت، پنبه، مواد شیمیایی و دارویی است که از کشورهای آمریکا (۹/۴۶درصد)، ونزوئلا (۴/۸درصد)، کلمبیا (۳/۶ درصد) ومکزیک(۷/۵ درصد) وارد می‌شود.

منبع : ویکی پدیا

دومینیکا

درباره دومینیکا

دومینیکا کشوری است جزیره‌ای در دریای کارائیب. نام رسمی آن کشور همسود (مشترک‌المنافع) دومینیکا و پایتخت آن روسو است.

دومینیکا از جزایر بادپناه و بخشی از منطقه آنتیل کوچک است و به خاطر طبیعت دست‌نخورده‌ای که دارد «جزیره طبیعت کارائیب» نامیده شده‌است. دومینیکا در جنوب گوادلوپ و در شمال مارتینیک واقع شده؛ مساحت دومینیکا ۷۵۰ کیلومتر مربع و جمعیت این کشور ۷۱٫۲۹۳ نفر (در سال ۲۰۱۱) است. زبان رسمی این کشور انگلیسی است و زبان‌های کریول دومینیکایی و فرانسوی نیز به عنوان زبان‌های گفتاری استفاده دارند.

جزیره دومینیکا از دیدگاه زمین‌شناسی جوان‌ترین جزیره آنتیل کوچک است و به این خاطر فعالیت‌های آتشفشانی و زمین‌گرمایی هنوز در آن دیده می‌شود. دریاچه جوشان، که دومین چشمه آب‌گرم دنیا است در دومینیکا واقع شده‌است.

طوطی شاهی پرنده ملی این جزیره است و نگاره آن بر روی پرچم دومینیکا نیز نقش بسته‌است.

تاریخ :

کریستف کلمب این جزیره را به نام روز یکشنبه (در لاتین: dominica) یعنی روزی که این جزیره را کشف کرد نام‌گذاری نمود. کشف این جزیره در تاریخ ۳ نوامبر ۱۴۹۳ بود. امروزه ۸۶٫۸٪ از مردم دومینیکا سیاه‌پوست هستند. درواقع دومینیکا در تاریخ ۳ نوامبر ۱۴۹۳ توسط کریستف کلمب و در طی سفر دومش به «بر جدید» کشف شد. او این سرزمین را در اختیار بومیان سرخ‌پوست کارائیبی و جنگجویی یافت که از نسل بومیان آراواک بودند.

در قرن شانزدهم کشتی‌های اسپانیایی به دلیل شرایط باد و جریانات آبی مناسب، معمولاً در دومینیکا لنگر می‌انداختند ولی به دلیل مخالفت و مقاومت‌های مردم دومینیکا، عملاً در آنجا ساکن و مستقر نشدند.

تقریباً تمام جمعیت هفتادهزار نفری دومینیکا، از نسل برده‌هایی هستند که در قرن ۱۸ میلادی به دومینیکا برده شدند. با این حال دومینیکا تنها جزیرهٔ کارائیب شرقی است که هنوز جمعیت پیش از کشف آن توسط کلمب را حفظ کرده‌است: بومیان کارائیب که حدود ۳۳۰۰ نفر از آنان همچنان در سواحل شرقی به زندگی مشغولند.

سیاست :

حکومت دومینیکا دموکراتیک و مردم سالار است. قوهٔ مقننه پارلمان دومینیکا است که وظیفه قانون‌گذاری را بر عهده دارد. رئیس کشور رئیس‌جمهور و رئیس دولت نخست‌وزیر است که با رای مستقیم مردم برگزیده می‌شوند.

اقتصاد :

دومینیکا برای جلب سرمایه برای توسعهٔ اقتصادی آن کشور، در مقابل سرمایه‌گذاری در پروژه‌های دولتی، تابعیت و حقوق شهروندی دومینیکا را به سرمایه‌گذار اهداء می‌کند. اقتصاد دومینیکا کاملاً به گردشگری، کشاورزی و اخذ مالیات سنگین وابسته است.

مردم :

۸۶٫۸٪ مردم دومینیکا سیاه‌پوست، ۸٫۹٪ دورگه، ۲٫۹٪ سرخ‌پوستان کارائیبی، س ۰٫۸٪ سفیدپوست و ۰٫۷٪ از دیگر نژادها هستند.

تقسیمات کشوری :

دومینیکا به ۱۰ استان تقسیم شده‌است. استان‌های این کشور Parish نامیده می‌شوند که در اصل به معنی یک «بخش کلیسایی» است. جمعیت هر استان در سرشماری ۲۰۱۱ در درون پرانتز آمده‌است:

پریش سنت اندرو (۹٬۴۷۱)
پریش سنت دیوید (۶٬۰۴۳)
پریش سنت جورج (۲۱٬۲۴۱)
پریش سنت جان (۶٬۵۶۱)
پریش سنت جوزف (۵٬۶۳۷)
پریش سنت لوک (۱٬۶۶۸)
پریش سنت مارک (۱٬۸۳۴)
پریش سنت پاتریک (۷٬۶۲۲)
پریش سنت پل (۹٬۷۸۶)
پریش سنت پیتر (۱٬۴۳۰)

منبع : ویکی پدیا

هواپیمای ایرانی ادعایی فاکس نیوز حامل سلاح نبود

اداره کل هواپیمایی کشوری لبنان با انتشار بیانیه‌ای اقدام یک رسانه تندروی آمریکایی در خبرسازی علیه ایران را برملا کرد.

در حالی که شبکه خبری آمریکایی «فاکس نیوز» وابسته به نومحافظه کاران این کشور اخیرا به نقل از منابع اطلاعاتی غربی مدعی شد که یک فروند هواپیمای مسافربری ایران متعلق به شرکت «فارس قشم» با سلاح قاچاق بر باند فرودگاه بین‌المللی «رفیق حریری» به زمین نشسته، اداره کل هواپیمایی کشوری لبنان شنبه شب با انتشار بیانیه‌ای خبر فاکس نیوز را جعلی خواند.

به نوشته «خبرگزاری رسمی لبنان» در بیانیه اداره کل هواپیمایی کشوری لبنان آمده است، شرکت هوایی ایرانی فارس قشم در تاریخ 15 اکتبر (24 مهر) 2018 برای پرواز باری بین فرودگاه‌های دمشق، بیروت و دوحه ابتدا درخواست مجوز کرد.

در ادامه توضیح در این بیانیه آمده است: «در پرواز دمشق_ بیروت در تاریخ 16 اکتبر (25 مهر)، هواپیمای «بوئینگ 747 بی» ساعت 3 بعد از ظهر به وقت محلی بدون هیچگونه باری بر باند فرودگاه بین‌المللی رفیق حریری به زمین نشست.»

در پرواز بیروت _ دوحه در تاریخ 17 اکتبر (26 مهر) در ساعت 7:30 غروب به وقت محلی، این هواپیما با 74 تن بار احشام و بعد از موافقت مقام‌های هواپیمایی کشوری قطر، از فرودگاه رفیق حریری عازم دوحه شد.

به نوشته خبرگزاری لبنان، اداره کل هواپیمایی کشوری لبنان در خاتمه به رسانه‌ها‌ توصیه کرده تا در انتشار هرگونه اطلاعات مربوط به فرودگاه بیروت مراقب باشند.

گفتنی است که روزنامه «الشرق الاوسط» وابسته به آل سعود نیز برای بهره برداری رسانه‌ای، خبر جعلی فاکس نیوز را پوشش داده بود.

با انتشار بیانیه‌ای اقدام یک رسانه تندروی آمریکایی در خبرسازی علیه ایران را برملا کرد.

منبع : فارس

جیبوتی

دانمارک

درباره دانمارک

پادشاهی دانمارک کشوری است در شمال اروپا و پایتخت آن کپنهاگ است. جمعیت این کشور ۵٫۵ میلیون نفر و زبان رسمی آن دانمارکی است. زبان‌های فاروئی، گرینلندی و آلمانی نیز به عنوان زبان‌های محلی در این کشور رسمیت دارند. واحد پول این کشور کرون دانمارک است و با اینکه این کشور در سال ۱۹۷۳ به اتحادیه اروپا پیوسته اما به حوزه یورو نپیوسته‌است. ۸۰٫۴ درصد مردم دانمارک مسیحی لوتری هستند.

جزایر فارو و گرینلند بخشی از پادشاهی دانمارک به‌شمار می‌آیند اما به ترتیب در سال‌های ۱۹۴۸ و ۱۹۷۹ به آن‌ها خودگردانی اعطا شده‌است. دانمارک جنوبی‌ترین کشور اسکاندیناوی است و تنها مرزی که دارد با کشور آلمان است. پلی دریایی به نام پل اورسوند، دانمارک را به سوئد متصل می‌کند.

دانمارک از اعضای مؤسس سازمان ملل و ناتو است. کشور دانمارک دارای دولت رفاه‌است و از نظر کم بودن اختلاف درآمد مردم، در رتبه اول جهان قرار دارد. دانمارک از نظر درآمد سرانه در رتبه هفتم جهان قرار دارد و در بررسی‌های سالانه، مردم آن مکرراً به عنوان «راضی‌ترین» مردم جهان اعلام می‌شوند و همچنین در سال ۲۰۱۶ شرکت یونیورسام با انتشار شاخص سالانه شادی، کشور دانمارک را در رتبه نخست شادترین و راضی‌ترین نیروی کار در دنیا قرار داد. این کشور به عنوان کشوری با کمترین فساد اداری در جهان به‌شمار می‌آید.

پرچم این کشور که شامل یک صلیب سفید در میان آن است قدیمی‌ترین پرچمی در جهان است که از سال ۱۸۲۱ تا به حال استفاده می‌شود. صلیب سفید این پرچم را در پرچم کشورهای انگلیس، سوئد، نروژ، فنلاند و ایسلند هم می‌توان دید.

کشور پادشاهی دانمارک بعد از کشور ژاپن دارای قدیمی‌ترین خاندان پادشاهی است. دانمارک دو سرود ملی دارد: یکی سرود شهروندان (با نام سرزمینی است دوست‌داشتنی) و دیگری سرود سلطنتی (به نام شاه کریستیان نزد دکل رفیع ایستاد).

تاریخ :

دانمارک از حدود ۱۲٬۵۰۰ سال پیش مسکونی بوده و پیشینه کشاورزی در این سرزمین به ۳۹۰۰ پیش از میلاد بازمی‌گردد.

به باور تاریخدانان، پیش از مهاجرت مردم دانمارکی که گروهی از ژرمن‌ها هستند، قوم دیگری از ژرمن‌ها به نام ژوت‌ها به این منطقه آمده‌بودند و ژوتلند و جزایر پیرامون آن را مسکونی کرده‌بودند. ژوت‌ها به همراه آنگل‌ها و ساکسون‌ها سه قوم نیرومند ژرمن در زمان خود به‌شمار می‌آمدند.

از سده سوم به بعد در این منطقه به مرور سازه‌های دفاعی دانه‌ویرکه ساخته شد و با ظهور شاهان دانمارکی، تلاش‌های ساخت‌وساز در سال ۷۳۷ گسترده‌تر شد. دانمارکی‌ها از سده هشتم تا دهم میلادی به عنوان وایکینگ شناخته می‌شدند. دانمارکی‌ها همراه با نروژی‌ها و سوئدی‌ها به اقصی نقاط اروپا حمله برده و به غارت و تجارت پرداختند. وایکینگ‌های دانمارکی بیشتر در جزایر بریتانیا و غرب اروپا فعالیت داشتند.

سده‌های میانه

به‌سال ۱۲۱۹ و در ۱۵ ژوئن، شاه «والدمار دوّم» دانمارکی که او را فاتح می‌نامیدند در تنگنای بدی گرفتار شده بود. در این وضعیت، اسقف‌های دانمارکی که همراه لشکر جنگی بودند، بر تپه‌ای گرد آمده و به دعا پرداختند. بنا بر داستان‌های در این هنگام، ناگاه ابرها کنار رفتند و پارچهٔ سرخ‌رنگ بزرگی از آسمان به زیر افتاد که صلیب سفید رنگی برآن دیده می‌شد. به قول داستان‌ها این نشانه‌ای عینی از جانب خداوند بود که نشان می‌داد او برای دانمارکی‌ها رحیم و خیرخواه خواهد بود.

