نوشته‌ها

تور پاتایا ویژه 4 دی

گرجستان

درباره گرجستان

گُرجِستان (به گرجی: საქართველო، ساکارْتْوِلُ) کشوری است در منطقهٔ قفقاز اوراسیا. این کشور که در سرحد آسیای غربی و اروپای شرقی قرار دارد، از غرب با دریای سیاه، از شمال با روسیه، از جنوب با ترکیه و ارمنستان، و از جنوب‌شرق با جمهوری آذربایجان هم‌مرز است. پایتخت و بزرگترین شهر آن تفلیس است. مساحت گرجستان ۶۹٬۷۰۰ مترکیلومربع (۲۶٬۹۱۱ مایل‌مربع), و جمعیت آن در سال ۲۰۱۶ در حدود ۳٫۷۲ ;میلیون نفر بوده‌است. گرجستان یک جمهوری متمرکز، نیمه‌ریاستی است و حکومت آن از طریق دموکراسی نیابتی انتخاب می‌شود.

گرجستان یکی از کشورهایی است که در هر دو قارهٔ اروپا و آسیا قرار داشته و یکی از اهداف مقامات سیاسی تفلیس پایتخت گرجستان، عضویت در اتحادیه اروپا و ناتو است؛ که گرجستان در حال حاضر عضو ناظر در اتحادیه اروپا و ناتو می‌باشد[۱]

مردم بومی گرجستان، مردم گرجی مسیحی ارتدکس و پیرو کلیسای ارتدکس گرجی هستند. گرجی‌ها به زبان گرجی سخن می‌گویند که زبان رسمی کشور گرجستان است و با الفبای گرجی نوشته می‌شود که یکی از چهارده الفبای موجود در جهان می‌باشد.

دیرینگی زندگی انسان در گرجستان به ۱٬۸۰۰٬۰۰۰ (یک میلیون و هشتصد هزار) سال پیش می‌رسد که گروهی از انسان‌های نخستین موسوم به انسان گرجی در آن می‌زیسته‌اند. گرجستان یکی از قدیمی‌ترین کشورها و یکی از غنی‌ترین فرهنگ‌ها را داراست.

گرجستان در زمان باستان با نام ایبریا شناخته می‌شده‌است و امروزه در اکثر زبان‌ها با اشکال گوناگون واژهٔ یونانی “گِئُرْگیا” (Georgia به معنای “کشاورزی”) شناخته می‌شود.

از زمان بنیان پادشاهی گرجستان باستان یا همان ایبریا توسط پارناواز یکم در سدهٔ چهارم پیش از میلاد تا زمان حمله مغول به گرجستان در سدهٔ ۱۳ میلادی، دورهٔ صلح و آرامش در تاریخ گرجستان است و از حمله مغول به بعد، گرجستان تاریخی پر فراز و نشیب را با ایستادگی در برابر حملات ایرانیان، عثمانی‌ها و روس‌ها گذرانده که واپسین مورد آن حملهٔ روسیه به گرجستان در سال ۲۰۰۸ میلادی است.

نقطهٔ اوج تاریخ ارتباط گرجستان و ایران، دوران صفویه بوده که مهم‌ترین رویدادهای آن عبارتند از:

۲۳ بار حملهٔ ارتش امپراتوری صفویان به گرجستان
قتل‌عام بسیاری از گرجی‌ها
اسارت و تبعید ۳۰۰۰۰۰ (سیصد هزار) تَن از بازماندگان گرجی‌های کشته شده به قزوین، گیلان، مازندران، گلستان، اصفهان و فارس
برقراری متناوب حکومت صفویان بر شرق و حکومت عثمانی‌ها بر غرب گرجستان

پس از صفویان، نادر شاه افشار به گرجستان حمله کرده و ۳۰٬۰۰۰ (سی هزار) گرجی را به خراسان تبعید کرد. آغامحمدخان قاجار نیز پس از حمله به تفلیس، با قتل‌عام مردم آن شهر، یکی از خونبارترین وقایع تاریخ گرجستان را رقم زد و ۱۵٬۰۰۰ گرجی را نیز به ایران کوچاند.[۲]

با امضای عهدنامه گرجیوسک در سال ۱۷۸۳، گرجستان تحت‌الحمایهٔ روسیه شد و حدود بیست سال بعد یعنی در سال ۱۸۰۱ میلادی، روسیه، گرجستان را به عنوان یکی از فرمانداری‌های خود اعلام نمود و رژیم تزاری در گرجستان برقرار شد. در پی انقلاب ۱۹۱۷ امپراتوری روسیه، گرجستان، در ۲۶ مه ۱۹۱۸ اعلام استقلال کرد، اما ارتش سرخ شوروی در سال ۱۹۲۱ میلادی (۱۳۰۰ شمسی) به گرجستان حمله کرده و به مدت ۷۰ سال، گرجستان یکی از جمهوری‌های شوروی بود تا اینکه در سال ۱۹۹۱ میلادی (۱۳۷۰ شمسی)، مستقل شد.[۳][۴][۵][۶][۷]

گرجستان پس از استقلال، درگیر چند مسئله قومی بسیار حاد گشت و خواسته‌های جدایی‌طلبانه موجب بروز دو منازعه جدی داخلی گردید. مناظره آبخازیا و اوستیای جنوبی و مسئله‌آفرینی آجاریا، عملاً دولت گرجستان را در آستانه فروپاشی و تجزیه قرارداد و برای مدتی این کشور را در زمره کشورهای ناکام مطرح کرد. در دوره پس از استقلال این جمهوری، هنوز دو منطقه آبخازیا و اوستیای جنوبی از خواسته‌های تجزیه‌طلبانه دست برنداشته و عملاً دولت گرجستان نتوانسته‌است بر این دو منطقه اعمال کنترل نماید.[۸]

موقعیت :

گرجستان بین ۴۱ درجه و ۷ دقیقه تا ۴۳ درجه و ۳۵ دقیقه عرض شمالی، و ۴۰ درجه و ۴ دقیقه تا ۴۶ درجه و ۴۲ دقیقه طول شرقی واقع شده‌است.

این کشور به صورت طولی در امتداد مدارات کشیده شده و طول آن حدود ۳۷۰ کیلومتر، حداکثر عرض آن ۲۰۰ کیلومتر و طول قطر بزرگ آن ۶۱۳ کیلومتر است. مساحت گرجستان ۶۹٬۹۰۰ کیلومتر مربع و اندکی بزرگتر از سری‌لانکا و کوچکتر از سیرالئون است. این کشور بزرگتر از کشورهای اروپای مرکزی و آسیا شرقی مانند هلند و بلژیک و نروژ و اتریش و دانمارک و کره جنوبی و ارمنستان و کرواسی و اسلونی و استونی و لتونی و لیتوانی می‌باشد. طول مرزهای گرجستان جمعاً ۱۹۶۹٫۸ کیلومتر است. این کشور از شمال با فدراسیون روسیه هم‌مرز می‌باشد، سراسر این خطوط مرزی، منطبق بر آب فشان رشته کوه‌های قفقاز کبیر است و ۸۰۷٫۶ کیلومتر مرز مشترک را در بر می‌گیرد. این مرز از نظر استراتژی نظامی اهمیت بسیاری دارد. در حقیقت این مرز سرحدات طبیعی روسیه را در جنوب تشکیل می‌دهد، در جنوب آن گرجستان و در شمال آن جمهوری‌های خودمختار داغستان، چچن، اینگوش، اوستیای شمالی، کاباردینو-بالکاریا، کاراچای-چرکسیا، همچنین سرزمین کراسنودار را شامل می‌شود. مهم‌ترین راه‌های ارتباطی قفقاز مرکزی و غربی که روسیه را با گرجستان، ارمنستان و ایران پیوند می‌دهد، از این مرز می‌گذرد. محافظت و نگهبانی از این مرز برای روسیه جنبه حیاتی دارد، همان‌طور که در دوره شوروی پیشین و روسیه تزاری نیز دارای اهمیت بسیار بود و جنگ‌های بسیاری برای دستیابی به این سرحدات به وقوع پیوسته‌است.

گرجستان در شرق با جمهوری آذربایجان هم‌مرز است که طول آن ۳۷۴٫۴ کیلومتر می‌باشد. دو راه عمدهٔ ارتباطی گرجستان با شرق، دریای خزر و ایران از این نقطه می‌گذرد (جاده زمینی و راه‌آهن) علاوه بر آن، لولهٔ انتقال نفت باکو-سوپسا نیز از این مرز می‌گذرد.

در جنوب، گرجستان به ترتیب از شرق به غرب با جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکیه هم‌مرز است. طول خط مرزی بین گرجستان و ارمنستان ۲۱۶٫۷ کیلومتر و با ترکیه ۲۵۶٫۱ کیلومتر است. در غرب، مرز گرجستان به دریای سیاهمی‌رسد که طول مرز ساحلی آن ۳۱۵ کیلومتر است.

جمهوری خودمختار آجاریا با مساحت ۳ هزار کیلومتر مربع در بخش جنوبی ساحل دریای سیاه در ترکیب کشور قرار دارد.

استان خودمختار اوستیای جنوبی یا سامچابلو نیز با مساحت ۳٫۹ هزار کیلومتر در دامنه‌های جنوبی قفقاز بزرگ در ترکیب جمهوری گرجستان قرار دارد.

گرجستان با ۶۹٬۹۰۰ هزار کیلومتر مربع مساحت، دومین جمهوری قفقاز جنوبی از نظر مساحت و جمعیت (پس از جمهوری آذربایجان) به‌شمار می‌رود.

درازای سواحل گرجستان در دریای سیاه ۳۵۰ کیلومتر است که میان دهانهٔ رود دماغهٔ «گونیو» کشیده شده‌است. همچنین شهر سوچی و استان چچن در روسیه و استان لوری در ارمنستان و دو استان ارتوین و اردهان در ترکیه و استان زاکاتالا در جمهوری آذربایجان تا ۳۰ سال گذشته جزو مناطق گرجستان بوده اما روسیه این مناطق را به زور از گرجستان جدا و تجزیه کرده و هم‌اکنون هم روسیه قصد تجزیه ساختن گرجستان را دارد.

تقسیمات کشوری و اداری :

کشور گرجستان به ۸ استان، یک منطقه خود مختار (اوستیای جنوبی به مرکزیت تسخینوالی) و ۲ جمهوری خودمختار به نام‌های آجاریا به مرکزیت باتومی و آبخازیا به مرکزیت سوخومی تقسیم می‌گردد. آجاریا و آبخازیا زیر نظر و تحت حاکمیت دولت مرکزی گرجستان به فعالیت می‌پردازند و فرمانداران این مناطق از طرف دولت مرکزی انتصاب و هدایت می‌شوند. اوستای جنوبی نام رسمی این استان نمی‌باشد و روسیه به این منطقه اوستای جنوبی می‌گوید نام اصلی و باستانی این منطقه استان سامچابلو می‌باشد.

پایتخت این کشور تفلیس (به گرجی: თბილისი)، (تلفظ: تْبیلیسی) و شهرهای مهم آن کوتائیسی، باتومی، روستاوی، زوگدیدی، گوری و پوتی می‌باشند.[۹]

آب و هوا :

سرزمین گرجستان از دید اقلیمی منحصر به فرد است، یعنی هر چهار فصل سال دیده می‌شود به‌طوری‌که در یک زمان در کناره‌های دریای سیاه هوای تابستانی در میان نخل‌های حکم فرماست؛ در تپه ماهورهای پایکوهی، رویش علف‌های تازه و گل‌های بهاری، همچنین در کوهستان، مه غلیظ همچون ابری که با ریزش برف و باران همراه‌است وجود دارد.

اما کوه‌های قفقاز بزرگ همچون قازبگی و دیگر کوه‌ها، از برف ضخیم پوشیده شده‌اند. در مجموع آب و هوای گرجستان تابعی است از موقعیت جغرافیایی این سرزمین، توده‌های هوای اشباع شده از بخارات آب دریای سیاه از سمت غرب وارد دالان قفقاز و در گرجستان غربی باعث بارندگی متناوب می‌شود و با از دست دادن نسبتی رطوبت از رشته کوه‌های سورامی، مسختی و ارسیانی وارد گرجستان شرقی می‌شود.

شاید به همین دلیل است که گرجستان شرقی بارندگی کمتری را دریافت می‌کند و آب و هوای آن خشک‌تر است.[۱۰]

ناهمواری‌ها :

کشور گرجستان عمدتاً کوهستانی است. بیش از ۸۰٪ قلمرو این سرزمین را کوهستان‌ها و تپه ماهورها پوشانده‌است. فعالیت‌های عادی مربوط به زلزله در نواحی دارای ساختار آتشفشانی در گرجستان جنوبی آشکار شده‌است.

برخلاف کلیات عمومی کوه‌شناسی، قسمت گرجستان قفقاز بزرگ، در مطابقت با زمین‌شناسی و ساختار اصلی ناهمواری، به سه قسمت غربی، مرکزی و شرقی تقسیم شده‌است.[۱۱]

قفقاز بزرگ

با گذر از غرب به شرق در امتداد رشته کوه قفقاز بزرگ، امکان مشاهدهٔ افزایش تدریجی آب پخشان اصلی بین رودخانه‌های دامنه‌های شمالی و جنوبی و همچنین کوه‌های نوک نیزی که به طرف سواحل دریای سیاه و اراضی پست کولخیس، کشیده شده‌اند، وجود دارند. همهٔ نواحی کوهستانی که بین دره «پسو» و مرزهای شرقی جمهوری خودمختار آبخازیا کشیده شده‌اند، «قفقاز غربی» نامیده می‌شود. رشته اصلی قفقاز غربی همچون برآمدگی‌های عظیمی، پوشیده از قلل صخره‌ای برافراشته‌است که در بین آن، یخچال‌هایی در عمق حفره‌های سیرکی قرار دارند. ستیغ عظیم قفقاز بزرگ، نزدیک هزار متر بالاتر از خط برف‌های دائمی است. گذرگاه‌های کوهستانی، که در اغلب موارد، جاده‌ای مالروست. در ارتفاع ۲۴۰۰ تا ۳۰۰۰ متری از سطح دریا قرار دارند.

قلل قفقاز بزرگ پوشیده از برف‌های دائمی است. واریزهای موجود درپای قله‌ها حاصل قرن‌ها فرسایش هوازدگی است. اختلاف شدید بین دمای شبانه روز، سبب تخریب حتی سنگ‌های سختی جون گرانیت، گنیس و شیست‌های دگرگون می‌شود که بیشترین قسمت رشته کوه‌ها را تشکیل می‌دهند.

آبشارهای یخی که از زبانه‌های یخچالی تشکیل می‌شود، بر روی حصارهای سنگی جریان می‌یابد و به درون دره‌های تنگ و عمیق سرازیر می‌شود. این آبشارها تعداد بی‌شماری جویبار و نهر را تغذیه می‌کند که رودهای کوهستانی در پایین تشکیل می‌دهند.

در قسمت شرقی قفقاز غربی، رشته کوه‌های آهکی کوتاه ترند و برآمدگی‌های نسبتاً کوتاهی را تشکیل می‌دهند. یکی از این رشته کوه‌ها توسط رود گالیدزگا به‌طور عمیق بریده شده‌است. از بالای کانیون، مجدداً می‌توان دامنه‌های شیبدار کوه‌ها را دید. این‌ها، هرچند از آهک تشکیل نیافته‌اند، اما عمدتاً ماسه سنگ‌های سخت صخره‌های آتش فشانی قدیمی هستند.

در پرتگاه‌های نوک تیز، که اخیراً با جنگل‌های غیرقابل نفوذی پوشیده شده، یکی از مراکز صنعتی گرجستان، شهر تقوارچلی قرار دارد که در دورهٔ شوروی ساخته شده‌است. در این ناحیه، زغال سنگ در ماسه سنگ‌های ژوراسیک یافت شده‌است.[۱۲]

ناحیه بین کوهی شرق کولخیس

در طول رشته کوه سورامی، شاخه شرقی اراضی پست بین کوهی گرجستان واقع شده‌است. این منطقه طبیعت گوناگونی دارد. در جنوب دامنه‌های پلکانی رشته کوه‌های تریالتی سر برافراشته‌اند.

در طول پایکوه‌های آن دره رود متکواری قرار دارد که در حاشیه بستر آن راه‌آهن کشیده شده‌است.

قفقاز کوچک

قسمتی از منطقه کوهستانی، قفقاز کوچک است که در امتداد مرزهای گرجستان کشیده شده‌است. این منطقه دارای دو قسمت جداگانه از نظر ساختار و ناهمواری است. قسمت شمالی، رشته کوه‌های چین خورده حاشیه‌ای و بلندی‌های آتش فشانی جاواختی است. قسمت بعدی که از دریای سیاه تا تفلیس کشیده شده‌است، عمدتاً از سنگ‌های آتش فشانی ترشیاری پایین تشکیل شده‌اند. اراضی مرتفع آتش فشانی از لایه‌های جوان ترشیاری بالا و گدازه‌های کواترنری تشکیل شده‌اند که فلات بلندی را با زنجیره‌ای از مخروط‌ها و گنبدی‌های آتش فشان‌های خاموش به وجود آورده‌است.[۱۳]

آب‌شناسی :

رودها

رشته کوه‌های سورامی، متسختی و ارسیانی، رودهای گرجستان را به دو حوضهٔ دریای سیاه و دریای خزر تقسیم می‌کنند. به علت بارندگی فراوان، رودهای حوضهٔ دریای سیاه شبکه متراکم تری را تشکیل داده و حجم آب بیشتری را نسبت به گرجستان شرقی، جاری می‌سازد. گرجستان غربی با تعداد زیادی از رودهای کوچک که از نزولات باران و قسمتی از مرداب‌ها تغذیه می‌شوند، مشخص می‌شوند. این رودها مستقیماً وارد دریای سیاه می‌شوند. در حوضه رود متکواری چنین نمونه‌هایی از رودهای مردابی وجود ندارد، اما رودها دارای جریان‌های فصلی هستند و در تابستان این رودها خشک می‌شوند. در گرجستان غربی، جایی که سنگ‌های کربناته، گسترش یافته‌است، رودهای زیادی از چشمه‌ها یا جویبارهایی سرچشمه می‌گیرند که از حفره‌های کارست‌های زیرزمینی بیرون می‌آیند. در سرزمین‌های بلند جاواختی در گرجستان جنوبی رودهایی وجود دارند که توسط دریاچه‌ها و به مقدار زیاد از آب‌های زیرزمینی تغذیه می‌شوند.

رودخانه‌های گرجستان دارای اهمیت اقتصادی بسیارند. بر طبق برآوردهای منابع برق آبی، گرجستان جای مهمی را در بین کشورهای مستقل مشترک‌المنافع (CIS) اشغال می‌کند و بسیاری از کشورهای خارجی از جمله فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، اتریش، یونان، پرتغال، صربستان، مجارستان، آلمان و بلژیک جلوتر است.[۱۴]

دریاچه‌ها

تعداد دریاچه‌های گرجستان اندک است و اغلب آن‌ها کوچک می‌باشند و در چشم‌انداز گرجستان نقشی ایفا نمی‌کنند. هرچند، دریاچه‌های این کشور از نظر منشأ متفاوت اند اما دارای شکل زیبایی هستند.

سرزمین‌های بلند جاواختی بیشترین تعداد دریاچه هارا داراست. در گرجستان شرقی دریاچه «بازالتی» قرار دارد و در داخل محدوده شهر تفلیس دریاچه کوچک «لیسی» واقع شده‌است. تعداد زیادی دریاچه‌های مصنوعی در گرجستان ایجاد شده‌است. تعدادی از آن‌ها حتی از دریاچه‌های طبیعی است.[۱۵]

یخچال‌ها

در رشته کوه قفقاز مرکزی در قلمرو گرجستان، تعداد زیادی یخچال وجود دارد. این مورد طبیعی است، زیرا حد برف‌های دائمی در قسمت غربی این رشته کوه در ارتفاع ۳۰۰۰ متری و در قسمت شرقی در ارتفاع ۳۴۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد. صدها کوه از رشته کوه‌های قفقاز بزرگ، بالاتر از این ارتفاع واقع شده‌اند. بسیاری از یخچال‌های گرجستان در دامنه‌های جنوبی قفقاز بزرگ، متمرکز شده‌اند. بسیاری از یخچال‌های گرجستان کاملاً بزرگ و گسترده هستند. به ویژه تعداد یخچال‌های بزرگ در حوضه رود «اینگوری» به حدود ۱۷۰ یخچال می‌رسد. بزرگترین آن‌ها عبارت اند از: «تویبری» (به طول ۱۰ کیلومتر)، «لکزیری» (به طول ۱۳٫۵ کیلومتر) و «تسانری» (به طول ۱۲ کیلومتر).

یخچال‌ها دارای اهمیت اقتصادی قابل توجهی هستند. این یخچال‌ها رودهای بزرگ گرجستان را تغذیه می‌کنند. در تابستان، یخ‌های ذوب شده در یخچال‌ها آب رودخانه‌های ریونی، اینگوری، تِرِک، و سایر رودها را با حجم زیاد تغذیه می‌کنند.[۱۶]

آب‌های معدنی

قفقاز جنوبی، به ویژه در گرجستان، ناحیهٔ آتش فشان‌های فعال دوره‌های اخیر زمین‌شناسی است، که ناحیه‌ای زلزله خیز متراکم با حرکت‌های تکتونیکی جدید است. فعلیت نیروهای تحت‌الارضی با چشمه‌های آب گرم و معدنی مشخص می‌شود که در بسیاری از قلمرو گرجستان از زمین خارج می‌شوند.

