درباره قرقیزستان

جمهوری قِرقیزستان معروف به قرقیزستان (به قرقیزی: Киргизия, Кыргызстан — قیرغیزیا، قیرغیزستان) کشوری محصور به خشکی در آسیای مرکزی است. پایتخت و بزرگ‌ترین شهر آن بیشکک است. جمعیت این کشور در سرشماری سال ۲۰۰۹ میلادی ۵٬۳۶۲٬۸۰۰ نفر بود و جمعیت آن برای سال ۲۰۱۵ میلادی حدود پنج میلیون و ۹۰۰ هزار نفر برآورد می‌شود. جمعیت پایتخت قرقیزستان نیز ۸۷۰ هزار نفر است.

قرقیزستان به همراه قزاقستان تنها کشورها در آسیای مرکزی هستند که زبان روسی را در کشورهای خود به عنوان زبان رسمی نگه داشته‌اند. در قرقیزستان روسی و قرقیزی هر دو، زبان‌های رسمی کشور هستند. زبان قرقیزی از شاخه زبان‌های ترک‌تبار است.

۷۲٫۶ درصد از مردم قرقیزستان از قوم قرقیز، ۱۴٫۴ درصد روس و بقیه از دیگر اقوام هستند.

۸۰ درصد از مردم این کشور مسلمان و ۱۷ درصد نیز پیرو کلیسای ارتدکس روسی هستند.[۱]

قرقیزستان منطقه‌ای کوهستانی است که در قدیم از سکونتگاه‌های قوم سکاها بود. امروزه افزون بر خاستگاه ترک‌تبار، فرهنگ بیشتر مردم این کشور از فرهنگ ایرانی، مغولی، و روسی نیز تأثیر پذیرفته‌است.

در سال ۱۹۷۶ جنبشی در قرقیزستان به رهبری استیون ایمانوافسکی صورت گرفت که به جنبش ایمانوافسکی معروف شد. این جنبش برای باز پس‌گیری حقوق شهروندی قرقیزها بود.

نام :

ریشه نام قرقیز از واژه ترکی «قرخ» به معنی چهل گرفته شده و قرقیز (ما چهلیم) به چهل ایل در حماسه مناس اشاره دارد که توسط یک قهرمان افسانه‌ای در برابر اویغورها متحد شدند.[۲] داستان‌های مناس، حماسه ملی قرقیزها را تشکیل می‌دهد. پسوند -ستان در نام این کشور پسوندی فارسی به معنی استان و کشور است.

چهل پرتوی خورشید که بر روی پرچم قرقیزستان دیده می‌شود اشاره‌ای است به چهل ایل یادشده و شکل مدور میان پرتوها نمادی است از تاج چوبی بر روی یورت‌های کوچ‌نشینان آسیای میانه.

جغرافیا :

قرقیزستان ۱۹۸٬۵۰۰ کیلومتر مربع مساحت و ۵٬۱۴۶٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد[۳] و پایتخت آن شهر بیشکک است. جمهوری قرقیزستان در قسمت شمال شرقی آسیای مرکزی واقع شده‌است و از شمال با قزاقستان، از جنوب با تاجیکستان، از غرب با ازبکستان و از شرق و جنوب شرقی با چین همسایه و هم‌مرز است. این کشور دارای آب و هوای معتدل کوهستانی، بهار و تابستان معتدل و زمستانی سرد است.

مسافرت در این کشور به دلیل کوهستانی بودن و عدم دسترسی به دریاها امری مشکل است.[۴]

دریاچه ایسیک‌کول در شمال شرق کوهستان تیان‌شان بزرگ‌ترین دریاچه قرقیزستان و دومین دریاچه بزرگ کوهستان در جهان پس از دریاچه تیتیکاکا است. بلندترین قله‌های قرقیزستان در کوهستان قاقشال‌داغ واقع شده‌اند که مرز کشور با چین را تشکیل می‌دهند. جنگش چاقوسو با ارتفاع ۷٬۴۳۹ متر بلندترین قله کشور است. این قله شمالی‌ترین قله با ارتفاع بالای هفت هزار متر در جهان است.

آب‌وهوای مناطق این کشور با هم تفاوت دارد به‌طوری‌که دره فرغانه در جنوب غرب نیمه‌گرمسیری و بسیار گرم در تابستان است که دما در آن به ۴۰ درجه سانتیگراد هم می‌رسد اما کوهپایه‌های شمالی کشور آب‌وهوای معتدلی دارند و کوهستان تیان‌شان هوای خشک بَرّی و در ارتفاعات آب‌وهوای سرد قطبی دارد. در سردترین مناطق قرقیزستان در خلال زمستان دمای هوا در حدود ۴۰ روز زیر صفر است و در برخی بیابان‌های آن تمام زمستان برف می‌بارد.

یک ناحیه کوچک به نام بَرَک که در احاطه خاک ازبکستان قرار دارد متعلق به قرقیزستان می‌باشد. به این‌گونه نواحی برون‌بوم گفته می‌شود. ازبکستان به نوبه خود چهار برون‌بوم در احاطه خاک قرقیزستان دارد به نام‌های ساخ، شاه مردان، چان‌قره و ینگه‌ایل. در میان آن‌ها اکثریت جمعیت ساخ و شاه مردان تاجیک و فارسی‌زبان هستند. کشور تاجیکستان نیز دو برون‌بوم در قرقیزستان دارد به نام‌های واروخ و قره‌آغاچ.

اختلافات مرزی

پس از استقلال کشورهای آسیای میانه از شوروی، میان این کشورها به ویژه ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان اختلافات مرزی وجود دارد و این کشورها تاکنون به‌طور کامل برای حل این اختلافات به نتیجه نرسیده‌اند. قرقیزستان و ازبکستان بر سر حدود ۳۰۰ کیلومتر از یک‌هزار کیلومتر مرز مشترک اختلاف دارند. تاجیکستان و قرقیزستان نیز از ۹۷۶ کیلومتر مرز مشترک بین دو کشور تا امروز در مجموع ۵۰۴ کیلومتر را مشخص و علامت‌گذاری کرده‌اند.[۵]

اختلافات مرزی قرقیزستان با تاجیکستان باعث چندین ماجرا از جمله درگیری‌های مسلحانه بین ساکنان دو طرف در مناطق لیلک و بادکند قرقیزستان با نواحی اسفره و باباجان غفورف تاجیکستان شده‌است. تنها در سال ۲۰۱۴ در مرز قرقیزستان با تاجیکستان ۳۰ درگیری رخ داد که زخمی‌های نیز دربرداشت. قرقیزستان در ابتدای سال ۲۰۱۴ در پی یک نزاع، مرزهایش با تاجیکستان را برای سه ماه بست و سفیرش را از دوشنبه فراخواند.[۶]

تقسیمات کشوری :

این کشور شامل ۷ استان به نام‌های چوئی، ایسیک‌کول، نارین، تراز، بادکَند، اوش و جلال‌آباد است. (شهر بیشکک به‌طور مستقل اداره می‌شود، شهر اوش نیز از واحدهای تقسیم کشوری به‌شمار می‌آید):

# استان یا شهر مرکز مساحت (ک. م) جمعیت (۲۰۱۵)[۷] نقشه
۱ بیشکک (شهر) ۱۶۹٬۹ ۹۳۷٫۴۰۰ تقسیمات کشوری قرقیزستان.
۲ استان بادکند بادکند ۱۷٫۰۰۰ ۴۸۰٫۷۰۰
۳ استان چوئی بیشکک ۲۰٫۲۰۰ ۸۷۰٫۳۰۰
۴ استان جلال‌آباد جلال‌آباد ۳۳٫۷۰۰ ۱٫۱۲۲٫۴۰۰
۵ استان نارین نارین ۴۵٫۲۰۰ ۲۷۴٫۵۰۰
۶ استان اوش اوش ۲۹٫۲۰۰ ۱٫۲۲۸٫۴۰۰
۷ استان تراز تراز ۱۱٫۴۰۰ ۲۴۷٫۲۰۰
۸ استان ایسیک‌کول قراکول ۴۳٫۱۰۰ ۴۶۳٫۹۰۰
۹ اوش (شهر) ۱۸٬۵ ۲۷۰٫۳۰۰

تاریخ :

سکاها که قومی ایرانی‌تبار بودند ساکنان نخستین منطقه کنونی قرقیزستان را تشکیل می‌دادند.[۸]

ریشه‌های فرهنگی قرقیزها را در بخش‌های بالایی رود ینی‌سئی در کوهستان آلتای پیدا کرده‌اند. بنظر می‌رسد آنان در قرن دهم میلادی از آلتای، به جایی که اکنون قرقیزستان نام دارد، مهاجرت کرده‌اند و در آنجا ساکن شده‌اند. ترکان سلجوقی و مغول‌ها تأثیر زیادی بر فرهنگ این منطقه گذاشته‌اند. قرقیزها اسلام و تیراندازی را از ترکان سلجوقی و اسب‌سواری ماهرانه را از سواران ترک‌نژاد آسیای میانه یادگرفتند. هنوز هم سوارکاران چابکی در این کشور یافت می‌شود.

در اوایل سدهٔ ۱۹ میلادی، قرقیزستان تحت حکومت خانات خوقند درآمد. در سال ۱۸۷۶ قرقیزستان به امپراتوری روسیه ضمیمه شد که باعث برخی از تنش‌ها و شورش‌ها شد. در طول تسلط روسیه بسیاری از قرقیزها به چین و افغانستان مهاجرت کردند.

در ۱۹۱۸ اتحاد شوروی در این منطقه برقرار و در ۱۹۲۴ قرقیزستان بخشی از منطقه خودمختار کارا – قرقیز شناخته شد. در ۱۹۲۶ این نام به جمهوری شوروی سوسیالیستی خودمختار قرقیز تغییر یافت و دوباره در سال ۱۹۳۶ به نام جمهوری شوروی سوسیالیستی قرقیزستان و به عنوان بخشی از جمهوری‌های متحده شوروی به رسمیت شناخته شد.[۹]

در دوران تسلط شوروی، قرقیزستان از نظر اقتصادی و اجتماعی توسعه یافت. در ۱۹۲۴ الفبای جدید عربی به رسمیت شناخته شد که بعدها در سال ۱۹۲۸ به لاتین و در ۱۹۴۱ به سیرلیک تغییر یافت.[۹]

بر پایه آخرین سرشماری شوروی در سال ۱۹۸۹، قرقیزتباران تنها ۲۲ درصد از اهالی شهر فرونزه (شهر بیشکک امروزی) را تشکیل می‌دادند و بیش از ۶۰ درصد اهالی آن شهر از روس‌ها، اوکراینی‌ها و دیگر مردم اسلاوتبار تشکیل شده‌بود.[۱۰]

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، در سال ۱۹۹۱، قرقیزستان به استقلال دست یافت.

در دوره‌هایی تنش قومی میان قرقیزها و ازبک‌ها در جلال‌آباد در جنوب قرقیزستان وجود داشته‌است.

انقلاب در آوریل ۲۰۱۲ به سرنگونی حکومت قربان‌بیگ باقی‌یف، رئیس‌جمهور پیشین قرقیزستان انجامید و به تنظیم یک قانون اساسی جدید و برقراری یک دولت انتقالی منجر شد. در نوامبر ۲۰۱۱ در این کشور انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شد.

سیاست :

تا پیروزی کمونیست‌ها در شوروی پیشین، قرقیزستان بخشی از ترکستان روسیه بود. سپس در سال ۱۹۲۶ میلادی، یکی از جمهوری‌های اتحاد جماهیر شوروی شد. قرقیزستان پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، مستقل شد و عسگر آقایف، رهبر حزب کمونیست قرقیزستان، به ریاست جمهوری این کشور رسید، آقایف از آغاز استقلال این کشور تا سال ۲۰۰۵ میلادی قدرت را بدست داشت و می‌خواست تا پایان عمر در مقام ریاست جمهوری باشد. از این رو، در اوایل فوریه ۲۰۱۰ به‌دنبال مجموعه‌ای از شورش‌ها قربان‌بیک باقی‌اف رئیس‌جمهور قرقیزستان سرنگون و آشوب‌هایی در این کشور فقیر آسیای میانه به‌وقوع پیوست که طی آن مردم پایتخت شورش کردند و به کاخ ریاست جمهوری و مجلس هجوم آوردند.