تاریخ روشن و آشکار دانمارک به سده دهم میلادی بازمی‌گردد. در اوایل سده یازدهم کنوت فرزند سوین فتوحات زیادی را در اروپا برای دانمارک کسب کرد که از آن جمله انگلستان و نروژ بود.

پس از مرگ کنوت، دانمارک مدت‌ها درگیر کشمکش‌های داخلی بود. در طی سده‌های دوازده و سیزدهم میلادی نیز بر وسعت متصرفات دانمارک افزوده شد و به خاطر وجود پادشاهانی مانند والدمار یکم و دوم بود در قرن چهاردهم والدمار چهارم پادشاه وقت، کوشش‌های زیادی را برای عظمت دانمارک آغاز کرد که تا اندازه‌ای هم به پیشرفت‌هایی نایل آمد ولی سرانجام مغلوب رقبای اروپائیش گردید.

در سال ۱۳۹۷ میلادی پادشاه وقت ملکه مارگریت (دختر والدمار چهارم) اتحادیه کالمار را بین دانمارک و سوئد و نروژ برقرار ساخت. اتحاد با نروژ تا سال ۱۸۱۴ دوام داشت ولی اتحاد با سوئد در سال ۱۵۲۳ پایان یافت. در سال ۱۴۴۸ کریستیان اول به پادشاهی دانمارک رسید. او از خاندان اولندنبورگ بوده و نواحی شلسویگ و هولشتاین (دو ناحیه در جنوب دانمارک که در آن زمان دوک‌نشین آلمانی بودند) را تحت تسلط دانمارک درآورد.

پس از کرستیان اول پسرش ژان و سپس پسر ژان، کریستیان دوم به پادشاهی رسیدند. کریستیان دوم در سال ۱۵۱۳ به سلطنت دانمارک رسید. وی در سال ۱۵۲۰ با اقداماتی که انجام داد سوئد را تسخیر و ضمیمه دانمارک کرد. اما سوئدی‌ها در سال ۱۵۲۳ متحد شده و با لغو قرارداد کالمار کشور خود را مستقل اعلام نمودند. در همان سال اشراف دانمارک علیه کریستیان قیام نموده و پس از سرنگون کردن او عمویش فردریک اول را به سلطنت منصوب کردند.

در سال ۱۵۳۴ میلادی پس از مرگ فردریک اول (۱۵۳۳)، فرزند او کریستیان سوم به پادشاهی دانمارک (و همچنین نروژ) رسید. وی با کمک گوستاو اول پادشاه سوئد نیروهای لویک را که به دانمارک تجاوز کرده بودند شکست داد (۱۵۳۶). او مذهب لوتری را در دانمارک تثبیت کرده و به نروژی‌ها نیز تحمیل نمود. در دوران سلطنت او دانمارک به عظمت زیادی رسید. در سال ۱۵۵۹ فردریک دوم فرزند کریستیان سوم به پادشاهی رسید. در زمان وی اصلاحات اقتصادی و سیاسی زیادی انجام گرفت و دانمارک دارای نیروی دریایی گردید. پس از وی، پسر اول کریستیان چهارم به پادشاهی کشور رسید (۱۵۵۸). لیکن به علت خردسالی وی، تا سال ۱۵۹۶ حکومت در دست نایب السلطنه‌اش بود که در آن سال خود حکومت را به دست گرفت. در زمان سلطنت ۶۰ ساله وی، بارها با سوئد جنگید؛ و همچنین در جنگ‌های سی ساله درگیر شد ولی سیاست اقتصادی وی باعث رونق بازارهای کشور گردید.

در سال ۱۶۴۸ فرزند کریستیان با نام فردریک سوم به تخت نشست. در زمان او نیز جنگ‌هایی با سوئد واقع شد. جانشین کریستیان فرزند وی، فردریک چهارم بود. وی نیز طی جنگ‌هایی با سوئد کوشید تا نواحی شلسویگ و سوئد جنوبی را به دست بیآورد ولی فقط موفق به دست آوردن ناحیه اولی شد. پس از او به ترتیب: کریستیان ششم (۱۷۳۰ میلادی)، فردریک پنجم (۱۷۴۶)، کریستیان هفتم (۱۷۶۶)، و سپس فردریک ششم (۱۸۰۸) به سلطنت دانمارک و نروژ رسیدند.

تاریخ معاصر

در زمان فردریک ششم جنگ‌هایی میان دانمارک و انگلستان درگرفت. در سال‌های ۱۵ – ۱۸۱۴ برپایه پیمان وین، نروژ از دانمارک تجزیه شد و ضمیمه سوئد گردید؛ ولی سایر مستعمرات همچنان در دست دانمارک باقی‌ماند. پس از فردریک ششم حکومت به دست یکی از خویشان او (کریستیان هشتم) افتاد. در این دوره دانمارک پیشرفت‌های اقتصادی فراوانی یافت. پس از درگذشت وی (۱۸۴۸) پسرش فردریک هفتم و سپس کریستیان نهم (۱۸۶۳) به سلطنت رسیدند. کریستیان نهم که از خاندان سوندربورگ گلوکسبورگ بود در کنفرانس سال ۱۸۵۲ لندن مقامش در ولایتعهدی تثبت شده بود. او در آغاز سلطنتش در سال ۱۸۶۳ ناحیه شلسویگ – هولشتاین را به دانمارک الحاق نمود. در نتیجه این عمل جنگی میان دانمارک با پروس (آلمان) و اتریش روی داد که موجب از دست رفتن ناحیه نام‌برده و چند منطقه دیگر شد. در طول پادشاهی کریستیان نهم فعالیت آزادی‌خواهان برای تدوین قانون اساسی جدید تشدید شد.

پس از کریستیان نهم فرزندش فردریک هشتم در سال ۱۹۰۶ به سلطنت رسید. وی بیشتر به مسائل نظامی توجه داشت. بعد از وی کریستیان دهم در سال ۱۹۱۲ به سلطنت نشست. دانمارک در جنگ جهانی اول بی‌طرف باقی‌ماند ولی در طی جنگ جهانی دوم، در سالهای ۴۵ – ۱۹۴۰ به اشغال آلمان نازی درآمده و کریستیان تحت نظر قرار گرفت. در پایان جنگ جهانی دوم دانمارک از اشغال آلمان نازی خارج شد. در سال ۱۹۴۷ با درگذشت کریستیان دهم، فردریک نهم پادشاه شد. در زمان او دانمارک به حد اعلای پیشرفت‌های اقتصادی و سیاسی خویش رسید. در سال ۱۹۷۲ با مرگ فردریک نهم، دختر وی مارگرت دوم به پادشاهی رسید.

ولی در ۱۹۲۰ قسمت شمالی شلسویگ به دانمارک پس داده شد. در قرن بیستم، آخرین مستعمرات دانمارک یا فروخته شد (جزایر ویرجین) یا به استقلال رسید (ایسلند) یا خود مختار گشت (گرینلند و جزایر فارو). این کشور در جنگ جهانی دوم به اشغال آلمان نازی درآمد (۱۹۴۰تا ۱۹۴۵) و از آن پس یکی از اعضای اتحاد غربی بوده‌است. از دههٔ ۱۹۶۰ روابط دانمارک به‌طور فزاینده‌ای با آلمان و بریتانیا بوده‌است تا با کشورهای شمالی (نروژ و سوئد) که با آن‌ها روابط منفی دارد. دانمارک در ۱۹۷۳ به جامعهٔ اروپا ملحق شد، ولی پیامد پیوستن به این بازار مشترک دسته‌بندی هر چه بیشتر بین احزاب سیاسی کشور بوده و تشکیل دولت‌های ائتلافی و اقلیت را فرایندی وقت‌گیر و مشکل ساخته‌است. عدم پذیرش پیمان ماستریخت (۱۹۹۲) از سوی رأی دهندگان دانمارکی اقدام برای اتحاد اروپا را زیر سؤال برد.

جغرافیا :

دانمارک بخشی از اسکاندیناوی است. دانمارک، ۴۳٬۰۶۹ کیلومتر مربع (یک دوم جمهوری آذربایجان) مساحت دارد و از خاور به دریای بالتیک، از باختر به دریای شمال، از جنوب به کشور آلمان و از شمال به تنگه اسکاژراک محدود می‌شود. به دلیل شمار زیاد جزایر، دانمارک دارای خط طولانی ساحلی به درازای ۷٫۴۱۳ کیلومتر است. بیشتر نقاط دانمارک در نزدیکی ساحل دریا قرار دارند و بخش اعظم خاک کشور دانمارک را زمین‌های کشاورزی تشکیل می‌دهند. خاک اصلی دانمارک سرزمینی فاقد کوهستان است و بلندترین نقطه طبیعی آن موله‌هوی (Møllehøj) نام دارد که ارتفاع آن از سطح دریا ۱۷۰٫۸۶ متر[۱][۲] است.[۳]

دانمارک سرزمینی کم ارتفاع بوده و بر روی هم از جلگه‌ای سرسبز و بسیار حاصلخیز، و مراتع فراوان تشکیل یافته‌است. رودهای آن کوتاه ولی پرآب است، از جمله استورو، اسکیرن، وارده و گودنا. بلندترین نقطه کشور ۱۷۳ متر ارتفاع دارد. آب و هوای آن معتدل و مرطوب و پرباران است.

مهم‌ترین شهرهای دانمارک عبارت‌اند از کپنهاگ (پایتخت) در جزیره شیلند، اوهوس، آلبورگ و اسبرگ در شبه جزیره یولند و اودنسه در جزیره فیون.

خاک اصلی دانمارک از یک شبه جزیره به نام شبه جزیره یولند (به دانمارکی: یولند jylland) و ۴۴۳ جزیره شکل گرفته‌است. تنها ۷۶ جزیره مسکونی هستند و بسیاری از جزیره‌ها کوچک هستند و افراد کمی در آن‌ها سکونت دارند. مهم‌ترین این جزیره شیلند (به دانمارکی: Sjælland)، جزیره فیون (به دانمارکی: Fyn) و برنهلم (bornholm) (شرقی‌ترین مکان دانمارک) هستند.[۳]

جزایر فارو و گرینلند بخشی از اتحاد مشترک پادشاهی دانمارک* بوده، ولی خودمختار می‌باشند. یعنی مردم آن‌ها شهروند دانمارک محسوب شده و نمایندگان خود را برای «پارلمان دانمارک» انتخاب می‌کنند و علاوه بر آن مجامع دموکراتیک خود را دارند.

تقسیمات کشوری :

در تقسیمات کشوری جدید دانمارک که در سال ۲۰۰۷ انجام شد، خاک اصلی کشور دانمارک به پنج استان (که در دانمارکی Region نامیده می‌شود) تقسیم گردید.

خاک اصلی دانمارک به پنج استان و ۹۸ شهرستان تقسیم شده‌است. استان‌های دانمارک عبارتند از هوودستادن، نوردیولند، میدیولند، شیلند، و سیددانمارک.

گرینلند و جزایر فارو نیز دو قلمرو برون‌مرزی و خودگردان دانمارک به‌شمار می‌آیند.

استان‌ها شهرستان‌ها
نام فارسی نام دانمارکی معنی نام مرکز استان بزرگ‌ترین شهر جمعیت
(۱ ژانویه ۲۰۰۸)
مساحت
(کیلومتر مربع)
تراکم جمعیت
(بر کیلومتر مربع)
تعداد شهرستان‌ها
هوودستادن Hovedstaden منطقه پایتختی هیلرود کپنهاگ ۱٬۶۴۵٬۸۲۵ ۲٬۵۶۱ ۶۴۲٫۶ ۲۹
میدیولند Midtjylland منطقه مرکزی ویبرورگ آرهوس ۱٬۲۳۷٬۰۴۱ ۱۳٬۱۴۲ ۹۴٫۲ ۱۹
نوردیولند Nordjylland یولند شمالی آلبورگ آلبورگ ۵۷۸٬۸۳۹ ۷٬۹۲۷ ۷۳٫۲ ۱۱
شیلند Sjælland منطقه سرزمین دریا سورو روسکیلده ۸۱۹٬۴۲۷ ۷٬۲۷۳ ۱۱۲٫۷ ۱۷
سیددانمارک Syddanmark منطقه دانمارک جنوبی ویله اودنسه ۱٬۱۹۴٬۶۵۹ ۱۲٬۱۹۱ ۹۷٫۹۹ ۲۲

سیاست :

این کشور حکومت مشروطهٔ پادشاهی دارد و از سال ۱۹۴۵ در سازمان ملل متحد عضو است.