«آب حیات» را می‌توان به چشمه‌های آب گرم و رادیواکتیویته «تسقالتوبو» لقب داد. چشمه‌های معدنی قلیایی-کربنیک مرکز آسایش گاهی «برجومی» در سراسر جهان شناخته شده‌است. آب‌های معدنی «منجی» با آب‌های «ماتسستا» در نزدیکی «سوچی» قابل مقایسه‌است. چشمه‌های قلیایی-نمکی «سایرمه»، «لوگلا»، «زواره» در «جاوا» شبیه چشمه‌های «سِن توکی» هستند. سرانجام اینکه چشمه‌های گوگردی-قلیایی تفلیس بسیار معروف می‌باشند.[۱۷]

خاک‌شناسی :

در قلمرو گرجستان طیف وسیعی از خاک‌ها، از خاکستری-قهوه‌ای و شور نیمه بیابانی، یعنی خاک‌های استپی خشک و خاک‌های جنگل‌های معتدل مرطوب تا خاک‌های سرخ و پودزولی نواحی جنب مداری و خاک‌های چمنی آلپی گسترده شده‌است.

با وجود تفاوت‌های طبیعی اساسی بین گرجستان شرقی و گرجستان غربی، خاک‌های این دو ناحیه نیز به ویژه در اراضی پست بین کوهی، با هم تفاوت دارند. خاک‌های چمنی-کوهستانی سرزمین‌های بلند آتش فشانی گرجستان جنوبی، ویژگی‌های مخصوص خود را دارا هستند. در این‌جا، در فلات «آخالکالاکی»، در همسایگی «تسالکا»، «دمانیسی» و «گومارتی» تا ارتفاع ۱۲۰۰–۲۰۰۰ متری، خاک‌های چرنوزیوم کوهستانی، خاک‌های غالب است. اندکی بالاتر، در رشته کوه‌های «جاواختی»، «تریالتی» و «سامسارا» این خاک‌ها با خاک‌های چمنی-کوهستانی جایگزین می‌شوند. خاک‌های چمنی-کوهستانی گرجستان پوشیده از چمنزارهای آلپی و نیمه آلپی است که اساس دامپروری را تشکیل می‌دهد.[۱۸]

جغرافیای زیستی :

پوشش گیاهی

طبق برآوردها، حدود ۴۰۰۰ گونه گیاهی در گرجستان یافت می‌شود. جنگل‌ها، مهم‌ترین ذخایر گیاهی گرجستان را دارا هستند که حدود یک سوم از قلمرو کشور را در بر می‌گیرند.

ناحیه بندی عمودی به روشنی با گرجستان کوهستانی مشخص می‌شود. پوشش گیاهی گرجستان شرقی متفاوت با گرجستان غربی است. پوشش گیاهی گرم و مرطوب گرجستان غربی فراوان و گوناگون است.

پوشش سبز زمین‌های پست کولخیس و تپه‌های پایکوهی گرجستان غربی بسیار غنی است. جنگل‌های درختان بارونده در خاک‌های باتلاقی کولخیس رشد کرده‌اند. گونه‌های متعددی از بلوط (ایمرتیاتی، ایبریایی، هارتویس) راش، شاه بلوط، ممرز و توسکا متناوباً با افرا، خرمالو، زبان گنجشک، زیرفون، گلابی، سیب و راش شرقی جایگزین می‌شود.

چمنزارهای کوتاه آلپی و گونه‌های فرش مانند، بلندی‌ها از ۲۳۰۰–۲۴۰۰ تا ۲۹۰۰–۳۰۰۰ متری از سطح دریا، پوشش گیاهی غالب را تشکیل می‌دهند. در این‌جا گیاهان کوتاه با گل‌های درشت و زیبا (جنتیانای زرد، علف خُنازیر، شقایق قفقازی و…) می‌رویند. در بالای ناحیهٔ آلپی، کوهستان‌ها عاری از پوشش گیاهی ممتد است.[۱۹]

حیات جانوری

در گرجستان جانوران زیادی وجود دارد که به جهت گوناگونی چشم‌اندازها منحصر به فرد است، (از ناحیه جنب مداری تا کوهستان‌های پوشیده از برف). در این‌جا گونه‌های جانوری بومی، از جمله جانوران مهاجر از سایر نواحی جانوری، یافت می‌شود. در گرجستان نواحی جانوری در ارتباط با ارتفاع کاملاً مشخص هستند (از نواحی استپی و جنب مداری مرطوب تا نواحی آلپی). در نواحی آلپی قفقاز بزرگ، گونه‌های متفاوتی از گوسفند و بز کوهی زندگی می‌کنند.

پرندگانی که در ناحیه آلپی لانه می‌سازند شامل خروس برفی، زاغی، خروس زیبای قفقازی، که در بیشه‌ها زندگی می‌کنند و پرندگان شکاری از قبیل عقاب طلایی و کرکس ریشدار است.

ماهی‌های زیادی در آب‌های داخلی این کشور وجود دارد. رود متکواری و شاخابه‌های آن مسکن مارماهی دریای خزری، ماهی آزاد، ماهی سفید، گربه ماهی، شاه ماهی، اردک ماهی و ماهی کپور است. رودهای کوهستانی مملو از ماهی قزل آلاست.[۲۰]

جمعیت‌شناسی :

خصوصیات جمعیتی

در سال ۲۰۰۶ میلادی کشور گرجستان دارای ۴٬۶۶۱٬۴۰۱ تن جمعیت بوده که از این تعداد ۲٬۲۳۷٬۴۷۲ تن (۴۸٪) مردان و ۲٬۴۲۳٬۹۲۸ تن (۵۲٪) را زنان تشکیل داده‌اند. نرخ رشد جمعیت در گرجستان از سال ۱۹۷۵ تا ۲۰۰۵ میلادی، ۰٫۳- درصد بوده‌است. بر اساس آمار سال ۲۰۰۳ میلادی، نسبت زاد و ولد ۸ در ۱۰۰۰ و نسبت مرگ و میر ۱۰ در ۱۰۰۰ اعلام گردیده‌است.[۲۱]

ترکیب سنی و جنسی

بر اساس آمار موجود در سال ۲۰۰۷ میلادی، ۱۹٪ از کل جمعیت کشور گرجستان زیر ۱۴ سال، ۶۶٪ بین ۱۵ تا ۶۴ سال و ۱۵ ٪ بالای ۶۵ سال را تشکیل می‌دهند. میزان امید به زندگی در سال ۲۰۰۴ میلادی، در گرجستان ۷۰٫۶ سال بوده‌است.[۲۲]

جمعیت شهری و روستایی

میزان جمعیت روستایی کشور گرجستان در سال ۲۰۰۱ میلادی، ۴۴٪ از کل جمعیت این کشور بوده‌است. این رقم در سال ۱۹۸۰ میلادی، ۴۸٪ بوده‌است که بر این اساس نرخ جمعیت روستایی روند نزولی داشته‌است. نرخ رشد سالانه جمعیت روستایی بین سال‌های ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۱ میلادی، ۰٫۱- بوده‌است.

جمعیت شهری این کشور در سال ۲۰۰۱ میلادی، ۳٬۱۰۰٬۰۰۰ تن (۵۷٪) بوده‌است. این رقم در سال ۱۹۸۰ میلادی، ۲٫۶۰۰٫۰۰۰ تن (۵۲٪) اعلام گردیده‌است.[۲۳]

نظام آموزشی :

قانون اساسی گرجستان تحصیلات در مدارس تا کلاس نهم را به‌طور رایگان پیش‌بینی نموده‌است. هم چنین در دانشگاه‌های دولتی، دانشجویان از امکانات تحصیل رایگان برخوردار می‌باشند. در گرجستان مدارسی به زبان‌های روسی، ارمنی، آذربایجانی، آسی و آبخازی وجود دارد.

با توجه به تغییراتی که در دورهٔ پیش از دانشگاه به وجود آمده، مدت تحصیل در مدارس در مجموع به ۱۲ سال رسیده‌است؛ از اول تا ششم: دوره ابتدایی، از هفتم تا نهم: دوره پایه، از دهم تا دوازدهم: دوره تحصیلات متوسطه می‌باشد. از اول تا کلاس نهم اجباری و رایگان بوده، از سال دهم تا دوازدهم، اخیراً فقط بخشی از هزینه‌ها را دولت تقبل می‌کند. نوع مدارس نیز تغییر یافته‌است.[۲۴]

در سال ۲۰۰۴ میلادی، نرخ سواد در بزرگسالان (۱۵ سال و بالاتر)، ۱۰۰٪ اعلام شده‌است و شاخص آموزش این کشور ۰٫۸۹ بوده‌است.[۲۵]

نسبت زنان به مردان در سال ۲۰۰۱ میلادی، در دوره‌های ابتدایی، راهنمایی و متوسطه به ترتیب: ۹۵٪، ۷۳٪ و ۳۴٪ بوده‌است.[۲۶]

بهداشت و درمان :

بر اساس آمار سال ۲۰۰۰ میلادی، مخارج عمومی در زمینه بهداشت و درمان، ۰٫۷ از تولید ناخالص ملی (GDP) کشور گرجستان را به خود اختصاص داده‌است که این رقم در سال ۱۹۹۰ میلادی، ۳٪ بوده‌است. در گرجستان بیمارستان‌های بسیار پیشرفته و به روزی در طی سالهای اخیر ساخته شده‌است.

تاریخ :

انسان‌های اولیه را می‌توان در قفقاز جنوبی، به ویژه در گرجستان، خیلی پیش از دوره پارینه سنگی ردیابی کرد. جمجمه انسان اروپایی نژاد که یک میلیون و هشتصد هزار (۱٫۸۰۰٫۰۰۰) سال پیش زندگی می‌کرده‌است، در حفاری‌های اخیر در ناحیه دمانیسی به دست آمده‌است.

اواخر عصر مفرغ و اوایل عصر آهن، سراسر گرجستان پیشرفت وسیعی را در حوزه اقتصادی شاهد بود که همراه با سطح بالایی از صنایع دستی، گسترش روابط تجاری و توأم با افزایش نابرابری‌های اجتماعی بود. در اواخر نیمه دوم هزاره دوم پیش از میلاد حضرت عیسی (ع)، شرایط لازم برای ظهور یک جامعه طبقاتی ایجاد شده بود.

از هزاره دوم پیش از میلاد مسیح، هم‌زمان با قدرت گرفتن آشوری‌ها، اقوام گله دار و دامپرور از سرزمین بین‌النهرین در گرجستان سکنی گزیدند؛ که بعدها امپراتوری اورارتو را تشکیل دادند.

قابل ذکر است که قبایل گرجی یگانگی خود را هم‌زمان با پایان عصر مفرغ، آغاز کردند. در پایان هزاره دوم و آغاز هزاره اول پیش از میلاد، در نواحی جنوب شرقی گرجستان باستان، دو اتحادیه اصلی از قبایل ظهور کردند: دیائوخی و کولخیس که هر دو آن‌ها تا قرن هشتم پیش از میلاد دوام داشتند.

در میانه قرن هشتم پیش از میلاد، دیائوخی در نتیجه قدرت گرفتن اورارتو فروپاشید. غلبه کول‌ها (کولخیس) و مخالفت آن‌ها با تائوها (دیائوخی) نیز در این امر سهیم بود. قسمتی از سرزمین دیائوخی به کول‌ها واگذار شد. مدتی بعد کشمکش بین کول‌ها و اورارتو آغاز شد و کول‌ها شکست خوردند.

قلمرو اورارتو در زمان خود وسیع‌ترین امپراتوری به‌شمار می‌رفت. در قرن هفتم پیش از میلاد، هم‌زمان با آغاز دوره ضعف اورارتو، آریایی‌ها پادشاهی ماد را تأسیس کردند. با قدرت گرفتن ماد و شکست خوردن اورارتو، مادها حوالی ارمنستان امروزی ساکن شدند که نتیجه ترکیب این دو قوم (گرجی و آریایی) قوم ارمنی بود. در اوسط قرن ششم پیش از میلاد حضرت عیسی (ع) هخامنشیان جایگزین مادها، در حکومت بر جنوب گرجستان باستان شدند.

قرن‌های ششم تا چهارم پیش از میلاد، دوره استحکام قبایل کارتلی، عمدتاً ساکنان گرجستان شرقی شد. کشمکش بین کنفدراسیون‌های مختلف گرجی در نهایت منتج به تشکیل پادشاهی «ایبریا» به پایتختی «متسختا» شد.
نقشه مناطق تحت حکومت مغول از سال ۱۲۵۹ میلادی (گرجستان جزو این مناطق نیست)

از زمان بنیان پادشاهی گرجستان باستان یا همان ایبریا توسط پارناواز یکم در سدهٔ چهارم پیش از میلاد تا زمان حمله مغول به گرجستان در سدهٔ ۱۳ میلادی، دورهٔ صلح و آرامش در تاریخ گرجستان است و از حمله مغول به بعد، گرجستان تاریخی پر فراز و نشیب را به ایستادگی در برابر حملات ایرانیان، عثمانی‌ها و روس‌ها گذرانده‌است.

با امضای عهدنامه گرجیوسک در سال ۱۷۸۳، گرجستان تحت‌الحمایهٔ روسیه شد و حدود بیست سال بعد یعنی در سال ۱۸۰۱ میلادی، روسیه، گرجستان را به عنوان یکی از فرمانداری‌های خود اعلام نمود و رژیم تزاری در گرجستان برقرار شد. گرجستان پس از انقلاب اکتبر روسیه در سال ۱۹۱۸ اعلام استقلال کرد، اما ارتش سرخ شوروی در سال ۱۹۲۱ میلادی (۱۳۰۰ شمسی) به گرجستان حمله کرده و به مدت ۷۰ سال، گرجستان یکی از جمهوری‌های شوروی بود تا اینکه در سال ۱۹۹۱ میلادی (۱۳۷۰ شمسی)، به استقلال رسمی رسید.[۳][۴][۵][۶][۷]

فرهنگ :

فرهنگ غالب گرجستان فرهنگ مردم گرجی است که عنصر اصلی فرهنگ قفقاز بوده و وجوه مشترکی نیز با فرهنگ‌های سایر اقوام قفقاز داراست. فرهنگ گرجستان جزو غنی‌ترین فرهنگ‌های دنیاست.

زبان :

زبان گرجی زبان مردم گرجی و زبان رسمی کشور گرجستان است.

زبان گرجی یکی از زبان‌های قفقازی و از خانوادهٔ زبان‌های کارتولی می‌باشد. این زبان جزو ۱۴ زبانی است که دارای الفبا هستند.[۲۷]

ادبیات :

ادبیات گرجی قدمتی ۲٬۵۰۰ ساله دارد و چند قرن پیش از میلاد حضرت عیسی پا به عرصهٔ وجود نهاده‌است. از قدیمی‌ترین آثار ادبی اصیل گرجستان که تا دورهٔ معاصر به یادگار مانده عبارت است از یاکوب تسورتاولی تحت عنوان «شهادت شوشانیک» (قرن پنجم) که اثری است فوق‌العاده هنری و مشحون از ایده وفاداری به میهن، قرون ۱۲–۱۳ میلادی، دوران ادبیات کلاسیک گرجی را تشکیل می‌دهد. در این هنگام است که داستان عاشقانه و رمانتیک به نام «ویسرامیانی» ترجمه سارگیس تموگولی و مجموعه داستان‌های مربوط به «آمیران دارجانیان» نوشتهٔ موسه خونلی، منظومه‌های مدح و تحسین‌آمیز دربارهٔ «عبدالسمیع» اثر ایوانه شاوتلی و «تاماریانی» اثر چاخروخادزه به وجود آمدند.[۲۸]

خط

خط گرجی یکی از ۱۶ سیستم نوشتاری موجود در جهان، و مخصوص نوشتن زبان گرجی و دیگر زبان‌های کارتولی است.

این سیستم نوشتاری شامل سه الفبای هم ارز است که عبارت اند از: آسُمْتاوْرولی، نوسْخوری و مْخِدْرولی، که امروزه فقط مخدرولی مورد استفاده رسمی و وسیع قرار دارد.

قدیمی‌ترین کتیبهٔ کشف شده از زبان گرجی، نوشته شده به نخستین الفبای گرجی یعنی آسومتاورولی و مربوط به سدهٔ یکم پیش از میلاد مسیح است.[۲۷]

خوشنویسی

خوشنویسی گرجی دارای قرن‌ها سابقه است. کتاب‌های دست‌نویس گرجی متعلق قرن‌های اولیه میلادی، از گنجینه‌های ملی و فرهنگی گرجستان به‌شمار می‌آیند. مسیحیت در ادبیات گرجی نقشی مهم داشته‌است و این راهبان کلیسای ارتدکس گرجی بوده‌اند که با نسخه‌برداری کتب مذهبی و نوشتن تاریخ گرجستان، خوشنویسی و خط گرجی را نگاه داشته‌اند.[۲۹][۳۰][۳۱][۳۲]

هنر

هنر گرجی مشمول هنرهای معماری، نقاشی و صورتگری از زمان باستان در اوج شکوفایی بود. این آثار، امروزه ارزش تاریخی دارد. در نظام فئودالی ترکیب هنرهای مجسمه‌سازی و پیکر تراشی و نقاشی تابع معماری بود و جزء لاینفک آثار معماری را تشکیل می‌داد. حکاکی و کنده کاری روی فلز و سفال از کهن‌ترین هنرهای گرجستان به‌شمار می‌آید. قرون گذشته تاریخ دقیق پیدایش این هنرها را در خود محو کرده‌اند، اما بر طبق مدارک و اسناد باستان‌شناسی قدمت هنر کنده کاری و سفال‌سازی حتی به چهارهزار و پانصد سال (۴۵۰۰) پیش می‌رسد. مجسمه‌سازی، کنده کاری روی فلزات با هنرهای میناکاری روی طلا، پیوند محکم و ناگسستنی دارد. میناهای جداردار گرجی با نقوش مخصوص به خود، با رنگ‌های درخشان و خیره‌کننده و با شفافیت لعاب و سنگ‌های مصنوعی و شیشه‌های رنگین خویش، مقام اول را در جهان داراست.

استادان گرجی هنرهای تجسمی، ذوق سرشاری برای فعالیت هنری دارند، آنان آثاری راستین و الهام بخش دربارهٔ موضوعات عصر ما خلق می‌کنند. برگزاری نمایشگاه‌های بهاره و پائیزه از تابلوهای نقاشی سراسر گرجستان در گالری تابلوهای نقاشی به صورت یک آئین سنتی درآمده‌است. شرکت نقاشان گرجی در نمایشگاه‌های تابلوهای نقاشی در داخل و خارج کشور مانند بلژیک، ایتالیا، بریتانیای کبیر، ایالات متحده آمریکا و… همواره با موفقیت‌های بزرگی همراه بوده‌است.[۳۳]

سینما

سینمای گرجستان توسعه و تکامل رشته فیلم‌برداری و فیلم‌سازی برای فرهنگ ملی گرجستان، کامیابی مهمی به‌شمار می‌آید. امروزه در گرجستان هرساله ده‌ها فیلم هنری، کارتون، علمی، عمومی، مستند و غیره ساخته می‌شود. تعدادی از فیلم‌های ساخت گرجستان در جشنواره‌های بین‌المللی و سرتاسری جمهوری‌ها به دریافت جوایز و دیپلم‌های افتخار نائل شده‌اند. فیلم «پدر سرباز» در چهاردهمین جشنواره بین‌المللی مسکو موفقیت فوق‌العاده‌ای داشته‌است. فیلم‌هایی به نام «اوشبا»، «دشت آلازانی»، و «در ارتفاعات پامیر» در جشنواره‌های بین‌المللی فوق‌العاده ارزنده شناخته شده و به دریافت دیپلم افتخار موفق شدند. مرکز حیات فعالانه و خلاقانه کارکنان هنر سینمایی «اتحادیهٔ کارکنان رشته فیلم‌برداری» می‌باشد.[۳۴]

تئاتر

تئاتر گرجستان از همان بدو پیدایش خود در جهت رئالیسم گام نهاد. بر اساس نمایشنامه‌های ملی که توسط نویسندگان با ذوقی مانند داوید کلدینشویلی، زورابی آنتونوف، شالوا دادیانی و عده‌ای دیگر تدوین گردیده بود، در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم، نهضت و جنبش نیرومند تئاترال به وجود آمد که گروه بزرگی از بازیگران هنرمند در راس آن قرار داشتند. در سال ۱۹۲۱ م تئاتر دراماتیک به نام شوتا روستاولی تأسیس گردید. در سال ۱۹۲۸م، تئاتر دراماتیک به نام ک. مارجانیشویلی ایجاد شد و به فعالیت هنری پرداخت. تربیت و آموزش و آماده ساختن هنرپیشگان و کارگردانان و مدیران تئاتر در انستیتوی تئاتر به عمل می‌آید. در گرجستان موزه هنر تئاتر دولتی ایجاد شده‌است. تئاتر تفلیس به نام گریبادوف، سنن نیکویی را در زمینه‌های فرهنگ‌های تئاتری گرجی کمک و مساعدت می‌کند، تئاتر گرجی در میان فرهنگ تئاترال جمهوری‌های شوروی سابق مقام شامخی را داشت، تئاترهای گرجستان و فعالیت برجسته آن‌ها در خارج از مرزهای گرجستان نیز از شهرت فراوانی برخوردار است.[۳۴]

موسیقی

موسیقی گرجی یکی از موسیقی‌های غنی و باستانی دنیا است. آوازهای گرجیان وابسته به سرودهای کلیسایی در قرون وسطی است. چنانچه از منابع بر می‌آید دو گونه موسیقی صوتی در بیزانس و گرجستان وجود داشته‌است. یکی از آن‌ها یونانی و تک صوتی و دیگری گرجی و با سه درجه صوت خوانده می‌شد. از برجسته‌ترین مصنفان آهنگ‌ها باید از گریگوری مقدس از خانزتا و میخیل مودرکیلی، و ایوانه میتبواری در سدهٔ دهم نام برد.[۳۵]

رقص

رقص گرجی یکی از رقص‌های سنتی منطقهٔ قفقاز محسوب می‌شود از سری رقص‌های فولکلوریک مردم گرجی است که از نسلی به نسل بعدی منتقل و در این پروسه توسعه و شکل گرفته‌است.