به این ترتیب، عسگر آقایف به روسیه پناهنده شد و قربان‌بیگ باقی‌یف به جای او به ریاست جمهوری رسید و انقلاب لاله‌ای قرقیزستان به وقوع پیوست. ۵ سال بعد در سال ۲۰۱۰ میلادی مردم قرقیزستان در اعتراض به فساد مالی و گرانی قیمت برق به خیابان‌ها ریختند و دولت قربان بیگ باقی‌یف را سرنگون کردند. سپس رهبر مخالفان رزا آتونبایوا یک دولت موقت در پایتخت تشکیل داد و خواستار استعفای قربان بیگ باقی‌یف شد.

روسیه اولین کشوری بود که تغییر رژیم قرقیزستان در ۷ آوریل ۲۰۱۰ را به‌رسمیت شناخته و با توجه به موضع‌گیری‌های رسانه‌ای این کشور علیه قربان‌بیک باقی‌یف، مظنون به دامن زدن به آشوب‌های ماه آوریل و تحولات در قرقیزستان شد.[۱۱]

پس از ناآرامی‌های خشونت‌بار قرقیزستان که موجی از نگرانی را در کشورهای منطقه از اوج‌گیری جریان‌های خشونت‌بار قومی و قبیله‌ای در آسیای مرکزی پدیدآورده بود، کمتر کسی گمان می‌برد که به فاصله‌ای اندک از این رویدادهای در نوع خود خشن و پرتلفات، در سازوکاری دموکراتیک، اولین و تنها نظام پارلمانی در آسیای میانه شکل گیرد؛ بنابراین قرقیزستان در سال‌های اخیر در عرصه دموکراسی بیش از سایر جمهوری‌های آسیای میانه پیشرفت و دستاورد داشته‌است.[۱۲]

در فوریه ۲۰۱۷ (اسفند ۹۵) سرویس امنیتی دولتی قرقیزستان اعلام کرد که «عمربک تکبایف» سیاست‌مدار مخالف دولت را به اتهام فساد و اختلاس بازداشت کرده‌است. این اقدام ممکن است منجر به حذف این گزینه احتمالی از انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده شود. تکبایف که ۵۸ سال سن دارد، فراکسیون مجلس حزب آتا مکن را رهبری می‌کند و یکی از اصلی‌ترین منتقدان «الماس‌بیگ آتامبایف» رئیس‌جمهوری پیشین این کشور محسوب می‌شد. دفتر دادستان عمومی قرقیزستان نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد که این منتقد دولت مظنون به دریافت یک میلیون دلار رشوه از یک سرمایه‌گذار روسیه در سال ۲۰۱۰ است.[۱۳]

اقتصاد :

این کشور گرچه منابعی از طلا و اورانیوم و فلزهای کم‌یاب دارد ولی اقتصادش عمدتاً با تجارت و از جمله صدور کالاهای بومی و به خصوص باز صدور کالاهای چینی به جمهوری‌های آسیای میانه وابسته است. از زمانی که قزاقستان در اجرای شرایط مربوط به اتحادیه گمرکی با روسیه و بلاروس عوارض گمرکی برای کالاهای کشورهای غیرعضو را افزایش داد قرقیزستان بزرگترین بازار صادراتی خود را از دست داد.

در سال ۲۰۱۳ روسیه قروض ۵۰۰ میلیون دلاری قرقیزستان را در ازای تمدید حضور نظامی خود در این کشور بخشید و به دولت این کشور فشار وارد آورد که پایگاه نظامی آمریکا را در خاک خود تعطیل کند. نزدیک به یک میلیون از جمعیت ۶ میلیونی قرقیزستان در روسیه کار می‌کنند که پولی که به کشور می‌فرستند مبلغ قابل اعتنایی است. روسیه در سال‌های اخیر، گاه‌وبیگاه با انگیزه‌های سیاسی تهدید به تشدید سخت‌گیری در صدور روادید برای نیروی کار قرقیزستان کرده‌است.

قرقیزستان در سال ۲۰۱۵ عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیایی شد و در حال حاضر هماهنگ‌سازی بین کشورها به این اتحادیه واگذار شده‌است.

عضویت قرقیزستان در اتحادیه اوراسیا هم از سوی روسیه بدون پاداش نمانده‌است. روسیه یک صندوق توسعه با سرمایه‌ای معادل یک میلیارد دلار برای این کشور ایجاد کرده که برابر یک ششم تولید ناخالص ملی قرقیزستان است.

بر اساس آمارهای سال ۲۰۱۶ روسیه با واردات ۹۱۴ میلیون دلاری به قرقیزستان در جایگاه اول واردکنندگان قرار دارد و قزاقستان با واردات ۵۹۳ میلیون دلاری در جایگاه دوم قرار دارد. در عین حال قزاقستان بعد از سوئیس دومین مقصد صادراتی قرقیزستان است که در سال ۲۰۱۶ میلادی ۲۷۴ میلیون دلار محصولات خود را به این کشور صادر کرد. اگر در نظر بگیریم که قرقیزستان ۵۰۰ میلیون دلار طلا به سوئیس صادر می‌کند، نقش قزاقستان در تجارت خارجی قرقیزها نقش زیادی دارد. علاوه بر این، در اوایل سال جاری ۱۲۵ هزار مهاجر کاری قرقیز در قزاقستان کار می‌کردند.[۱۴]

مردم :

جمعیت این کشور حدود ۵٫۵ میلیون نفر است که حدود ۶۹ درصد آن را قرقیزها، ۱۴ درصد را ازبک‌ها و ۹ درصد را روس‌ها تشکیل می‌دهند.

۶۴٫۹ ٪ قرقیز، ۱۲٫۵ ٪ روس و ۱۳٫۸ ٪ ازبک هستند.[۱۵] اقلیتهای کوچک دیگری نیز از قبیل ۲٫۸ درصد اوکراینی، ۲٪ تاتار، ۱٫۱٪ آلمانی و جمعیت کوچکی از قزاق‌ها، آذربایجانی‌ها، تاجیکها و اویغورها هم در این کشور زندگی می‌کنند.[۱۶]

بنابر آمار سال ۱۹۹۹ درصد جمعیت ازبکها از جمعیت روسها فزونی یافته‌است و ازبکها ۱۳٫۸٪ و روسها ۱۲٫۵٪ جمعیت کل قرقیزستان رادر آن سال تشکیل می‌دادند.[۱۷] باشندگان در آسیای میانه بیشتر از ۷۰ قوم و ملیت هستند و این منطقه پتانسیل لازم برای درگیری‌های قومی و نژادی دارد.[۱۸][۱۹]

دین :

اکثریت جمعیت قرقیزستان را مسلمانان تشکیل می‌دهند. در این کشور ترکان به‌طور سنتی مسلمان هستند و اقلیت روس دارای دین مسیحی‌اند:[۲۰]

مسلمان (عمدتاً سنی): ۸۰٪؛
مسیحی: ۱۷٪؛
بقیه: ۳٪.

بیش از ۸۰ ملیت و قوم در قرقیزستان ساکن‌اند. قرقیزها مخلوطی از نژادهای ترک و مغول بوده و احتمال می‌رود که مسکن اولیهٔ آنان سیبری جنوبی باشد. آنان قرابت نژادی نزدیکی با قزاق‌های قزاقستان دارند و سابقاً که قزاق‌ها را قرقیز می‌خواندند به ایشان قراقریز می‌گفتند.[۲۱]

فرهنگ :

زبان‌های قرقیزی و روسی زبان‌های رسمی این کشورند.

زبان قرقیزی: زبان قرقیزی شاخه‌ای از زبان‌های ترکی- شرقی مرکزی است. این زبان دارای سه گویش شمالی، شرقی و جنوب غربی است. زبان ادبی جدید قرقیزی که در دوران حکومت شوروی توسعه یافته ترکیبی از ویژگی‌های تمام گویشهای قرقیزی است. واژگان زبان قرقیزی دارای ریشه ترکی و مغولی بوده و همچنین تعدادی از لغات فارسی، عربی و روسی در این زبان وجود دارد. خط رایج سیریلی است که از سال ۱۹۴۰ م. جایگزین خط لاتین گردیده، قبل از آن تا سال ۱۹۲۸ خط عربی به کار می‌رفت و از سال ۱۹۲۸ تا ۱۹۴۰ خط لاتین به عنوان واسط میان عربی و سیریلی رایج شد.[۲۲]

درصد باسوادی در قرقیزستان ۹۸٫۷ درصد است.[۲۳]

ارتش :

قرقیزستان مانند سایر کشورهای آسیای میانه، از ارتش چندان بزرگ و قدرتمندی برخوردار نیست. کل نیروهای مسلح و نیروهای شبه نظامی و امنیتی این کشور در حدود ۲۰۰۰۰ نفر است که آن‌ها نیز با مشکل پایین بودن سطح آموزش‌ها و همچنین جنگ‌افزار و تجهیزات لازم مواجه هستند. افزون بر این، قرقیزستان بودجه بسیار محدود نظامی دارد که هیچ‌گاه به بالای یک میلیارد دلار نرسیده‌است. در نتیجه در سال‌های اخیر، طرحی از سوی وزارت دفاع این کشور آماده شده که هدف آن، انجام اصلاحات ساختاری در نیروهای دفاعی عنوان شده‌است. در عرصه روابط نظامی، قرقیزها بیشترین روابط را با روسیه دارند. علت این امر تا اندازه‌ای در نتیجه وابستگی امنیتی و نظامی به روسیه‌است.[۲۴]

منبع : ویکی پدیا

درباره کویت

کُویت کشوری در غرب آسیا است. کویت با کشورهای عراق و عربستان سعودی دارای مرزهای خاکی و با ایران از راه خلیج پارس دارای مرزهای آبی است. پایتخت آن، شهر کویت می‌باشد. زبان رسمی این کشور عربی و واحد پول آن دینار کویت است.

جمعیت کویت در سال ۲۰۱۴ میلادی ۴٫۱ میلیون نفر بود که ۱٫۲ میلیون نفر آنان شهروند کویت و ۲٫۸ میلیون نفر خارجی در کویت زندگی می‌کردند.[۱] از میان همه ساکنان کویت ۶۰ درصد عرب هستند (کویتی‌ها و شهروندان دیگر کشورهای عربی).[۲] نزدیک به ۳۸ درصد از ساکنان کویت نیز از تبار آسیایی هستند. دین بیشتر شهروندان کویت اسلام است. در مورد پیروان مذاهب اسلامی در کویت آماری رسمی وجود ندارد اما برآورد می‌شود که ۷۰ درصد از شهروندان کویتی سنی و ۳۰ درصد شیعه هستند.[۳][۴][۵]

میدان نفت بورگان در جنوب خاوری کشور کویت دومین میدان بزرگ خشکی در جهان است که بخش بزرگ تولید نفت این کشور را تأمین می‌کند. بخشی از تولیدات کشور کویت نیز از ذخائر هیدرکربوری موجود در ناحیه بی‌طرف تأمین می‌شود که سازمان‌های مشترک فرآورشی با کشور عربستان دارد. کویت در نظر دارد تا سال ۲۰۲۰ گنجایش تولید خود را به چهار میلیون بشکه افزایش دهد و این میزان را تا سال ۲۰۳۰ نگهدارد.[۶]

تاریخچه :

تاریخ پایه‌گذاری کویت به شیخ برّاک بن غریر آل‌حمید، شیخ قبیلهٔ بنی خالد و فرمانروای امارت احساء می‌رسد که در پایان سال ۱۱۱۰ هجری دژی را با نام کوت برای انباشت آذوقه و همچنین انبار کردن جنگ‌افزار ساخت که پس از آن نام کویت از آن گرفته شد و سپس این شهر در زمان شیخ سعدون بن محمد آل‌حمید به خاندان آل صباح بخشیده می‌شود.[۷][۷][۸][۹][۱۰][۱۱] بازرگانی کویت در قدیم بیشتر بدست ایرانیان به ویژه مردم بوشهر و خوزستان انجام می‌شد. در آغاز رشد شهر، چند صد خانوار بهبهانی نیز از هر صنف در این بندر ساکن شدند.[۱۲]

گیتاشناسی :

جایگاه گیتاشناسی کویت ۲۹ ۳۰ شمالی و ۴۵ ۴۵ خاوری است. گستره این کشور ۱۷٬۸۱۸ کیلومتر مربع است و ۴۶۲ کیلومتر خط ساحلی دارد. بلندای کمینه آن صفر متر (همسطح با خلیج پارس) و بلندای بیشینه آن ۳۰۶ متر (منطقه صحرایی) است. سرچشمه علی طبیعی کویت عبارتند از نفت، ماهی و میگو، گاز طبیعی. تابستان‌های کویت بسیار گرم و زمستان آن کمابیش سرد است و دمای شب و روز اختلاف بسیار زیادی دارد.