نظام دموکراسی دانمارک بر اساس قانون اساسی دانمارک در سال ۱۸۴۹ بنیاد گذاشته شده‌است. این قانون اساسی در تمام این سال‌ها تغییر کرده‌است، به عنوان مثال در سال ۱۹۱۵، حق رأی به زنان نیز اعطا شد. قانون اساسی کنونی در سال ۱۹۵۳ تعدیل شده‌است، ولی بیشتر اصول آن از شکل اولیه خود بدون تغییر باقی مانده‌است.

پارلمان دانمارک که فُلکِتین (Folketinget) نام دارد قوانین دانمارک را به رأی گذاشته و تصویب می‌کند. پارلمان دانمارک دارای ۱۷۹ عضو می‌باشد که از احزاب سیاسی مختلف برخاسته‌اند. اعضای پارلمان در هر نوبت برای یک دوره خدمت چهار ساله انتخاب می‌شوند. با این حال نخست‌وزیر می‌تواند قبل از این دوره چهار ساله پارلمان را منحل کرده و خواستار انتخابات عمومی شود.

دو تن از اعضای پارلمان دانمارک در گرینلند و دو تن از آن‌ها در جزایر فارو انتخاب می‌شوند.

در انتخابات سپتامبر ۲۰۱۱ (شهریور ۱۳۹۰) در دانمارک سوسیال دموکرات‌ها به رهبری هله تورنینگ اشمیت، با فاصله اندکی توانستند پیروز شوند و با این کار، دولت راست میانه پس از یک دهه حکومت، جای خود را به احزاب چپ و اولین نخست‌وزیر زن در دانمارک داد.

هله تورنینگ اشمیت، جایگزین لارس لوک راسموسن شد و راسموسن را متهم کرد که با اعمال سیاست‌های غلط باعث افزایش کسری بودجه شده‌است. هله تورنینگ اشمیت در این انتخابات قول داد قوانین مهاجرتی سختگیرانه را تغییر دهد، سیاست‌های مالیاتی و هزینه‌های عمومی را اصلاح کند.[۴]

در دانمارک «حزب مردم» از حدود سال ۲۰۰۱ با نمایندگان خود در مجلس حامی یک دولت اقلیت دست راستی است توانسته با این حمایت تا حدود زیادی بر سیاست‌های مهاجرتی دولت تأثیر بگذارد و آن را به سوی سخت‌تر شدن سوق دهد.

در دانمارک قانون اساسی دانمارک یا حکومت مردمی در سال ۱۸۴۹ بنیاد گذاشته شد. این قانون جانشین حکومت مطلق شد که بر طبق آن پادشاه از سال ۱۶۶۰ اختیار تام را داشت.

پایه آن، قانون اساسی ژوئن ۱۸۴۹ بود که اولین قانون اساسی دمکراتیک دانمارک بود. با وجود تغییرات در قانون اساسی، اصول آن را می‌توان هنوز در قانون اساسی فعلی مورخ ۱۹۵۳ یافت. با تغییر قانون اساسی در سال ۱۹۱۵ به زنان حق رأی داده شد.[۵]

دانمارک یکسری عهدنامه‌های بین‌المللی به منظور دفاع از حقوق بشر را امضاء کرده‌است. مثلاً قطعنامه‌های سازمان ملل علیه شکنجه، مبارزه با هر نوع تبعیض نژادی، هر نوع تبعیض علیه زنان و حقوق کودکان را امضا کرده‌است.[۵]

دانمارک با عضویت در شورای اروپا به عهدنامه حقوق بشر اروپا پیوسته‌است که خود تأثیر فراوانی روی قوانین دانمارک دارد. از سال ۱۹۷۳ دانمارک عضو اتحادیه اروپا – که سابقاً بازار مشترک اروپا نامیده می‌شد – بوده‌است. در طی دوران عضویت دانمارک، اتحادیه اروپا در فعالیت‌های بیشماری نفوذ پیدا کرده‌است و مردم دانمارک اغلب در مسائل مربوط به رابطه کشور با اتحادیه اروپا به دو دسته تقسیم شده‌اند.[۵] دانمارک با عضویت خود در سازمان ملل در کمک به نیازمندان و برقراری صلح و ایجاد رشد و پیشرفت در دنیا و پیشبرد احترام به حقوق بشر کوشیده‌است.[۵] عضویت دانمارک در سازمان نظامی ناتو و سازمان همکاری‌های اقتصادی و بنیادی جهان غرب (او ای سی دی) این کشور را به ایالات متحده آمریکا، کانادا و یکسری کشورهای اروپایی نزدیکتر کرده‌است.[۵]

دانمارک یکی از کشورهای معدودی است که بیش از میزان تعیین شده سازمان ملل برابر هفت دهم درصد از درآمد ناخالص ملی را صرف همکاری‌های بنیادی در کشورهای فقیر قاره آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین می‌کند.[۵] این کمک مالی از طریق سازمان ملل و دیگر سازمان‌های بین‌المللی و همچنین مستقیماً از دانمارک به کشورهای دریافت‌کننده تقدیم می‌شود. این کمک بر پایه همکاری با ممالک دریافت‌کننده قرار دارد تا آنان شخصاً مسئولیت رشد و پیشرفت جوامع خود را بعهده بگیرند.[۵]

اقتصاد :

فراورده‌های لبنی و گوشتی، کشتی و نفتکش، توربین‌های بادی، پوست سمور و روباه، اسباب‌بازی، دارو و تجهیزات پزشکی مهمترین کالاهای صادراتی دانمارک هستند.

واحد پولی دانمارک کرون دانمارک است.

از نظر شاخص فساد اقتصادی، دانمارک (به همراه کشورهای دیگری همچون فنلاند و نیوزیلند) سال‌های زیادی به عنوان کشور نمونه که کمترین فساد اقتصادی را داشته‌است، معرفی شده‌است.[۶]

دانمارک به عنوان یکی از کشورهای اتحادیه اروپا که از واحد پول یورو استفاده نمی‌کند با رکود اقتصادی شدیدی روبه‌روست. این کشور از جنگ جهانی دوم تاکنون با چنین رکودی مواجه نبوده‌است.

بحران اقتصادی سبب شده که مازاد مالی به کسری بودجه تبدیل شود و تصور می‌شود که این کسری در سال ۲۰۱۲ معادل ۴٫۶ درصد تولید ناخالص داخلی باشد.

مردم :

بیشینهٔ مردم دانمارک اسکاندیناویایی و با مردم سوئد و نروژ خویشاوندند. اسکاندیناویایی‌ها از تبار وایکینگ‌ها و شاخه‌ای از نژاد ژرمن هستند. ۸٫۵٪ مردم مهاجرانی هستند که بیشتر از کشورهای جنوب آسیا و خاورمیانه به دانمارک آمده‌اند. جمعیت دانمارک بیش از ۵٬۴ میلیون نفر است. ۸۵ درصد از این جمعیت در شهرها زندگی می‌کنند. تقریباً ۱٬۶ میلیون نفر در پایتخت آن کپنهاگ و حوزه کپنهاگ بزرگ زندگی می‌کنند. دومین شهر بزرگ دانمارک آرهوس (Århus) با جمعیتی در حدود۳۰۰۰۰۰ نفر می‌باشد. زبان رایج در سراسر کشور دانمارکی است. تقریباً ۵ درصد از کل جمعیت دانمارک یعنی حدود ۲۷۰۰۰۰ نفر خارجی هستند – که شامل مردم کشورهای شمال اروپا، اروپای مرکزی، آمریکای شمالی، خاورمیانه و آفریقا و آسیای جنوبی می‌شوند.[۳]

طبق تحقیقات یونسکو مردم دانمارک بعد از مردم کشور نروژ به خوشبخت‌ترین مردم روی زمین شهرت دارند ولی طی چندین سال متوالی اخیر مقام اول در رضایتمندی از زندگی را کسب کرده‌اند.

زبان رسمی کشور، زبان دانمارکی است که از خانواده زبان‌های هندواروپایی، شاخه زبانهای ژرمنی بوده و با زبان‌های سوئدی و نروژی زیرشاخه شمالی زبان‌های ژرمن را می‌سازد.

تحصیل در دانمارک رایگان و برای کودکان ۷ تا ۱۶ ساله (دوره ابتدایی و سیکل اول متوسطه) اجباری است. حدود ۹۰ درصد دانش آموزان ۷–۱۶ ساله در مدارس دولتی و ۱۰ درصد بقیه در مدارس خصوصی که تحت حمایت مالی دولت هستند، تحصیل می‌کنند. تا کلاس هفتم محتوای آموزش برای همه دانش آموزان یکسان است. اما دانش آموزان ممکن است در پایه‌های هشتم تا دهم در دروس ریاضی، انگلیسی، آلمانی فیزیک و شیمی، به کلاسهای با سطوح پایه و پیشرفته هدایت شوند. تحصیل در پایه دهم اختیاری است. دانش آموزان می‌توانند پس از گذراندن پایه نهم مدرسه را ترک کنند. پایه دهم با دو هدف آماده‌سازی دانش آموزان برای زندگی خارج از مدرسه و دادن دانش لازم برای تحصیل در دوره‌های بالاتر در نظر گرفته شده‌است.

در تمام مدارس دانمارک، دانش آموزان به صورت طبیعی و بر اساس سن به کلاس بالاتر ارتقاء می‌یابند. در هفت سال اول تحصیل هیچگونه امتحانی وجود ندارد و هیچگونه نمره‌ای به دانش‌آموزان داده نمی‌شود.

در پایه‌های هشتم تا دهم نمره در مقیاس ۱۰، ممکن است به دانش آموزان داده شود. در پایان کلاس نهم و در پایان کلاس دهم امتحان وجود دارد که در دروس مختلف به عمل می‌آید. دانش آموزان در شرکت یا عدم شرکت در این امتحانات آزادند و به هر حال نمره قبولی وجود ندارد.[۷]

دین :

۸۰٫۴ درصد مردم پیرو کلیسای پروتستان لوتری (لوتران) هستند به غیر از کلیسای مردمی پروتستان، جوامع مذهبی بسیاری در دانمارک هست. برآورد شده‌است که حدود۱۵۰ جامعه مذهبی بزرگ و کوچک در دانمارک وجود دارد. کاتولیک‌ها، مسلمانان و یهودیان اکثریت جمعیت دانمارک را تشکیل می‌دهند.

در دانمارک، تمام افراد تا زمانی که قانون را رعایت کنند، می‌توانند آزادانه به امور دینی خود پرداخته و عقاید خود در مورد زندگی را دنبال نمایند. تمام افراد آزادند که عقاید یا وابستگی‌های مذهبی خود را تغییر دهند – و این کار را می‌توانند به عنوان مثال با ترک یک جامعه مذهبی و عضویت در یک جامعه مذهبی دیگر انجام دهند.