رقص کارتولی
رقص جیرانی
رقص خورومی
رقص آچارولی
رقص پارتسا
رقص قازبگوری
رقص خنجلوری
رقص خوسورولی
رقص متیولوری
رقص خونگا
رقص سیمدی
رقص کینتوری
رقص سامایا
رقص دولوری
رقص سوانوری

مردم :

نژاد و قومیت

گرجی‌ها بزرگترین قوم گرجستان بوده و در تمام این کشور پراکنده‌اند و قدرت مرکزی در اختیار آنان است. آذربایجانی‌های گرجستان نیز به عنوان بزرگ‌ترین اقلیت قومی گرجستان براساس آخرین سرشماری قومی دولت گرجستان به‌شمار می‌رود.

بر اساس آخرین شمارش قومیت که توسط دولت گرجستان در سال ۲۰۰۲ صورت پذیرفت: گرجی‌ها: ۸۳٫۸٪، آذربایجانی‌ها: ۶٫۵٪، ارمنی‌ها: ۵٫۷٪، روس‌ها: ۱٫۵٪، آسی‌ها: ۰٫۹٪ و ۱٫۸٪ نیز سایر اقوام بودند.

شاردن گردشگر سرشناس فرانسوی که توصیف دقیق و جامعی از گرجستان در سفرنامه خود نموده‌است چنین می‌گوید: «نژاد مردم گرجستان پاکترین و اصیل‌ترین نژادهای مشرق زمین و خالص‌ترین نژاد هاست».[۳۶][۳۷][۳۸

جمعیت گرجستان بر پایه اقوام ۱۹۲۶–۲۰۰۲
گروه
قومی
آمار ۱۹۲۶۱ آمار ۱۹۳۹۲ آمار ۱۹۵۹۳ آمار ۱۹۷۰۴ آمار ۱۹۷۹۵ آمار ۱۹۸۹۶ آمار ۲۰۰۲
رتبه % تعداد % تعداد % تعداد % تعداد % تعداد % تعداد %
گرجی‌ها ۱٬۷۸۸٬۱۸۶ ۶۶٫۸ ۲٬۱۷۳٬۹۲۲ ۶۱٫۴ ۲٬۶۰۰٬۵۸۸ ۶۴٫۳ ۳٬۱۳۰٬۷۴۱ ۶۶٫۸ ۳٬۴۳۳٬۰۱۱ ۶۸٫۸ ۳٬۷۸۷٬۳۹۳ ۷۰٫۷ ۵٬۶۶۱٬۱۷۳ ۸۳٫۸
آذربایجانی ۱۳۷٬۹۲۱ ۵٫۲ ۱۸۸٬۰۵۸ ۵٫۳ ۱۵۳٬۶۰۰ ۳٫۸ ۲۱۷٬۷۵۸ ۴٫۶ ۲۵۵٬۶۷۸ ۵٫۱ ۳۰۷٬۵۵۶ ۵٫۷ ۲۸۴٬۷۶۱ ۶٫۵
ارمنی‌ها ۳۰۷٬۰۱۸ ۱۱٫۵ ۴۱۵٬۰۱۳ ۱۱٫۷ ۴۴۲٬۹۱۶ ۱۱٫۰ ۴۵۲٬۳۰۹ ۹٫۷ ۴۴۸٬۰۰۰ ۹٫۰ ۴۳۷٬۲۱۱ ۸٫۱ ۲۴۸٬۹۲۹ ۵٫۷
روس‌ها ۹۶٬۰۸۵ ۳٫۶ ۳۰۸٬۶۸۴ ۸٫۷ ۴۰۷٬۸۸۶ ۱۰٫۱ ۳۹۶٬۶۹۴ ۸٫۵ ۳۷۱٬۶۰۸ ۷٫۴ ۳۴۱٬۱۷۲ ۶٫۳ ۶۷٬۶۷۱ ۱٫۵
آسی‌ها ۱۱۳٬۲۹۸ ۴٫۲ ۱۴۷٬۶۷۷ ۴٫۲ ۱۴۱٬۱۷۸ ۳٫۵ ۱۵۰٬۱۸۵ ۳٫۲ ۱۶۰٬۴۹۷ ۳٫۲ ۱۶۴٬۰۵۵ ۳٫۰ ۳۸٬۰۲۸ ۰٫۹
ایزدیان ۲٬۲۶۲ ۰٫۱ ۱۲٬۹۱۵ ۰٫۴ ۱۶٬۲۱۲ ۰٫۴ ۲۰٬۶۹۰ ۰٫۴ ۲۵٬۶۸۸ ۰٫۵ ۳۳٬۳۳۱ ۰٫۶ ۱۸٬۳۲۹ ۰٫۴
کردها ۷٬۹۵۵ ۰٫۳ ۲٬۵۱۴ ۰٫۱
یونانی‌ها ۵۴٬۰۵۱ ۲٫۰ ۸۴٬۶۳۶ ۲٫۴ ۷۲٬۹۳۸ ۱٫۸ ۸۹٬۲۴۶ ۱٫۹ ۹۵٬۱۰۵ ۱٫۹ ۱۰۰٬۳۲۴ ۱٫۹ ۱۵٬۱۶۶ ۰٫۳
اوکراینی‌ها ۱۴٬۳۵۶ ۰٫۵ ۴۵٬۵۹۵ ۱٫۳ ۵۲٬۲۳۶ ۱٫۳ ۴۹٬۶۲۲ ۱٫۱ ۴۵٬۰۳۶ ۰٫۹ ۵۲٬۴۴۳ ۱٫۰ ۷٬۰۳۹ ۰٫۲
آبخازها ۵۶٬۸۴۷ ۲٫۱ ۵۷٬۸۰۵ ۱٫۶ ۶۲٬۸۷۸ ۱٫۶ ۷۹٬۴۴۹ ۱٫۷ ۸۵٬۲۸۵ ۱٫۷ ۹۵٬۸۵۳ ۱٫۸ ۳٬۵۲۷ ۰٫۱
آشوریان ۲٬۹۰۴ ۰٫۱ ۴٬۷۰۷ ۰٫۱ ۵٬۰۰۵ ۰٫۱ ۵٬۶۱۷ ۰٫۱ ۵٬۲۸۶ ۰٫۱ ۶٬۲۰۶ ۰٫۱ ۳٬۲۹۹ ۰٫۱
یهودیان ۳۰٬۳۸۹ ۱٫۱ ۴۲٬۳۰۰ ۱٫۲ ۵۱٬۵۸۲ ۱٫۳ ۵۵٬۳۸۲ ۱٫۲ ۲۸٬۲۹۸ ۰٫۶ ۲۴٬۷۹۵ ۰٫۵ ۲٬۳۳۳ ۰٫۱
دیگر اقوام ۶۵٬۹۶۱ ۲٫۵ ۵۸٬۷۱۱ ۱٫۷ ۳۷٬۰۱۵ ۰٫۹ ۳۸٬۶۶۵ ۰٫۸ ۳۹٬۶۹۰ ۰٫۸ ۵۰٬۵۰۲ ۰٫۹ ۱۸٬۷۶۶ ۰٫۵
مجموع ۲٬۶۷۷٬۲۳۳ ۳٬۵۴۰٬۰۲۳ ۴٬۰۴۴٬۰۴۵ ۴٬۶۸۶٬۳۵۸ ۴٬۹۹۳٬۱۸۲ ۵٬۴۰۰٬۸۴۱ ۷٬۱۴۲٬۰۰۰
۱ Source: [۱]. ۲ Source: [۲]. ۳ Source: [۳]. ۴ Source: [۴]. ۵ Source: [۵]. ۶ Source: [۶].

ادیان و مذاهب

بر اساس آمار سال ۲۰۰۲ میلادی، اکثر مردم گرجستان، (حدوداً ۷۰٪)، مسیحی بوده و پیرو کلیسای ارتدکس گرجی هستند. بعد از ارتدکس‌های گرجی، اسلام در گرجستان به عنوان بزرگترین اقلیت دینی این کشور محسوب می‌شود. جمعیت مسلمانان را آذربایجانی‌های گرجستان و دیگر اقوام ساکن در این کشور از جمله آجاریا تشکیل می‌دهند.

روس‌های ساکن گرجستان، از دیگر اقلیت‌های این کشور هستند که جمعیت ارتدکس روس آن را تشکیل می‌دهند؛ و همچنین هستند:ارامنه آپوستولیک و ژرمن‌های پروتستان.[۳۹]

اقتصاد :

کشور گرجستان به دلیل برخورداری از امتیازاتی مانند دسترسی به آب‌های آزاد، آب و هوای مناسب، کشاورزی پیشرفته، معادن، بهره‌برداری از صنایع و صنعت گردشگری از ثروتمندترین جمهوری‌های شوروی سابق به‌شمار می‌آمد؛ و مردم آن از استاندارد زندگی بالایی برخوردار بودند. اما پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ میلادی، وقوع جنگ‌های داخلی از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴ میلادی، اقتصاد گرجستان را به عنوان یک کشور تازه استقلال یافته با بحرانی شدید مواجه ساخت. اما در سال‌های اخیر کشور گرجستان نسبت به کشورهای اطراف خود و همچنین کشورهای همتراز خود از اقتصادی پیشرفته و نوین برخوردار شده‌است و رشدی قابل توجه در روند رشد اقتصاد گرجستان مشاهده شده ات.[۴۰]

کشاورزی

تا قبل از سال ۱۹۹۱ میلادی گرجستان حجم وسیعی از فراورده‌های غذایی و کشاورزی را صادر می‌کرد و یکی از عرضه‌کنندگان اصلی سبزیجات، میوه، چای، مشروبات الکلی و مرکبات به سایر جمهوری‌های شوروی بوده‌است. بعد از استقلال گرجستان، بازارهای سنتی این کشور از دست رفت و سطح کلی تولیدات نیز به دلیل مشکلات سیاسی و اقتصادی کاهش یافت. اما خیلی زود بازار کشاورزی این کشور رونق یافت و به صادرات زیادی دست یافت. همچنین در مناطق شرقی و جنوب شرقی گرجستان تاکستان‌های زیادی وجود دارد و از آن‌ها یکی از بهترین شراب‌های جهان ساخته می‌شود. در گرجستان کارخانه‌های شراب‌سازی بین‌المللی بسیار زیادی وجود دارد.

به علت واقع شدن در منطقه جنب مداری مرطوب، در این کشور کشت مرکبات و چای رونق دارد.

در بخش زراعت این کشور، غلات، نباتات صنعتی، سیب زمینی، سبزیجات و نباتات علوفه‌ای کشت می‌شود.

گرجستان زادگاه شراب در دنیا و گرجیان مخترع شراب می‌باشند و شراب به اسم گرجی‌ها در یونسکو ثبت شده‌است.

.[۴۱] و[۴۲]

صنعت

صنعت شاخه اصلی اقتصاد گرجستان محسوب می‌شود و نقش زیادی در تولید مجموعه اقتصادی این کشور دارد. صنایع گرجستان ارتباط نزدیکی با اقتصاد دیگر جمهوری‌های شوروی داشت و به لحاظ تأمین مواد خام، انرژی و لوازم یدکی وابستگی زیادی به روسیه و دیگر جمهوری‌های شوروی داشت و به همین دلیل در سال‌های پس از استقلال، صنایع این کشور خسارات زیادی را متحمل گردید. به گونه‌ای که تا سال ۱۹۹۴ میلادی، تقریباً یک سوم کارخانجات گرجستان دست از تولید کشیدند. اما پس از مدتی صنعت گرجستان رشد زیادی کرد و به شکوفایی رسید و سرمایه‌گذارهای زیادی برای ساختن کارخانه به گرجستان آمدند. گوشی‌های هوآوی و سونی برای اروپا در گرجستان ساخته می‌شوند.

در بین محصولات صنعتی گرجستان، صنایع غذایی ۴۰٪، صنایع سبک ۲۰٫۸٪، ماشین‌سازی و صنایع فلزی ۱۳٫۸٪ از حجم تولید صنعتی را به خود اختصاص می‌دهند.

همچنین موسسات صنعتی تولید مصنوعات چوبی در این کشور فعالیت دارند. تولید ظروف شیشه‌ای و بلوری، مصنوعات سرامیک و فلزات ماشین‌سازی و صنایع نظامی از دیگر رشته‌های فعالیت صنعتی گرجستان است.

در گرجستان، صنایع سبک گسترش زیادی داشته‌است. در تفلیس، کوتائیسی، باتومی، سوخومی و بعضی شهرهای دیگر، موسسات تولیدی کالاهای مصرفی ازقبیل پارچه‌های پشمی، ابریشمی و نخی، تولید لباس، کفش، تریکو و لوازم خرازی، اشتغال به کار دارند. از موسسات صنایع غذایی، می‌توان از کارخانه‌های چای خشک کنی، شراب سازی، تولید کنسرو و کمپوت، تولید عطر و ادکلن، توتون، شیرینی، گوشت، شیر و تعدادی دیگر نام برد.[۴۳] و[۴۴]

معادن

گرجستان دارای معادن متعددی است که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: زغال سنگ، منگنز، خاک نسوز، فلزات آهنی باریت، عقیق، مرمر، سنگ آهن، آرسنیک، مولیبدان، تنگستن و جیوه. علی‌رغم وجود معادن قابل توجه در گرجستان، به دلایل مختلف از جمله: ضعف تکنولوژی و منابع مالی، شناسایی کامل این معادن و بهره‌برداری از آن‌ها در زمان اتحاد جمهوری‌های شوروی سابق امکان‌پذیر نبود.

بزرگترین معدن منگنز جهان در گرجستان قرار دارد. وسعت این معدن که در نزدیکی شهر «چیاتورا» نزدیک بندر پوتی واقع شده، ۱۴۰ کیلومتر مربع است و ذخایر منگنز آن ۲۵۰ میلیون تن برآورد شده‌است.

گرجستان در سال ۲۰۰۲ میلادی، ۶ هزار تن زغال سنگ، ۸ هزار تن مس، ۳۴۵ هزار تن سیمان، ۲۰۰۰ کیلوگرم طلا و ۳۳۰۰۰ کیلوگرم نقره تولید کرده‌است.[۴۵][۴۶] و[۴۷]

گردشگری

گردشگری یکی از بخش‌های مهم خدمات کشور گرجستان می‌باشد که نقش مهمی دراقتصاد این کشور دارد. این بخش مهم در طی دوره قبل از استقلال، از رونق مناسبی برخوردار بود.

در سال ۲۰۱۷ میلادی، ۷٬۵۵۴٬۹۳۶ نفر به کشور گرجستان وارد شده‌اند که ۳٬۴۷۸٬۹۳۲ نفر آن توریست بوده‌اند که درآمد حاصله از آن ۲٫۷۳ میلیارد دلار بوده‌است. گرجستان کشوری توریستی می‌باشد که از شهرهای توریست پذیر زیادی از جمله کوتایسی و زوگدیدی و باتومی و سیغناغی و بورجومی و تفلیس و پوتی و سوخومی و روستاوی و زادگاه شراب دنیا تلاوی (در استان کاختی) برخوردار است.[۴۸][۴۹][۵۰]

خدمات

اقتصاد گرجستان تا اندازه زیادی به بخش خدمات وابسته‌است و نقش این بخش در ساختار اقتصادی کشور گرجستان به تدریج افزایش یافته‌است. یکی از مصادیق مهم این بخش توریسم می‌باشد که نقش مهمی در بخش خدمات به عهده دارد.[۵۱]

انرژی :

گرجستان از نظر تولید برق آبی جایگاه مهمی در بین کشورهای مستقل همسود و کشورهای اروپایی دارد. این کشور از نظر تولید برق آبی، از بسیاری از کشورهای اروپایی جلوتر است. در حال حاضر برق مورد نیاز سالانه گرجستان، حدود ۱۲ میلیارد کیلووات ساعت است که تمامی این مقدار در خاک خود گرجستان تولید می‌شود. همچنین گرجستان، برق اضافی خود را به کشورهای اطراف مانند ارمنستان، آذربایجان و ترکیه صادر می‌کند.

گرجستان کشوری است با آب و باد فراوان که از آن برای تولید برق، به شکل گسترده‌ای استفاده می‌کند. سد اینگوری بزرگترین سد گرجستان و همچنین سومین سد بزرگ و عظیم دنیا و همچنین نیروگاه‌های بادی در شمال این کشور سالانه میزان بسیار زیادی برق تولید می‌کنند.

از نظر منابع نفت و گاز، در حدود ۱۵ میدان نفتی کشف شده در گرجستان وجود دارد. از این میدان‌های نفتی کشف شده، سالانه ۸۹۸ هزار بشکه نفت و ۴۴٫۹ میلیون متر مکعب گاز استخراج می‌شود.[۵۲]

نفت

به‌طور کلی در شمال، مرکز و شرق این کشور منابع نفت طی اکتشافات زمین‌شناسی اخیر توسط کمپانی‌های نفتی غربی در منطقه روستاوی منابع بزرگتری از نفت و گاز کشف شده‌است.

سه شرکت عمده نفتی در گرجستان فعال می‌باشند که عبارت اند از: نینوتسمیندا در منطقه نینوتسمیندا، شرکت نفتی لاریس در منطقه سامگرلو، و شرکت نفتی دولتی گرجستان به نام شرکت نفت گرجستان.[۵۳]

مسیرهای موجود و برنامه‌ریزی شده برای ذخایر انرژی:

خط لوله باکو-سوپسا: این خط لوله که باکو در جمهوری آذربایجان را به سوپسا در دریای سیاه متصل می‌سازد، فعال است. این خط روزانه حدود ۱۰۵۰۰ بشکه نفت را به تانکرهایی در آب‌های ساحلی سوپسا هدایت می‌کند.
خط لوله باکو-تفلیس-جیهان: که موافقت‌نامه آن بین گرجستان، آذربایجان و ترکیه به امضاء رسیده و تصویب شده‌است.
خط لوله گاز ترانس خزر: یک پیمان دولتی است در مورد احداث خط لوله گاز بین گرجستان، جمهوری آذربایجان و ترکیه، که در حال پیشرفت است.

گاز

گاز طبیعی در گرجستان تقریباً تمامی بخش‌های صنعت و انرژی، کشاورزی و همه شهرها و شهرک‌های عمده را تحت پوشش قرار می‌دهد.

تولید گاز طبیعی در گرجستان در سال ۲۰۰۵ میلادی، ۲۰ میلیون متر مکعب برآورد شد. میزان صادرات و واردات گاز، ۱٫۵ میلیارد متر مکعب ارزیابی گردیده‌است. اخیراً در سال ۲۰۱۵ در جنوب شرقی و شمال غربی گرجستان منابع عظیم گازی یافت شده‌است که بنا به گفته محققان این میدان‌های گازی می‌تواند برای ۱۵ سال گاز کل قارهٔ اروپا و خود گرجستان را تأمین کند که به دلیل عظیم بودن آنها، بهره‌برداری از آن‌ها ۵ سال زمان می‌برد. هم‌اکنون بهره‌برداری از این منابع را شرکت ملی گاز گرجستان به کمک یک کمپانی سوئدی انجام می‌دهد.[۵۴]

برق

بر طبق برآوردهای منابع برق آبی، گرجستان جای مهمی را در بین کشورهای مستقل مشترک‌المنافع (CIS) اشغال می‌کند و بسیاری از کشورهای خارجی از جمله فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، اتریش، یونان، پرتغال و صربستان جلوتر است. سیستم برق موجود گرجستان با ۵۳ نیروگاه تولید برق آبی و ۳ نیروگاه تولید برق حرارتی در ارتباط می‌باشد. بزرگترین نیروگاه برق آبی در دست بازسازی این کشور نیروگاه اینگوری با افزایش ظرفیت تولید برق از ۴۰۰ تا ۴۵۰ مگاوات به ۱۳۰۰ مگاوات می‌باشد. سد اینگوری سومین سد عظیم و بزرگ دنیا می‌باشد.