امیرنشین کویت با گستره ۸۱۸/۱۷ کیلومترمربع و جمعیت نزدیک به سه میلیون نفر در شمال شبه جزیره عربستان و شمال باختری خلیج پارس بین ۸ و ۳۰ درجه پهنای جغرافیایی و ۴۶و۴۸ درجه درازای خاوری قرار گرفته و از شمال به عراق، از جنوب به عربستان سعودی و از خلود به خلیج پارس کران مند می‌باشد. کویت سرزمینی است هموار و بیابانی که سطح آن پوشیده از ماسه است و پدیده‌های طبیعی چون کوه‌ها و رودها در آن وجود ندارد. از آنجا که کنش‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره پیرامون شهر (کویت) می‌چرخد، از نظر مساحت و جمعیت می‌توان مفهوم دولت – شهر را بر کویت نهاد.

کویت همواره مرکز مهمی برای کشتیرانی و کاروبار دریایی بوده‌است. این کشور در کرانه‌های خلیج پارس دارای جزیره‌های بسیاری است. جزیره‌های زیربخش استان جهراء عبارتند از: بوبیان و وربه. جزیره‌های زیربخش استان عاصمه (پایتخت) عبارتند از: فیلکه، کبر، عوهه، ام‌المرادم، مسکان، قاروه، و ام‌النمل.

بندرهای مهم کویت عبارتند از:

الف) بندر الاحمدی: بندر الاحمدی بزرگترین بندر نفتی کویت است که دارای چهار لنگرگاه است. اسکله شمالی بندر الاحمدی می‌تواند هم برای صادرات نفت خام و هم فراورده‌های پالایش شده مورد استفاده قرار گیرد.
ب) بندر شعیبه: دومین بندر بزرگ کویت، شعیبه است. دارای لنگرگاه‌های ویژه کالاهای بازرگانی، کانتینر و لنگرگاه ویژه فراورده‌های نفتی است که به دست سازمان ملی نفت کویت اداره می‌گردد.
ج) بندر شویخ: این بندر قدیمی‌ترین بندر بازرگانی کویت است که می‌تواند کشتی‌های گوناگون با آبخور ۵/۷ متر را در هر زمان و با آبخور ۵/۹ متر را فقط در وضعیت بیشینه مد آب بپذیرد.
د) بندر الزور: بندر الزور (میناء المسعود) چهارمین بندر نفتی کویت است که صادرات نفت منطقه بیطرف یا مقسومه را انجام می‌دهد.
ح) بندر دوحه: بندری کوچک است که در سال ۱۹۸۱ برای قایقها و لنجهای باری ساحلی که بین کشورهای منطقه خلیج پارس کالاهای سبک جابجا می‌نمودند، ساخته شد. عمق آب در آن به ۳/۴ متر می‌رسد.
ج) بندر عبدالله: بندر عبدالله در سال ۱۹۵۴ جهت صادرات فراورده‌های نفتی پالایشگاه میناء عبدالله ساخته شد که دارای دو اسکله در عمق دو مایلی کرانه دریا است.

تقسیمات کشوری :

کویت از لحاظ تقسیم‌بندی اداری دارای ۵ استان است که هریک از آن‌ها توسط استانداری که از سوی امیر منصوب می‌شود، اداره می‌گردد. این پنج استان عبارتند از: استان مرکزی (العاصمه)، استان الحولی، استان الاحمدی، استان الجهراء و استان الفروانیه.

کشور کویت به شش استان زیر بخش شده‌است:[۱۳]

استان‌های کویت
استان‌های کویت
۱- استان جهرا
۲- استان عاصمه (پایتخت)
۳- استان فروانیه
۴- استان حولی
۵- استان مبارک‌الکبیر
۶- استان احمدی

گردشگری :

برج‌های کویت
برج آزادی
کلوپ‌های دریا
موزه دانش و تاریخ طبیعی
خانه ال بدر
یادگار آزادی
پارک شهرداری[۱۴]

سیاست :

کویت در ۱۴ مه ۱۹۶۲ به عنوان صد و یازدهمین کشور به عضویت سازمان ملل درآمد. در دسامبر ۱۹۶۱ اولین انتخابات در کویت منجر به تشکیل مجلس مؤسسان شد که ۲۰ عضو دیگر آن از اعضای کابینه بودند که وظیفه بررسی و تصویب قانون اساسی را داشتند بر آن اساس مجلس ملی کویت با ۵۰ عضو در ژوئیه ۱۹۶۳ تشکیل و شیخ صباح سالم الصباح به نخست‌وزیری کویت منصوب گردید. دولت عراق در اکتبر ۱۹۶۳ کویت را به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخت.

پس از شیخ عبدالله السالم الصباح که مورد علاقه و احترام ملت کویت بود و تا سال ۱۹۶۵ زمام امور این کشور را بدست داشت، برادرش شیخ صباح السالم الصباح به حکومت رسید. شیخ صباح السالم الصباح در ۳۱ دسامبر ۱۹۷۷ فوت کرد و شیخ جابر الاحمد الجابر الصباح حاکم کنونی کویت زمام امور را بدست گرفت. بموجب قانون اساسی کویت، امارات در خاندان آل صباح موروثی می‌باشد و حکومت کویت مرکب از قوای سه‌گانه مقننه، قضاییه و مجریه‌است که از یکدیگر تفکیک شده و یک شورای مشورتی امیر کویت را در امور مملکتی یاری می‌کند. فعالیت‌های حکومت نیز طبق قانون اساسی توسط مجلس امت کویت کنترل می‌شود.

ساختار سیاسی

می‌توان گفت که ساختار سیاسی کویت از بین کشورهای منطقه در یک چارچوب عربی و خلیجی به الگوی سیاسی دمکراسی غربی نزدیک تر است. در میان کشورهای عرب حوزه خلیج فارس مردم کویت از آگاهی و رشد سیاسی و سطح علمی خوبی نسبت به سایر کشورها برخوردارند. در این کشور احزاب سیاسی رسمی یا غیررسمی وجود ندارد. جمعیت‌های سیاسی و مذهبی تحت پوشش مسائل مذهبی و اجتماعی می‌توانند فعالیت‌های سیاسی داشته باشند. کویت به لحاظ موقعیت جغرافیایی خاص و داشتن منابع سرشار نفت، برقراری روابط با تمام کشورها رادر حفظ ثبات خلیج فارس مثبت می‌داند. قانون اساسی کویت پایه روابط خارجی را با تأکید بر احترام متقابل و عدم مداخله در امور دیگران ذکر نموده‌است..

سیاست خارجی

موقعیت جغرافیایی و اقتصادی کویت از دلایل عمده تأثیرپذیری شدید کویت از حوادث خارجی به‌شمار می‌آید. قرار گرفتن این کشور در بخش شمال غربی خلیج فارس و در همسایگی کشورهای عربستان و عراق و نیز نزدیکی آن به جمهوری اسلامی ایران، جایگاه ویژه‌ای به لحاظ ژئوپلتیکی برای کویت ایجاد کرده‌است.

در قرن بیستم که مسئله نفت بیش از پیش اهمیت و نقش سیاسی خود را نشان داد، کشورهای دارای نفت شدید تر از هر زمان دیگری در معرض تأثیرپذیری از وقایع سیاسی جهان قرار گرفتند، بطوری‌که هیچ‌یک از کشورهای دارنده نفت عملاً نتوانستند در رخدادهای جهان بیطرف و خنثی بمانند، چرا که آن‌ها چیزی را در اختیار داشتند که می‌توانست کشوری را به قدرت برتر مبدل کند یا چرخ‌های ترقی قدرت دیگری را از حرکت بازدارد. ضعف و محدودیت در بنیه نظامی کویت را نیز می‌توان در عدم کارایی مطلوب سیاسی خارجی این کشور مؤثر دانست. تأثیرپذیری سیاست خارجی کویت از قدرت نظامی عراق از همان سال اول اعلام استقلال کویت سابقه دارد.

الف) روابط کویت با عراق عراق مدعی است به موجب سوابق تاریخی کویت جزو خاک این کشور محسوب و در واقع دنباله بخش جنوبی بصره می‌باشد. این ادعا همواره موجب برخوردهای سیاسی و نظامی دو کشور شده‌است.

حکومت بعثی عراق در اوت ۱۹۹۰ مقاصد خود را آشکار کرد وطی چند ساعت تمام خاک کویت را به اشغال خود درآورد که این عمل به دومین جنگ خلیج فارس که به جنگ نفت موسوم شد انجامید و پس از آزاد سازی کویت جنگ سرد دو کشور آغاز شد.

ب) روابط کویت با آمریکا
دو فروند جنگنده اف-۱۶ فایتینگ فالکن و سه فروند جنگنده اف-۱۵ ایگل متعلق به نیروی هوایی آمریکا در حال پرواز بر فراز چاه‌های نفت به آتش کشیده‌شده کویت در جریان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ میلادی. خاموش‌کردن کامل حدود ۸۰۰ حلقه چاه نفت به آتش کشیده‌شده کویت، تا ۸ ماه پس از پایان جنگ به طول انجامید، اما اثرات زیست‌محیطی آن تا سال‌ها گریبان‌گیر آن کشور بود.

بطور سنتی روابط کویت با بلوک غرب به ویژه آمریکا گسترده بوده‌است. در سال ۱۹۶۱ بلافاصله پس از اعلام استقلال کویت، روابط دیپلماتیک بین دو کشور برقرار شده و دامنه این روابط از سال ۱۹۷۱ تا سطح مسائل نظامی بسط و گسترش یافت. از آن تاریخ تا کنون کویت مبالغ هنگفتی صرف خریدهای نظامی از ایالات متحده نموده‌است. یکی از مسائل مورد توجه در مناسبات کویت و آمریکا، وابستگی شدید کویت به مواد غذایی وارداتی از آمریکاست که طی دهه گذشته بطور مداوم رشد فزاینده‌ای داشته‌است. این وابستگی در سطح بسیار بالای برای کویت مطرح است و چنانچه صدور مواد غذایی از آمریکا به این کشور محدود یا متوقف گردد، کویت سخت در مضیقه قرار خواهد گرفت. بدنبال سفر دوره‌ای شیخ صباح به اروپا در سال ۱۹۹۴، واشینگتن برای اینکه از متحدان اروپایی خود عقب نماند، خانم مادلین البرایت سفیر خود در سازمان ملل را به منطقه خلیج فارس اعزام نمود تا در خلال آن مانع تقویت فکر رفع تحریم علیه عراق شود. نامبرده ابتدا از سلطان نشین عمان دیدار نمود و سپس با سفر به کویت، پیام پشتیبانی همه‌جانبه واشینگتن از اهداف سیاسی کویت در مناقشه با عراق را به اطلاع امیر و مسئولان کویت رسانید.

حاکمان کویت :

روز ملی: ۲۵ فوریه (۱۹۵۰)

قوه مجریه: – رئیس دولت: شیخ صباح احمد جابر الصباح – ولیعهد: شیخ نواف احمد جابر الصباح

قوه مقننه: – پارلمان ملت (مجلس الامه)، ۵۰ کرسی که با انتخابات مردمی انتخاب می‌شود.