به دنبال چاپ کاریکاتورهای پیامبر اسلام در دانمارک و اعتراض‌های مسلمانان به این حرکت، مجامع فرهنگی آن کشور برنامه‌های مختلفی را برای آشنایی بیشتر مردم با اسلام و دیدگاه‌های آن به اجرا می‌گذارند که طرح انتخاب ملکه روسری دانمارک نیز، یکی از برنامه‌های تشویقی جوانان برای پیوستن به این مباحث است.[۸] یک شبکه تلویزیونی در دانمارک اعلام کرد، خانم هدی فلاح، دختر عراقی مقیم آن کشور را به عنوان نفر برگزیده ملکه روسری دانمارک در سال ۲۰۰۸ معرفی کرد. جایزه نفر اول مسابقه یک دستگاه آی پاد، یک روسری طراحی شده به‌وسیله Danish fashion boutique و یک سال آبونمان رایگان مجله انگلیسی «دختر مسلمان» است.[۸]

مسابقه روسری در حالی انجام می‌شود که دولت دانمارک در تلاش است، استفاده از نمادهای مختلف مذهبی، از جمله حجاب، صلیب، عرقچین یهودی و عمامه هندی را در کشور ممنوع کند.[۸]

بر طبق نظر سنجی ۲۰۱۰ یوروبارومتر، ۲۸ درصد از شهروندان دانمارک پاسخ دادند که آنها “باور به وجود خدا دارند”، ۴۷ درصد پاسخ دادند که “آنها معتقدند که نوعی روح یا قدرت حیات وجود دارد” و ۲۴ درصد پاسخ دادند که “باور ندارم که هیچ نوع روح، خدا و یا قدرت حیات وجود دارد”.[۹][۱۰] نظرسنجی دیگر که در سال ۲۰۰۹ انجام شد، دریافت که ۲۵ درصد دانمارکی‌ها باور دارند که عیسی پسرخدا است و ۱۸ درصد معتقدند که او منجی جهان است.[۱۱]

فرهنگ :

در سال ۱۹۶۹ دانمارک نخستین کشور جهان بود که پورنوگرافی را قانوناً آزاد کرد. پارلمان دانمارک در ۱۸ خرداد ۱۳۹۱ (۷ ژوئن ۲۰۱۲) به ازدواج همجنسگرایان رای مثبت داد.[۱۲]

برابری اجتماعی، میانه‌روی و وقت‌شناسی از جنبه‌های مهم روش زندگی دانمارکی است.[۱۳]

دانمارک متشکل از جمعیتها است و در جهان دانمارک جزو کشورهایی است که بالاترین تعداد عضویت در انجمنها و جمعیتها را دارد. ۷۳٪ افراد دست کم عضو ۲ انجمن یا کلوپ هستند.[۱۴] از دهه ۱۹۹۰ فیلم‌های دانمارکی توجه بین‌المللی را به خود جلب کرده و کارل تئودور درایر از کارگردان‌های معروف این کشور در عرصه بین‌المللی است.

فوتبال، پرطرفدارترین ورزش دانمارک است. قایقرانی و دیگر ورزش‌های آبی نیز طرفداران فراوان دارد، و هم‌چنین هندبال، بدمینتون و ژیمناستیک. گروهی از مردم نیز به ورزش اتومبیل‌رانی علاقه‌مندند. یکی از قهرمانان مسابقات ۲۴ ساعته لا مانس، تام کریستنسن اهل دانمارک است. دانمارک یکی از کشورهایی است که در جهان دارای بیشترین تعداد دوچرخه‌سوار می‌باشد. در ساعات شلوغی ترافیک شهر، تعداد زیادی دوچرخه سوار- والدینی که فرزندان خود را حمل می‌کنند – را در راه منزل یا محل کار، مهدکودک و کودکستان مشاهده خواهید نمود.[۳]

آشپزی :

آشپزی دانمارکی مانند سایر کشورهای شمال اروپا و همچنین شمال آلمان، عمدتاً شامل گوشت قرمز و ماهی است. این ناشی از پیشینه کشاورزی کشور، و همچنین جغرافیای کشور و زمستان‌های سرد و طولانی آن است. با مصرف سرانه ۱۴۵٫۹ کیلوگرم گوشت در سال ۲۰۰۲، دانمارکی‌ها در آن سال گوشتخوارترین مردم جهان به‌شمار آمدند.[۱۵] ساندویچ‌های باز، معروف به عنوان اسموربرود (smørrebrød) را می‌توان غذای ویژه دانمارک به‌شمار آورد. آبجوهای کارلسبرگ و توبورگ دانمارک معروف هستند.

در دانمارک مزاح در روابط مردمی نقش بسزایی دارد. به‌علاوه بسیاری نیز طعنه می‌زنند. به این دلیل نحوه صحبت بخصوص در بسیاری از محیط‌های کار تند بنظر می‌آید. افراد می‌توانند چیزهایی به یکدیگر بگویند که به گوش شنونده ناخوشایند است و به راحتی باعث ترس و وحشت یک فرد جدید می‌شود؛ ولی اغلب نشانه رفاقت و احترام متقابل است، گرچه یکدیگر را کمی مسخره می‌کنند.[۷]

منبع : ویکی پدیا

جمهوری چک

درباره جمهوری چک

جمهوری چک (به چکی: Česká republika, Česko) کشوری واقع در اروپای مرکزی و یکی از اعضای اتحادیه اروپا است. این کشور در تاریخ اول ژانویه ۱۹۹۳ و به دنبال تقسیم کشور چکسلواکی سابق پدید آمد. پایتخت و بزرگ‌ترین شهر آن شهر پراگ است با وجودی که عضو اتحادیه اروپا است واحد پول آن کرونا است.

جمعیت جمهوری چک ۱۰ میلیون و پانصد هزار نفر و زبان رسمی این کشور چکی است که از زبان‌های اسلاوی است. شهر پراگ ۱٫۳ میلیون نفر جمعیت دارد. جمهوری چک به دریا راه ندارد و سه ناحیه تاریخی بوهم، موراوی، و بخش کوچکی از سیلزی را شامل می‌شود. مردم چک از تبار اسلاو و از مردمان هندواروپایی هستند.

مردم چک به‌طور تاریخی به عنوان «بی‌اعتنا به مذهب» توصیف شده‌اند و این کشور کم‌مذهبی‌ترین مردم را در جهان دارد.[۱] در سرشماری سال ۲۰۱۱ میلادی، ۴۵٫۲ درصد پاسخی به پرسش در مورد دین خود ندادند و ۳۴٫۲ درصد نیز گفتند که بی‌دین هستند. ۱۰٫۳ درصد از مردم این کشور مسیحی از شاخه کاتولیک رومی هستند و ۹٫۴ درصد نیز باورهای دیگر را دنبال می‌کنند.[۲] در یک نظرسنجی سال ۲۰۰۵ میلادی ۱۰ درصد از مردم چک گفتند که به وجود خدا باور دارند.[۳]

جمهوری چک نخستین کشور از اعضای پیشین کمکان است که بنا به گزارش بانک جهانی در زمره کشورهای توسعه‌یافته قرار گرفته‌است.[۴] این کشور هم‌چنین بالاترین شاخص توسعه انسانی را در اروپای مرکزی و اروپای شرقی داراست.[۵] جمهوری چک هم‌چنین چهارمین کشور در اروپا از نظر برقراری صلح و آشتی و دموکرات‌ترین کشور در منطقه خود است.

جغرافیا :

جمهوری چک کشوری محصور به خشکی است که در اروپای مرکزی واقع شده‌است و از نظر تاریخی به سه ناحیه بوهم، موراویا، و سیلزی تقسیم می‌شود. بیشتر مرزهای جمهوری چک از مناطق کوهستانی تشکیل شده‌اند. در مرزهای جنوب غرب جنگل بوهم، در شمال غرب کوهستان ارتس، و در شمال کشور ناحیه زودت و کوهستان کرکونوشه (Krkonoše) قرار گرفته‌است. آب‌های روان در سرزمین چک پس از گذر از دیگر کشورها به سه دریا یعنی دریای شمال، دریای بالتیک و دریای سیاه می‌ریزند.

جمهوری چک سرزمین متنوعی دارد. منطقه بوهم که در غرب کشور واقع شده توسط رودهای البه (چکی: Labe) و مولداو (چکی: Vltava) آبیاری می‌شود و کوهستان‌های کم‌ارتفاع کرکونوشه و زودت آن را احاطه کرده‌اند. بلندترین نقطه کشور یعنی اسنیژکا (Sněžka) که ۱۶۰۲ متر ارتفاع دارد در همین منطقه و در مرز بوهم با لهستان واقع شده‌است. اسنیژکا در زبان چکی به معنای «برف‌پوش» است.

موراویا که بخش شرقی کشور را تشکیل می‌دهد نیز منطقه‌ای پر از تپه و ماهور است. این منطقه توسط رودخانه موراوا آبیاری می‌شود و سرچشمه رود اودر (چکی: Odra) نیز در این ناحیه قرار دارد. مرز شرقی موراویا از کوهستان بسکید و کارپات سفید تشکیل شده‌است. تنها مرز چک با اتریش کوه‌های کمی دارد و عمدتاً با رود تایا (چکی: Dyje دیه) مشخص شده‌است.

کم‌ارتفاع‌ترین نقطه جمهوری چک با ۱۱۵ متر ارتفاع هژنسکو (Hřensko) نام دارد و در محلی واقع شده که رودخانه البه کشور را ترک می‌کند.

سیاست :

نظام سیاسی جمهوری چک یک دموکراسی نیابتی پارلمانی چندحزبی است که نخست‌وزیر در آن رئیس کشور تلقی می‌شود. پارلمان این کشور دو مجلسی است و اعضای مجلس نمایندگان ۲۰۰ نفر و اعضای مجلس سنا ۸۱ نفر هستند. در آخرین انتخابات سنای این کشور ائتلاف حاکم حزب سوسیال دموکرات چک (ČSSD)، آنو ۲۰۱۱ و اتحادیه مسیحی و دموکراتیک (KDU-ČSL) اکثریت سنا را در دست خود حفظ کردند.

فرهنگ :

مردم چک به زبان چکی سخن می‌گویند. اکثریت مردم این جمهوری بی‌دین‌اند. بعد از پراگ، برنو، پلزن، استراوا و لیبه رتس از شهرهای مهم این کشورند. دانشگاه بزرگ چارلز دانشجویان بسیاری را از نقاط گوناگون جهان به این کشور کوچک کشانده؛ از جمله دانشجویان زیادی از ایران که اکثراً در رشتهٔ پزشکی تحصیل می‌کند.

ادبیات و هنر :

فرانتز کافکا اگر چه آثارش را به آلمانی می‌نوشت اما همه عمر در پراگ و منطقه بوهمیا زندگی کرد.

واسلاو هاول نخستین رئیس جمهوری چک خود نمایشنامه‌نویس مشهوری است.

داوید چرنی مجسمه‌ساز جوان چک است که کارهایش اغلب جنجالی است.

میلان کوندرا نویسنده چک که از سال ۱۹۷۵ در فرانسه زندگی می‌کند و از سال ۱۹۸۱ یک شهروند فرانسوی شده‌است.

بهومیل هرابال زاده ۲۸ مارس ۱۹۱۴ در برنو، درگذشته ۳ فوریه ۱۹۹۷ در پراگ. میلان کوندرا او را بهترین نویسندهٔ معاصر چک خوانده‌است.

تقسیمات کشوری :

جمهوری چک از سال ۲۰۰۰ میلادی به ۱۳ پروینسیک (به چکی: kraje، به انگلیسی: region) تقسیم شده‌است. هر یک از این مناطق یک شورای منطقه‌ای (krajské zastupitelstvo) و یک رئیس شورای منطقه‌ای (hejtman) برای خود انتخاب می‌کند.