نیروگاه‌های جدید برق آبی در دست احداث گرجستان، ناماخوانی با ۲۵۰ مگاوات، ژونتی با ۱۰۰ مگاوات، خادور با ۲۴ مگاوات، و کاختی با ۹٫۳ مگاوات ظرفیت می‌باشند.[۵۵]

زغال سنگ

معادن زغال سنگ متعددی در گرجستان وجود دارد معدن تقوارچلی با ۲۵۰ میلیون تن ذخیره زغال سنگ و تقیبولی با ۲۸۰ میلیون تن ذخیره از مهم‌ترین آن‌ها به‌شمار می‌رود.

تولید زغال سنگ در گرجستان در سال ۲۰۰۳ میلادی، ۵۰۰۰ تن بوده‌است. این کشور در سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ میلادی، از نظر میزان تولید زغال سنگ سخت، رتبه ۶ جهان را به خود اختصاص داده‌است.[۴۶]

حمل و نقل :

جاده‌ها

همه نواحی و مراکز اداری گرجستان از جمله بسیاری از روستاها با شبکه شاهراه‌ها و جاده‌هایی که سراسر کشور را تحت پوشش قرار می‌دهد، مرتبط هستند.

در مجموع راه‌های آسفالته گرجستان حدود ۲۰۰۰۰ کیلومتر است که این کشور طرح‌هایی هم برای گسترش جاده‌ها و به خصوص بزرگراه‌ها در دست اجرا دارد که از جمله مهم‌ترین آن‌ها ساخت یک بزرگراه شش بانده بندر دریای سیاه به تفلیس و از آبخازیا تا مرز آذربایجان می‌باشد.

راه‌آهن

راه‌آهن گرجستان درمسیر تفلیس-سامتردیا ارتباط سه کشور قفقاز و روسیه را با گذر از سواحل دریای سیاه به سمت شمل از طریق آبخازیا ممکن می‌سازد.

مسیرهای کوتاه‌تر داخل گرجستان، اکثر شهرهای این کشور را به هم مرتبط می‌سازد. در مقایسه با کشورهای همجوار قدرت کشش راه‌آهن این کشور به دلیل اینکه اغلب لکوموتیوها و واگن‌ها در همین کشور تولید شده‌اند، بالا می‌باشند.[۱۰]

خطوط هوایی

کشور گرجستان از سامانه حمل و نقل هوایی داخلی و خارجی پیشرفته‌ای برخوردار است؛ و از آخرین تجهیزات و ورژن‌های صنایع و ابزار آلات هوایی در این کشور استفاده می‌شود.

در گرجستان ۱۰ فرودگاه قابل استفاده برای هواپیماهای غیرنظامی وجود دارد. در بین این فرودگاه‌ها، فرودگاه‌های تفلیس، باتومی و سوخومی و پوتی از اهمیت خاص برخوردار هستند. از بین این ۱۰ فرودگاه ۵ تا بین‌المللی و ۵ تا داخلی می‌باشند. فرودگاه‌های نظامی زیادی نیز در گرجستان وجود دارند.

در حال حاضر از تفلیس شبکه خطوط هوایی برای مقاصد استانبول، باکو، ایروان، دبی، سوخومی، نالچیک، مینرالنی ودی، تاشکند، کیف و مسکو و تهران و برلین و پاریس و ورشو و مینسک به صورت دایمی برقرار است.[۵۶]

بنادر و کشتیرانی

اهمیت حمل و نقل دریایی برای گرجستان هنگامی ک راه‌آهن کشور به طرف شمال از طریق آبخازیا قطع شد، کاملاً مشخص گردید. بنادر دریای سیاه در تأمین کالا نه فقط گرجستان بلکه برای حتی کشورهای ارمنستان و آذربایجان و قزاقستان و ترکمنستان و قرقیزستان نیز ایفای نقش دارند.

طبق گزارش‌های سال ۲۰۰۷ میلادی، بندر پوتی از جمله بزرگترین بنادر دریای سیاه به‌شمار می‌آید زیرا بخشی از راهروی تراسیکا می اشد. میزان مبادلات بندر پوتی در سال ۲۰۰۶ میلادی، ۱۷ میلیون تن گزارش شده‌است که۹٫۱٪ رشد سالانه آن می‌باشد. بندر پوتی یکی از مهم‌ترین بنادر صنعتی دریای سیاه و یکی از بنادر مهم دنیا به‌شمار می‌رود؛ و همواره روزانه میلیون‌ها تن کالا از این بندر صنعتی جابه‌جا و صادر یا وارد می‌شوند.[۴۵] و[۵۷]

بازرگانی خارجی :

هرچند در سال‌های گذشته به دلیل بی‌ثباتی سیاسی و به تبع آن فقدان امنیت لازم جهت سرمایه‌گذاری‌های بلند مدت و ریسک‌پذیری بالا در این کشور، گرایش اندکی از سوی بخش دولتی و تاحدودی بخش خصوصی کشورها در ورود به بازار گرجستان مشاهده گردیده‌است، اما در دههٔ اخیر با توجه به شرایط جدید و نسبتاً مطلوب این کشور که تا حدودی از دامنه بحران‌های موجود در آن کاسته شده؛ به درجه‌ای از امنیت و ثبات رسیده‌است. این مناسبات در حال توسعه در همه زمینه‌ها بوده‌است و حجم مبادلات بازرگانی این کشور با سایر کشورهای جهان سیر صعودی داشته‌است.[۵۸]

صادرات و واردات

در سال ۲۰۰۵ میلادی، واردات کالا و خدمات ۵۴٪ از تولید ناخالص داخلی و صادرات کالا و خدمات ۴۲٪ از تولی ناخالص داخلی ر به خود اختصاص داده‌است.

صادرات این کشور عمدتاً به کشورهای روسیه، ترکیه، آذربایجان، ترکمنستان، بلغارستان، ارمنستان و اوکراین و بلاروس و عربستان و قزاقستان و قرقیزستان و صربستان و ازبکستان و نروژ بوده‌است.

واردات گرجستان نیز عمدتاً از کشورهای روسیه، ترکیه، آذربایجان، اوکراین، آلمان، آمریکا و ترکمنستان می‌باشد.[۴۹]

سیاست :

پس از استقلال گرجستان در سال ۱۳۷۰ (۱۹۹۱)، ادوارد شواردنادزه وزیر خارجه پیشین اتحاد جماهیر شوروی، به عنوان نخستین رئیس‌جمهور گرجستان، قدرت را در دست گرفت. بلافاصله پس از استقلال گرجستان، بر سر حاکمیت بر جمهوری‌های خودمختار اوستیای جنوبی و آبخازیا بین روسیه و گرجستان اختلاف درگرفت. روسیه اجازه نداد که گرجستان، حاکمیت خود را بر این دو سرزمین اعمال کند. ضعف گرجستان و نیز نزدیکی دولت وقت – به ویژه شخص شواردنادزه – به روسیه، سبب شد که حکومت گرجستان تن به مصالحه با حکومت روسیه بدهد. گرجستان همچنین پذیرفت با حضور نیروهای روسی در این دو منطقه مخالفت نکند.

پس از انقلاب گل رز در سال ۱۳۸۲ در گرجستان که با پشتیبانی آمریکا صورت گرفت و منجر به روی کارآمدن دولت غرب‌گرای میخیل ساآکاشویلی شد، اوضاع سیاسی گرجستان دگرگون شد. دولت جدید گرجستان، سیاست دوری از روسیه و نزدیکی به غرب (به ویژه آمریکا) را در پیش گرفت. همچنین گرجستان خواهان عضویت در اتحادیه اروپا و ناتو شد.

در اوت ۲۰۰۸ میلادی و هم‌زمان با بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۰۸، جنگ سال ۲۰۰۸ اوستیای جنوبی رخ داد. در این جنگ، ارتش گرجستان برای تصرف اوستیای جنوبی به این منطقه یورش برد ولی واکنش شدید روسیه سبب شد که ارتش گرجستان مجبور به عقب‌نشینی شود. اکنون روسیه، استقلال دو منطقهٔ آبخازیا و اوستیای جنوبی را به رسمیت شناخته و با حضور نیروهای خود در این دو منطقه، عملاً کنترل آن‌ها را در دست دارد. به گفتهٔ مقامات روسیه: این کار به گرجستان نشان داد که تا چه حدی پای خود را از گلیم‌اش دراز کند. برخی کشورها این اقدام روسیه را محکوم و روسیه را تحت فشارهایی قرار دادند. کارشناسان پیش‌بینی کردند: روسیه به زودی مجبور به عقب‌نشینی از موضع خود خواهد شد. اما پس از درگیری‌های پیش آمده در قره‌باغ این غربی‌ها بودند که از موضع خود عقب‌نشینی کردند. پس از بحران اوکراین نیز، ۳ منطقه از اوکراین جدا شد و تحت کنترل روسیه درآمد. هم‌اکنون روسیه حدود ۴۰ منطقهٔ خودمختار را در سراسر جهان تحت کنترل دارد و پیش‌بینی می‌شود که این ارقام با درگیری‌های موجود در جهان تا سال ۲۰۲۵ به ۸۵ منطقه برسد که ۴ برابر بیشتر از مستعمره‌های حال حاضر انگلیس است.[۵۹]

منبع : ویکی پدیا

گامبیا

درباره گامبیا

جمهوری گامبیا کشوری در غرب آفریقا، کوچکترین کشور این قاره و پایتخت آن بانجول است. جمعیت این کشور یک میلیون و ۷۷۶ هزار نفر و زبان رسمی این کشور انگلیسی است. واحد پول آن دالاسی گامبیا و رئیس‌جمهور آن آداما بارو است. در دسامبر ۲۰۱۵ رئیس‌جمهور یحیی جامع، رئیس‌جمهور پیشین این کشور را جمهوری اسلامی اعلام و حجاب را برای کارمندان زن اجباری کرد. این کشور پس از موریتانی دومین جمهوری اسلامی در آفریقا به‌شمار می‌رفت.[۱] اما ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ جمهوری اسلامی ساقط شد.[۲]

مردم گامبیا به اقوام گوناگونی تعلق دارند که بزرگ‌ترین آن قوم ماندینکا است که ۴۲ درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد. ۹۰ درصد از مردم این کشور مسلمان هستند و آیین‌های تصوف در میان آن‌ها رواج زیادی دارد.[۳]

گامبیا کشوری باریک و کم‌ارتفاع در دو سوی رود گامبیا است. در سال ۱۸۸۹ هنگامی که مرزبندی‌های بین دو ملت سنگال و گامبیا پذیرفته شد، بریتانیا تنها توانست یک باریکه کوچک در امتداد رود گامبیا را برای خود حفظ نماید. گامبیا تحت حکومت بریتانیا و مستعمرگی این کشور «گامبیای انگلیس» نام گرفت. این خطه از سرزمین نیز به‌طور کامل توسط سنگال فرانسوی‌ها احاطه شده بود.[۴]

گامبیا در سال ۱۹۶۵ از بریتانیا استقلال یافت و به مجموعه کشورهای همسود (مشترک‌المنافع) پیوست.

خاک گامبیا حاصلخیز و اقتصاد این کشور برپایه کشاورزی، ماهی‌گیری و گردشگری بنا شده‌است. در حدود یک‌سوم از جمعیت کشور زیر خط فقر یعنی با درآمد ۱٫۲۵ دلار آمریکا در روز زندگی می‌کنند.[۵]

تاریخ :

در سال ۱۴۵۵ میلادی پرتغالی‌ها خاک گامبیا را اشغال کردند ولی این کشور ۳ قرن بعد در سال ۱۷۶۵ مستعمره بریتانیا شد.

گامبیا پس از مبارزات طولانی در سال ۱۹۶۵ به استقلال رسید. در سال ۱۹۸۱ کنفدراسیونی از سنگال و گامبیا به نام «سنگامبی» تشکیل و مقرر شد رئیس جمهور سنگال به عنوان رئیس و همچنین رئیس جمهور گامبیا به عنوان نایب رئیس این کشور انتخاب شوند؛ ولی در عین حال دو کشور حاکمیت خود را حفظ کنند. این قانون کماکان در گامبیا اجرا می‌شود.

در ۲۱ آذر ۱۳۹۴ گامبیا به «جمهوری اسلامی گامبیا» تغییر نام داده شد، اما ۱۰ بهمن سال بعد سقوط کرد.

سیاست :

«یحیی جامع» در سال ۱۹۹۴ با انجام یک کودتای نظامی قدرت را در گامبیا در دست گرفت. او از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۶ رئیس‌جمهور این کشور است. در انتخابات دسامبر سال ۲۰۱۶، آداما بارو به ریاست جمهوری این کشور رسید.[۶]

گروه‌های طرفدار حقوق بشر دولت وی را به نقض حقوق و آزادی‌های اساسی شهروندان متهم کرده‌اند، اما وی این اتهام را رد می‌کند.[۷]

روابط با ایران

در دهه ۲۰۰۰، بین گامبیا و ایران روابط نزدیکی برقرار شد. به‌طوری‌که در سفر محمود احمدی‌نژاد به گامبیا، یک رشته توافقنامه همکاری بین دو کشور به امضا رسید. اما در سال ۲۰۱۰،دولت نیجریه 13 کانتینر اسلحه و مواد انفجاری که با اسم مصالح ساختمانی از ایران بارگیری شده بود توقیف کرد.متعاقب آن وزارت خارجه ایران اعلام کرد مقصد این کانتینرها کشور نیجریه نبوده است.با توجه به اینکه مقصد نهایی کشتی کشور گامبیا بود، دولت گامبیا ظاهراً به خاطر ناخرسندی از ارسال این اسلحه‌ها از ایران به نیجریه روابط خود را با ایران قطع کرد.[۸]

جغرافیا :

جمهوری گامبیا با ۱۱ هزار و ۲۹۵ کیلومتر مربع مساحت در ساحل غربی قاره آفریقا کوچکترین کشور این قاره است. گسترش این کشور در جهت طول جغرافیایی است و طول آن به ۳۲۰ کیلومتر می‌رسد. گامبیا همچون باریکه‌ای در طول شرقی – غربی در داخل سنگال قرار دارد و از طریق باریکه‌ای در غرب با اقیانوس اطلس هم‌مرز است.

طول مرزهای گامبیا با جمهوری سنگال به ۷۴۰ کیلومتر و طول ساحل این کشور با اقیانوس اطلس به ۸۰ کیلومتر می‌رسد. حداقل ۱۸ درصد از خاک گامبیا قابل کشاورزی، ۹ درصد مراتع طبیعی و ۲۸ درصد جنگلی است.

رود گامبیا که ۱۱۲۷ کیلومتر طول دارد با آبرفت‌های خود، نواحی حاصلخیزی برای این جمهوری بوجود آورده است. موقعیت استوایی و قرار گرفتن در مجاورت اقیانوس اطلس موجب گرم و مرطوب شدن آب و هوای گامبیا شده‌است.

عضویت در سازمان‌ها :

گامبیا در سازمان‌های زیر عضویت دارد:

  • جامعه توسعه بین‌المللی (IDA)
  • صندوق توسعه کشاورزی (IFAD)
  • سازمان بین‌المللی مهاجرت (IMO)
  • سازمان ارتباطات دریایی (INMARSAT)
  • بانک بین‌المللی ترمیم و توسعه وابسته به بانک جهانی (IBRD)
  • کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری آزاد (ICFTU)
  • سازمان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ملل متحد (UNESCO)
  • کمیسیون توسعه و تجارت سازمان ملل متحد (UNCTAD)
  • سازمان بین‌المللی هواپیمایی کشوری (ICAO)
  • سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)
  • سازمان بین‌المللی پلیس جنائی (INTERPOL)
  • سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (UNIDO)
  • سازمان منع سلاح‌های شیمیایی (OPCW)
  • سازمان جهانی مالکیت معنوی (WIPO)
  • سازمان کنفرانس اسلامی (OIC)
  • اتحادیه ارتباطات دور (ITU)
  • سازمان بین‌المللی کار (ILO)
  • بانک توسعه اسلامی (IDB)
  • سازمان ملل متحد (UN)
  • کنگره اقتصادی آفریقا (ECA)
  • جنبش عدم تعهد (NAM)
  • سازمان وحدت آفریقا (OAU)
  • اتحادیه جهانی پست (UPU)
  • سازمان بهداشت جهانی(WHO)
  • سازمان تجارت جهانی (WTO)
  • بانک توسعه آفریقا (ADB)
  • گروه ۷۷ (G-۷۷)

تقسیمات کشوری :

گامبیا از ۶ بخش تشکیل شده‌است. از دیگر مراکز پرجمعیت گامبیا می‌توان به شهرهای سرکوندا و بریکاما اشاره کرد.

اقتصاد :

فقر

گامبیا همچون بسیاری از کشورهای آفریقایی از اقتصادی ضعیف و نامتعادل برخوردار است. اثر سال‌ها بهره‌کشی کشورهای استعمارگر، هنوز توان توسعه اقتصادی را به گامبیا نداده و بی‌سوادی شمار زیادی از جمعیت این کشور و نیز کمبود منابع اقتصادی قابل اتکا موجب شده‌است تا گامبیا در ردیف یکی از کشورهای فقیر جهان قرار گیرد. واحد پول گامبیا «دالاسی» نام دارد که به یکصد «بوتوت» تقسیم می‌شود. هر دلار آمریکا تقریباً با ۶/۱۱ دالاسی برابری می‌کند.

تولید ناخالص داخلی و تورم

نرخ تولید ناخالص داخلی گامبیا که در سال ۱۹۹۰ حدود ۳۱۷ میلیون دلار بود که اکنون با اندکی افزایش به ۴۳۷ میلیون دلار رسیده‌است. این در حالی است که متوسط نرخ رشد تولید ناخالص داخلی این جمهوری در فاصله سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۸ حدود ۴۶/۳ درصد بود.

حداکثر سرمایه‌های جذب شده خارجی در این کشور طی ۱۰ سال گذشته حدود ۱۵ میلیون دلار است و نرخ تورم اقتصادی در این جمهوری حدود ۵/۲ درصد برآورد می‌شود. متوسط درآمد سرانه مردم گامبیا حدود ۳۴۰ دلار در سال است.

تراز پرداخت‌های تجاری گامبیا در سال‌های ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ به ترتیب (۱۷۲-) و (۲۰۶-) میلیون دلار بود.

منابع درآمد

محصولات کشاورزی ۲۳ درصد، تولیدات صنعتی ۱۳ درصد و فعالیت‌های خدماتی ۶۴ درصد از تولید ناخالص داخلی گامبیا را شامل می‌شود. بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول در پایان سال ۲۰۰۰ میلادی با اختصاص بخشی از یک وام ۳۴ میلیارد دلاری به کشورهای فقیر آفریقا و از جمله گامبیا به منظور کاهش بدهی‌های خارجی این کشورها موافقت کردند.

۸۵ درصد از مردم گامبیا از طریق کشاورزی و دامداری امرار معاش می‌کنند و بادام زمینی ۹۰ درصد از تولیدات کشاورزی و صادرات گامبیا را تشکیل می‌دهد. ارزن، ذرت، برنج، مانیوک (نوع میوه مخصوص مناطق استوایی) و دانه‌های روغنی جزو دیگر تولیدات کشاورزی گامبیا هستند.

گامبیا در سال ۱۹۹۵ و ۱۹۹۶ به ترتیب ۲۳ و ۳۲ هزار تن انواع ماهی از دریا صید کرد. ضمن آنکه در سال ۱۹۹۸ مجموع تولید سبزیجات این کشور به ۸ هزار تن، انواع میوه به ۴ هزار تن و انواع مواد پروتئینی به ۸ هزار تن رسید.

فراورده‌های بادام زمینی، تن ماهی، پوست، نوشابه، جمع‌آوری و بسته‌بندی محصولات کشاورزی، صنایع چوب، پوشاک و صنایع فلزکاری جزو تولیدات صنعتی گامبیا به‌شمار می‌روند. از سوی دیگر الماس، لاتریت و سنگ‌های ساختمانی جزو منابع معدنی گامبیا هستند.

در سال‌های اخیر آمریکا، سنگال، بلژیک، ایرلند، اسپانیا، بریتانیا، هلند، فرانسه، ایتالیا، آلمان، سوئیس و پرتغال جزو مهمترین شرکای گامبیا بوده‌اند.

این کشور فاقد خطوط ریلی است؛ ولی نزدیک به ۲۷۰۰ کیلومتر جاده اصلی و فرعی، ۴۰۰ کیلومتر راه آبی، یک بندر صیادی و تنها یک فرودگاه بزرگ با قابلیت پذیرش هواپیماهای پهن پیکر دارد.

مردم :

بر اساس سرشماری سال ۲۰۰۷ گامبیا دارای ۱٬۷۰۰٬۰۰۰ نفر جمعیت است که ۴۵ درصد از آن‌ها را افراد زیر ۱۴ سال، ۵۲ درصد افراد بین ۱۵ تا ۶۴ سال و ۳ درصد افراد بیشتر از ۶۵ سال تشکیل می‌دهند. نرخ رشد جمعیت گامبیا حدود ۲/۳ درصد است و به‌طور میانگین در هر کیلومتر مربع از خاک این سرزمین ۱۲۱ نفر زندگی می‌کند.