قوه قضاییه: – دیوان عالی استیناف رادمان

مردم :

بنابر واپسین سرشماری انجام آمده در ژوئیه ۲۰۰۱ جمعیت کویت ۲٬۲۵۴٬۹۵۴ نفر بوده‌است. از این شمار ۷۷۰۱۸۰ نفر یعنی۳۹ درصد کویتی و ۱۲۲۰۹۳۵ نفر برابر با ۶۱ درصد غیر کویتی و مردم بدون شهروندی قانونی می‌باشند. بیشترین جمعیت مربوط به استان حولی و کمترین جمعیت در استان الجهراء زندگی می‌کنند. جمعیت غیرکویتی‌ها مقیم این کشور نیز بیشتر در استان (حولی) ساکن می‌باشند.

مردم کویت از نژاد سپید و از تیره سامی بوده و در میان آن‌ها دیگر نژادهای عرب مانند عدنانی‌ها (نخستین گروه کوچ نشین از نجد به این سرزمین در جمع قبیله عنره بوده‌اند) و قحطانی‌ها نیز یافت می‌شود.

نوشتار و زبان رسمی در کویت عربی است. افزون بر این زبان انگلیسی به دلیل پیشینه حضور انگلیسی‌ها در این کشور و همچنین حضور آمریکا هم‌اینک به عنوان زبان دوم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد.

دین :

در سرزمین کویت اسلام دین رایج و رسمی بوده و تقریباً همة مردم این کشور مسلمانند و به استثنای ۳۰ درصد جمعیت شیعه، بقیه پیرو مذهب تسنن می‌باشند که اکثراً مالکی می‌باشند. علاوه بر این حدود ۴ درصد مسیحی، از پیروان سایر ادیان نیز شمار اندکی در کویت زندگی می‌کنند. در نص ماده دوم قانون اساسی کویت آمده‌است: دین رسمی کشور اسلام است، و شریعت اسلامی منبع اصلی برای قانونگذاری است. بطور کلی حکومت کویت سعی در اجرای احکام اسلامی دارد و شئونات اسلامی در کویت بیش از دیگر کشورهای منطقه رعایت می‌شود و علاوه بر فعالیت‌های دولتی، مراکز اسلامی مردمی نیز در این کشور فعال می‌باشند.

رسانه‌های عمومی :

۱-(الرأی العام): این روزنامه به زبان عربی و در ۱۶ صفحه چاپ می‌شود. الرأی العام تا حدود زیادی منعکس‌کننده نظرات دولت کویت است و در افکار عمومی نسبتاً تأثیر دارد. ۲- (السیاسه): تیراژ آن ۷۰۰۰۰ هزار نسخه و دارای دفاتر نمایندگی دائمی در امان (اردن)، ریاض و قاهره‌است و نسخه‌های آن به اغلب کشورهای عربی ارسال می‌گردد. ۳- (الانباء): این روزنامه با تیراژی در حدود ۶۵ هزار نسخه در روز به زبان عربی چاپ و منتشر می‌شود و تا حدودی منعکس‌کننده نظرات مقامات رسمی کویت بوده و نفوذ دولت در آن زیاد است و نسبتاً در افکار عمومی تأثیر دارد. ۴- (الوطن) روزنامه الوطن با تیراژ ۶۵ تا ۷۵ هزار نسخه به زبان عربی منتشر می‌شود. این نشریه نسبت به دیگر روزنامه‌ها از استقلال نسبی برخوردار است و نزد افکار عمومی به ویژه دانشجویان و روشنفکران مورد توجه‌است. ۵- (القبس): این روزنامه با تیراژی حدود ۷۰۰۰۰ نسخه از سوی مؤسسه مطبوعاتی القبس به زبان عربی منتشر می‌شود. علاوه براغلب کشورهای عربی در برخی کشورهای اروپایی نیز توزیع می‌گردد. از روزنامه‌های خبرساز کویت بوده و بخاطر تماس با مدیران ادارات و ارگانهای دولتی اخبار محلی را منتشر می‌کند و از نفوذ خوبی در افکار عمومی برخوردار است. رادیو کویت از سال ۱۹۵۱ فعالیت خود را آغاز نمود و قبل از اشغال این کشور از سوی رژیم عراق، با چهار فرستنده برنامه‌های خود را به زبانهای عربی، انگلیسی، فرانسه و فارسی پخش می‌کرد. در کویت فرستنده رادیویی با تلویزیون خصوصی وجود ندارد و این رسانه گروهی در کنترل کامل دولت است. تلویزیون کویت در حال حاضر با ۴ کانال فعالیت می‌کند. یک کانال به زبان عربی، کانال دوم به زبان انگلیسی و کانال سوم و چهارم مختص پخش گزارشهای ورزشی و فیلمهای سینمایی است

اقتصاد :

جنگ دوم خلیج فارس و اشغال کویت در سال ۱۹۹۰ ضربه مهلکی را بر اقتصاد کویت وارد ساخت و بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار از ذخایر خارجی و سرمایه‌گذاری‌های این کشور را برباد داد. مجموع خسارات وارده به کویت در نتیجه اشغال آن از سوی عراق بیش از ۴۴/۱۰۹ میلیارد دلار برآورد شده‌است. پس از جنگ خلیج فارس نیز ساختار اقتصاد کویت تغییری نیافت. تولید ناخالص داخلی کشور پس از یک افول ناشی از اشغال تا سال ۱۹۹۳ روبه افزایش نهاد.

کویت اقتصادی کوچک و محدود، ولی بازدارد که به شدت به صدور نفت خام وابسته‌است. فروش نفت خام ۹۰ درصد تولید ناخالص داخلی و ۷۵ درصد بودجه دولت را شامل می‌شود. بحران جهانی نفت در اواخر سال ۱۹۹۸ و اوایل سال ۱۹۹۹ موجب شد تا بودجه این کشور از ۵/۵ میلیارد دلار به ۳ میلیارد دلار کاهش یابد وهمین امر مشکلات گسترده‌ای را برای اقتصاد کویت فراهم آورد. البته حجم زیاد ی از مشکلات اقتصادی کویت در ۱۰ سال گذشته مربوط به آثار تخریبی حمله عراق به تأسیسات نفتی این کشور در سال ۱۹۹۰ است. تأمین بودجه بازسازی شهرها و واحدهای اقتصادی از یکسو و هزینه اعزام نیروهای نظامی آمریکا برای دفاع از کویت در مقابل تهدیدات جاه طلبانه عراق موجب شده‌است که دولت کویت در سال‌های اخیر به فکر جذب سرمایه‌های خارجی در کشور باشد.

کویت با توجه به جمعیت کم و تولید ناخالص ملی نسبتاً بالا، از درآمد سرانه خوبی برخوردار است. متوسط درآمد سرانه مردم کویت که در سال ۱۹۹۹ حدود ۱۲ هزار و ۵۰۰ دلار بود، در سال ۲۰۰۰ به حدود ۱۴ هزار دلار رسید. در این کشور کمتر کسی زیر خط فقر زندگی می‌کند و اغلب خانواده‌ها از زندگی نسبتاً مرفهی برخوردارند. تمایل به تجملات و تشریفات که به صورت یک خرده فرهنگ در خانواده‌های کویتی نمود یافته‌است، برگرفته از همین رفاه نسبی اجتماعی است.

نرخ تورم اقتصادی در کویت کمتر از ۲ درصد برآورد می‌شود که نرخ معقولی است (این نرخ در سال ۱۹۹۷ حدود ۷/۸٪ درصد بود). کویت یک میلیون نفر نیروی کار دارد که اغلب آن‌ها مهاجران کشورهای اطراف هستند. ۵۰ درصداز نیروی کار کویت در بخش‌های دولتی و خدمات اجتماعی، ۴۰ درصد در بخش خدمات و ۱۰ درصد در بخش صنعت و کشاورزی شاغلند. کویت خریدار خوبی برای مواد غذایی، مصالح ساختمانی، سبزیجات و پوشاک کشورهای اطراف است. واحد رسمی پول کویت دینار است که خود به یکهزار فلس تقسیم می‌شود. هر دلار آمریکا در حال حاضربا ۰٫۲۸۰۷۳دینار کویت برابری می‌کند (۱۸ دسامبر ۲۰۱۱) شهر کویت به لحاظ هزینه‌های بالای زندگی در آن، یکی از ۲۰ شهر گران جهان است.

پس از سال ۱۹۹۱ مشکلات اقتصادی پیشین کویت با پیامدهای زیانبار و سنگین جنگ دوم خلیج فارس گره خورد و نیاز مبرم به تحول در ساختار اقتصادی این کشور گردید. دولت کویت برای پیمودن این راه و حل مشکلات بنیادی اقتصادی خود از مشورتهای بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول کمک گرفت. در سال ۱۹۹۳ هیئتهای کارشناسی این دو سازمان از کویت بازدید کردند و اجرای یک برنامة اصلاحات اقتصادی را توصیه نمودند که محورهای عمده آن عبارت است از:

خصوصی‌سازی
حذف یارانه‌ها و خدمات رایگان، افزایش مالیات‌ها

کویت در کشورهای اروپایی و آمریکایی و آسیایی به صورت مستقیم و غیرمستقیم سرمایه‌گذاری کرده‌است. عمده‌ترین این سرمایه گذاریها در هفت کشور صنعتی دنیا می‌باشد.

تراز پرداخت‌های تجاری کویت در سال‌های ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ به ترتیب۱/۷ میلیارد دلار و ۶۴۱ میلیون دلار بود. همچنین، تراز حساب جاری این کشور در سال‌های فوق به ترتیب به ۹/۷ میلیارد و ۹/۲ میلیارد دلار رسید. نفت خام، مواد پتروشیمی، فراورده‌های غذایی، فلزات ساختمانی و نمک، عمده محصولات صنعتی و معدنی کویت را تشکیل می‌دهند.

کویت همچنین توان تولید ۲۷ میلیارد کیلووات ساعت انرژی الکتریکی دارد که تماماً توسط نیروگاه‌های حرارتی تأمین می‌شود و به مصرف واحدهای داخلی می‌رسد. کویت کشاورزی چندان مطرحی ندارد و فعالیت‌های شیلاتی آن محدود به صید ماهی و میگو می‌شود. حجم صادرات سالانه این کشور به ۵/۱۳ میلیارد دلار و میزان واردات آن به ۱/۸ میلیارد دلار می‌رسد آمریکا، ژاپن، کره جنوبی، هند، سنگاپور، انگلیس، آلمان و ایتالیا بزرگترین شرکای تجاری کویت هستند.

بخش‌های اقتصادی :

نفت

کویت با وجود وسعت کم یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکننده نفت جهان است. عایدات نفتی مهم‌ترین مؤلفه درآمدهای دولت کویت به‌شمار می‌رود. ذخایر نفتی این کشور ۱۰۴ میلیارد بشکه تخمین زده می‌شود که بیش از سه برابر ذخایر نفتی ایالات متحده آمریکا و ۱۰ درصد از کل ذخایر نفتی جهان است.

تولید نفت کویت طی سال ۱۹۹۴ در سطح ۲ میلیون بشکه در روز (شامل نفت استخراج شده از منطقه بی‌طرف) قرار داشت. در خرداد ماه ۱۳۷۳ با بازسازی و راه‌اندازی کامل سومین واحد تقطیر پالایشگاه الاحمدی توان پالایش نفت کویت به ۸۰۰ هزار بشکه در روز رسید که از این مقدار حدود ۱۲۰ هزار بشکه به مصرف داخلی و روزانه ۷۰۰ هزار بشکه آن صادر شد.

میزان تولید ناخالص داخلی کویت در سال ۱۹۹۹ به خاطر کاهش قیمت جهانی نفت به مرز ۸/۲۵ میلیارد دلار رسیده بود، در سال ۲۰۰۰ با روند افزایش نرخ نفت در بازارهای بین‌المللی به بیش از ۲۹ میلیارد دلار رسید. از سوی دیگر، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی کویت هم‌اکنون بین ۵/۲ تا ۳ درصد برآورد می‌شود (این نرخ در سال ۱۹۹۹حدود ۱/۱ درصد بود)

طی سال‌های گذشته با بهره‌برداری از سه حلقه چاه جدید در منطقه مرزی (الرتقه) جمع چاه‌های در دست بهره‌برداری در این منطقه را به ۱۱ حلقه رساند. چاه‌های منطقه (الرتقه) مورد ادعای دولت عراق است و به موجب علامت‌گذاری جدید مرزی در طرف کویت واقع شده‌است. اجلاس وزرای نفت کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در ژانویه ۲۰۰۱ سقف تولید نفت کویت را درحد ۲ میلیون و ۲۱ هزار بشکه در روز تعین کرد.