(پلاک خودرو) منطقه مرکز جمعیت (برآورد ۲۰۰۴) جمعیت (برآورد ۲۰۱۰)
A  پراگ، پایتخت (Hlavní město Praha) ۱٬۱۷۰٬۵۷۱ ۱٬۲۵۱٬۰۷۲
S  استان بوهم مرکزی (Středočeský kraj) مرکز اداری‌اش: پراگ ۱٬۱۴۴٬۰۷۱ ۱٬۲۵۶٬۸۵۰
C  استان بوهم جنوبی (Jihočeský kraj) چسکه بودیوویتسه ۶۲۵٬۷۱۲ ۶۳۷٬۷۲۳
P  Plzeň Region (Plzeňský kraj) پلزن ۵۴۹٬۶۱۸ ۵۷۱٬۸۳۱
K  استان کارلووی واری (Karlovarský kraj) کارلووی واری ۳۰۴٬۵۸۸ ۳۰۷٬۳۸۰
U  استان اوستی ناد لابم (Ústecký kraj) اوستی ناد لابم ۸۲۲٬۱۳۳ ۸۳۵٬۸۱۴
L  استان لیبرتس (Liberecký kraj) لیبرتس ۴۲۷٬۵۶۳ ۴۳۹٬۴۵۸
H  Hradec Králové Region (Královéhradecký kraj) هرادتس کرالووه ۵۴۷٬۲۹۶ ۵۵۴٬۳۷۰
E  استان پاردوبیتسه (Pardubický kraj) پاردوبیتسه ۵۰۵٬۲۸۵ ۵۱۶٬۷۷۷
M  استان الوموتس (Olomoucký kraj) الوموتس ۶۳۵٬۱۲۶ ۶۴۱٬۵۵۵
T  استان موراوی-سیلزی (Moravskoslezský kraj) استراوا ۱٬۲۵۷٬۵۵۴ ۱٬۲۴۴٬۸۳۷
B  استان موراوی جنوبی (Jihomoravský kraj) برنو ۱٬۱۲۳٬۲۰۱ ۱٬۱۵۲٬۸۱۹
Z  Zlín Region (Zlínský kraj) زلین ۵۹۰٬۷۰۶ ۵۹۰٬۵۲۷
J  استان ویسوچینا (Vysočina) ییهلاوا ۵۱۷٬۱۵۳ ۵۱۴٬۸۰۵

شهرها :

پراگ
پراگ
برنو
برنو
استراوا
استراوا
رتبه شهر استان جمعیت منطقه شهری

پلزن
Liberec
لیبرتس
Olomouc
الوموتس

۱ پراگ پراگ، پایتخت ۱٬۲۸۹٬۱۰۸▲ ۲٬۳۰۰٬۰۰۰
۲ برنو موراوی جنوبی ۴۰۴٬۲۹۱▲ ۷۲۹٬۵۱۰
۳ استراوا موراوی-سیلزی ۳۱۱٬۰۲۶▼ ۱٬۱۶۴٬۳۲۸
۴ پلزن پیلزن ۱۷۱٬۱۲۷▲ ۳۸۰٬۰۰۰
۵ لیبرتس لیبرتس ۱۰۴٬۹۶۴▲ ۲۷۰٬۰۰۰
۶ اولوموتس اولوموتس ۱۰۱٬۷۸۵▼ ۴۸۰٬۰۰۰
۷ اوستی ناد لابم اوستی ناد لابم ۹۸٬۵۰۴
۸ چسکه بوده‌یوویتسه بوهم جنوبی ۹۵٬۵۴۳
۹ هرادتس کرالووه هرادتس کرالووه ۹۵٬۴۸۵
۱۰ پاردوبیتسه پاردوبیتسه ۹۰٬۷۲۵
۱۱ هاویروف موراوی-سیلزی ۸۲٬۰۸۳
۱۲ زلین زلین ۷۷٬۰۶۶ ۴۵۰ ۰۰۰
۱۳ کلادنو بوهم مرکزی ۷۰٬۷۲۱
۱۴ موست اوستی ناد لابم ۶۸٬۹۶۷
۱۵ کاروینا موراوی-سیلزی ۶۱٬۶۱۴
۱۶ اوپاوا موراوی-سیلزی ۵۹٬۵۲۵
۱۷ فریدک-میستک موراوی-سیلزی ۵۹٬۲۶۴
۱۸ کارلووی واری کارلووی واری ۵۳٬۲۱۹
۱۹ دیه‌چین اوستی ناد لابم ۵۱٬۸۷۸
۲۰ ییهلاوا ویسوچینا ۵۱٬۱۶۰

مردم :

در جمهوری چک بخش تقریباً وسیعی به نام ایالت زودت وجود دارد که اهالی آن آلمانی بوده‌اند. نزدیک به یک سوم از این کشور را شامل می‌شود و در تمام نواحی چک به خصوص اطراف مرز با آلمان ساکن‌اند. زودت از ایالت تاریخی آلمان بود که در دوره حکومت رایش سوم برای مدتی به آلمان الحاق شد.

اقتصاد :

به سبب وجود نیروی کار فوق‌العاده ماهر، این کشور به قدرت صنعتی کشورهای بلوک شرق سابق تبدیل شد. این کشور که در قلب اروپا واقع شده، دارای تابستان‌های خنک و زمستان‌های سرد و مرطوب بوده، و میزان بارندگی آن بسیار زیاد است. کشاورزی در اقتصاد کشور، نقش مهمی به عهده دارد، و عمده محصولات آن، جو و چغندر قند می‌باشد. دامداری و جنگل‌داری نیز در این کشور متداول است. کارخانه ماشین‌سازی اشکودا، صنعت تولید آبجو و الکل و کارخانه‌های تولید کریستال کمک بسیاری به اقتصاد پویای این جمهوری می‌کند. صنعت گردشگری و طبیعت زیبای این کشور سالانه جمعیت بسیاری را میهمان خود می‌کند. از صادرات جمهوری چک، می‌توان به سنگ آهن و زغال سنگ اشاره کرد. جمهوری چک، هم‌اکنون، در حال گذر از نظام اقتصاد کمونیستی، به سمت بازار آزاد و خصوصی‌سازی صنعت و کشاورزی است.

آشپزی :

در آشپزی چکی تمرکز، بر استفاده از گوشت است. گوشت خوک، گاو، مرغ استفاده زیادی دارد و در کنار آن غذاهای مختلفی نیز با گوشت غاز، اردک، و خرگوش تهیه می‌شود. از ماهی در آشپزی چکی کم استفاده می‌شود، به استثنای مراسم کریسمس که در آن هنگام مردم چک ماهی قزل‌آلای تازه و کپور می‌خورند.

نانی خمیری که بدون مخمر تهیه شده و به صورت قطعات گرد بریده می‌شود به نام «کِنِدلیکی» معروف است استفاده زیادی در غذاهای چکی دارد و با انواع گولاش خورده می‌شود. کیک‌های شکلاتی و میوه‌ای مانند دیگر کشورهای اروپای مرکزی، در جمهوری چک نیز از دسرهای مورد علاقه هستند.

آبجو چک دارای سابقه‌ای طولانی و مهم است. نخستین آبجوسازی در این کشور از سال ۱۱۱۸ میلادی به‌وجود آمد و جمهوری چک، امروزه دارای بالاترین مصرف سرانه آبجو در جهان است. آبجو از نوع پیلزنر که خاستگاه آن شهر پلزن است و هم‌چنین آبجویی که در شهر چسکه بودیویتسه (به آلمانی: بودوایز) تهیه می‌شود از آبجوهای معروف این کشور هستند. نام آبجوی آمریکایی بادوایزر نیز به همین شهر اشاره دارد.

منطقه جنوب موراویا از قرون وسطی شراب تولید می‌کند و حدود ۹۴ درصد از باغ‌های انگور جمهوری چک در موراویا قرار دارد. گذشته از نوشیدنی ودکامانند با طعم میوه به نام اسلیوُویتسه، آبجو و شراب، جمهوری چک مشروب مخصوص به‌خودی نیز به نام بـِخِروفکا تولید می‌کند. از نوشیدنی‌های کولا-مانند تولید محل می‌شود به کوفالا اشاره کرد.

منبع : ویکی پدیا

قبرس

درباره قبرس

جمهوری قِبرِس کشوری جزیره‌ای است، در شرق دریای مدیترانه که پایتخت آن نیکوزیا است. این کشور به دو بخش قبرس شمالی (بخش ترک‌نشین) و بخش یونانی‌نشین تقسیم می‌شود که در آن هردو زبان یونانی و زبان ترکی رسمی هستند. یونانی‌ها ارتودوکس و ترک‌های قبرس مسلمان هستند.

جزیره قبرس بعد از جزیره ساردنی و سیسیل سومین جزیره بزرگ در دریای مدیترانه‌است[۲] و جمهوری قبرس از اعضای اتحادیه اروپا می‌باشد. قبرس از نقاط گردشگرپذیر مدیترانه‌است و در ۱ ژانویه ۲۰۰۸ به حوزه یورو پیوست.

جمعیت کل جزیره یک میلیون و صد هزار نفر است و جمعیت جمهوری قبرس بدون احتساب قبرس شمالی ۸۴۰ هزار نفر است. ۷۷ درصد مردم این جزیره یونانی و ۱۸ درصد نیز از ترکان قبرس هستند.

این جزیره به خاطر مکان راهبردی خود در طی تاریخ مورد حمله و اشغال امپراتوری‌های گوناگون ازجمله هیتی‌ها، آشوری‌ها، مصری‌ها، ایرانیان، یونانی‌ها، رومی‌ها، بیزانسی‌ها، عثمانی‌ها و اعراب قرار گرفته‌است. اسکندر مقدونی در ۳۳۳ پیش از میلاد قبرس را از ایران جدا کرد.

از سال ۱۹۷۴ که ارتش ترکیه در واکنش به کودتای یونانی‌ها به شمال قبرس هجوم برد، این جزیره به دو بخش تقسیم شد. پس از آن بخش جنوبی قبرس که در اختیار یونانی‌هاست به اتحادیه اروپا پیوست اما بخش ترک‌نشین شمالی جدا ماند. بخش شمالی قبرس تنها توسط ترکیه به عنوان کشوری مستقل به رسمیت شناخته شده‌است.[۳]

تاریخ :

قبرس در دوران باستان به خاطر کان‌های مس خود مشهور بود به طوری‌که خود واژه مس در زبان‌های اروپایی (برای نمونه copper انگلیسی) از نام یونانی این جزیره یعنی Kupros گرفته شده‌است. قبرسی‌ها برای اولین بار در هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح به ساخت ابزار مسی روی آوردند.[۴] یکی از پایه‌های اقتصادی امپراتوری هیتی‌ها همین مس جزیره قبرس بود.[۵]

قبرس جزیره‌ای است که در طول تاریخ در تصرف ایرانیان، رومی‌ها، یونانی‌ها، امپراتوری عثمانی و سرانجام انگلیسی‌ها بوده‌است؛ اما پس از جنگ جهانی دوم انگلیس به علت ضعف اقتصادی و کاهش نفوذ جهانی از این جزیره خارج شد. سپس رهبران سه کشور انگلیس، یونان و ترکیه به همراه رهبران دو بخش قبرس در ۱۱ فوریه ۱۹۵۹ پیمانی را امضا کردند که به موجب آن مسائل جزیره به نسبت ۷ به ۳ میان یونانی‌تبارها و ترک‌تبارها تقسیم شد.

قبرس در سال ۱۹۶۰ استقلال خود را از بریتانیا کسب کرد و حکومت مستقل قبرس بر پایه مشارکت جوامع ترک و یونانی در اداره امور این جزیره اعلام موجودیت کرد و بریتانیا، یونان و ترکیه حق حاکمیت دولت قبرس را تضمین کردند.

در دسامبر ۱۹۶۳، نمایندگان ترک در پی اختلاف بر سر نحوه اجرای این توافق از دولت قبرس بر اثر حادثه کریسمس خونین از قبرس اخراج شدند[۶] با آغاز عملیات نظامی یونانی‌های این جزیره، ترک‌های قبرس کشور را ترک کردند و این سرآغاز درگیری‌های قومی میان ترک‌ها و یونانی‌ها در این جزیره بود که برای ۱۱ سال ادامه پیدا کرد.[۷] و در پی بروز درگیری بین دو طرف، سازمان ملل متحد در سال ۱۹۶۴ یک نیروی پاسدار صلح را به این جزیره اعزام داشت که مأموریت آن تا کنون تمدید شده‌است. در این درگیری‌ها طرف ترک تلفات سنگین‌تری را متحمل شد و حدود ۲۵ هزار نفر که یک پنجم جمعیت ترک‌ها را شامل می‌شد آواره شدند.[۸] این افراد در حدود ۱۰ سال تا پیش از حمله سال ۱۹۷۴ ترکیه به جزیره قبرس به صورت پناهنده زندگی می‌کردند.[۸] تا اواخر سال ۱۹۶۰ تنش ادامه پیدا کرد و در طی این مدت حدود ۶۰ هزار نفر از ترک‌های قبرسی مجبور به ترک خانه‌های خود و مهاجرت به کشورهای دیگر شدند.[۹]

در سال ۱۹۷۴ دولت سراسقف ماکاریوس سوم، رئیس‌جمهور وقت قبرس، در کودتایی به تحریک حکومت نظامیان یونان سرنگون شد و ترکیه با استناد به موقعیت خود به عنوان یکی از تضمین‌کنندگان حق حاکمیت قبرس، یگان‌های ارتش خود را در شمال این سرزمین مستقر کرد که عملاً باعث تقسیم این جزیره شد.[۱۰] بحران قبرس پس از حمله ترکیه به قبرس و اعلام استقلال جمهوری ترک قبرس شمالی که فقط از سوی ترکیه مورد تأیید قرار گرفت آغاز شد.