گامبیا به ازای هر هزار نفر از جمعیت خود ۲۸/۴۲ نفر نرخ زاد و ولد و ۲۱/۱۳ نفر نرخ مرگ و میر و ۹۷/۲ نفر نرخ مهاجرت دارد. امید به زندگی در مردان گامبیا ۵۱ سال و در زنان این کشور ۵۵ سال است.

فرهنگ :

حدود ۹۰ درصد مردم این کشور مسلمان سنی هستند. ضمن آنکه ۹ درصد از ساکنین این جمهوری پیرو مسیحی و مابقی روح‌باور می‌باشند.

زبان رسمی مردم گامبیا انگلیسی است؛ ولی در اغلب محاورات روزمره از زبان‌های مختلف بومی نظیر ولوف، فیولا و ماندینکا استفاده می‌شود. یحیی جامع رئیس جمهوری گامبیا در مارس ۲۰۱۴ اعلام کرد که استفاده از زبان انگلیسی را به عنوان زبان رسمی متوقف خواهد کرد. وی گفت زبان انگلیسی ارثیه استعمار است و ما به دنبال سخن گفتن به زبان خودمان هستیم.[۹]

ارتباطات :

رسانه‌ها

گامبیا در جهت توسعه شبکه مخابراتی خود طی سال‌های اخیر گام‌های بزرگی برداشته‌است. هم اکنون بیش از ۲۵ هزار شماره تلفن ثابت و ۶ هزار شماره تلفن همراه در این کشور وجود دارد. ضمن آنکه مردم گامبیا امواج ۳ ایستگاه رادیویی (AM) و ۲ ایستگاه رادیویی (FM) را دریافت می‌کنند. برنامه تلویزیون این کشور نیز از طریق تنها شبکه دولتی گامبیا پخش می‌شود.

مطبوعات

رسانه‌های نوشتاری و مطبوعات در گامبیا توسعه چندانی نیافته‌اند و به جز تعداد انگشت شماری روزنامه و هفته‌نامه در این جمهوری، جریده‌ای به چاپ نمی‌رسد.

منبع : ویکی پدیا

2 آبان روز جهانی ipod

گابن

درباره گابن

جمهوری گابُن (به فرانسوی: République gabonaise) کشوری است واقع در غرب آفریقای مرکزی، که در کنار خلیج گینه و در سواحل شرقی اقیانوس اطلس قرار گرفته‌است و با کشورهای جمهوری کنگو، کامرون و گینه استوایی همسایه است. شهر «لیبرویل» پایتخت گابن است و از دیگر مراکز پرجمعیت آن می‌توان به بندر «جنتیل» و «فرانسویل» اشاره کرد.

زبان رسمی مردم گابن فرانسوی می‌باشد، زبان‌های بومی و قبیله‌ای نیز در این کشور رایج است.

در سال ۲۰۰۶، جمعیت گابن ۱٬۴۵۴٬۸۶۷ نفر بوده‌است که از این لحاظ در رتبهٔ صد و چهل و ششمین کشور جهان جای می‌گیرد.

مساحت این کشور برابر ۲۶۷٬۷۴۵ کیلومتر مربع است که از این بابت هفتاد و ششمین کشور جهان به‌شمار می‌آید. پایتخت این کشور، شهر لیبرویل، با ۴۲۰ هزار نفر جمعیت است. از مهم‌ترین شهرهای گابن، پورژانتی ۸۸ هزار نفر، فرانسویل ۳۰ هزار نفر، اویم ۲۳ هزار نفر و موآندا ۲۱ هزار نفر را می‌توان نام برد.

واحد پول گابن فرانک سی‌اِف‌آ با واحد جز سانتیم نام دارد. هر یک فرانک سی‌اِف‌آ برابر با ۱۸ ریال است. از جمله صادرات گابن می‌توان به نفت، منگنز، الوار و اورانیم اشاره کرد. گابن از اعضای اوپک و اتحادیهٔ آفریقاست. گابن از لحاظ درآمد سرانه نخستین کشور آفریقایی سیاه و دومین کشور آفریقایی پس از لیبی است.

ذخایر عظیم اورانیوم این کشور سوخت نیروگاه‌های هسته‌ای کشورهای اروپایی و به ویژه فرانسه را تأمین می‌کند و میزان آن به ۱۷۱۳ تن بالغ می‌شود.

تاریخ :

گابن از سال ۱۸۸۶ از مستعمرات استوایی فرانسه در آفریقا بوده‌است و در تاریخ ۱۷ اوت ۱۹۶۰ استقلال خود را از فرانسه به دست آورد.

این کشور در سده پانزدهم از سوی پرتغالی‌ها کشف شد و تا سده نوزدهم تحت سیطره این کشور بود. از سال ۱۸۹۰ به بعد گابن جزیی از کنگوی فرانسه و از سال ۱۹۱۰ به عنوان مستعمره‌ای جداگانه قلمداد شد. گابن در سال ۱۹۶۰ موفق شد از زیر نفوذ فرانسویان خارج شود و به استقلال برسد.

سیاست :

نوع حکومت گابن جمهوری چند حزبی با دو مجلس قانون‌گذاری است.

رئیس‌جمهور این کشور از سال ۱۹۶۷ تا ۲۰۰۹ آلبر برنار بونگو معروف به «حاج عمر بونگو» بود. نخست‌وزیر این کشور هم از سال ۲۰۰۶ ژان ایگه اندونگ است.

حزب دموکراتیک گابن تنها حزب سیاسی گابن طی سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۹۰ بوده‌است، ولی از آن پس احزاب سیاسی به رسمیت شناخته شدند. از سال ۲۰۰۶ نیز ژان ایگه اندونگ نخست‌وزیر گابن شد.

این کشور از سال ۱۹۶۴ شاهد جنگ خارجی و داخلی یا کودتا نبوده‌است اما عدم گردش قدرت در آن مشاهده می‌شود. «عمر بونگو»، حدود ۴۱ سال یعنی تا زمان مرگش در سال ۲۰۰۹ قدرت را در این کشور در دست داشت و پس از او پسرش علی بونگو در انتخاباتی بحث‌برانگیز به قدرت رسید. تحلیل‌گران سیاسی این دوره طولانی حکومت عمر بونگو را نشانگر حمایت فرانسه از او می‌دانند؛ وی تا زمان مرگش نماد نفوذ فرانسه در آفریقا بود.[۱] فرانسه حدود هزار نیروی نظامی خود را در گابن مستقر کرده‌است که اغلب آن‌ها در لیبرویل حضور دارند.[۲]

گابن علاوه بر سازمان ملل متحد، در بانک توسعه آفریقا، کمیسیون اقتصادی آفریقا، سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، گروه ۲۴، گروه ۷۷، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، بانک بین‌المللی ترمیم و توسعه، سازمان بین‌المللی هواپیمایی کشوری، کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری آزاد، جامعه بین‌المللی توسعه، بانک توسعه اسلامی، صندوق بین‌المللی توسعه کشاورزی، صندوق بین‌المللی پول، سازمان بین‌المللی کار، سازمان بین‌المللی مهاجرت، سازمان بین‌المللی ماهواره دریایی، سازمان بین‌المللی ارتباطات دور ماهواره‌ای، سازمان بین‌المللی پلیس جنایی، اتحادیه ارتباطات دور، جنبش عدم تعهد، سازمان وحدت آفریقا، سازمان کنفرانس اسلامی، سازمان منع سلاح‌های شیمیایی، کمیسیون توسعه و تجارت سازمان ملل متحد، سازمان توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ملل متحد، سازمان جهانی پست، سازمان جهانی بهداشت، سازمان جهانی مالکیت معنوی، سازمان جهانی هواشناسی، سازمان جهانی گردشگری و سازمان جهانی تجارت عضویت دارد.

گابن به پیمان‌های بین‌المللی تغییرات آب و هوایی، بیابان‌زدایی، قانون دریاها، دفن زباله‌ها، حراست از لایه اوزون، زباله‌های دریایی، آلودگی کشتی‌ها، پروتکل جنگل‌های ۱۹۸۳ و ۱۹۹۴ پیوسته‌است.

جغرافیا :

سرزمین گابن به مساحت ۲۶۷ هزار و ۶۶۷ کیلومتر مربع در بخش غربی قاره آفریقا واقع شده‌است. این کشور در محیط خشک دو هزار و ۵۵۱ کیلومتری خود از سمت شمال به طول ۳۵۰ کیلومتر با گینه و به طول ۲۹۸ کیلومتر با کامرون و از سمت شرق و جنوب به طول ۱۹۰۳ کیلومتر با جمهوری کنگو مرز مشترک دارد. همچنین، طول خطوط ساحلی گابن با اقیانوس اطلس به ۸۸۵ کیلومتر می‌رسد.

این سرزمین به دلیل همجواری با خط استوا در تمام طول سال آب و هوایی گرم و مرطوب و در سواحل آب هوایی اقیانوسی دارد. بارش مناسب باران در اغلب نقاط گابن موجب سرسبزی آن شده‌است ولی پربارش‌ترین مناطق گابن در بخش‌های جنوبی و غربی قرار دارند.

گابن سرزمین نسبتاً همواری است به‌طوری‌که پست‌ترین نقطه آن در ساحل اقیانوس اطلس و بلندترین نقطه آن در قله «ایبونجی» حدود ۱۵۷۵ متر ارتفاع دارد.

تقسیمات کشوری :

کشور گابن دارای ۹ استان می‌باشد:

استوایر (Estuaire)
اوگووئهٔ علیا (Haute-Ogooue)
موین اوگووئه (Moyen-Ogooue)
انگونیه (Ngounie)
نیانگا (Nyanga)
اوگووئه ایویندو (Ogooue-Ivindo)
اوگووئه لولو (Ogooue-Lolo)
اوگووئه ماریتیم (Ogooue-Maritime)
وولو انتم (Woleu-Ntem)

مردم :

، ۲۸٪ نژاد گابن را قبایل فانگ، ۱۰٪ را پونو، ۹٪ را نزبی، ۶٪ را فرانسوی و بقیه را سایر قبایل بومی تشکیل می‌دهند. در مناطق مختلف گابن عشایر دوما، کاندا، سک، مبت، بونگوم و پیگماها زندگی می‌کنند. اکثریت مردم گابن که مسیحی و سیاه‌پوست هستند، در گفتار روزمره به زبان‌های بومی خود صحبت می‌کنند ولی زبان رسمی در روابط سیاسی و بازرگانی گابن «فرانسوی» است.

حداقل ۷۸ درصد از مردان و ۶۵ درصد از زنان بالای ۱۵ سال در گابن از نعمت خواندن و نوشتن بهره‌مندند.

همچنین دین ۹۰٪ گابنی‌ها مسیحی و ۳٪ اسلام است. مذهب پیشین تمام مردم گابن مسیحیت بود ولی از سال ۱۹۶۷ که «آلبرت برنارد بونگو» دومین رئیس جمهوری گابن دین خود را از مسیحیت به اسلام تغییر داد و نام «عمر» را برای خود اختیار کرد، پیروان دین اسلام در این جمهوری افزایش یافت.

هرچند در نقاط شهری شاخص امکانات بهداشتی و درمانی تا حدودی رو به توسعه است، ولی نقاط روستایی گابن هنوز از مشکل کمبود امکانات درمانی رنج می‌برند. از این رو، از هر یکصد کودک تازه متولد شده در گابن حدود ۵٫۵ نفر هرگز شانس رسیدن به سن چهار سال را ندارند.

اقتصاد :

در مجموع، مهمترین تولیدات کشاورزی گابن عبارتند از: موز، کاساوا، نارگیل، برنج، شکر، ذرت و گندم. نفت خام، روغن‌های صنعتی و گیاهی، منگنز، طلا، نقره، اورانیوم و پلاتین نیز جزو مهمترین تولیدات صنعتی این کشور هستند.

فرانسه، آلمان، آمریکا، انگلیس، هلند، بلژیک و لوکزامبورگ جزو مهمترین شرکای تجاری گابن بوده‌اند. در عین حال، جمهوری خلق چین تصمیم دارد به یکی از بزرگترین سرمایه‌گذاران نفتی در گابن تبدیل شود.

گابن از لحاظ درآمد سرانه نخستین کشور آفریقایی سیاه و دومین کشور آفریقایی پس از لیبی است. گابن حدود ۶۰۰ هزار نفر نیروی کار دارد که عمدتاً در بخش کشاورزی شاغلند. از سوی دیگر، سالانه ۴۵ میلیون متر مکعب گاز در این کشور استخراج و صادر می‌شود.

این کشور بزرگترین تولیدکننده منگنز در جهان است و از لحاظ ذخایر معدنی این فلز در جایگاه بالایی قرار دارد. ذخایر عظیم اورانیوم این کشور سوخت نیروگاه‌های اتمی کشورهای اروپایی و به ویژه فرانسه را تأمین می‌کند. معادن اورانیوم گابن در سطح باز و در ناحیه «موآندا» واقع است. گابن همچنین، ذخایر غنی از طلا، نقره و سنگ آهن در اختیار دارد که این کشور را در رده یکی از معدن‌داران مهم جهان قرار می‌دهد.

نرخ تولید ناخالص داخلی گابن در سال ۲۰۰۳ حدود هفت میلیارد و ۵۱۸ میلیون دلار بود. میانگین نرخ رشد تولید ناخالص داخلی این کشور در فاصله سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۸ حدود ۹۴/۰ درصد کاهش یافته‌است. گابن حدود چهار میلیارد دلار بدهی خارجی دارد. از سوی دیگر، بالغ بر ۵۰ درصد از تولید ناخالص داخلی و ۷۵ درصد از صادرات این کشور را نفت خام شامل می‌شود. گابن از لحاظ فراورده‌های نفتی در قاره آفریقا مقام پنجم را داراست.

تولید روزانه نفت خام گابن در تیرماه ۱۳۹۰ برابر با ۲۲۰ هزار تا ۲۴۰ هزار بشکه بود که نسبت به دوران اوج آن در سال ۱۹۹۷ میلادی با تولید روزانه ۳۷۰ هزار بشکه، کاهشی شدید دارد.[۳]

منبع : ویکی پدیا

فرانسه

درباره فرانسه

فَرانسه با عنوان رسمی جمهوری فرانسه (به فرانسوی: République française) یکی از کشورهای اروپای غربی است که دارای منطقه‌ها و قلمروهای زیادی در آنسوی دریاها هست. فرانسه یکی از سه کشوری است که دارای سواحلی هم در دریای مدیترانه و نیز اقیانوس اطلس می‌باشد (دو کشور دیگر عبارتند از اسپانیا و مراکش). به دلیل شکل نقشهٔ این کشور، در زبان فرانسوی به آن لقب l’Hexagone (معنی: شش‌ضلعی) داده‌اند.

بر پایه مساحت، فرانسه کمابیش اندازهٔ افغانستان است و بزرگ‌ترین کشور اروپای غربی و اتحادیه اروپا و همچنین سومین کشور بزرگ در همه قاره اروپا به‌شمار می‌آید. جمعیت فرانسه در حال عبور از مرز ۶۷ میلیون تَن است که با این شمار، فرانسه در رتبه دومین کشور پرجمعیت پس از آلمان در اتحادیه اروپا قرار می‌گیرد. مرکز فرانسه، شهر پاریس است. پاریس بزرگ‌ترین شهر این کشور و مرکز اصلی تجارت و فرهنگ فرانسه است. قانون اساسی فرانسه برپایه یک همه‌پرسی در ۴ اکتبر ۱۹۵۸ به رسمیت رسیده‌است. این قانون تأکید بر ایجاد کشوری سکولار و دموکرات دارد که مردم در آن، حق حاکمیت را ایجاد می‌کنند. اعلامیهٔ حقوق انسان و شهروند که در انقلاب فرانسه تدوین شد و در نوع خود یکی از نخستین سندهای تاریخی در این زمینه به‌شمار می‌آید، به گونه‌ای بیانگر باورهای این کشور است.

پس از پایان قرون وسطا، فرانسه تبدیل به یکی از نیروهای برتر در منطقهٔ اروپا شد به گونه‌ای که در سده‌های ۱۹ و ۲۰ دارای کلونی‌ها و مناطق تحت استعمار بسیاری بود. همچنین در طول تاریخ طولانی این کشور، فرانسه تبدیل به مهمترین کانون پرورش بسیاری از هنرمندان، اندیشمندان و دانشمندان در زمینه‌های گوناگون گردید تا جایی که این کشور را مرکز پیدایش و شکوفایی فرهنگ مدرن جهان می‌پندارند. در طی سده‌های هفدهم و هجدهم، جامعهٔ علمی، فرهنگی و هنری فرانسه و اندیشمندانی که از سراسر اروپا به آن می‌پیوستند دورانی را رقم زدند که به آن «دوره روشنگری» نامبرده می‌شود و از لحاظ دستاوردهای فکری و اجتماعی یکی از درخشان‌ترین دوره‌های تاریخ بشر است. فرانسه چهارمین کشور دارندهٔ بیشترین میراث جهانی یونسکو در جهان است که به همین دلیل، هر ساله بیش از ۸۳ میلیون گردشگر خارجی جذب این کشور می‌شوند – آماری بیش از هر کشور دیگری در جهان.

در زمینه‌هایی چون فرهنگ، علوم بنیادی، صنعت و فناوری، هنر، نظام، اقتصاد و سیاست، فرانسه یکی از کشورهای مهم و تأثیرگذار جهان می‌باشد. این کشور دارای رتبهٔ پنجم در بین سایر کشورها از نظر بودجه و هزینه‌های نظامی است. همچنین از نظر ذخایر هسته‌ای، رتبهٔ سوم را داراست. فرانسه یکی از کشورهای توسعه یافته است که قدرت اقتصادی زیادی دارد. از دید اقتصادی، پنجمین اقتصاد بزرگ جهان و از نظر برابری قدرت خرید رتبهٔ هفتم جهان است.

در زمینهٔ استانداردهای بین‌المللی، فرانسه را می‌توان از کشورهای پیشرو دانست. استانداردهای بالای زندگی، تحصیلات، سلامت، امید به زندگی، آزادی و شاخص بالای توسعه انسانی فرانسه را از جمله کشورهای ایدئال برای زندگی معرفی می‌کند. فرانسه همچنین از کشورهای مؤسس سازمان ملل متحد بوده و یکی از پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل نیز می‌باشد. فرانسه همچنین در چندین گروه و نهاد بین‌المللی دیگر چون فرانسه‌زبانی، گروه هشت، گروه بیست، ناتو، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، سازمان تجارت جهانی و اتحادیهٔ لاتین عضویت دارد. این کشور همچنین از کشورهای پیشرو در تأسیس اتحادیهٔ اروپا بوده‌است..

ریشهٔ نام :

واژه فرانسه (France) برگرفته شده از واژه لاتین Francia به معنای کشور فرانک‌ها است. البته دربارهٔ ریشهٔ واژه فرانک نیز دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد. یکی از این نگری‌ها اشاره به این دارد که واژهٔ فرانک برگرفته شده از کلمهٔ frankon می‌باشد. نگرهٔ دیگری نیز به این موضوع اشاره می‌کند که فرانک در زبان باستانی ژرمنی به معنای آزاد است. واژه‌ای مخالف برده و برده‌داری.

برپایه گفته‌های یک تاریخ‌شناس اهل جمهوری چک، نام فرانسه برگرفته شده از Franci (یا Francio) یکی از پادشاهان کهن ژرمن است که قلمروش تا استراسبورگ و بلژیک گسترش یافته بود. ژولیوس سزار نیز از نام Francio برای نام بردن از این سرزمین در یادداشت‌های خود استفاده می‌کرده‌است.

پیش از تاریخ :

برپایه کهن‌ترین مدارک بدست آمده، انسان‌هایی در منطقه‌ای که امروزه با عنوان کشور فرانسه شناخته می‌شود در حدود ۱٫۸ میلیون سال گذشته می‌زیسته‌اند. این انسان‌ها در رویارویی با عوامل مختلف آب‌وهوایی شروع به زندگی عشایری و شکارچی-گردآورنده کرده‌اند. فرانسه دارای غارهای زیادی چون لاسکو است که پیشینه آثار شکل گرفتهٔ روی آن به دوران پارینه‌سنگی می‌رسد.

بعد از پایان آخرین دوره یخبندان (نزدیک ۱۰٫۰۰۰ سال پیش از میلاد)، هوای این منطقه رو به عادی شدن گذاشت و حدود ۷٫۰۰۰ سال پیش از میلاد، این منطقه از اروپای غربی وارد دوران نوسنگی شد. سپس شاهد رشد و شکوفایی در زمینه‌های جمعیتی و کشاورزی هستیم که این رخداد در میانهٔ هزاره چهارم و سوم اتفاق افتاد.

گُل‌ها

نیاکان بخشی از فرانسوی‌ها گُل‌ها (Gaulois) بودند و تبار سلتی داشتند. اینان تا زمان ژولیوس سزار فرمانروای نیرومند روم فرمانروایی بومی خود را داشتند تا سرانجام به دست سزار سرنگون شدند و کشورشان بخشی از امپراتوری روم شد.