اقتصاد کویت به لحاظ شرایط جغرافیایی و منابع طبیعی تقریباً بطور کامل به نفت وابسته‌است و صنایع تولیدی غیرنفتی نقش چندانی در اقتصاد کویت ندارند. علی‌رغم سیاست‌های تشویقی دولت کویت از جمله وام‌های بلند مدت با نرخ‌های تشویقی بهره، یارانه اجاره زمین و محوطه‌های صنعتی در مجموع عملکرد صنایع تولیدی و نقش آن‌ها در تولید ناخالص داخلی کویت چندان امیدوارکننده نیست.

گاز

همپای رشد صنعت نفت در کویت، این کشور اقداماتی را نیز برای استخراج و بهره‌برداری از منابع گاز طبیعی (بوتان، پروپان، نپتان) آغاز کرد. منابع گاز در اطراف بندر الاحمدی و شعیبه ذخیره و سپس توسط سوپر تانکرهای ویژه حمل گاز به کشورهای مصرف‌کننده از جمله ژاپن و سایر کشورهای غربی صادر می‌گردد. تولید و استخراج گاز در کویت روند رو به رشدی را نشان می‌دهد هر چند که در آن نوساناتی نیز دیده می‌شود.

کشاورزی

کویت با قرارگرفتن در عرض جغرافیایی ۳۰ درجه شمالی و در حاشیه بیابانهای خشک و سوزان شبه جزیره عربستان یک کشور با آب و هوای خشک بیابانی و فاقد هرگونه آب جاری است. فقدان آبهای سطحی مناسب برای کشت، نامساعد بودن و هوای گرم و بیابانی کویت را از لحاظ کشاورزی سرزمین بسیار فقیری ساخته‌است. زمینهای قابل کشت کویت تنها مساحتی حدود ۱/۱٪ از خاک این کشور یعنی کمتر از ۲۰۰ کیلومترمربع و مراتع آن نیز فصلی است. به همین دلیل بخش کشاورزی و دامداری در کویت کم‌اهمیت و ناچیز است. کشاورزی در واقع اساس و پایه معیشتی مردم کویت نیست و ساختار اقتصادی این کشور به آن وابستگی ندارد. هرچند کویت بخاطر نداشتن آب جاری و خاک مناسب کشاورزی یک کشور کشاورزی محسوب نمی‌شود، ولی از سال ۱۹۵۳ کشاورزی در کویت مورد توجه قرار گرفت. در دهه ۱۹۷۰ با اوج‌گیری درآمد نفت کویت و اختصاص مبالغ بیشتر برای یارانه بخش کشاورزی، چند شرکت کشاورزی در کویت بوجود آمدند که با استفاده از منابع آب زیرزمینی و اصلاح خاک کشتزارهای نسبتاً بزرگی را در مناطق الصلیبیه، الوفره و العبدلی ایجاد نمودند. کل مساحت کویت ۱۷۸۱۸ کیلومتر مربع است و همان‌طور که گفته شد کمتر از ۲۰۰ کیلومتر مربع یعنی ۱۲/۱٪ آن را زمینهای مناسب برای کشاورزی تشکیل می‌دهند. تقریباً ۴۲ کیلومتر مربع از این زمینها بصورت نخلستان یا کشتزار در دست بهره‌برداری است و باقی‌مانده آن به لحاظ نبود آب، لم یزرع باقی‌مانده‌است. کشتزارها و زمینهای قابل کشت کویت پراکنده بوده و سه ناحیه الجهراء، العبدلی و الوفره مهم‌ترین و وسیعترین واحدهای کشاورزی کویت هستند که به عنوان مراکز کشاورزی کویت شهرت یافته‌اند. در این نواحی گندم، جو، چند نوع حبوبات و برخی از انواع سبزی و صیفی جات کشت می‌شود. علیرغم محدودیتهای کشاورزی در کویت چند قلم از فراورده‌های کشاورزی و دامی می‌توانند پاسخگوی نیازمندیهای بازار کویت باشند. بطور مثال در سال ۱۹۸۷، ۴۵٪ از تخم مرغ و ۴۰٪ از گوشت مرغ و ۷٪ از علوفه مصرف داخلی از کشتزارها و باغچه‌های داخلی تأمین شد. در همین سال مقدار فراورده‌های دامی و کشاورزی تولید شده: ۴۴۷ میلیون تخم مرغ، ۳۰ هزار تن گوشت مرغ، ۱۶۵۴ تن گوشت گوسفند و بره و ۲۳۴ تن گوشت گاو و تولید شیر ۵۳ هزار تن بوده‌است. برپایه آمار سال ۱۹۹۳ مجموع فراورده‌های کشاورزی کویت شامل محصولات زمستانی، تابستانی و فراورده‌های گلخانه‌ای، ۱۴۸۶۳۲ تن بوده‌است. به دلیل نامساعد بودن آب و هوا کاشت و داشت گیاهان گلخانه‌ای و برداشت این نوع محصولات در کویت در مقایسه با کشتزارهای فضای آزاد رونق خوبی دارد. در سال ۱۹۹۳ برداشت فراورده‌های کشاورزی گلخانه‌ای ۳۷۶۶۲ تن بود. فراورده‌هایی مانند گوجه، خیار، فلفل، بامیه، لوبیاسبز، بادمجان، توت فرنگی، پیاز، سبزیجات، کلم، کاهو، ذرت و برخی دیگر از اقلام کشاورزی با این شیوه کشت و برداشت می‌شوند. هر چند دامداری بخش جدایی ناپذیر از زندگی قبیله‌ای به‌شمار می‌آید لکن متناسب با فقر پوشش گیاهی و گرایش بیشتر کویتی‌ها به ماهیگیری، نگهداری و پرورش دام و طیور رونق چندانی در کویت نداشته‌است. برخلاف بخش کشاورزی که پیش از دوران رونق نفتی نقش چندانی در اقتصاد کویت نداشتند، ماهیگیری و بهره‌برداری از منابع دریایی یکی از منابع اصلی درآمد کویتی‌ها در دوره یاد شده بود. صید ماهی و میگو بصور ت قابل توجهی در کویت رونق دارد و خوراک دریایی برای مصرف داخلی کویت و بعضاً صدور به خارج را عرضه می‌نماید. در سال ۱۹۹۴ مجموع ماهی و میگو که صید و به بازار داخلی کویت وارد شد بیش از ۹۹۳۲ تن بود. در کویت چند شرکت در بخش ماهیگیری فعالیت دارند که به صید، انجماد، بسته‌بندی و فروش (دربازار داخلی یا صادرات) ماهی و میگو می‌پردازند. سازمان امور کشاورزی و منابع دریایی کویت براساس دو طرح کوتاه مدت پنج ساله و بلند مدت ۲۰ ساله که تا سال ۲۰۰۸ به درازا می‌کشد تلاش دارد بخش کشاورزی را گسترش دهد. در حال حاضر نیز به منظور گسترش کشاورزی سیاستهای تشویقی و تسهیلاتی را اعمال می‌نماید. کمکهای دولتی به بخش کشاورزی شامل موارد متعددی است که از تأمین نیروهای فنی و متخصص تا ارائه بذرهای اصلاح شده، کودهای شیمیایی، پلاستیک سفید (برای گلخانه) با قیمتهای پایین را شامل می‌شود. میانگین کمکهای دولت کویت به بخش کشاورزی نزدیک به ۸۰۰ دینار برای هر کشتزار در سال برآورد شده‌است. تسهیلات اعتباری ویژه دولت برای بخش کشاورزی اعطای وامهای کشاورزی تا ۲۰ هزار دینار (۶۶ هزار دلار) در اقساط ۱۵ ساله بدون بهره، وامهای بیش از ۲۰ هزار دینار با اقساط ۱۰ ساله و با بهره ۲ درصد را شامل می‌شود. علاوه بر سازمان امور کشاورزی و منابع دریایی کویت که ارگان دولتی و مسئول این بخش در کویت است سازمانها و اتحادیه‌های دیگری نیز در بخش کشاورزی فعالیت دارند از جمله جمعیت مهندسین کشاورزی کویت، اتحادیه کشاورزان کویت، اتحادیه ماهیگیران و صاحبان کشتی‌های کوچک، اتحادیه جمعیتهای تعاونی تولیدکننده فراورده‌های کشاورزی، جمعیت کشاورزی الوفره، جمعیت کشاورزی العبدلی و چند اتحادیه و سازمان غیردولتی دیگر. مجموع نیروی کار شاغل در بخش کشاورزی و ماهیگیری کویت براساس آمار وزارت برنامه‌ریزی تا پایان سال ۱۹۹۴، ۹۸۵/۱۵ نفر بود که ۶/۱٪ از مجموع نیروی کار این کشور را تشکیل می‌دهند. بخش کشاورزی شامل (پرورش دام و طیور) و ماهیگیری سهم بسیار ناچیز در تولید ناخالص داخلی کویت دارند. مجموع رقم تولید ناخالص داخلی این بخش در سال ۱۹۹۳، ۳/۲۲ میلیون دینار (معادل ۲۵۹/۷۴ میلیون دلار) بود که ۳۴٪ درصد تولید ناخالص داخلی کویت را تشکیل می‌داد.

انرژی :

برق

در سال ۱۹۵۳ برای نخستین بار در کویت با بهره‌برداری از یک مولد بخار، نیروی برق بدست آمد. این مولد در منطقه الشویخ با توان تولید ۷۵۰ کیلووات ساعت برق آغاز بکار کرد. در حال حاضر توان تولید اسمی برق کویت ۶۸۹۸ مگاوات است. این میزان تولید برق تقریباً ۱۵٪ بیشتر از مصرف آن است که در سال ۱۹۹۳، ۱۷۱۶۳ میلیون کیلووات ساعت بود. بطور کلی کویت دارای شش نیروگاه برق بزرگ است. کویت گذشته از ذخایر سرشار نفت، دارای منابع طبیعی مهم و شناخته شده دیگری نیست. در کنار فقر منابع طبیعی، محدودیت منابع انسانی عامل دیگری است که در بررسی ساختار اقتصادی کویت باید مورد توجه قرار گیرد. در ذیل با اشاره کوتاه به صنایع در کویت مطالبی پیرامون تعداد، ترکیب و مهم‌ترین واحدهای صنعتی کویت خواهد آمد. براساس آمار وزارت بازرگانی و صنعت کویت مجموع واحدهای صنعتی این کشور به ۷۸۷ واحد می‌رسد. بیشتر واحدهای صنعتی یادشده کارگاه‌های صنایع سبک تبدیلی هستند که در زمینه معادن (شن و ماسه و سنگ) مواد غذایی، نوشیدنی‌های غیرالکلی، منسوجات، پوشاک، چرم، صنایع چوبی، اثاثیه، کاغذ چاپ و انتشار، صنایع شیمیایی، فراورده‌های نفتی، زغال، نایلون و پلاستیک، تولیدات مواد خام غیرفلزی، اقلام ساختمانی، ماشین آلات و تجهیزات و ابزار فعالیت دارند. این رقم پالایشگاه‌ها و صنایع نفتی را نیز شامل می‌شود.