جغرافیا :

قبرس، پس از سیسیل و ساردنی، سومین جزیره بزرگ دریای مدیترانه است. درازای جزیره قبرس در طولانی‌ترین شکل خود ۲۴۰ کیلومتر و پهنای آن در عریض‌ترین حالت، ۱۰۰ کیلومتر است. کرانه‌های ترکیه در ۷۵ کیلومتری شمال قبرس قرار دارند.

منابع مختلف، قبرس را از دید جغرافیایی، گاه جزئی از اروپا، گاه بخشی از غرب آسیا و گاه در خاورمیانه به‌شمار آورده‌اند.[۱۱][۱۲]

قبرس دارای تابستان‌های گرم و خشک و زمستان‌های معتدل است. حدود ۱۲٪ زمین‌های آن زیر کشت بوده و در آن مرکبات، سیب زمینی، گندم، زیتون و جو به عمل می‌آید. پرورش گوسفند، بز و خوک نیز رایج است. صنایع قبرس چندان پیشرفته نیست و شامل صنایع دستی و محلی می‌باشد. گردشگری، منبع درآمد مهمی برای قبرس به‌شمار می‌آید.

در جزیره قبرس دو رشته‌کوه اصلی خودنمایی می‌کنند، کوهستان ترودوس و کوهستان کوچکتر کیرنیا. دشت مرکزی میان این رشته‌کوه، مسائوریا نام دارد. این دشت توسط رودخانه پدیه‌ئوس آبیاری می‌شود که طولانی‌تر رود جزیره نیز هست. کوه‌های ترودوس بیشتر مناطق جنوب و غربی قبرس را دربر می‌گیرند و کمابیش نیمی از جزیره در اختیار این کوهستان است. بلندترین نقطه در قبرس کوه الیمپوس است که در مرکز کوهستان ترودوس واقع شده و ۱۹۵۲ متر ارتفاع دارد. کوهستان کم‌پهناتر کیرنیا که در امتداد کرانه‌های شمالی جزیره قرار گرفته به نسبت ترودوس مساحت بسیار کمتری را اشغال کرده و بلندی‌های آن نیز کم‌ارتفاع‌ترند. بلندترین نقطه کیرنیا ۱۰۲۴ متر بالاتر از سطح دریا است. جزیره قبرس از نظر زمین‌شناختی بخشی از صفحه آناتولی به‌شمار می‌آید.[۱۳]

قبرسی‌های یونان در بخش جنوبی و قبرسی‌های ترکیه در بخش شمالی قبرس قرار دارند که با مرزی به نام «خط سبز» تفکیک شده‌اند که تا نیکوزیا (لفگوشا) کشیده می‌شود؛ و پایتخت قبرس شمالی و جنوبی را به دو بخش تقسیم می‌کند. درحال حاضر پنج تقاطع مرزی وجود دارد که ۲۴ ساعته برای عبور و مرور شهروندان باز است.[۱۴

تقسیمات کشوری :

جمهوری قبرس به شش استان تقسیم شده‌است. نام این استان‌ها فاماگوستا)، گیرنه، لارناکا، لیماسول، نیکوزیا، و پافوس است.[۱۵]

نقشه استان‌های قبرس استان‌ها به یونانی به ترکی
پافوس نیکوزیا لیماسول لارناکا کیرنیا استان آیاناپا (فاماگوستا) آکروتیری دکلیا

Cyprus districts not named.svg

دربارهٔ این تصویر
فاماگوستا
Αμμόχωστος (Ammochostos)
Gazimağusa/Mağusa
گیرنه
Κερύvεια (Keryneia)
Girne
لارناکا
Λάρνακα (Larnaka)
Larnaka/İskele
لیماسول
Λεμεσός (Lemesos)
Limasol/Leymosun
نیکوزیا
Λευκωσία (Lefkosia)
Lefkoşa
پافوس
Πάφος (Pafos)

Baf/Gazibaf

سیاست :

جزیره قبرس در پی اختلاف بین آتن و آنکارا در سال ۱۹۷۴ و پس از درگیری‌های نظامی بین دو کشور به دو بخش ترک‌نشین (شمالی) و یونانی‌نشین (جنوبی) تجزیه شد. بخش جنوبی و یونانی‌نشین قبرس به عنوان یک کشور مستقل توسط سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته می‌شود و عضو اتحادیه اروپا است، ولی بخش شمالی (ترک‌نشین) جزیره قبرس فقط توسط ترکیه به عنوان یک کشور به رسمیت شناخته شده‌است. از سال ۱۹۷۴ تاکنون تمام تلاش‌های سازمان ملل متحد و دیگر مجامع بین‌المللی برای حل مسئله قبرس و وحدت مجدد دو بخش این جزیره که یکی از مشکلات اصلی و اختلافات بین آتن و آنکارا محسوب می‌شود، به بن‌بست خورده‌است.

طی سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ میلادی سازمان ملل متحد دور جدیدی از تلاش دیپلماتیک را برای به نتیجه رساندن مذاکرات وحدت قبرس پیش برد و پس از گفتگوی مستمر در سوئیس، دور نهایی این مذاکرات از صبح پنجشنبه ۶ ژوئیه ۲۰۱۷ با میانجیگری مستقیم آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد و با حضور رؤسای دولت دو بخش یونانی و ترک‌نشین قبرس آغاز شد و تا ساعت ۳ بامداد جمعه ۷ ژوئیه ادامه یافت. گوترش طی این دور از میانجی‌گری تلاش کرد تا نیکوس آناستاسیادیس رئیس دولت بخش یونانی و مصطفی آکینچی رئیس دولت بخش ترک‌نشین را برای دست یابی به توافق نهایی مجاب کند. این گفتگوها روز جمعه با شکست مواجه شد و آنتونیو گوترش پس از پایان مذاکرات در یک نشست خبری گفت: «بسیار متأسفم که بگویم با وجود تعهد و تلاش همه هیئت‌های مذاکره کننده و دیگر طرف‌ها … کنفرانس قبرس بدون رسیدن به نتیجه پایان یافت.»

مایک پنس معاون رئیس‌جمهوری ایالات متحده نیز از طریق تلفن با طرفین گفتگو کرد و از آنها خواست همه تلاش خود را برای «استفاده از این فرصت تاریخی» و رسیدن به توافق نهایی بر سر وحدت این جزیره واقع در دریای مدیترانه بکنند.

با وجود شکست آخرین دور مذاکرات در ژوئیه ۲۰۱۷ اسپن بارت آید مشاور ویژه سازمان ملل متحد در امور قبرس در مقام خود باقی خواهد ماند و به تلاش‌های خود برای از سرگیری گفتگوها با هدف وحدت دوباره قبرس همچنان ادامه خواهد داد.[۱۶]

اقتصاد :

اقتصاد جزیره قبرس از آغاز استقلال مبتنی بر نظام بازار آزاد بوده‌است. صادرات عمدهٔ قبرس شامل: محصولات کشاورزی (گندم. جو. سیب زمینی. و مرکبات). میوه‌های مختلف . تنباکو. محصولات صنعتی. انواع پوشاک. کفش و صنایع دستی بوده‌است. واردات عمده نیز شامل: مواد خوراکی. دام زنده. نفت و فراورده‌های شیمیایی می‌باشد.

در شهریورماه ۱۳۹۶ خبر رسید که دولت بخش یونانی‌نشین قبرس در آبهای اطراف این جزیره در دریای مدیترانه یک مخزن ۲۸ میلیارد متر مکعبی گاز طبیعی کشف کرده‌است. این میزان گاز کشف شده معادل مصرف هفت‌ماهه ترکیه است اما برای جزیره کوچک و کم جمعیت قبرس ذخیره قابل توجهی به‌شمار می‌آید. شرکت‌هایی که به نام قبرس در منطقه فعالیت می‌کنند، برای کشف ذخایر بزرگتر در اطراف این کشور و در آب‌های دریای مدیترانه در تلاش هستند.[۱۷]

قبرس در سال ۲۰۱۳ قوانین خود در رابطه با دریافت تابعیت را تغییر داد. طبق این قوانین جدید، متقاضیان لازم نیست ثابت کنند که به زبان محلی سخن می‌گویند یا برای زمانی طولانی در این جزیره ساکن بوده‌اند. یک سرمایه‌گذاری مسکن دو میلیون یورویی یا دو و نیم میلیون یورویی در حوزه شرکت‌ها یا اوراق قرضه دولتی کفایت می‌کند. طی چند سال، صدها ثروتمند روس و اوکراینی، از جمله شماری از مظنونان به فساد مالی، از طریق برنامه مناقشه‌برانگیز صدور روادید، از دولت قبرس گذرنامه گرفته و بدین‌ترتیب عملاً امکان ورود همیشگی به کشورهای امضاکنندهٔ توافق‌نامه شینگن را یافته‌اند. دولت نیکوزیا از سال ۲۰۱۳ میلادی با معامله گذرنامه بیش از ۴ میلیارد یورو درآمد داشته‌است. تنها در سال ۲۰۱۶ بیش از ۴۰۰ گذرنامه به این شکل در قبرس فروخته شده‌اند.[۱۸]

مردم و فرهنگ :

بر پایه آمارهای پذیرفته شده ۸۰٪ یونانی‌تبار، ۱۸٪ ترک‌تبار و ۲٪ نیز از دیگر اقلیت‌های مسیحی (مارونی، کاتولیک لاتینی و ارمنی) هستند.[۱۹][۲۰][۲۱][۲۲]

قسمت شمالی قبرس فرهنگی برگرفته از ترکیه و بخش جنوبی آن برگرفته از یونان دارد.

منبع : ویکی پدیا

کوبا

درباره کوبا

جمهوری کوبا کشوری است تشکیل شده از مجمع الجزایری در دریای کارائیب و پایتخت آن هاوانا است.

تاریخ :

در ۱۴۹۲ کریستف کلمب جزیره‌ای را کشف کرد که هم‌اکنون کوبا نام دارد. در آن زمان این جزیره به امپراتوری اسپانیا تعلق گرفت. در ۱۵۱۱ اولین اقامتگاه‌های اسپانیایی‌ها در کوبا تأسیس شد. اسپانیا حدود ۱۰۰ هزار نفر از مردم بومی را به بردگی گرفت، آن‌ها را مسیحی کرد و به جستجوی طلا واداشت. با این وجود پس از گذشت یک قرن عملاً این افراد بومی از بین رفتند. از جمله دلایل این اتفاق، شیوع بیماری عفونی اوراسیایی بود که به دلیل عدم مقاومت بومی گسترش یافت و به همین شکل privation stemming from repressive colonial subjugation.[۱۰][۱۱]

کوبا به مدت ۴۰۰ سال تحت استعمار اسپانیا قرار داشت (۱۵۱۱–۱۸۹۸). در این مدت اقتصادش بر پایه کشاورزی، معدن و صادرات شکر، قهوه و تنباکو به اروپا و بعدها آمریکای شمالی بود. این کارها در ابتدا توسط برده‌های آفریقایی که به کوبا آورده شده بودند انجام می‌شد. جمعیت کوبا در ۱۸۱۷ عبارت بود از ۶۳۰٬۰۰۰ هزار نفر که ۲۹۱٬۰۰۰ نفر از آن‌ها سفیدپوست، ۱۱۵٬۰۰۰ نفر سیاه‌پوست غیربرده و ۲۲۴٬۰۰۰ نفر سیاه‌پوست برده بودند.[۱۲]

جنگ ۱۸۹۵

در ۱۸۹۲ یک مخالف تبعید شده به نام خوزه مارتی، حزب انقلابی کوبا را در نیویورک پایه‌ریزی کرد. هدف این حزب استقلال کوبا از اسپانیا بود.[۱۳] در ۱۸۹۵، خوزه مارتی برای پیوستن به تلاش‌های ماکسیمو گومز به مونته کریستی و سانتو دومینگو رفت. مارتی دیدگاه‌های سیاسی خود را در بیانیهٔ مونته کریستی به تحریر درآورد.[۱۳] جنگ علیه نیروهای نظامی اسپانیا در ۲۴ فوریه ۱۸۹۵ در کوبا آغاز شد. اما مارتی تا آوریل ۱۸۹۵ نتوانست خود را به کوبا برساند.[۱۳] مارتی در دوس ریوس در ۱۹ می ۱۸۹۵ کشته شد.[۱۳] مرگ او او را به قهرمان ملی کوبا بدل کرد.[۱۴]

حدود ۲۰۰ هزار اسپانیایی کوبا را به توپ بستند. فرماندهٔ نظامی کوبا مردم را کمپ‌هایی فرستاد.[۱۵] در میان بین ۲۰۰٬۰۰۰ تا ۴۰۰٬۰۰۰ شهروند کوبایی بر اثر گرسنگی یا بیماری در این کمپ‌ها جان باختند.