جغرافیا :

فرانسه از شمال شرقی، شرق و جنوب غربی دارای مرزهای مشترک با بلژیک، لوکزامبورگ، آلمان، سوئیس، ایتالیا، موناکو، اسپانیا و آندورا است. خاک کشور فرانسه در اروپا شامل مساحتی ۵۴۷٫۰۳۰ کیلومترمربعی می‌شود که با این شمار، فرانسه بزرگ‌ترین کشور در بین اعضای اتحادیه اروپا، از دید مساحت است. فرانسه همچنین دارای جاذبه‌های طبیعی بسیاری همچون جاذبه‌های ساحلی در مناطق شمالی و غربی و مناظر کوهستانی عمدتاً مربوط به رشته‌کوه‌های آلپ در بخش شرقی است.

آب و هوا

بخش‌های شمالی و شمال شرقی فرانسه دارای آب‌وهوای معتدل است. بخش‌های جنوبی نیز آب‌وهوای مدیترانه‌ای دارند. بخش‌های غربی فرانسه دارای اقلیم اقیانوسی است که یعنی این مناطق دارای میزان بارش بالایی بوده و زمستان‌هایی معتدل و تابستان‌هایی گرم را تجربه می‌کنند. غرب این کشور داری آب و هوای کوهستانی است. سایر مناطق نیز معمولاً از تابستان‌هایی گرم و گاهی طوفانی و زمستان‌هایی سرد برخوردارند.

محیط زیست :

فرانسه یکی از نخستین کشورهای جهان است که در سال ۱۹۷۱ برای خود یک وزارت‌خانه در رابطه با محیط زیست ایجاد کرد. همچنین با اینکه فرانسه یکی از کشورهای صنعتی جهان شمرده می‌شود، ولی دارنده رتبه هفدهم تولیدکننده دی‌اکسید کربن را در جهان است و در کنار کشورهای کم جمعیت جهان چون کانادا و استرالیا جای گرفته. البته این اهمیت به محیط زیست از زمانی شروع شد که فرانسه با بحران نفتی سال ۱۹۷۳ دست‌به‌گریبان بود و تصمیم به این گرفت که روی به انرژی هسته‌ای بیاورد. اهمیت انرژی هسته‌ای برای فرانسه به اندازه‌ای شد که امروزه بیش از ۷۵٪ از برق این کشور نیز از همین روش تأمین می‌شود که در نتیجه برابر شد با آلودگی کمتر محیط زیست. ۲۸درصد از خاک فرانسه شامل جنگل می‌شود. این کشور همچنین دارنده ۹ پارک ملی و ۴۶ پارک طبیعی است. دولت فرانسه طبق برنامه‌هایش قرار است تا سال ۲۰۲۰ بیش از ۲۰ درصد از مناطق انحصاری اقتصادی خویش را تبدیل به مناطق حفاظت‌شده کند.

برپایهٔ گزارشی که توسط دو دانشگاه ییل و دانشگاه کلمبیا در سال ۲۰۱۲ تهیه شد نشان می‌دهد فرانسه ششمین کشور آگاه و هشیار در زمینهٔ محیط زیست است. در گزارش پیشین این دو نهاد آموزشی که در سال ۲۰۱۱ منتشر شده بود، رتبهٔ فرانسه هفتم بود که یک رتبه بالاروی را بیان می‌کند.

سیاست :

حکومت

فرانسه دارای یک حکومت متمرکز نیمه‌ریاستی است. قانون اساسی کنونی این کشور برپایه همه‌پرسی در ۲۸ سپتامبر ۱۹۵۸ تأیید و اجرایی شد که تأکید بسیاری بر توانبخشی رابطه شاخه اجرایی (دولت) با شاخه قانون‌گذاری (مجلس) دارد. شاخه اجرایی خود شامل دو بخش می‌شود، بخش نخست ریاست جمهوری است که هر پنج سال با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شود و ریاست شاخه اجرایی را بر عهده می‌گیرد. در حال حاضر امانوئل ماکرون عهده‌دار این سِمت است که در سال ۲۰۱۷ و در انتخابات دور دوم به ریاست جمهوری برگزیده شد بخش دوم مقام نخست‌وزیری است که اکنون ادوارد فیلیپ عهده‌دار آن است.

مجلس فرانسه نیز از دو بخش تشکیل شده، یکی شورای ملی و دیگری سنا. شورای ملی شامل نمایندگان محلی می‌شود که با رای مستقیم مردم برای دوره‌های پنج ساله انتخاب می‌گردند. این شورا قدرت انحلال کابینه دولت را دارند؛ ولی بخش دوم، سنا است که شامل سناتورها می‌شود. سناتورها برای دوره‌های شش ساله (پیش‌تر ۹ ساله) و توسط هیئت انتخابات انتخاب می‌شوند. قدرت قانون‌گذاری سنا کوچک است. در صورت ایجاد شدن مشکل در بین شورای ملی و سنا، سخن مورد تأیید نهایی را شورای ملی خواهد زد.

قانون

کشور فرانسه از نظام حقوقی رومی-ژرمنی استفاده می‌کند. به عنوان مثال، قاضی امکان ساخت و ایجاد احکام جدید را ندارد و می‌بایست بر اساس تفسیرش حکم را صادر کند. (تفسیر مذکور باید همخوان با تفاسیر سایر قضات در شرایط مشابه باشد)

حقوق در فرانسه شامل دو شاخه حقوق عمومی و حقوق خصوصی می‌شود. حقوق خصوصی شامل حقوق مدنی و احکام جزایی بوده، در حالی که حقوق عمومی دربارهٔ احکام اداری و قانون اساسی است. به‌طور کلی، قانون فرانسه شامل سه جزء اصلی می‌شود که عبارتند از حقوق مدنی، حقوق جزا (مجرمین) و اداری. احکام جزایی متمرکز بر آینده است. حقوق اداری هم که در بسیاری از کشورها جزئی از حقوق مدنی شمرده می‌شود، در فرانسه شاخه‌ای کاملاً جداگانه است.

فرانسه از کشورهای سکولار بوده و از احکام وابسته به دین استفاده نمی‌کند.

سیاست خارجی

فرانسه یکی از کشورهای عضو سازمان ملل متحد و یکی از پنج عضو دائم شورای امنیت این سازمان می‌باشد که حق وتو دارد. فرانسه همچنین از اعضای سایر گروه‌های بین‌المللی همچون گروه هشت، گروه بیست، ناتو، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه و سازمان تجارت جهانی است. بسیاری از نهادهای بین‌المللی همچون سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، یونسکو، پلیس بین‌الملل، ادارهٔ بین‌المللی اوزان و مقیاس‌ها و فرانسه‌زبانی مقر اصلی خود را در خاک فرانسه ایجاد نموده‌اند.

نیروی اصلی این کشور پس از دوران جنگ جهانی و پس از پیوستنش به اتحادیهٔ اروپا – که خود یکی از کشورهای بنیان‌گذار این اتحادیه بود – روی داد. فرانسه پس از جنگ در دهه ۱۹۶۰ میلادی شروع به ایجاد روابط نزدیکی با آلمان، که پس از جنگ تبدیل به ویرانه‌ای شده بود، کرد و توانست نیروی خود را افزایش دهد.

کشور فرانسه از اعضای پیمان آتلانتیک شمالی – ناتو است ولی پس از ماجرای ارتباط نزدیک آمریکا و انگلیس با یکدیگر و در راستای نگهداری از استقلال سیاست خارجی و سیاست‌های امنیتی خود، به نشانه خرده‌گیری، از عضویت در شورای فرماندهی ناتو چشم پوشی کرد و خارج شد. فرانسه همچنین گرایش زیادی به شرکت در جنگ عراق نداشت. در سال ۲۰۰۹ و به دلیل پشتیبانی نیکولا سارکوزی، رئیس‌جمهور وقت فرانسه که گرایش زیادی به آمریکا داشت، فرانسه دوباره به شورای فرماندهی ناتو ملحق شد.

فرانسه از دیدگاه اقتصادی و نظامی کشورهایی که سال‌ها پیش، تحت استعمارش بودند، مانند چاد و ساحل عاج را پشتیبانی کرده و حتی برای برقراری صلح در این کشورها، نیروهای نظامی خویش را روانه این کشورها می‌کند. در آخرین کمک نظامی، فرانسه برای کمک به ارتش مالی، نیروهای نظامی خود را برای کمک به این کشور فرستاده‌است.

نظامی

نیروهای مسلح فرانسه (یا به فرانسوی: Armées françaises) نیروهای نظامی این کشور هستند که زیر فرماندهی رئیس‌جمهور قرار دارند. این نیروها شامل سه دسته اصلی نیروی زمینی، نیروی دریایی و نیروی هوایی می‌شوند. همچنین ژاندارمری فرانسه نیز از نهادهای نظامی این کشور است. همه یگان‌های نظامی این کشور زیر دید وزارت دفاع هستند درحالی که ژاندارمری زیر دید وزارت کشور فرانسه کار می‌کند.

ژاندارمری با کمک پلیس ملی وظیفه تأمین امنیت داخل کشور (روستایی و شهری) را بر عهده دارند.

فرانسه از اعضای شورای امنیت سازمان ملل است که به شکل رسمی، از دارندگان سلاح‌های هسته‌ای می‌باشد. فرانسه پیمان ان‌پی‌تی را پذیرفته‌است.

بخش‌های کشوری :

مساحت کشور فرانسه برابر با ۶۴۳ هزار کیلومتر مربع بوده و گسترده‌ترین کشور اروپای غربی است (یک سوم گستره ایران) و منطقه دریایی گسترده‌ای را در اختیار دارد.

سطح فرانسه شبیه به یک شش‌ضلعی است، که سه ضلع آن به آب منتهی می‌شوند. (دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس)

بر اساس آخرین تقسیمات کشوری فرانسه به ۲۲ ناحیه بخش و از ۹۶ شهرستان (یا دپارتمان) تشکیل شده که زیر دید دولت مرکزی اداره می‌شوند و زیر نظارت شورای انتخابی محلی کار می‌کنند.

همچنین هر ناحیه به کانتون‌ها و بخش‌هایی بخش شده و هر بخش از شورای شهر و شهردار خاص خود برخوردار است.

علاوه بر خاک اصلی این کشور در اروپا به شرح فوق، سرزمین‌های دیگری عمدتاً به صورت جزیره نیز تحت حاکمیت و سلطهٔ حکومت فرانسه قرار دارند.

از این جمله می‌توان به کالِدونیای جدید و والیس و فوتونا در شرق استرالیا، جزایر سنت مارتین در محدود بین دو آمریکای شمالی و جنوبی، و همچنین جزایری مانند مایوت در جنوب آفریقا اشاره کرد.

از بزرگترینِ این مناطق می‌توان به گویانِ فرانسه یا گویان (Guiana) با مساحت حدودی ۸۳ هزار کیلومتر مربع اشاره کرد که در همسایگی برزیل در آمریکای جنوبی قرار دارد.

شهرهای اصلی :

بردو
مارسی
لیل
لیون
مونپلیه
استراسبورگ
نانت
نانسی
نیس
استراسبورگ
تولوز
گرونوبل

اقتصاد :

در فرانسه تاکستان‌ها و توتستان‌ها باغ‌های مرکبات و زیتون و گلزارها نزدیک مارسی قرار دارند. عطرهای معروف فرانسه از همین گلزارها فراهم می‌آید. در جنوب غربی فرانسه رود گارون از سرزمینی می‌گذرد که به آن سرزمین ذرت و شراب می‌گویند. در شمال این سرزمین منطقه‌ای است که گندم فراوان در آن به عمل می‌آید و آن را انبار غله فرانسه می‌نامند. در فلات جنوب فرانسه کشاورزان گوسفند و بز پرورش می‌دهند و پنیر معروف فرانسه در همین فلات تهیه می‌شود. بسیاری از کشاورزان فرانسه چهارپایان اهلی دارند شهرهای فرانسه نیز مانند مناطق کشاورزی آن فعالیت‌های اقتصادی گوناگون دارند شهر لیون مرکز تهیه پارچه‌های ابریشمی است. بوردو بندر شراب و نیس گردشگاهی بسیار معروف است معادن آهن فرانسه در شمال شرق آن کشور است و نزدیک آن محل کارخانه‌های فولادسازی بسیاری تأسیس شده‌است. میلیون‌ها نفر از مردم فرانسه در کارخانه کار می‌کنند و به کسب و تجارت اشتغال دارند. در فرانسه چند هزار کیلومتر شاهراه آبی وجود دارد و قایق‌ها در سراسر این راه‌ها رفت‌وآمد می‌کنند.[۴]

امروزه دولت سوسیالیست، بسیاری از شرکت‌های بزرگ، بانک‌ها و بیمه‌ها را خصوصی اعلام نموده‌است؛ ولی چندین شرکت بزرگ همچون ایرفرانس، فرانس تله‌کوم، رنو و تالس در اختیار دولت است و در برخی از امور به ویژه نیرو، ترابری همگانی و صنایع دفاعی دولت حاکمیتی دارد. بخش ارتباطات راه دور برای بخش خصوصی کم‌کم آزاد شده‌است.

صنایع

از جمله مهم‌ترین صنایع کشور می‌توان به صنایع فلزکاری، ماشین‌آلات، شیمیایی، وسائط نقلیه، مواد خوراکی و مشروبات، منسوجات و البسه، هواپیماسازی، کشتی‌سازی، پتروشیمی، الکتریکی، اتمی و نظامی اشاره نمود. گندم، جو، سیب‌زمینی، چغندرقند، سیب، ذرت، برنج، انگور، پنیر، ماهی، گاو و خوک نیز مهم‌ترین محصولات کشاورزی و دامپروری کشور را تشکیل می‌دهند.

معادن

مهم‌ترین معادن کشور آهن، بوکسیت، پتاس، زغال سنگ، نیکل، نمک، نفت، گازطبیعی، سولفور، ماده اولیه ساختمانی، سرب و روی، فسفات، پیریت و اورانیوم می‌باشد. ذخایر زیرزمینی نفت فرانسه نیز به ۵۰ میلیون بشکه می‌رسد.

ترابری همگانی

در کشور فرانسه بالغ بر ۸۴۰ هزار کیلومتر راه آسفالته و بزرگراه وجود دارد. طول راه‌آهن مورد استفاده نیز بیش از ۵۵۵، ۴۲ کیلومتر بوده و ارتباطات هوایی بین‌المللی این کشور توسط شرکت‌های هواپیمایی ایرفرانس، (UTA) و پروازهای داخلی توسط ایر- اینتر صورت می‌پذیرد. سالانه بیش از ۸۴۰/۲۶ هزار گردشگر از این کشور دیدن می‌کنند.

گردشگری :

فرانسه در سال ۲۰۱۳ با ۸۴٫۷ میلیون گردشگر خارجی محبوب‌ترین مقصد گردشگری جهان و سومین کشور پر درآمد گردشگری نام گرفت.[۵]

در سال ۲۰۰۶، ۷۹٫۱ میلیون تَن گردشگر به فرانسه سفر کرده‌اند که این تعداد بیشترین در میان کشورهای جهان بوده‌است. درآمد فرانسه از این شمار گردشگر برابر ۴۶٫۳ میلیارد دلار بوده‌است.[۶]

با ۷۰ میلیون گردشگر در سال ۱۹۹۸ نیز، فرانسه اولین کشور توریستی جهان، بالاتر از اسپانیا، آمریکا، ایتالیا، انگلستان، چین و مکزیک قرار گرفته‌بود.

زیباترین روستاهای فرانسه

زیباترین روستاهای فرانسه (به فرانسوی: Les Plus Beaux Villages de France) یک انجمن جداگانه ایجاد شده در سال ۱۹۸۲ است که با هدف تشویق روستاهای کوچک و زیبا برای بهبود جاذبه‌های گردشگری تشکیل شده‌است. تا سال ۲۰۱۵ شمار ۱۵۵ روستا این برچسب را داشته و جز این طرح شده‌اند.[۷]

دموگرافی :

با برآورد کل جمعیتی نزدیک ۶۶٫۶ میلیون تَن در ژانویه ۲۰۱۶؛[۸] با ۶۴٫۵ میلیون تَن جمعیت شهری، فرانسه بیستمین پرجمعیت‌ترین کشور در جهان و سومین پرجمعیت‌ترین در اروپااست.[۹]

روز ملی فرانسه چهاردهم ژوئیه‌است. حاکمیت و بیشترین با مسیحیت کاتولیک است، ولی پروتستان‌ها، یهودی‌ها و مسلمانان نیز در این کشور زندگی می‌کنند.

فرهنگ :

برخی آثار مهم فرهنگی و تاریخی این کشور عبارت‌اند از:

برج ایفل «با حدود ۵/۶ میلیون تَن بازدیدکننده در سال»
دیزنی لند پاریس «با حدود ۵/۱۲ میلیون تَن بازدیدکننده در سال»
بلوارشانزه‌لیزه
موزه لوور «با حدود ۵/۶ میلیون تَن بازدیدکننده در سال»
موزه اورسی «با حدود ۶ میلیون تَن بازدیدکننده در سال»
کلیسای نوترودام «با حدود ۱۲ میلیون تَن بازدیدکننده در سال»
کاخ ورسای
پانتئون (پاریس)
قصر سلطنتی
کلیسای سکره کر
کاخ تویلری
کاخ پلنتس
کاخ لوکزامبورگ
مرکز ژرژ پمپیدو
قبرستان پرلاشز
طاق نصرت تریومفه
عمارت دیفنس
عمارت اینولید
میدان کونکورد
بیبلیوتک ناسیونال یا کتابخانه ملی فرانسه
خیابان ریولی
دانشگاه سوربن
کاخ انستیتو یا عمارت فرهنگستان فرانسه
اپرا گارنیر
مادلین
قلعه وینسنز
کاخ کونسنژری
قطار سریع‌السیر TGV
کاخ ووژن
کاخ شایلوت
عمارت گرند پله یا گراند پالاس
برج مون‌پارناس
میدان وندوم
ایکل میلیتیر یا عمارت مدرسه عالی علوم نظامی
تئاتر لاویل
پل الکساندر سوم
پاریس پلج
خیابان کاردینال دو بویس
ورزشگاه استاد دو فرانس
مجلس ملی یا کاخ بوربون
هتل دویل یا سالن شهر
هتل ریتز
رستوران آلزاس
رستوران ماکزیم
هتل اینولید

منبع : ویکی پدیا

سایه نداری بر سر مرکز باروری ابرها در یزد

مدیر مرکز باروری ابرها در استان یزد با اشاره به ضرورت تأمین اعتبار لازم برای بارور کردن ابرها به صورت گسترده، گفت:‌ عدم تخصیص بودجه کافی جدی‌ترین معضل برای بارور کردن ابرها در استان یزد است.

فرید گلکار با اشاره به این‌که در پی کاهش بارندگی‌ها و خشکسالی‌ها روش‌های مختلفی برای مقابله با کم‌آبی مطرح شده است، اظهار کرد: باروری ابرها روشی جدید برای تاثیرگذاری بر روی ابرهای طبیعی است.

وی با بیان این‌که چند سالی است که عملیات بارورسازی ابرها در کشور انجام می‌شود، افزود: با وجود مشکلاتی که پیش روی انجام این طرح است در سال جاری نیز بارور سازی ابرها با همکاری نیروی هوا و فضای سپاه عملیاتی می‌شود .

مدیر مرکز باروری ابرها با اشاره به این‌که کارهای عملیاتی این طرح درحال انجام است، گفت: بر اساس برنامه‌ریزی‌های انجام شده، این طرح از نیمه آبان ماه امسال حداقل با یک فروند هواپیما انجام می‌شود که امیدواریم با پیگیری‌های صورت شده یک فروند به دو یا سه فروند ارتقا یابد.

گلکار در ادامه به اعتبارات تخصیص یافته باروری ابرها اشاره و بیان کرد: یکی از جدی ترین مشکلات ما که مانع از انجام به موقع و گسترده این طرح می‌شود عدم تخصیص بودجه کافی است. بودجه تخصیص داده شده برای بارورسازی ابرها در سال گذشته 10 میلیارد تومان امسال با وجود به گرانی‌ها شش میلیارد تومان تعیین شده است.

وی با بیان این‌که کاهش چهار میلیاردی بودجه مرکز باروری ابرها را برای تهیه مواد و پهپاد در تنگنا قرار داده است، تصریح کرد: با وجود افزایش درخواست‌های بارور کردن ابرها در استان یزد هیچ اقدامی برای افزایش اعتبارات یا حداقل ثابت نگه داشتن آن انجام نشده است.

مدیر مرکز باروری ابرها در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این‌که وزارت نیرو باید در این زمینه نوع نگاهش را تغییر دهد، اظهر کرد: اگر مرکز باروری ابرها در این زمینه کم کاری می‌کند مسئولین اعلام کنند.

گلکار، یکی از دلایل تاخیر در بارورسازی ابرهای کشور را نداری و کمبود اعتبارات عنوان کرد و گفت: تا زمانی که حداقل ها فراهم نباشد، فشار بروری مرکز باروری ابرها است و نمی‌توانیم این طرح را عملیاتی کنیم .

وی در پایان با بیان این‌که نبود اعتبارات لازم مسئولیت را از دوش مرکز باروری ابرها بر نمی‌دارد، خاطرنشان‌کرد: درخواست‌های مردم و دولت ما را به شدت تحت فشار قرار می‌دهد.