مهمترین واحدهای صنعتی کویت عبارتند از :

پالایشگاه‌ها: پالایشگاه‌ها و صنایع نفتی مهم‌ترین واحدهای صنعتی کویت هستند. کویت دارای سه پالایشگاه عمده‌است که عبارتند از: پالایشگاه الاحمدی، پالایشگاه میناء عبدالله و پالایشگاه شعیبیه، توان پالایش نفت در سه پالایشگاه مذکور تا یک میلیون بشکه در روز برنامه‌ریزی شده‌است. صنایع پتروشیمی: صنایع پتروشیمی کویت چندان گسترده نیست. این صنایع از سال ۱۹۷۱ آغاز بکار کرد. صنایع شیمیایی: چندین واحد صنعتی که عمدتاً به پالایشگاه‌های کویت وابسته هستند به تولید مواد شیمیایی از قبیل گازهای صنعتی (آرگون، فرئون، هالون) اکسیژن می‌پردازند. تأسیسات و واحدهای صنعتی کویت در ۲۹ ناحیه مختلف کشور عمدتاً در اطراف شهر کویت، ناحیه مرکزی و جنوبی در کنار بنادر مستقر شده‌اند. ناحیه صنعتی الشعیبه اولین و مهم‌ترین ناحیه صنعتی کویت به لحاظ بزرگی و اهمیت صنایع مستقر در آن است. پس از ناحیه الاحمدی و العبدالله به لحاظ اهمیت و بزرگی واحدهای صنعتی مستقر در آن‌ها که عمدتاً پالایشگاه‌های نفت کویت و صنایع وابسته به آن هستند قرار می‌گیرند. از نظر پراکندگی تعداد واحدهای صنعتی، نواحی الشویخ، صبحان، الری، امغره و کبار المقاولین بیشترین تعداد کارگاه‌های صنعتی را دارا هستند و پس از آن‌ها مناطق الاحمدی، المطلاع، الشعیبه و الصلیبه به ترتیب بیشترین واحدهای صنعتی را دارا هستند.

واحد پول و اجزاء برابری آن :

پول رایج کویت دینار است که از آوریل ۱۹۶۱ بجای روپیه هندی واحد پول کویت شد. هریک دینار مساوی با ۱۰۰۰ فلس و مسکوکات فلزی آن ۱۰۰ فلس، ۵۰ فلس، ۲۰ فلس، ۱۰ فلس و ۵ فلس و اسکناسهای آن ۲۵۰ فلس (ربع دینار)، ۵۰۰ فلس (نیم دینار)، یک، ۵، ۱۰ و ۲۰ دیناری هستند. دینار کویت مانند واحد پول دیگر کشورهای صادرکننده نفت وابستگی مستقیم مؤثری با دلار دارد. دینار کویت آزادانه قابل تبدیل است و نرخ برابری آن روزانه اعلام می‌شود. طی سال ۲۰۰۰ نرخ دینار در برابر دلار ۳٬۶ فلس بود.

تولید ناخالص داخلی :

تولید ناخالص داخلی کویت پس از جنگ دوم خلیج فارس و از سرگیری فعالیت‌های اقتصادی در سال ۱۹۹۲ رشد داشت. در سال ۱۹۹۳ تولید ناخالص داخلی کویت به ۳۴/۷ میلیارد دینار رسید که در مقایسه با سال ۱۹۹۲، ۳۳٪ رشد داشت. این مبلغ در سال ۱۹۹۹ بالغ بر ۸/۴۴ میلیارد دلار بوده‌است.

منابع نیروی انسانی :

کشور کویت تلاش می‌نماید که در تمام شئون مملکتی از بهترین شیوه‌های مدرن اجتماعی استفاده نماید. به همین دلیل سیستم کارگری را برمبنای قانون کار و ضوابط مربوطه استوار نموده‌است. منابع کارگری کویت را اکثراً خارجیان تشکیل می‌دهند. مشکل کمبود نیروی انسانی به ویژه در بخش ساختمانی مقامات کویتی ر ا بر آن داشته که در این مورد یک راه حل موقتی پیدا و شرکتهای ساختمانی و پیمانکاران را مسئول تأمین نیروی انسانی و برای اجرای برنامه مربوطه نمایند. بنابر آخرین آمار خارجیان مقیم این کشور به تفکیک تابعیت که از سوی اداره آمار انتشار یافته، کشور مصر با ۲۸۰۸۱۵ نفر یعنی ۲۳٪ خارجیان را تشکیل می‌دهند و در رده‌های بعدی هند با ۲۱۹٬۷۷۰ نفر (۱۸٪)، بنگلادش ۱۲۲٬۰۰۰(۱۰٪)، سریلانکا ۱۲۱٬۵۰۰ نفر (۱۰٪)، پاکستان ۹۷٬۶۷۵(۸٪)، سوریه (اکثریت کردها) ۸۵٬۴۶۵ (۷٪)، ایران با ۷۳٬۶۷۵ نفر (۶٪) از جمعیت خارجیان مقیم این کشور را تشکیل می‌دهند و در رده‌های بعدی اتباع فیلیپین، لبنان، اردن و عراق و برخی دیگر کشورها را می‌توان نام برد. ۹۸ درصد کارگران بخش خصوصی را خارجیان تشکیل می‌دهند قوانین کار تنظیم شده بیشتر جنبه دفاع از کارفرما را دارد تا کارگر. البته قانون جدید کار، بیش از چند سال است که به مجلس ارائه شده ولی تاکنون به تصویب نرسیده‌است.

ترابری و ارتباطات :

به لحاظ موقعیت جغرافیایی، حمل و نقل دریایی در کویت اهمیت شایان و درجه اول دارد. در واقع شالوده و هویت این کشور با وجود یک بندرگاه مناسب بازرگانی در خلیج کویت در هم آمیخته و اساس پیدایش این امیرنشین کوچک حاشیه خلیج فارس به‌شمار می‌رود. کویت ناوگان کشتیرانی بازرگانی اختصاصی در اختیار ندارد بلکه یکی از شرکای (شرکت کشتیرانی متحده عرب) است که بیشتر حمل و نقل بازرگانی کویت را انجام می‌دهد. این شرکت کشتیرانی در سال ۱۹۷۶ تأسیس شده و دیگر شرکای آن کشورهای عرب حوزه خلیج فارس هستند کشتیهای این شرکت بین کشورهای اروپایی، بنادر دریای مدیترانه، ژاپن، سواحل شرقی آمریکا، آمریکای جنوبی و بنادر عربی خلیج فارس و دریای سرخ رفت‌وآمد می‌کنند. کویت برای حمل و نقل مسافر و کالا علاوه بر ناوگان دریایی از خطوط هوایی خود نیز استفاده می‌کند. ناوگان هوایی کویت در خطوط هواپیمایی کویت که یک شرکت دولتی است و توسط سازمان هواپیمایی کشوری کویت اداره می‌شود متمرکز است. کویت دارای ۶ فرودگاه قابل پرواز است که در میان آن‌ها از یک فرودگاه برای پروازهای بین‌المللی بهره‌برداری می‌شود. در بخش حمل و نقل زمینی با توجه به مساحت کم کویت، تمرکز جمعیت در کناره ساحل و عمدتاً در بخش مرکزی و خلیج کویت فاقد شبکه راه‌آهن است و حمل و نقل زمینی جاده‌ای از لحاظ جابجایی مسافر پس از هواپیمایی و از لحاظ جابجایی کالا پس از کشتیرانی قرار می‌گیرد. کویت در بین کشورهای عربی، دارای بالاترین رقم سرانه خودروهای شخصی است و از این حیث در جهان پس از ۶ کشور صنعتی پیشرفته در رتبه هفتم قرار می‌گیرد.

خطوط مخابراتی :

کویت از لحاظ وضعیت ارتباطات تلفنی وضعیت مناسبی دارد. خدمات تلفنی کویت از طریق ۳۵ ایستگاه در سراسر خاک کویت انجام می‌شود. رقم سرانه خطوط تلفن در کویت۴ در هزار است. کویت مثل سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از تجهیزات مخابراتی گسترده‌ای برخوردار است. در این کشور بیش از۵ هزار شماره تلفن ثابت و۲ هزار شماره تلفن همراه فعال است. مردم کویت امواج ۲۷ ایستگاه رادیویی و یک ایستگاه رادیویی با طول موج کوتاه را دریافت می‌کنند، ضمن آنکه برنامه‌های تلویزیونی این کشور از طریق ۱۳ شبکه در سراسر کشور پخش می‌شود. از لحاظ امکانات ترانزیتی و راه‌های مواصلاتی، کویت فاقد خطوط ریلی است، ولی نزدیک به ۴ هزار و ۴۵۰ کیلومتر جاده، ۸۷۷ کیلومتر لوله انتقال نفت خام، ۴ کیلومتر لوله انتقال فراورده‌های نفتی، ۱۶۵ کیلومتر لوله انتقال گاز طبیعی، ۶ بندر تجاری و صیادی و ۷ فرودگاه بزرگ و کوچک در این کشور وجود دارد. چهار فرودگاه کشور کویت نیز شرایط پذیرش هواپیماهای پهن پیکر را دارا است.

بازرگانی خارجی :

تقریباً بجز نفت و دیگر فراورده‌های نفتی، نیازمندیهای کویت از خارج وارد می‌شود و شهروندان آن با داشتن درآمد سرانه سالانه نزدیک به ۱۴ هزار دلار، قدرت خرید، سطح معیشتی بالا و روحیه مصرف‌گرا، بازاری پرکشش برای کالاهای وارداتی را فراهم کرده‌اند. بدین ترتیب میانگین سرانه واردات کالا در کویت بیشترین رقم در بین کشورهای جهان است که در سال ۱۹۸۷، ۸۱۸ دینار کویت بود. کویت از یک سیاست بازرگانی آزاد که خود جزئی از سیستم اقتصادی آزاد به‌شمار می‌آید پیروی می‌کند و برای واردات بسیاری از کالاها ممنوعیتی ندارد. مقررات گمرکی کویت نیز سهل گیرانه‌است. تعرفه‌های گمرکی در سه دسته ۴٪، ۸٪ و بیشتر از ۸٪ اعمال می‌شود.

صادرات

طبیعتاً نفت و فراورده‌های نفتی مهم‌ترین اقلام صادراتی کویت و بیش از ۹۶٪ آن را تشکیل می‌دهند. در سال ۱۹۹۴ مجموع ارزش صادرات کویت، ۳۴/۳ میلیارد دینار (بیش از ۱۱ میلیارد دلار) بود که از این رقم ۱۱/۳ میلیارد دینار (۳/۱۰ میلیارد دلار) را صادرات نفتی تشکیل می‌دادند.

واردات

جمع ارزش واردات کویت طی سال ۹۳ (بدون احتساب خریدهای تسلیحاتی) ۸۴/۱۲۳/۲ میلیون دینار (بیش از ۷ میلیارد دلار) بود که به واردات ۴۴ قلم کالا اختصاص یافت. مهم‌ترین اقلام وارداتی کویت حسب ارزش در سال ۱۹۹۳ را انواع خودرو و لوازم یدکی، هواپیماهای مسافربری، زیورآلات، جواهرات و فلزات قیمتی، دام زنده، منسوجات، لوله برای خطوط لوله نفت، پوشاک، تجهیزات صنایع نفتی و گاز، دارو، لوازم منزل، دکوراسیون منزل، سیگار، لوازم الکتریکی منزل و ساختمانی، لاستیک، موادغذایی، تجهیزات ارتباطات و حمل و نقل تشکیل می‌دادند. براساس آمار سال ۱۹۹۲ فرانسه، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، هند، هنگ کنگ، چین، پاکستان، مصر، ایتالیا، فیلیپین، بحرین، آمریکا مهم‌ترین کشورهای واردکننده کالاهای غیرنفتی از کویت هستند. برپایه همین آمار آمریکا، ژاپن، آلمان، انگلستان، فرانسه، ایتالیا، هند و عربستان سعودی کشورهای عمده صادرکننده کالا به کویت هستند که رقم صادرات هریک از آن‌ها بیش از ۳۵۰ میلیون دلار بوده‌است. جمهوری اسلامی ایران در سال‌های ۱۹۹۴ با ۰۹۳/۲۶ میلیون دینار هیجدهمین، در سال ۱۹۹۵ با ۶۳۶/۲۴ میلیون دینار بیست و یکمین، در سال۱۹۹۶ با ۸۱۳/۱۹ میلون دینار بیست و ششمین و در سال ۱۹۹۷ با ۳۷۴/۱۸ میلون دینار بیست و هفتمین کشور صادرکننده کالا به کویت بود.