استقلال از اسپانیا

کوبا تا پایان جنگ اسپانیا-آمریکا در ۱۸۹۸ همچنان مستعمره اسپانیا باقی‌ماند. پس از جنگ آمریکا-اسپانیا، این دو کشور معاهده‌ای به نام معاهدهٔ پاریس را در ۱۸۹۸ امضا کردند که طی آن اسپانیا کشورهای پورتوریکو، فیلیپین و گوام را به ازای جمعاً ۲۰ میلیون دلار به آمریکا واگذار کرد.[۱۶] در یک پیمان مشابه، اسپانیا متعهد شد که از پادشاهی بر کوبا چشم پوشی کند. تئودور روزولت که در جنگ آمریکا-اسپانیا شرکت کرده بود و تا اندازه‌ای نیز به جنبش‌های استقلال خواهانه روی خوش نشان می‌دهد، در ۱۹۰۱ پس از مک کینلی به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا انتخاب شد و معاهده را واگذار کرد. به این شکل کوبا در ۱۹۰۲ به صورت رسمی از آمریکا مستقل شد و نام جمهوری کوبا به خود گرفت. تحت شرایط جدید کوبا، آمریکا حق مداخله در امور داخلی کوبا و همچنین روابط اقتصادی و سیاسی اش با دیگر کشورها را برای خود محفوظ نگه داشت.

بین ۱۹۵۳ و ۱۹۵۹ انقلاب کوبا اتفاق افتاد که منجر به براندازی دیکتاتوری فولخنثیو باتیستا ثالدیوار و روی کار آمدن دولت جدید به رهبری فیدل کاسترو گردید.[۱۷] در سال ۱۹۵۲ استقلال خود را از اسپانیا اعلام کرد.

رویدادهای اخیر :

طبق سرشماری سال ۲۰۰۲، حدود ۱٫۲ میلیون از افراد کوبایی‌تبار (حدود ۱۰ درصد جمعیت کنونی کوبا) در آمریکا اقامت دارند.[۱۸][۱۹] بسیاری از این کوباییان برای رفتن به آمریکا راه دریا را پیش گرفتند و با استفاده از قایق‌های کوچک و زورق‌های کوچک مسیر بین این دو کشور را طی کردند. در ۶ آوریل ۱۹۸۰، حدود ۱۰ هزار کوبایی به سفارت پرو در هاوانا رفته و درخواست پناهندگی سیاسی کردند. طی چند روز بعد، دولت کوبا برای کوبایی‌هایی که از سفارت پرو درخواست پناهندگی کرده بودند مجوز مهاجرت صادر کرد. در ۱۶ آوریل، ۵۰۰ کوبایی سفارت پرو را به قصد کاستاریکا ترک کردند. در ۲۱ آوریل، بسیاری از این افراد شروع به سفر به میامی از طریق قایق‌های شخصی کردند که آمریکا از ورود آن‌ها جلوگیری کرد. اما مهاجرت‌ها ادامه یافت چرا که کاسترو اعلام کرد که هر کسی که تمایل به ترک کشور دارد آزاد است این کار را از طریق منطقهٔ پورت ماریل انجام دهد. بیش از ۱۲۵٬۰۰۰ کوبایی پیش از پایان این جریان در ۱۵ ژوئن، کوبا را به مقصد آمریکا ترک کردند.
فروپاشی شوروی که در کوبا به عنوان دورهٔ ویژه شناخته می‌شود، فرصت بسیار خوبی فراهم آورد تا قوانین وضع شده توسط کاسترو به‌طور جدی آزمایش خود را پس بدهند. در این دوران کوبا دچار کمبود مواد غذایی شد.[۲۰][۲۱] با این وجود دولت کوبا، کمک‌های غذایی، دارویی و مالی آمریکا را تا سال ۱۹۹۳ نپذیرفت.[۲۰] در ۵ اوت ۱۹۹۴، دولت، گروهی معترض را که در یک اعتراض ناگهانی در هاوانا تجمع کرده بودند متفرق کرد.[۲۲]
در سال‌های اخیر کوبا به یک منبع جدید حمایت‌کننده به نام جمهوری خلق چین دست یافته‌است و همچنین اتحادهای جدیدی را با هوگو چاوز، رئیس‌جمهور ونزوئلا و همین‌طور اوو مورالس، رئیس‌جمهور بولیوی که هر دو از صادرکننده‌های نفت و گاز هستند ایجاد کرده‌است. در سال ۲۰۰۳، دولت شمار زیادی از فعالان مدنی را دستگیر و بازداشت کرد. این دوره به بهار سیاه معروف است.[۲۳][۲۴]
در ۳۱ ژوئیه ۲۰۰۶، فیدل کاسترو وظایف اصلی‌اش را به برادرش، اولین نخست‌وزیر کوبا یعنی رائول کاسترو واگذار کرد. دلیل این واگذاری عمل جراحی فیدل کاسترو بود. در ۲۴ فوریه ۲۰۰۸ رائول کاسترو به عنوان رئیس‌جمهور جدید کوبا انتخاب شد.[۲۵] او در سخنرانی ابتدایی خود، قول داد که برخی محدودیت‌هایی اعمال شده بر زندگی کوبایی‌ها را از میان بردارد.[۲۶] در مارس ۲۰۰۹، رائول کاسترو برخی از مقامات دوران کاسترو را از میان برداشت.[۲۷]
در ۱۴ اوت ۲۰۱۵، با سفر جان کری، وزیر امور خارجهٔ ایالات متحد، به هاوانا، در مراسمی رسمی و در حضور مقام‌های عالی‌رتبهٔ آمریکا و کوبا، پس از بیش از ۵۴ سال قطع روابط دیپلماتیک این دو کشور، سفارت آمریکا در کوبا بازگشایی شد.[۲۸]
در مارس ۲۰۱۶، باراک اوباما اولین رئیس‌جمهور آمریکا بود که پس از گذشت ۸۸ سال ازین کشور دیدار می‌کرد.[۲۹]
در ۱۸ آوریل ۲۰۱۸، میگل دایاز-کانل تنها نامزد ریاست جمهوری بود و به عنوان رئیس‌جمهور کوبا انتخاب و جانشین رائول کاسترو شد و یک روز بعد در ۱۹ آوریل به‌طور رسمی ۱۹مین رئیس‌جمهور کوبا شد.[۳۰][۳۱][۳۲][۳۳]

جغرافیا :

کوبا جزیره‌ای است که در میان دریای کارائیب و اقیانوس آتلانتیک شمالی قرار گرفته‌است و دارای مساحتی برابر ۱۱۰٬۸۶۱ کیلومتر مربع می‌باشد.

مرز زمینی آن تنها با پایگاه دریائی ایالات متحده‌است که خلیج گوانتانامو نام دارد.

اقلیم کوبا معتدل و بادهای بسامان در این کشور در جریانند. موقعیت جغرافیایی آن ۰۰ ۸۰ غربی و ۳۰ ۲۱ شمالی است.

بهداشت :

بر مبنای آمارهای سازمان بهداشت جهانی:[۳۴]

سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۳، امید زندگی در کوبا برای مردان ۷۷ و برای زنان ۸۰ ثبت کرد.[۳۵] (میانگین جهانی ۶۸ سال)
میزان مرگ و میر کودکان در کوبا ۸٫۷ در هر ۱۰۰۰ نفر است.
میزان مرگ و میر بزرگسالان در کوبا ۱۳۱٫۸۵ در هر ۱۰۰۰ نفر
مجموع هزینه‌های بهداشت به ازای هر نفر در کوبا ۳۶۳ دلار است. (۲۰۰۶)
نسبت مجموع هزینه‌های بهداشت به تولید ناخالص داخلی در کوبا ۷٫۱٪ است. (۲۰۰۶)
احتمال مرگ کودک قبل از ۵ سالگی: ۶ در هر ۱۰۰۰ نفر (میانگین جهانی ۶۵ نفر در هر هزار نفر)
میزان شیوع ایدز: ۱ نفر در هر هزار نفر (میانگین جهانی ۸ نفر در هر هزار نفر)
درصدی از جمعیت که در مناطق شهری زندگی می‌کنند: ۷۶٪ (میانگین جهانی ۵۰٪)
میزان شیوع سل: ۲ نفر در هر هزار نفر (میانگین جهانی ۱۷۰ نفر در هر هزار نفر)
میزان افراد چاق در جمعیت مذکر ۸٪ و در مؤنث ۱۵٫۴٪ است.
۹۵٫۲٪ جمعیت کوبا به آب آشامیدنی سالم دسترسی دارند.
۹۴٪ جمعیت کوبا دارای دستگاه‌های بازیافت آب و استفادهٔ مجدد از آن هستند.

همچنین: در کوبا مراقبت‌های بهداشتی به عنوان یک حقوق شهروندی درنظر گرفته می‌شود. مراقبت‌های بهداشتی همگانی برای تمام شهروندان مجانی است. کوبا دارای بالاترین نسبت دکتر به بیمار در سطح جهان و برابر با ۶/۷ در هر ۱۰۰۰ نفر است. در سال ۲۰۱۴، نرخ مرگ و میر نوزادان در کوبا، یکی از کم‌ترین نرخ‌ها در جهان و برابر با ۴/۲ در هر ۱۰۰۰ تولد زنده بود.[۳۵]

مراقبت‌های پزشکی در کوبا بر پیش‌گیری امراض تأکید دارد، تا این که تنها متکی به دارو باشد، یا دسترسی محدود به داروهایی داشته باشد که گاهی از طرف آمریکا در محاصره و تحریم است. مجله لانسیت در سال ۲۰۱۴ نوشت: «اگر دستاوردهای کوبا بتواند در سراسر طیف گسترده‌ای از کشورهای کم‌درآمد و متوسط رواج پیدا کند، سلامت جمعیت جهان دگرگون می‌شود.» کوبا پیشگام توسعه داروهایی جهت معالجه و پیشگیری سرطان ریه است، و از قطع عضو بدن، مرتبط با دیابت، پیش‌گیری نموده‌است.[۳۵]

موقعیت زنان در کوبا :

درکوبا، تعداد قابل توجهی از قضات، وکلای دادگستری، دانشمندان علوم، کارگران فنی، کارکنان بهداشت عمومی و حرفه‌ای را زنان تشکیل می‌دهند. کوبا از نظر نجات کودکان در رتبه اول فهرست مادر «کشورهای کمتر توسعه یافته» قرار دارد. کوبا با بیش از ۴۸ درصد زنان به عنوان نماینده مجلس، با بالاترین درصد زنان پارلمان در ردیف سوم در جهان است. زنان در دوران حاملگی ۹ ماه حقوق کامل، و سپس ۳ ماه را با ۷۵ درصد حقوق، مرخصی زایمان خود را دریافت می‌کنند. دولت برای سقط جنین و طرح تشکیل خانواده یارانه می‌دهد، و برای مراقبت قبل از بارداری ارزش والایی قائل است، و برای زنان قبل از تولد فرزند «مسکن زایمان» ارائه می‌دهد.[۳۵]