منبع : ایسنا

فنلاند

درباره فنلاند

جمهوری فنلاند کشوری است در منطقه اسکاندیناوی در شمال اروپا. این کشور ۵٫۴ میلیون نفر جمعیت دارد و پایتخت آن هلسینکی است. حدود یک میلیون نفر از جمعیت کشور در منطقه کلان‌شهری هلسینکی زندگی می‌کنند.
واحد پول این کشور یورو است.

دو زبان فنلاندی و سوئدی در این کشور رسمیت دارند. ۸۹٫۳۳ درصد از مردم کشور فنلاندی‌زبان هستند و سوئدی در چند منطقهٔ ساحلی در غرب، جنوب، و منطقهٔ خودگردان اُلند صحبت می‌شود.

حدود ۷۸ درصد از مردم این کشور پیرو آیین لوتری از دین مسیحیت هستند و ۲۰ درصد نیز مذهبی ندارند.[۱]

کشور فنلاند در زبان فنلاندی سوئومی (Suomi) نامیده می‌شود. واژه فنلاند که در فارسی به‌کار می‌رود از نام فرانسوی آن کشور گرفته شده‌است.

از نظر مساحت، فنلاند هشتمین کشور در اروپا و پس از جمهوری کنگو شصت و پنجمین کشور در جهان است. فنلاند از نظر جمعیت کم‌تراکُم‌ترین کشور در اتحادیه اروپا به‌شمار می‌آید.

فنلاند از سدهٔ دوازدهم تا آغاز سدهٔ نوزدهم جزئی از سوئد بود و پس از آن در دوره‌ای تبدیل به یک دوک‌نشین بزرگ خودگردان در امپراتوری روسیه شد و این وضعیت تا انقلاب روسیه ادامه یافت.

فنلاند هرساله یکی از کشورهایی است که در صدر جدول کیفیت بالای زندگی در جهان قرار می‌گیرد.

تاریخ :

پیشینیان مردم کنونی فنلاند یعنی فین‌ها در اواخر قرن اول و در اوایل قرن دوم میلادی مهاجرت خود را از ساحل جنوبی خلیج فنلاند به سوی فنلاند آغاز کردند. تا آن زمان فنلاند تقریباً غیرمسکونی بود و فقط قوم لاپ در آن پراکنده بودند. پس از ورود فین‌ها، لاپ‌ها به سمت شمال رفتند.

در سده دوازدهم، فنلاندی‌ها برای حفظ خود در مقابل دشمنانشان، به‌ویژه روس‌ها، از سوئد کمک خواستند و بدین گونه فنلاند به تصرف سوئد درآمد.

فنلاند در طی جنگ‌های پی‌درپی میان روسیه و سوئد صدمات سختی دید. سوئد در سال ۱۸۰۹ فنلاند را به الکساندر یکم (روسیه) تسلیم کرد.

دراوائل قرن نوزدهم نهضت استقلال‌طلبی به رهبری کسانی چون روزنبرگ نیرو گرفت. در سال ۱۸۶۳ زبان فنلاندی رسمیت یافت. از اواخر قرن نوزدهم نهضت روسی‌سازی فنلاند بوسیله تزار نیکلای دوم آغاز شد ولی منجر به مقاومت شدید فنلاندی‌ها و اعتصابات عمومی گردید. در سال ۱۹۰۱ مردم فنلاند دارای مجلس قانونگذاری و حق رأی شدند.

با روی کار آمدن مجلس بلشویک‌ها در روسیه در سال ۱۹۱۷، همان مجلس، استقلال فنلاند را اعلام کرد. در سال ۱۹۲۰ اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی نیز استقلال فنلاند را به رسمیت شناخت.

پس از جنگ جهانی دوم به‌ویژه با آغاز نیمهٔ دوم سدهٔ بیستم، فنلاند وضع طبیعی خود را به دست آورد و با وجود روابط تلخ گذشته با شوروی، هم‌اکنون دارای روابطی دوستانه با این کشور است. فنلاند رشد اقتصادی و اجتماعی خوبی دارد و توانسته در سال‌های اخیر به کشوری پیشرفته تبدیل شود.

جغرافیا :

فنلاند بین طول جغرافیایی ۲۲ تا ۳۲ درجه شرقی و عرض جغرافیایی ۶۰ تا ۷۰ درجه شمالی قرار دارد. فنلاند از شمال با نروژ، از شرق با روسیه، از غرب با سوئد همسایه است. خلیج بوتنی در غرب، خلیج فنلاند در جنوب و دریای بالتیک در جنوب غربی آن قرار دارد. هلسینکی در جنوبی‌ترین نقطه کشور قرار دارد اما از همه پایتخت‌های جهان به شمال نزدیکتر است. فاصله هلسینکی تا سرحد شمالی کشور در حدود ۱۱۲۰ کیلومتر است. مرز شمالی فنلاند نزدیک به انتهای جنوبی آب‌دره‌های سواحل اقیانوس منجمد شمالی است اما خود آب‌دره‌ها در باریکه‌ای از خاک نروژ قرار گرفته‌اند. فنلاند به اقیانوس منجمد شمالی راه ندارد.[۲]

فنلاند سرزمینی است پَست، مشتمل بر چندین دریاچه (معروف به کشور هزار دریاچه با پوشش ۱۰ درصد از مساحت کل کشور) و ۸۶ درصد کشور پوشیده از جنگل‌های توندرا و تایگا است. رشته کوه‌های آن اغلب در نیمه شمالی واقع شده‌اند. بزرگ‌ترین دریاچه فنلاند سایمای بزرگ نام دارد که ۴۳۷۷ کیلومتر مربع مساحت آن است. طولانی‌ترین رود فنلاند نیز کمی یوکی با ۴۸۳ کیلومتر درازا است.
این کشور ۲۰۰۰۰ جزیره با وسعتی بیش از ۱۰۰۰۰۰ کیلومتر مربع دارد. تابستان فنلاند بسیار درخشنده و گرم و کوتاه و زمستان آن بسیار تاریک، سرد و بسیار بلند دارد. در لاپلند در شمال فنلاند به مدت دو ماه تمام در زمستان خورشید طلوع نمی‌کند و در تابستان نیز دو ماه غروب آفتاب وجود ندارد.

قرار داشتن یک سوم از خاک فنلاند در بالای مدار شمالگان، این کشور را پس از ایسلند، به شمالی‌ترین کشور جهان مبدل ساخته‌است. در شمالی‌ترین نقطه فنلاند تابستان‌ها خورشید برای ۷۳ روز غروب نمی‌کند و همه ۲۴ ساعت روز هوا روشن است. در زمستان نیز ۵۱ روز خورشید طلوع نمی‌کند. به علت نامساعد بودن آب و هوای شمال فنلاند، جمعیت بسیار کمی در این مناطق زندگی می‌کند.

خاک خوب در این کشور کم است. در زمان‌های بسیار قدیم در عصر یخبندان، یخپهنه‌ها خاک این سرزمین را کنده و برده‌اند و در بسیاری مناطق جز سنگ خارا چیزی بر جای نمانده‌است. بخشی از زمین‌های فنلاند مردابی است. تابستان‌های این کشور کوتاه است اما در عوض روزهای تابستان آن بسیار طولانی است. به همین جهت کشاورزان فنلاند در همان مقدار زمین کشاورزی خود خوب عمل می‌کنند. محصولات کشاورزی آن‌ها عبارت است از جو دوسر، سیب‌زمینی، گندم و جو. بسیاری از روستاهای فنلاند روستاهای لبنیاتی است. اقلیم فنلاند برای روییدن علف مناسب‌تر است تا برای غلات. چند سده است که جماعتی از مردم فنلاند ماهیگیری می‌کنند ولی چوب فنلاند منبع مهم ثروت طبیعی آن کشور به‌شمار می‌آید. سه چهارم مساحت کشور را جنگل فرا گرفته‌است.[۲]

سیاست :

نظام سیاسی فنلاند جمهوری است که بر اساس مجلس اداره می‌شود. رئیس‌جمهور مسئول معرفی نخست‌وزیر است و کابینه را نخست‌وزیر اداره می‌کند. نخست‌وزیر و کابینه‌اش باید بتوانند از مجلس رأی اعتماد بگیرند.

مجلس این کشور ۲۰۰ کرسی دارد که نمایندگان آن برای دوره‌ای چهار ساله انتخاب می‌شوند. رئیس‌جمهور که مسئولیت اصلیش هدایت سیاست‌های خارجی است، هر شش سال یکبار توسط انجمن انتخاباتی برگزیده می‌شود. سن رأی در این کشور ۱۸ سالگی است و رأی دادن حق عمومی است.

در حال حاضر سائولی نینیسته رئیس‌جمهور این کشور است که در سال ۲۰۱۲ به ریاست جمهوری انتخاب شد. نخست‌وزیر فنلاند یوها سیپیلا است که در سال ۲۰۱۵ به این سِمت برگزیده شد.

مقام‌های فنلاند با جدیت بیشتری در حال بررسی پیوستن کشورشان به ائتلاف نظامی ناتو به رغم هشدارهای روسیه هستند. فنلاند از سال ۱۹۹۴ در برنامه مشارکت برای صلح ناتو شرکت کرده و از آن زمان تاکنون به شکلی مداوم مشارکت‌هایش در این سازمان را افزایش داده‌است. فنلاند مدت زیادی است که شرط تعیین شده از سوی ناتو برای هزینه‌کرد دو درصد تولید ناخالص داخلی در بودجه دفاعی را عملی کرده‌است و در قابلیت‌های دریایی و هوایی سرمایه‌گذاری‌های هنگفت کرده‌است. اخیراً یک نظرسنجی نشان داد که ۲۱ درصد فنلاندی‌ها از پیوستن به ناتو حمایت می‌کنند در حالی که ۵۱ درصد با آن مخالف هستند و ۲۸ درصد نیز بی‌طرفی را ترجیح می‌دهند.[۳]

دولت فنلاند ساخت شبکه پناهگاه‌ها و تونل‌های زیرزمینی شهر هلسینکی به طول ۲۰۰ کیلومتر را برای استفاده مردم در شرایط جنگی و برای مقابله با تهدیدهای احتمالی روسیه تکمیل کرده‌است. مقام‌های فنلاند از آن بیم دارند که در صورت تنش روسیه با کشورهای غربی، مورد حمله ارتش روسیه قرار گیرند.[۴]

ساختار حکومتی و روابط سه قوّه در فنلاند

از میان کشورهای سرزمین‌های نوردیک، دو کشور ایسلند و فنلاند دارای سیستم حکومت جمهوری و دیگران سلطنتی هستند. البته فنلاند در یک مرحله از تاریخ به استقرار نظام سلطنتی نزدیک شده بود و آن هنگامی بود که در سال ۱۹۱۸ شاهزادهٔ آلمانی به عنوان پادشاه فنلاند انتخاب گردید؛ اما به علت جنگ جهانی دوم هرگز موفق نشد پا به خاک فنلاند بگذارد؛ بنابراین، اکثر مردم فنلاند طی انجام یک همه‌پرسی به نظام جمهوری رأی دادند. با وجود این، در قانونِ اساسی فنلاند همچنان رگه‌هایی از نظام سلطنتی باقی ماند و آن بدین معنی است که به رئیس‌جمهور قدرت واقعیِ بیشتری نسبت به بسیاری از جمهوری‌های دیگر اروپا داده شد. قدرت رئیس‌جمهوری فنلاند خیلی بیشتر از پادشاهان سوئد، هلند و انگلستان است و شاید قابل قیاس نیز نباشد. رئیس‌جمهور فنلاند قادر است پارلمان را منحل نموده و پیرامون انتخابات جدید تصمیم بگیرد. تصمیم‌گیری در سیاست خارجی فنلاند به عهده رئیس‌جمهور است. وی فرمانده نیروهای مسلح به هنگام صلح می‌باشد. او همچنین تمامی مقامات ارشد کشور را منصوب می‌نماید.

تعداد دوره‌های ریاست‌جمهوری فنلاند طبق متمّم قانون‌اساسی که از اکتبر ۱۹۹۱ به مورد اجراء درآمد و در ژوئیه سال ۱۹۹۱ از سوی پارلمان به تصویب رسید، مقرر گردید رئیس‌جمهور فنلاند:

۱. مستقیماً با رأی مردم انتخاب گردد. پیش از این توسط ۳۰۰ نفر از نمایندگان ویژه انتخاب رئیس‌جمهور برگزیده می‌شد. این ۳۰۰ نفر را مردم برمی‌گزیدند.

رئیس‌جمهور فقط دوبار می‌تواند به این سمت انتخاب گردد.
برخی از اختیارات وی کاسته و بر اختیارات نخست‌وزیر افزوده گردید.
انحلال مجلس از سوی رئیس‌جمهور تنها به ابتکار موجه نخست‌وزیر و پس از شنیدن توضیحات رئیس مجلس و نظرات احزاب صورت خواهد گرفت.
رئیس‌جمهور پس از شنیدن اظهارات و دیدگاه‌های احزاب در پارلمان به انتخاب وزیران اقدام خواهد نمود.
دولت موظف است به هنگام تشکیل یا به هنگام وقوع از هر گونه تغییرات سیاسی قابل‌توجهی، برنامه سیاسی خود را به پارلمان تسلیم نماید و پس از گفتگو پیرامون بیانیه و برنامه سیاسی در پارلمان، دولت می‌باید رأی اعتماد حاصل نماید.

اصلاحات مزبور برای دهه‌ها است که مورد بحث و مجادله محافل سیاسی فنلاند واقع شده‌است. این گفتگوها سرانجام به نتیجه رسید و فنلاند به سوی یک سیستم با دموکراسی مستقیم گام گذاشت و مردم خود مستقیماً بالاترین مقام کشور را انتخاب خواهند کرد. نقش پارلمان

پارلمان مهم‌ترین ارگان کشور فنلاند می‌باشد که دارای ۲۰۰ نماینده است. دولت منتصب رئیس‌جمهور باید رأی اعتماد کامل از پارلمان بدست آورد. مرجع قانون‌گذاری کشور پارلمان است که رئیس‌جمهور آن را به تصویب می‌رساند.

رئیس‌جمهور این قدرت را ندارد که از اجراء قوانینی که پارلمان وضع کرده جلوگیری نماید.

کمیته روابط خارجی فنلاند از فعالیت‌های بین‌المللی گسترده‌ای برخوردار است و معمولاً جوّ داخلی را جهت سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری مهیا می‌نماید.

به علت قدرت پارلمان، فنلاند از دیدگاه غرب یک کشور با سیستم حکومت جمهوری پارلمانی تلقی می‌گردد که عالی‌ترین نهادهای سیاسی آن رئیس‌جمهور و پارلمان می‌باشد.

پارلمان فنلاند از ۹ گروه پارلمانی برخوردار است که از نمایندگان هشت حزب تشکیل شده و گروه نهم پارلمانی از سبزها می‌باشند.

قوّه قضائیّه

قوّه قضائیّه فنلاند مستقل از قوای دیگر می‌باشد و این قوه از نهادهای وزارت دادگستری، دیوان‌عالی و دیوان‌عالی اداری برخوردار است. سیستم دادگستری فنلاند شامل دادگاه‌های عمومی جهت دادرسی شکایات و جرائم و نیز دیوان‌عالی به عنوان عالی‌ترین مرجع قضائی نظارت بر پایبندی قضات بر قانون، رفتار مجرمان قضایی و مقامات انتظامی می‌باشد.

دیوان‌عالی فنلاند مرکب از رئیس و تعدادی دادستان می‌باشد. آن دسته از موضوعات اداره قضائی که برطبق مواد خاص باید باز سوی دیوان‌عالی عمل گردد از قبل توسط وزارت دادگستری تهیه شده و جهت اجراء به دیوان‌عالی تسلیم می‌گردد.

دیوان‌عالی اداری فنلاند شامل رئیس و تعدادی دادستان ذی‌ربط می‌باشد. در صورت نیاز به تغییر قوانین قضائی یا نیاز به اصلاح و متمّم قوانین، دیوان‌عالی و دیوان‌عالی اداری مشترکاً پیشنهادهای مربوطه را تسلیم رئیس‌جمهور نموده تا مقدمات قانون‌گذاری آن فراهم گردد.

تقسیمات کشوری :

نشان به فارسی به فنلاندی به سوئدی مرکز نقشه
Lapland لاپلند Lappi Lappland رووانیه‌می
Finland Regions Map.svg
North Ostrobothnia اوستروبوتنیای شمالی Pohjois-Pohjanmaa Norra Österbotten اولو
Kainuu کاینو Kainuu Kajanaland کایانی
North Karelia کارلیای شمالی Pohjois-Karjala Norra Karelen یوئنسو
North Savonia ساوونیای شمالی Pohjois-Savo Norra Savolax کوئوپیو
South Savonia ساوونیای جنوبی Etelä-Savo Södra Savolax میکلی
South Ostrobothnia اوستروبوتنیای جنوبی Etelä-Pohjanmaa Södra Österbotten سینه‌یوکی
Central Ostrobothnia اوستروبوتنیای مرکزی Keski-Pohjanmaa Mellersta Österbotten کوکولا
Ostrobothnia اوستروبوتنیا Pohjanmaa Österbotten واسا
Pirkanmaa پیرکانما Pirkanmaa Birkaland تامپره
Central Finland فنلاند مرکزی Keski-Suomi Mellersta Finland ییوسکیله
Satakunta ساتاکونتا Satakunta Satakunda پوری
Finland Proper فنلاند اصلی Varsinais-Suomi Egentliga Finland تورکو
South Karelia کارلیای جنوبی Etelä-Karjala Södra Karelen لاپه‌انرانتا
Päijänne Tavastia پی‌ینه تاواستیا Päijät-Häme Päijänne Tavastland لاهتی
Tavastia Proper تاواستایای اصلی Kanta-Häme Egentliga Tavastland همه‌انلینا
Uusimaa اوسیما Uusimaa Nyland هلسینکی
Kymenlaakso کیمن‌لاکسو Kymenlaakso Kymmenedalen کوتکا
Åland اُلند Ahvenanmaa Åland Mariehamn

فرهنگ :

مهمترین رویدادهای مهم تاریخی یا ورزشی در فنلاند «پاوو نورمی» و «لاسه ویرن» هستند. این کشور موفقیت‌های ورزشی مهمی در زمینه اتومبیل‌رانی و قهرمانی فرمول یک داشته‌است. «یاری لیتمن» و «سامی هیپیا»، دو ستاره فوتبال این کشور هستند.[۵]

از شخصیت‌هایی فرهنگی فنلاند می‌توان به «ژان سیبلیوس» یا آهنگسازان معاصری چون «کایا ساآریاهو» و «ماگنوس لینبرگ» و رهبران ارکستری مانند «پکا سالونن»، «یوکا پا ساراسته»، «ساکاری اورامو» و «اوسو وانسکا» را نام برد.[۵]

فنلاندی‌ها به فنلاندی بودن شرکت نوکیا و «لینوس توروالدز»، سازنده لینوکس افتخار می‌کنند. فنلاندی‌ها شدیداً علاقه‌مندند که هر چه در خارج در مورد آن‌ها می‌نویسند را بخوانند و همیشه نظر بازدیدکنندگان از فنلاند را دربارهٔ این کشور می‌پرسند.[۵]

آموزش :

فنلاند به عنوان یکی از بهترین‌ها و شاید بهترین نظام آموزشی دنیا شناخته می‌شود.[۶] نظام آموزشی فنلاند سیستمی برابرطلب بدون هیچ گونه شهریه‌ای می‌باشد. در مدرسه به دانش آموزان تمام وقت نهار رایگان داده می‌شود. برنامه‌های آموزش پیش دبستانی که عمدتاً در مهدکودک‌ها به کودکان رده‌های سنی ۰ تا ۶ سال ارائه می‌گردد. علاوه براین، مراکز مراقبتی روزانه خانوادگی نیز جهت نگهداری و مراقبت از کودکان مادران شاغل دایر می‌باشند. کودکان رده‌های سنی ۶ تا ۷ سال نیز قادر به پیگیری آموزش خود در مراکز پیش دبستانی یا مدارس جامع می‌باشند. مدارس جامع، مدارسی می‌باشند که آموزش در آن ۹ سال به طول می‌انجامد. در این مدارس هم‌چنین آموزش پیش دبستانی به کودکان رده سنی ۶ سال عرضه می‌گردد.

مقطع تکمیلی متوسطه LUKIO، که مدت زمان سه سال آموزش عمومی به طول انجامیده و سرانجام به آزمون نهایی سراسری منتهی می‌گردد. آموزش مقدماتی حرفه‌ای (آموزش ۳–۲ ساله) که در مدارس فنی وحرفه‌ای تخصصی یا چند رشته‌ای ارائه می‌شود. آموزش عالی فنی و حرفه‌ای (آموزش ۵–۳ سال) که معمولاً در دانشکده‌های تخصصی عرضه می‌گردد که می‌توان یا پس از مدرسه جامع یا پس از اتمام تحصیلات مقطع متوسطه درآن حضور یافت. مدارک کار آموزی دوره‌های مذکور به صورت روش جایگزین عرضه می‌شود.

به‌طور کلی می‌توان گفت که ساختار آموزشی کشور فنلاند بر ساختار ذیل استوار می‌باشد:

آموزش پایه

نوع مدارس عرضه‌کننده این آموزش: مدارس جامع
مدت برنامه: ۹ سال
طی مقاطع سنی: ۷ تا ۱۶ سال
گواهی‌نامه یا دیپلم اعطایی: گواهی فراغت از تحصیل

آموزش تکمیلی متوسطه مدرسه عمومی است که به آزمون نهایی سراسری منتهی می‌شود. در این آزمون صلاحیت ورود به کلیه اشکال آموزش عالی تعیین می‌گردد.