نیروهای نظامی :

نیروهای نظامی کویت از چندین بخش تشکیل شده‌است و بیشتر جنبه دفاعی دارد. بخش‌های دولتی آن شامل وزارت دفاع، وزارت کشور (شامل گارد ساحلی)، گارد ملی و اداره خدمات آتش‌نشانی است. امیر کویت فرمانده کل قوای نظامی دفاعی کویت، و ولیعهد معاون فرمانده کل می‌باشد.

منبع : ویکی پدیا

فرودگاه سوم شهر استانبول به عنوان بزرگترین فرودگاه جهان امروز طی مراسمی با حضور ‘رجب طیب اردوغان’ رییس جمهوری ترکیه، مقامات محلی و بیش از 50 مقام خارجی از جمله محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران افتتاح شد.

در مراسم افتتاحیه این فرودگاه، علاوه بر ظریف، شیخ تمیم بن حمد آل ثانی امیر قطر، رهبر بخش ترک نشین قبرس، رییسان جمهوری سودان، پاکستان، قرقیزستان، آلبانی، کوزوو و مولداوی و نخست وزیران بلغارستان، بوسنی و هرزه گوین، صربستان و وزیر امور خارجه گرجستان و جمهوری آذربایجان شرکت کرده اند.

فرودگاه سوم استانبول که به مناسبت نود و پنجمین سالروز تاسیس جمهوری ترکیه بهره برداری شد، در زمینی به مساحت 76.5 میلیون مترمربع احداث شده است، سالانه میزبان 200 میلیون مسافر داخلی و خارجی خواهد بود.

شبکه خبری سی.ان.ان ترک اعلام کرد که این فرودگاه قرار است به 250 شرکت هواپیمایی و 350 مسیر هوایی از کشورهای مختلف جهان خدمات حمل و نقل هوایی ارائه دهد.
برای ساخت این فرودگاه بالغ بر 6 میلیارد یورو سرمایه گذاری شده و قرار است مراحل ساخت نهایی آن در سال 2023 به اتمام برسد.
بهره برداری و مدیریت این فرودگاه به مدت 25 سال به شرکتی به نام ایگا واگذار شده که این شرکت طی این مدت، 26 میلیارد و 140 میلیون یورو به عنوان حق اجاره به دولت ترکیه پرداخت خواهد کرد.

این فرودگاه دارای 6 باند پروازی مستقل بوده و ظرفیت پذیرش و حضور همزمان 500 هواپیما را دارد و پس از بهره برداری کامل، بزرگترین و مجهزترین مجتمع فرودگاهی جهان خواهد بود.

این فرودگاه در مدت 42 ماه ساخته شده و ظرفیت روزانه 2000 نشست و برخاست هواپیما را دارد.
فرودگاه سوم که در بخش اروپایی شهر استانبول ساخته شده، دارای پارکینگی با ظرفیت 25 هزار خودرو بوده و در نوع خود بزرگترین پارکینگ در اروپا محسوب می شود.
اولین پرواز خارجی این فرودگاه در اول نوامبر (10 آبان) به بخش ترک نشین قبرس و در هشتم نوامبر(17 آبان) به جمهوری آذربایجان انجام خواهد شد و در پایان سال میلادی جاری، ارائه خدمات هوایی روزانه برای دو هزار پرواز آغاز خواهد شد.

منبع : ایرنا

درباره کره جنوبی

کرهٔ جنوبی که با نام رسمی جمهوری کره (به کره‌ای: 대한민국) نیز شناخته می‌شود، کشوری است در بخش جنوبی شبه‌جزیرهٔ کره در شرق آسیا. پایتخت آن شهر سئول است.

سئول پایتخت کشور کره جنوبی و یک شهر مدرن و صنعتی می‌باشد. این شهر از سال ۱۹۴۸ پایتخت کره جنوبی بوده‌است. جمعیت این شهر بالغ بر ۱۰ میلیون نفر و بزرگترین شهر کشور کره جنوبی است که یکی از بزرگترین شهرهای دنیا به حساب می‌آید. محدوده پایتخت کره جنوبی (سئول به همراه محدوده وابسته به سئول) دومین محدوده متروپولیتن در دنیا به حساب می‌آید. این شهر قدمتی بالغ بر ۲۰۰۰ سال دارد و تقریباً یک چهارم کل جمعیت کره جنوبی در این شهر زندگی می‌کنند.

تاریخ :

برای آگاهی از تاریخ شبه‌جزیرهٔ کره پیش از جدایی دو کره، نگاه کنید به کرهٔ شمالی.

در پی جنگ جهانی دوم، سربازان شوروی و آمریکا به‌ترتیب، بخش‌های شمالی و جنوبی کشور را به کنترل خود درآوردند. با وجود به رسمیت شناختن اولیهٔ کرهٔ متحد در کنفرانس قاهره، خصومت فزایندهٔ جنگ سرد، سرانجام به تشکیل دو دولت جداگانه با ایدئولوژی‌های مختص خود منجر شد و تقسیم کره به دو موجودیت سیاسی مجزا را باعث گشت: کرهٔ شمالی و کرهٔ جنوبی. در شمال، یک پارتیزان ضد ژاپن و فعال سابق کمونیست، کیم ایل سونگ و در جنوب، یک رهبر سیاسی دست راستی و تبعیدی، سینگمان ری به‌عنوان رئیس‌جمهور به قدرت رسیدند.

در ۲۵ ژوئن سال ۱۹۵۰ کرهٔ شمالی با هجوم به کرهٔ جنوبی، جنگ کره را آغاز کرد. سرانجام و پس از پیشرفت‌های زیاد از هر دو طرف، جنگ به بن‌بست رسید. صلح موقت سال ۱۹۵۳ که هیچ‌گاه توسط کرهٔ جنوبی امضاء نشد، شبه‌جزیره را در امتداد منطقهٔ بی‌طرف در نزدیکی خط مرزی در حدود عرض جغرافیایی ۳۸ درجه به دو نیم تقسیم کرد. تاکنون هیچ معاهدهٔ صلحی امضاء نشده و دو کشور از نظر حقوقی هنوز در جنگ هستند.

سیاست :

حکومت این کشور جمهوری است. قوهٔ مقننه از یک مجلس ملی با ۲۳۱ عضو (برای یک دورهٔ شش‌ساله) تشکیل شده‌است. قانون اساسی موجود در سال ۱۹۴۸ تدوین و در سال ۱۹۷۲ اصلاحاتی بر آن افزوده شده‌است.

احزاب مهم آن عبارت‌اند از: حزب جمهوری دموکراتیک (DRP) حزب دموکراتیک جدید و حزب دموکراتیک عدالت.

کرهٔ جنوبی در سال ۱۹۴۵ مستقل شده و روزهای ملی آن ۱ مارس و ۵ اوت است.

این کشور علاوه بر عضویت در سازمان ملل متحد، در سازمان‌های زیر نیز عضویت دارد: آدب، آسپاک، سی سی دی، اسکاپ، فائو، گات، یااآ، ایکائو، بانک جهانی، ایفک، ایمکو، ایمف، ایتو، اونکتاد، یونسکو، یوپو، وهو، ومو.

جغرافیا :

کرهٔ جنوبی با ۱۰۰٬۲۲۲ کیلومتر مربع وسعت (صد و نهمین کشور جهان) در نیمکرهٔ شمالی، نیمکرهٔ شرقی، در شرق قارهٔ آسیا، در کنار دریای زرد (در غرب) و ژاپن (در شرق) و چین شرقی (در جنوب)، و در همسایگی کشور کرهٔ شمالی (در شمال) واقع شده‌است.

کرهٔ جنوبی بخش جنوبی شبه‌جزیرهٔ کره را در بر می‌گیرد، که تقریباً ۱۱۰۰ کیلومتر طول دارد. این شبه‌جزیرهٔ کوهستانی از غرب در کنار دریای زرد و از شرق در مجاورت دریای ژاپن (دریای شرق) قرار دارد. در جنوب این شبه‌جزیره، تنگهٔ کره و دریای جنوب چین واقع شده‌اند.

کرهٔ جنوبی کشوری نیمه کوهستانی است و ارتفاعات آن عمدتاً در نواحی مرکزی و شمال شرقی واقع شده‌اند (از جمله کوه‌های تیسماک). جلگه‌ها در آن وسعت فراوانی دارند و مهم‌ترین رودهای آن عبارت‌اند از: هان، ناک‌دونگ، گئوم، بوک‌هان و نام‌هان. این کشور دارای جزیره‌های فراوانی است و جنگل‌ها در آن وسعت زیادی دارند. آب و هوای آن گرم و مرطوب و پرباران است.

پایتخت این کشور، شهر سئول (۹٬۷۹۴٬۰۰۰ نفر در سال ۲۰۱۰) است و پرجمعیت‌ترین شهرهای آن عبارت‌اند از بوسان (۳٬۷۰۰٬۰۰۰ نفر)، دائگو (۱٬۳۰۹٬۰۰۰ نفر)، اینچئون (۷۹۷٬۰۰۰ نفر) و گوانگجو (۶۰۶٬۵۰۰ نفر).

بندرهای مهم کرهٔ جنوبی عبارت‌اند از: بوسان در ساحل دریای ژاپن و اینچئون در ساحل دریای زرد.

کل مساحت کشور، ۱۰۰٬۲۱۰ کیلومتر مربع است. کرهٔ جنوبی را می‌توان به چهار منطقهٔ کلّی تقسیم کرد: منطقهٔ شرقی که دارای رشته‌کوه‌های مرتفع و ساحل مسطح است، منطقهٔ غربی با ساحل سطح و وسیع که حوزهٔ آبگیر رودخانه‌ها است و دارای تپه‌های دوار می‌باشد، منطقهٔ جنوب غربی با کوه‌ها و دره‌ها، و منطقهٔ شمال شرقی که حوزهٔ وسیع رودخانهٔ ناک‌دونگ است.

نوع زمین در کرهٔ جنوبی بیشتر کوهستانی است که بیشتر آن قابل کشت نمی‌باشد. زمین‌های پست عمدتاً در غرب و جنوب شرقی این کشور واقع شده‌اند و تقریباً ۳۰ درصد از کل مساحت کشور را تشکیل می‌دهند. تقریباً سه هزار جزیره که بیشتر آن‌ها کوچک و غیر مسکونی‌اند در سواحل غربی و جنوبی این کشور واقع شده‌اند. استان Jeju تقریباً در ۱۰۰ کیلومتری جنوب ساحل کره قرار دارد که بزرگترین جزیرهٔ این کشور می‌باشد و که مساحت آن ۸۴۵٫۱ کیلومتر مربع است. استان Jeju همچنین مکان قرارگیری مرتفع‌ترین نقطهٔ کرهٔ جنوبی، Hallasa می‌باشد که دارای ارتفاع ۱۹۵۰ متر از سطح دریا است.

جزایر Liancourt Rocks و Vlleungdo شرقی‌ترین و Socotra Rock جنوبی‌ترین جزایر کرهٔ جنوبی می‌باشند.

کرهٔ جنوبی دارای ۲۰ پارک ملی و چندین مکان طبیعی ملی مانند Boseon و همچنین پارک اکولوژیکی خلیج Sun cjeon دراستان Jeohha جنوبی است.