حقوق بشر :

هرچند کوبا سال‌های در بین کشورهای دارای بیشترین تعداد خبرنگار زندانی بود اما در سال ۲۰۱۶ فقط دو روزنامه‌نگار زندانی دارد.[۳۶]
در نتیجه منع مالکیت فردی، مردم کوبا در بین کشورهایی با کمترین مالکیت کامپیوتر شخصی رده‌بندی شده‌اند. حق استفاده از اینترنت فقط به تعدادی محدوی از افراد داده می‌شود و آن‌ها هم شدیداً تحت نظر هستند. خروج ازکشور و ورود به کشور به‌طور کلی ممنوع است و در صورتی کسی بخواهد کشور را ترک کند نیاز به کسب مجوز دارد؛ که اکثر درخواست‌های خروج از کشور رد می‌شوند و در مواردی که اجازه داده می‌شود، به عنوان مثال کل یک خانواده نمی‌تواند کشور را ترک کنند و بچه‌ها به عنوان ضمانت نگه داشته می‌شوند تا والدین آن‌ها برگردند.[۳۷]
کوبا در سال ۲۰۱۵ از نظر آزادی رسانه در میان ۱۸۰ کشور در جایگاه ۱۶۹ قرار گرفته‌است.[۳۸]

پناهندگی

بر اساس گزارش دولت آمریکا ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ نفر (حدود ۱۰٪ جمعیت کوبا) در بین سال‌های ۱۹۵۹ (زمان وقوع انقلاب کوبا) تا ۱۹۹۳ این کشور را ترک کرده‌اند.[۳۹]

اعدام‌های سیاسی

گزارش‌های مختلفی در این زمینه وجود دارد که مدعی اعدام بین ۴٬۰۰۰ تا ۳۳٬۰۰۰ نفر بین سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۸۷ می‌باشند.[۳۹]

تحقیق توسط دانشکده حقوق کرنل در ماه اکتبر سال ۲۰۱۵ نشان می‌دهد که در کوبا هیچ‌کسی محکوم به اعدام یا هیچ‌کس در انتظار اعدام نیست. دادگاه عالی کوبا، آخرین زندانی باقی‌مانده محکوم به اعدام، حکم یک آمریکایی کوبایی محکوم به قتل در اجرای حمله تروریستی سال ۱۹۹۴ به این جزیره را در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۰ تخفیف داد؛ و از آن زمان تاکنون هیچ حکم اعدام شناخته شده جدیدی صورت نگرفته‌است.[۳۵]

انتخابات در کوبا :

انتخابات مجلس ملی کوبا (شورای ملی) هر پنج سال صورت می‌گیرد و انتخابات انجمن‌های شهر و شهرداری مناطق، هر دو سال و نیم برگزار می‌شود. پس از آن نمایندگان مجلس شورای ملی، شورای دولت/کشور را انتخاب می‌کنند، که به نوبه خود شورای وزیران را منصوب می‌کند که رئیس‌جمهور را انتخاب می‌کند.[۳۵]

از سال ۲۰۱۸ میلادی (تاریخ انتخابات عمومی آینده در کوبا)، برای تمام موقعیت مقامات منتخب ارشد، از جمله رئیس‌جمهور، فقط دو دورهٔ پنج ساله حق تصدی آن پست را خواهد داشت. هر کسی می‌تواند نامزد و یک کاندید شود. لازم نیست شخص، عضو حزب کمونیست (سی پی) باشد. نمی‌توان هیچ پولی برای ترویج و تبلیغ نامزدهای انتخاباتی خرج کرد و هیچ حزب سیاسی (از جمله حزب کمونیست) اجازه ندارند در طول انتخابات، کمپین راه بیندازند. پرسنل نظامی در حوزه‌های رأی‌گیری انجام وظیفه نمی‌کنند؛ و دانش‌آموزان از صندوق‌های رأی حفاظت می‌کنند.[۳۵]

حق تحصیل رایگان در کوبا :

آموزش رایگان تا سطح تحصیلات عالی و از جمله آموزش‌های عالی، یک حق همگانی است. در مقایسه با دیگر کشورها در جهان، کوبا بخش قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی خود را صرف آموزش و پرورش شهروندان کوبایی می‌کند. «معلمان سیار» (معلم سر خانه) برای خانه کودکانی فراهم شده‌است که قادر به رفتن به مدرسه نیستند. بسیاری از مدارس مراقبت‌های مجانی را در صبح و پس از مدرسه برای والدین شاغلی فراهم ساخته که فامیل دیگری ندارند تا از کودکانشان پرستاری و مراقبت نماید. در کوبا ۲۲ دانشکده پزشکی وجود دارد، در حالی که تا سال ۱۹۵۹ و قبل از انقلاب کوبا، تنها ۳ دانشکده وجود داشت.[۳۵]

حقوق کارگران در کوبا :

قانون کوبا حق داوطلبانه تشکیل اتحادیه‌های کارگری و پیوستن به آن‌ها را تضمین می‌کند. اتحادیه‌ها بطور قانونی مستقل و از نظر مالی خودمختارند، و مستقل از حزب کمونیست و دولت هستند، و توسط حق عضویت اعضای خود تأمین مالی می‌شوند. حقوق کارگران توسط اتحادیه‌ها از جمله با یک قرارداد کتبی، یک کار ۴۴–۴۰ ساعت در هفته، ۳۰ روز مرخصی سالیانه با حقوق در بخش دولتی حمایت شده‌است.[۳۵]

چنانچه اتحادیه فکر کنند که کار کردن خطرناک است، حق دارند که کار را متوقف کنند. آن‌ها حق دارند که در مدیریت کارخانه حضور یابند، اطلاعات مدیریت را در فضای اداره و مصالح، و زمان تسهیلات را برای نمایندگان دریافت کنند. توافق اتحادیه برای اخراج‌ها، تغییرات در سبک ساعات کاری، اضافه کاری، و گزارش ایمنی سالانه، ضروری است. اتحادیه‌ها هم چنین در کوبا دارای نقش سیاسی هستند و یک حق قانونی (قانون اساسی) دربارهٔ مشورت قانون استخدامی دارند. آن‌ها هم چنین دارای حق پیشنهاد قوانین جدید به مجلس شورای ملی هستند.[۳۵]

اقتصاد :

منابع طبیعی آن شامل معادن کبالت، نیکل، آهن، مس، کروم و سیلیکون است. با وجود دولت متمرکز، دولت کوبا درصدد است تا قوانین اقتصادی این کشور را سهل کند. با هدف بهبود کارکرد موسسات تجاری، کاستن کمبود جدی خوراک، بهبود کالاهای مصرفی و خدمات، اصلاحاتی در دهه ۱۹۹۰ میلادی انجام شد. با این حال متوسط استاندارد زندگی هنوز هم بخاطر تحریم‌های آمریکا، از پیش از دهه ۱۹۹۰ میلادی و قطع کمک‌های شوروی سابق پائین‌تر است. از اواخر سال ۲۰۰۰ کشور ونزوئلا قراردادی برای همکاری نفتی با این کشور به امضاء رساند و اکنون روزانه ۱۰۰٬۰۰۰ بشکه نفت به این کشور تحویل می‌دهد. کوبا بخشی از پرداخت خود را بابت نفت به صورت خدمات انجام می‌دهد. ۲۰٬۰۰۰ کوبایی متخصص پزشکی که در ونزوئلا کار می‌کنند جزو این برنامه هستند. افزایش قیمت فلزات در سال ۲۰۰۷ موجب بالا رفتن درآمدهای کوبا از تولید کبالت و نیکل شده‌است. هاوانا با هدف کاهش قطع برق که از سال ۲۰۰۴ موجب نارضایتی مردم را فراهم آورده، سرمایه‌گذاری در بخش انرژی را ادامه می‌دهد. تولید ناخالص داخلی این کشور ۵۱٫۱۱ میلیارد دلار است که ۴٫۶ درصد آن در بخش کشاورزی، ۲۶٫۱ درصد آن در بخش صنعت و ۶۹٫۳ درصد آن در بخش خدمات تولید می‌شود. ۴٬۸۵۳٬۰۰۰ نفر نیروی کار این کشور کار می‌کنند.

بیکاری و تورم :

نرخ بیکاری در کوبا ۱٫۷ درصد و نرخ تورم ۱٫۵ درصد است.[۴۰]

صادرات و واردات :

محصولات صادراتی این کشور شامل شکر، نیکل، تنباکو، ماهی، محصولات پزشکی، مرکبات و قهوه است که به کشورهای هلند (۲۱٫۸ درصد)، کانادا (۲۱٫۶ درصد)، چین (۱۸٫۷ درصد) و اسپانیا (۵٫۹ درصد) صادر می‌شود.

محصولات وارداتی این کشور شامل نفت، مواد غذایی، ماشین‌آلات و تجهیزات و مواد شیمیایی است که از کشورهای ونزوئلا (۲۶٫۶ درصد)، چین (۱۵٫۶ درصد)، اسپانیا (۹٫۶ درصد)، آلمان (۶٫۴ درصد)، کانادا (۵٫۶ درصد)، ایتالیا (۴٫۴ درصد)، آمریکا (۴٫۳ درصد) و برزیل (۴٫۲ درصد) وارد می‌شود.

منابع :

مهمترین مادهٔ معدنی کوبا نیکل است که کوبا پس از روسیه دومین منبع بزرگ نیکل جهان محسوب می‌شود.[۴۱] شرکت بین‌المللی کانادایی شریت (Sherritt International) دارای تسهیلات بزرگی در معدن بزرگ نیکل در شهر موئا هستند. کوبا پنجمین تولیدکنندهٔ بزرگ کبالت تصفیه شده‌است که از مواد فرعی استخراج نیکل است.[۴۱] تحقیقات نفتی جدید نشان داده‌است که شمال کوبا قادر به تولید تقریباً ۴٫۶ میلیارد بشکه (۷۳۰ میلیون متر مکعب) تا ۹٫۳ میلیارد بشکه نفت (۱٫۴۸ در ۱۰ به توان ۹ مترمکعب) است. در سال ۲۰۰۶، کوبا آغاز به آزمایش این مناطق برای استخراج احتمالی در آینده نمود.[۴۲]

مردم :

۹۹٫۸٪ مردم کوبا باسواد هستند.[۴۳][۴۴]
جمعیت کوبا ۱۱٬۳۹۴٬۰۴۳ نفر است و نرخ رشد جمعیت آن % ۰٫۲۷۳ می‌باشد.
در کوبا، میزان مرگ و میر نوزادان در واحد جمعیت، از برخی جوامع جهان اول و توسعه یافته نیز کمتر است.[۴۵]
میانگین امید به زندگی در کوبا ۷۷٫۶۴ سال است.[۴۳]
طبق آمار سال ۲۰۰۶، کوبا تنها کشور جهان است که دارای استانداردهای مورد قبول صندوق جهانی طبیعت در زمینه توسعهٔ پایدار است.[۴۶] جاناتان لوح، یکی از نویسندگان گزارش صندوق جهانی طبیعت، گفته‌است: «طبق شاخص سازمان ملل، کوبا به لطف سطح بالای سواد و طول عمر بسیار بالای خود به سطح خوبی از توسعه رسیده‌است، و از آنجایی که کشوری با مصرف انرژی پائین است، اثرات زیستی آن بزرگ نیست.»[۳۵] به عبارت دقیق تر کوبا بر اساس معیار ردپای بوم‌شناختی (Ecological footprint) دارای امتیاز کمتر از ۱٫۸ هکتار در واحد مساحت است. همچنین امتیاز کوبا بر اساس شاخص توسعه انسانی(HDI) بالاتر از ۰٫۸ است.[۴۷]

فرهنگ :

فرهنگ این کشور بر پایهٔ مذهب کاتولیک است و جامعه‌ای مذهبی دارد. [نیازمند منبع]

منبع : ویکی پدیا