نوع مدارس عرضه‌کننده این آموزش: LUKIO/ GYMNASIET
مدت برنامه: ۳ سال
طی مقاطع سنی: ۱۶تا۱۹ سال
گواهینامه یا دیپلم اعطایی: گواهی قبولی در آزمون نهایی

آموزش فنی و حرفه‌ای

نوع مدارس عرضه‌کننده این آموزش: Ammatillinen Koulutus / Yrkesutbildning
مدت برنامه: ۳ سال
طی مقاطع سنی: ۱۶ تا ۱۹ سال
گواهینامه یا دیپلم اعطایی:گواهی آموزش حرفه‌ای مقدماتی، گواهی آموزش حرفه‌ای پیشرفته، گواهی آموزش حرفه‌ای تخصصی

نظام آموزشی جدید

از سال ۲۰۱۶، تمام مدارس این کشور شمال اروپا نظام آموزشی جدید را با عنوان «یادگیری پدیده محور» در پیش خواهند گرفت. برای نمونه، دانش آموزان کلاس چهارم یک مدرسه علاقه دارند تا همراه با معلم‌های خود تاریخ تکامل تلفن‌های هوشمند را بررسی کنند. برای بررسی این موضوع، وقتی صحبت از این می‌شود که چرا مردم از تلفن همراه استفاده می‌کنند، ریاضیات و آمار به کار گرفته می‌شوند و برای فهمیدن اینکه پیامک چگونه شیوه نگارش مردم را تغییر داده پای ادبیات به میان می‌آید. به این ترتیب، دانش‌آموزان بسرعت با موضوع ارتباط برقرار می‌کنند.[۶]

اقتصاد :

با اینکه فنلاند به‌عنوان یکی از کشورهای عضو منطقه یورو به‌صورت رسمی در رکود اقتصادی به سر می‌برد، ولی وضع اقتصاد این کشور بهتر از سایر کشورهای منطقه یورو است. اقتصاد فنلاند وابستگی فراوانی به صادرات دارد و بحران اقتصادی سایر کشورهای اروپایی تأثیر زیادی روی صادرات این کشور گذاشته‌است. فنلاند تنها کشور منطقه یورو است که بر اساس اعلام سه نهاد مطرح مالی در زمینه اعتبار و درستی‌سنجی، از وضع باثبات (AAA) برخوردار است.[۷]

بدهی‌های دولت در فنلاند تقریباً نصف بدهی‌های حوزه یورو است.[۸]

بحران بدهی‌ها، دست‌کم در سال ۲۰۱۲ میلادی مهم‌ترین موضوعی بود که بر مبارزات انتخابات ریاست جمهوری فنلاند سایه افکند. فنلاند یکی از کشورهای حوزه پولی یورو است که بحران جهانی اقتصاد آن را بی‌نصیب نگذاشت. صادرات این کشور که ۴۵ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد در سال ۲۰۰۹، ۳۲ درصد کاهش یافت.[۹]

از نظر شاخص فساد اقتصادی، فنلاند (به همراه کشورهای دیگری همچون دانمارک و نیوزیلند) سال‌های زیادی به عنوان کشور نمونه که کمترین فساد اقتصادی را داشته، معرفی شده‌است.[۱۰] دو میلیون و ۶۸ هزار نیروی کار در این کشور وجود دارد و نرخ بیکاری در آن ۶٫۶ درصد است. نرخ تورم فنلاند در سال ۲۰۰۷ میلادی ۲٫۷ درصد بود.

تولید ناخالص داخلی فنلاند ۱۸۵٫۹ میلیارد دلار است که ۲٫۵ درصد آن در بخش کشاورزی، ۳۱٫۷ درصد آن در بخش صنعت و ۶۵٫۹ درصد آن در بخش خدمات تولید می‌شود. صادرات این کشور شامل ماشین‌آلات و تجهیزات، مواد شیمیایی، آهن‌آلات، الوار، کاغذ و خمیر کاغذ است که به کشورهای آلمان (۱۱٫۳ درصد)، سوئد (۱۰٫۵ درصد)، روسیه (۱۰٫۱ درصد)، بریتانیا (۵٫۶ درصد)، ایالات متحده آمریکا (۶٫۵ درصد) و هلند (۵٫۱ درصد) صادر می‌شود. واردات این کشور شامل مواد غذایی، نفت خام و فراورده‌های آن، مواد شیمیایی، تجهیزات حمل و نقل، آهن و فولاد، ماشین‌آلات، پارچه و الیاف پارچه و پشم است که از کشورهای آلمان (۱۵٫۶ درصد)، روسیه (۱۴ درصد)، سوئد (۱۳٫۷ درصد)، هلند (۶٫۶ درصد)، چین (۵٫۴ درصد)، بریتانیا (۴٫۷ درصد) و دانمارک (۴٫۵ درصد) است.

مردم :

جمعیت فنلاند پنج میلیون و ۲۳۴ هزار و ۶۲۴ نفر است که میانگین سنی آن‌ها ۴۱٫۶ سال است. امید به زندگی برای زنان ۸۲٫۳۱ سال و برای مردان ۷۵٫۱۵ سال است. کمتر از ۰٫۱ درصد از جمعیت این کشور (حدود هزار و پانصد نفر) به بیماری ایدز مبتلا هستند. ۹۳٫۴ درصد از جمعیت آن فینی، ۵٫۷ درصد سوئدی و ۰٫۴ درصد روسی هستند. بقیه از تبارهای استونیایی، کولی‌های اروپا و سامی هستند. ۸۴٫۲ درصد از جمعیت آن مسیحی و پیرو کلیسای لوتری فنلاند هستند. ادیان اسلام و یهود نیز به ویژه میان مهاجران فنلاند رایج است. همچنین بخشی از مردم این کشور بی‌دین می‌باشند.

بیشتر مردم فنلاند به زبان فنلاندی که از زبان‌های فینو اوگریایی است صحبت می‌کنند. این زبان که تا حدودی با زبان مجاری نیز نزدیکی دارد و به همراه زبان‌های استونیایی، مجاری و مالتی، زبان‌های رسمی غیر هندواروپایی اتحادیه اروپا می‌باشند. گاهی اوقات فنلاند را به دلیل تناسبات فرهنگی زیاد با کشورهای سوئد، نروژ و دانمارک، در رده کشورهای اسکاندیناوی قرار می‌دهند که گذشته آن‌ها به وایکینگ‌ها برمی‌گردد.

زبان‌های رایج در فنلاند :

زبان ۱۹۹۰ ۲۰۰۰ ۲۰۱۰
فنلاندی ۴٬۶۷۴٬۰۹۵ ۴٬۷۸۷٬۲۵۹ ۴٬۸۵۶٬۵۲۹
سوئدی ۲۷۳٬۴۹۵ ۲۶۷٬۴۸۸ ۲۶۵٬۹۸۲
سامی ۱٬۷۳۴ ۱٬۷۳۴ ۱٬۸۳۲
زبان‌های خارجی ۲۴٬۵۵۰ ۹۸٬۸۵۸ ۲۲۲٬۹۲۶
روسی ۳٬۸۸۴ ۲۸٬۱۷۹ ۵۴٬۵۴۶
استونیایی ۱٬۳۹۴ ۱۰٬۱۵۳ ۲۸٬۳۵۵
سومالی ۰ ۶٬۴۵۴ ۱۲٬۹۸۵
انگلیسی ۳٬۵۱۸ ۶٬۸۵۰ ۱۲٬۷۵۸
عربی ۱٬۱۳۳ ۴٬۸۷۵ ۱۰٬۳۷۹

جمعیت‌شناسی :

امید به زندگی در فنلاند

سال مردان زنان هردو جنس
۱۹۸۶ ۷۰٫۵ ۷۸٫۷ ۷۴٫۷
۱۹۹۶ ۷۳٫۰ ۸۰٫۵ ۷۶٫۸
۲۰۰۶ ۷۵٫۸ ۸۲٫۸ ۷۹٫۴
۲۰۰۸ ۷۶٫۳ ۸۳٫۰ ۷۹٫۷
۲۰۰۹ ۷۶٫۵ ۸۳٫۱ ۷۹٫۸

ارتباطات :

سیستم تلویزیون در فنلاند پیشرفته‌است. در حال حاضر تمامی شبکه‌ها و کانال‌های تلویزیونی در این کشور دیجیتال است و آخرین سیستم آنالوگ از رده خارج شده‌است.

بر طبق قانون اساسی فنلاند، هر شهروندی حق انتشار مطالب چاپی را دارد. روزنامه‌ها را بخش خصوصی اداره می‌کند و تأثیر زیادی در آرای سیاسی دارد.

در فنلاند یک میلیون و ۹۲۰ هزار خط تلفن ثابت و پنج میلیون و ۶۷۰ هزار خط تلفن همراه و دو میلیون و ۳۲۳ هزار میزبان اینترنتی و دو میلیون و ۹۲۵ هزار کاربر اینترنت وجود دارد.

مشخصات آماری :

حکومت: جمهوری
مساحت: ۳۳۸٬۱۴۵ کیلومترمربع (پنجمین کشور پهناور اروپایی)
جمعیت: ۵٫۲۱۴٫۵۱۲ نفر
رشد سالانه جمعیت: ۰٫۱۸ درصد
پایتخت: هلسینکی
زبان رسمی: فنلاندی (۸۹/۳۳٪) و سوئدی (۵/۳۴٪) – { ۰۳/۰٪ زبان محلی}[۱۱]
خط: لاتین با الفبای مخصوص
دین: مسیحی ۸۹٪ پروتستان شاخه لوتراناوانجلیک
واحد پول:یورو
اقوام و نژادها: ۹۳ درصد فنلاندی، ۶درصد سوئدی و ۱درصد اقوام دیگر
اقلیتها: کولی‌ها، کاریالایی‌ها، سامه‌ها، سوئدی زبان

زنان در فنلاند: امسال برای زنان کشور فنلاند سال مهمی است. زیرا، در ۱۰۰ سال پیش آنان توانستند که برای خود حق رای و حق ورود به مجلس را -به صورتی نامحدود- به دست آورند. در واقع، آنان بعد از زنان نیوزیلندی نخستین زنان جهان بودند که این دو حق را با هم به دست آوردند.

منبع : ویکی پدیا

فیجی

درباره فیجی

فیجی با نام رسمی جمهوری جزایر فیجی یک کشور جزیره‌ای در منطقهٔ ملانزی در اقیانوس آرام جنوبی است که در ۲ هزار کیلومتری جزیرهٔ شمالی زلاندنو قرار گرفته‌است. پایتخت و بزرگ‌ترین شهر فیجی شهر سووا است. در فیجی سه زبان انگلیسی، فیجیایی و هندی فیجی رسمیت دارند. جمعیت فیجی ۸۶۰ هزار نفر و واحد پول آن دلار فیجی است که در حال حاضر (می 2018) هر دلار فیجی معادل حدود 48 سنت آمریکایی می‌شود. ۶۵ درصد مردم این کشور مسیحی، حدود ۲۸ درصد هندو و ۶ درصد نیز مسلمان‌اند.

نزدیکترین همسایگان آن از غرب وانوآتو، از جنوب غرب کالدونیای جدید ِ فرانسه، از جنوب شرق جزیرهٔ کرمادچ نیوزیلند، از شرق ساموآ، از شمال شرق جزایر والیس و فوتونایِ فرانسه و از شمال تووالو است. این کشور از ۳۲۲ جزیره و ۵۳۳ صخره تشکیل شده‌است. تنها ۱۰۶ جزیره آن مسکونی هستند و ۸۷ درصد جمعیت کشور در دو جزیره اصلی زندگی می‌کنند.

در سده‌های هفدهم و هجدهم میلادی هلندی‌ها و بریتانیایی‌ها فیجی را کشف کردند که تا سال ۱۹۷۰ مستعمرهٔ بریتانیا به‌شمار می‌رفت. فیجی با توجه به جنگل‌های بسیار، منابع زیرزمینی و ذخایر ماهیان، یکی از پیشرفته‌ترین اقتصادهای منطقهٔ اقیانوسیه را داراست. امروزه مهمترین منبع تجارت خارجی این کشور گردشگری و صادرات شکر است.

جمهوری فیجی در حال حاضر رئیس گروه ۷۷ است. فیجی از اعضای جدید جنبش غیرمتعهدها است و پس از استرالیا، نیوزیلند و پاپوآ گینه نو، چهارمین کشور بزرگ حوزه اقیانوسیه محسوب می‌شود.[۱]

تاریخ :

سفال‌های بدست آمده از شهرهای فیجی نشان می‌دهد این جزایر از ۱۰۰۰ تا ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح مسکونی بوده‌است اما مسئله مهاجرت اقیانوس آرام هم هنوز مطرح است. فیجی از سده ۱۸ به دست بریتانیا افتاد و در سال ۱۸۷۴ مستعمرهٔ این کشور گشت، فیجی در ۱۰ اکتبر ۱۹۷۰ از بریتانیا اعلام استقلال کرد.

بسیاری بر این باورند که اهالی فیجی از جنوب شرقی آسیا و از طریق اندونزی به این کشور آمده‌اند، یعنی از زمانی که جزایر ملانزی و پلی‌نزی متحد شدند و یک جامعه توسعه یافته را پیش از رسیدن اروپایی‌ها، پدیدآوردند.

نخستین گروه اروپایی‌های کاشف فیجی در سال ۱۶۴۳ به رهبری «آبل تاسمان» هلندی پای به این جزیره گذاشتند و سپس در سال ۱۷۷۴ کاپیتان انگلیسی «جیمز کوک» کار آنها را دنبال نمود. اما معتبرترین روایت، مربوط به کشف فیجی توسط کاپیتان «ویلیام بلای» در سال ۱۷۸۹ است.

بازرگانان و دریانوردان اروپایی و استرالیاییان نخستین گروه‌هایی بودند که به این کشور آمدند و در آن اقامت گزیدند. مبلغان مذهبی در اوایل سده ۱۹ به فیجی آمدند و پادشاه فیجی در سال ۱۸۵۴ به آیین مسیحیت گروید. در در این هنگام آدم‌خواری ملغی گردید و جنگ‌های قبیله‌ای پایان یافت. در تاریخ ۱۰ اکتبر ۱۸۷۴ فیجی به مستمره بریتانیای بزرگ تبدیل شد و از سال ۱۸۷۹ تا ۱۹۱۶ کارگران هندی به این جزیره آمدند و در کشتزارهای نیشکر به کار مشغول شدند. این کارگران بعدها به مزرعه‌داران و بازرگانان مستقل تبدیل شدند به‌طوری که هندی‌ها هم‌اکنون کنترل بازرگانی فیجی را در اختیار دارند.

سیاست :

فیجی تا پیش از کسب استقلال در سال ۱۹۷۰، مستمره بریتانیا بود. در این کشور در سال ۱۹۸۷ نظام جمهوری را پذیرفت و طبق قانون اساسی سال ۱۹۹۷ نظامی دموکراتیک بر آن حاکم شده‌است. رئیس جمهور توسط شورای عالی رؤسا انتخاب می‌شود و قدرت اجرایی در دست وی است. دوره ریاست جمهوری ۵ سال است.

ژنرال سیتیونی رابوکا که دو ارتش در رهبری می‌کرد طی کودتایی در سال ۱۹۸۷ به قدرت رسید، در همین سال در فیجی نظام جمهوری برقرار گردید. راتو سیر کامیسسه مارا در سال ۱۹۹۴ رئیس جمهور فیجی شد، رئیس جمهور سابق، ژنرال سیتیونی رابوکا از حزب سیاسی فیجی نیز در سال ۱۹۹۲ در اولین انتخابات بعد از کودتا به سمت نخست وزیری رسید. در سال ۲۰۰۰ میلادی راتو ژوزفا ایلوئیلو رئیس جمهور و لایسنیا کاراسه نیز به عنوان نخست وزیر انتخاب شدند.

جغرافیا :

فیجی در قلب اقیانوس آرام و در نیمه‌راه بین خط استوا و قطب جنوب و بین طول جغرافیایی ۱۷۵ و ۱۷۸ غربی و عرض ۱۵ و ۲۲ جنوبی واقع شده‌است. این کشور در تقاطعی واقع شده که مستقیماً به شمال نیوزیلند و غرب استرالیا یعنی دو کشور اصلی اقیانوس آرام منتهی می‌شود و در پیرامون آن سایر جزایر اقیانوس آرام هم‌چون تونگا، ساموآ، وانوآتو و کالدونیای جدید قرار دارند.

مساحت فیجی ۱۸٬۲۷۴ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۸۵۳٬۴۴۵ نفر است. فیجی از بیش از ۳۰۰ جزیره تشکیل شده‌است و به صورت مجمع الجزایر می‌باشد. جمعیت فیجی اکثراً بین بومیان فیجی و نژاد هندی تقسیم شده‌است. بیشتر جمعیت فیجی در دو جزیرهٔ ویتی لوو[۲] و وانوآ لوو[۳] ساکن هستند. از شهرهای مهم فیجی می‌توان به، لائوتوکا[۴] ۵۲٬۲۲۰ نفر، نادی[۵] ۴۲٬۲۸۴ نفر، لاباسا[۶] ۲۷٬۹۴۹ نفر و نائوسوری ۲۰۰۰ نفر اشاره کرد.

دو جزیره اصلی فیجی عبارتند از «ویتی لوو» با ۱۰۴۲۹ کیلومتر مربع و «وانا لووو» با ۵۵۵۶ کیلومتر مربع که مجموعاً حدود ۸۷ درصد مساحت زمین این کشور شامل می‌شوند. بالغ بر ۸۳ درصد زمین‌ها در مالکیت بومیان فیجی، ۹ درصد در مالکیت دولت و ۸ درصد بقیه نیز سرزمین آزاد می‌باشند. تنها ۱۶ درصد خاک این کشور قابل کشت است که عمدتاً در دشت‌ای ساحلی، دلتای رودخانه‌ها و دره‌ها واقع شده‌اند.

فیجی دارای آب و هوای استوایی با دو فصل اصلی گرم و مرطوب از ماه نوامبر تا آوریل و فصل خنک و خشک، از ما مه تا اکتبر است و در تمام طول سال، بادهایی بر فراز فیجی می‌وزد که باعث تعدیل هوا می‌شود و میانگین دمای هوا از ۲۲ درجه سانتی‌گراد در ماه‌های خنک سال تا ۲۶ درجه در ماه‌های گرم، در نوسان است. پایتخت این کشور شهر سووا با ۱۷۲۳۹۹ نفر جمعیت می‌باشد.

تقسیمات کشوری :

فیجی به چهار ناحیه تقسیم شده که این نواحی جمعاً به ۱۴ استان تقسیم شده‌اند. جزیره روتوما و متعلقات آن حالت خودمختار دارد و خارج از این تقسیمات کشوری قرار می‌گیرد.

محل ناحیه مرکز استان‌ها
Central Division of Fiji.svg مرکزی سووا ۵ استان: نایتاسیری، ناموسی، ریوا، سروآ، و تایلوو.
Eastern Division of Fiji.svg شرقی لووکا کاداوو، لائو، لومایویتی.
Northern Division of Fiji.svg شمالی لاباسا بوآ، کاکادرو، ماکوآتا.
Western Division of Fiji.svg غربی لاتوکا با، نادروگا-ناوسا، را.

اقتصاد :

واحد پول فیجی، دلار با واحد جزء (سنت) نام دارد. 1FJD = 0.48 US Dollar (در می 2018) صادرات فیجی را، شکر، طلا، نارگیل و زنجبیل دربر می‌گیرد. فیجی از اعضای کشورهای مشترک‌المنافع به‌شمار می‌رود.

مردم :

۵۲٪ نژاد این کشور را فیجیایی (بومیان فیجی)، ۴۱٪ را نیز هندی‌ها تشکیل می‌دهند، همچنین دین ۵۶٪ مردم فیجی مسیحی، ۳۳٪ هندو و ۶٪ نیز مسلمان است. زبان‌های رسمی فیجی را، انگلیسی، فیجیایی و هندی تشکیل می‌دهند.

فرهنگ :

فرهنگ فیجی ترکیبی غنی از فرهنگ بومی، چینی، اروپایی و هندی شامل دموکراسی اجتماعی، زبان، غذا (عمدتاً غذاهای دریایی و سبزیجات)، پوشاک محلی، سیستم اعتقادی، معماری، هنر، صنایع دستی، موسیقی و رقص و ورزش است.

گردشگری :

فیجی به مقدار قابل توجهی دارای گردشگر است که از جزایر نادی و دنارو دیدن می‌کنند. این کشور دارای مقدار زیادی امکان غواصی و دیدن کرانه‌های مرجانی است که از جاذبه‌های گردشگری این کشور به‌شمار می‌آیند. بودجه زیادی صرف بازکردن استراحتگاه‌ها در مناطق دور افتاده جهت افزایش گردشگری انجام شده‌است.[۷]

منبع : ویکی پدیا

پرواز گرگان – مشهد از سبزگشت

WWW.SABZGASHT.COM

017-3857