تقسیمات کشوری :

بر اساس آخرین تقسیمات کشوری، کرهٔ جنوبی از ۹ استان و ۲ شهر ویژه تشکیل گردیده که زیر نظر فرماندار انتصابی دولت مرکزی اداره می‌شوند و مشخصات آن‌ها به شرح زیر است:

Provinces of South Korea.svg

شماره نام نوع مساحت
(کیلومتر مربع)
مرکز
۱ سئول شهر ویژه ۶۱۴
۲ بوسان کلان‌شهر ۳۷۳
۳ دائگو کلان‌شهر
۴ اینچئون کلان‌شهر
۵ گوانگجو کلان‌شهر
۶ دائجون کلان‌شهر
۷ اولسان کلان‌شهر
۱۶ چجو ایالت خودمختار ۱۸۲۹ چجو
۱۳ چولای جنوبی ایالت ۱۲۰۶۰ موان
۱۲ چولای شمالی ایالت ۸۰۵۰ چونجو
۱۱ چونگچونگ جنوبی ایالت ۷۸۰۰ تائجون
۱۰ چونگچونگ شمالی ایالت ۷۴۳۶ چونگجو
۹ کانگوون ۱۶۷۱۴ چونچون
۱۵ کیانگسانگ جنوبی ایالت ۱۱۹۴۸ چانگ‌وون
۱۴ کیانگسانگ شمالی ایالت ۱۹۸۰۰ تائگو
۸ کیونگی ایالت ۱۰۹۶۰ سوون

اقتصاد :

کرهٔ جنوبی دومین رشد سریع اقتصادی دنیا در چهار دههٔ اخیر را دارا می‌باشد. در کرهٔ جنوبی، از سال ۱۹۶۳ و فقط ظرف مدت ۴۰ سال، درآمد سرانه بر حسب قدرت خرید، چیزی نزدیک به ۱۴ برابر افزایش یافت. دست یافتن به نتیجه‌ای مشابه برای بریتانیا بیش از دو سده (بین اواخر سدهٔ هجدهم و زمان حاضر) و برای آمریکا در حدود یک و نیم سده (از سدهٔ ۱۸۶۰ تا کنون) زمان برد.[۱] این پیشرفت قابل توجه که کرهٔ جنوبی را در کمتر از نیم قرن بدل به کشوری پیشرفته و ثروتمند نمود، اغلب معجزهٔ رودخانهٔ هان نامیده می‌شود و در مجامع بین‌المللی، صفت «ببر آسیا» را برای این کشور به ارمغان آورده‌است.

امروزه اقتصاد موفق کرهٔ جنوبی الگویی برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه است. کرهٔ جنوبی اکنون دارای اقتصاد توسعه‌یافتهٔ چندین هزار میلیارد دلاری است و یکی از اعضای سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) می‌باشد و توسط بانک جهانی جزو اقتصادهای دارای درآمد زیاد، و از دیدگاه صندوق بین‌المللی پول و سیا به‌عنوان یکی از اقتصادهای پیشرفته طبقه‌بندی شده‌است. همچنین سئول، پایتخت این کشور، یکی از ده شهر برجستهٔ اقتصادی و مالی جهان است. کرهٔ جنوبی علی‌رغم کمبود منابع طبیعی و دارا بودن کمترین مساحت در میان کشورهای گروه ۲۰، یکی از اقتصادهای نیرومند دنیا تلقی می‌شود. اقتصاد کرهٔ جنوبی، چهارمین اقتصاد بزرگ آسیا و یازدهمین در دنیاست. همانند آلمان غربی و ژاپن، صنعتی‌سازی سریع از دههٔ ۱۹۶۰، کرهٔ جنوبی را به یکی از بزرگترین کشورهای صادرکننده در جهان تبدیل کرد. این کشور، هفتمین شریک بزرگ تجاری آمریکاست. کرهٔ جنوبی دومین میزان ذخایر را در میان کشورهای توسعه‌یافته داراست و همچنین ششمین ذخایر ارزهای خارجی را در جهان داراست. با وجود دارا بودن وضعیت توسعه‌یافته، کرهٔ جنوبی حرکت خود را به سوی رشد اقتصادی سریع، همراه با بیشترین میزان تولید ناخالص ملی، صادرات و تولیدات صنعتی در جهان توسعه‌یافته ادامه می‌دهد. در اکتبر سال ۲۰۰۸، صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرد که اقتصاد کرهٔ جنوبی در سال ۲۰۰۹ از کانادا و در سال ۲۰۱۱ از اسپانیا پیشی خواهد گرفت و سرانهٔ تولید ناخالص این کشور در سال ۲۰۰۹ از نیوزلند، در سال ۲۰۱۲ از ایتالیا و در سال ۲۰۱۳ از اسپانیا بیشتر خواهد شد.

در سال ۱۹۹۶ کرهٔ جنوبی عضو «سازمان همکاری اقتصادی و توسعه» (پیمانی برای رشد اقتصادی بیشتر) شد. کرهٔ جنوبی همانند بسیاری دیگر از همسایه‌های آسیایی خود، متحمل بحران اقتصادی سال ۱۹۹۷ آسیا شد؛ اما این کشور قادر گشت که دوباره برخیزد و پس از یک ترمیم سریع به رشد خود به سوی تبدیل شدن به یکی از قدرت‌های عمدهٔ اقتصادی جهان ادامه دهد.

کرهٔ جنوبی به‌واسطهٔ شرکت‌های چندملیتی با فناوری پیشرفته، مانند سامسونگ و هیوندای-کیا و ال‌جی، هفتمین صادرکنندهٔ بزرگ جهان است.

مردم و فرهنگ :

جمعیت کره جنوبی حدود ۵۱ میلیون نفر است. در سال ۲۰۱۶، بیش از دو میلیون خارجی در این کشور به‌طور قانونی زندگی می‌کردند. در سال ۲۰۱۸ میلادی با احتساب حدود ۲۱۰ هزار مهاجر ثبت نام نشده، خارجیان تنها حدود ۴ درصد از کل جمعیت این کشور را تشکیل می‌دادند.[۲]

اکثریت قومی این کشور را کره‌ای‌ها تشکیل می‌دهند. ۴۶٫۵ درصد از مردم این کشور بی‌دین هستند،[۳] ولی مابقی مردم آن اکثراً پیرو آیین‌های بودایی، کنفوسیوسی، چوندوگیو و مسیحی کاتولیک و پروتستان هستند. زبان رسمی و رایج، زبان کره‌ای است.[نیازمند منبع]

از سال ۱۹۴۵ که دو کره از هم جدا شدند، تغییرات فرهنگی را تجربه کرده‌اند، ولی فرهنگی مشترک داشته‌اند. از نگاه فرهنگی، شبه‌جزیرهٔ کره بخشی از همسایهٔ بزرگترش، یعنی چین بوده‌است. دو کره هیچ‌وقت نتوانسته‌اند از این حیث، جدا از چین باشند. در برنامه‌های فرهنگی و آموزشی، وزیران فرهنگ کرهٔ جنوبی، مردم را هم به هنر سنتی تشویق می‌کنند و هم به هنر مدرن. هنر سنتی تحت تأثیر آیین کنفسیوسی و تائوئیسم بوده‌است. سفالگری کره نظیر سفالگری جوسون، بیکجا، بونچونگ و گوریو در عالم زبانزد است. با توجه به این که کره در تاریخش ویرانی و سازندگی زیادی را تجربه کرده، معماری این کشور از آمیزهٔ زیبای طبیعت و معماری به وجود آمده‌است. پشت بام کاهگلی و سامانهٔ دوبنده‌دار (شبیه هلال) و زمینی آن که توسط اوندول فرا گرفته شده و گرما داده شده‌است. کمال هنرشان را می‌توان در ۹ اثر به ثبت رسیده در یونسکو مشاهده کرد. موسیقی کره‌ای (کی پاپ) هم در سال‌های اخیر با درخشش گروه‌ها و خواننده‌هایی مانند سای، بی‌تی‌اس (گروه موسیقی)، اکسو (گروه موسیقی) و بلک پینک پیشرفت زیادی داشته‌است که از آن با عنوان موج کره‌ای یاد می‌شود و باعث ترویج فرهنگ این کشور در تمام دنیا شده است .[۴]

منبع : ویکی پدیا

درباره کره شمالی

کُره شمالی با نام رسمی جمهوری دموکراتیک خلق کره (جمهوری دموکراتیک مردم کره)، کشوری در بخش شمالی شبه‌جزیره کره در شرق آسیا است. پایتخت و بزرگ‌ترین شهر آن پیونگ‌یانگ است. این کشور از جنوب با کره جنوبی از شمال با جمهوری خلق چین و در زاویه شمال شرقی مرز کوچکی با روسیه دارد.

جمعیت کره شمالی ۲۴ میلیون نفر و زبان رسمی آن کره‌ای است. واحد پول این کشور وون کره شمالی است. از جمعیت این کشور حدود ۶۴ درصد بی‌دین، ۱۶ درصد پیرو شمن‌باوری کره‌ای، ۱۳ درصد چئوندوی‌باور، و ۴٫۵ درصد پیرو آیین بودایی هستند. این کشور یک کشور تک‌حزبی است که توسط حزب کارگران کره اداره می‌شود و دولت این کشور پیرو ایدئولوژی جوچه (خودکفایی) است. این ایدئولوژی را کیم ایل-سونگ، نخستین رئیس‌جمهور کره شمالی پایه‌ریزی کرد و او پس از مرگش، رئیس‌جمهور ابدی کره شمالی اعلام شد.

جوچه در سال ۱۹۷۲ در قانون اساسی جدید کره شمالی، ایدئولوژی رسمی دولتی اعلام شد و هرگونه اشاره‌ای به واژه‌های خارجی مارکسیسم-لنینیسم و کمونیسم از قانون اساسی کره شمالی حذف شد اما همچنان نشان کمونیستی داس و چکش در کنار قلموی مرکب ‏(en)‏ (یا همان قلم خوش‌نویسی در شرق دور) بر روی تسلیحات نظامی یا آثار جوچه مانند یادبود تأسیس حزب ‏(en)‏ کارگری در پیونگ یانگ به عنوان کمونیسم وطنی حفظ شده‌است.[۱] کره شمالی روابط تنش‌آمیزی با برخی کشورهای منطقه‌ای خود و جهان غرب دارد و برنامه‌های موشکی و هسته‌ای کره شمالی مناقشه‌برانگیز بوده‌است.

شبه‌جزیره کره در اواخر سده نوزدهم تا اوایل سده بیستم توسط امپراطوری کره اداره می‌شد. این شبه‌جزیره از سال ۱۹۰۵ به تصرف امپراتوری ژاپن درآمده و پنج سال بعد به‌طور رسمی بخشی از کشور ژاپن شد. با شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم قسمت شمالی به تصرف اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی و قسمت جنوبی به تصرف آمریکا درآمد. به این ترتیب کره شمالی صاحب حکومتی متحد با بلوک شرق شده و کره جنوبی صاحب حکومتی طرفدار غرب شد در حالی که هر دو مدعی حکومت بر کل شبه‌جزیره بودند این اختلاف در سال ۱۹۵۰ به جنگ کره انجامید که در سال ۱۹۵۳ با پیمان آتش‌بس خاتمه یافت. حکومت کیم ایل سونگ (۱۹۴۸ تا ۱۹۹۴) کشور را به کشوری منزوی تبدیل کرد که این انزوا پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ تشدید شد.[۲]

پس از مرگ کیم ایل-سونگ پسرش کیم جونگ-ایل رهبری کشور را عهده‌دار شد و از سال ۲۰۱۲ در پی مرگ کیم جونگ-ایل، رهبری این کشور در اختیار کیم جونگ-اون پسرش است.

کره شمالی از جمله چند کشوری است که شورای حقوق‌بشر سازمان ملل متحد آن را به نقض گسترده حقوق بشر متهم ساخته‌است.[۳]

سیاست‌مدارانی که در کره شمالی مورد غضب رهبر این کشور قرار می‌گیرند خیلی زود ناپدید می‌شوند. انتشار خبر اعدام یکی از وزیران این کشور به وسیله ضدهوایی انتقادات زیادی را برانگیخت هرچند این خبر بطور قطع تأیید نشد.[۴]

تاریخ :

پیدایش

تاریخ کره به عصر برنز بر می‌گردد. در سال ۱۹۴ پیش از میلاد یک سردار فراری چینی به نام ویمن قدرت را در این منطقه به دست گرفت؛ ولی چندی نینجامید که دودمان هان در چین، حکومت وی را سرنگون ساخت و کره جزئی از امپراتوری چین شد. کره در ۱۰۸ پیش از میلاد به چهار مستعمره مجزای چین تقسیم شد.

دولت‌های سلطنتی و رواج آیین بودا

در حدود سال ۳۵۰ میلادی سه دولت سلطنتی در شبه جزیره کره تشکیل یافت که عبارت بودند از: شیلا، باکجه و گوگوریو که در میان آن‌ها دولت شیلا از اقتدار بیشتری برخوردار بود. در همین ایام آئین بودائی رواج یافت. دولت شیلا موفق شد به کمک چین، باکجه را در سال ۶۶۰ و گوگوریو را در سال ۶۶۸ به خاک خود ضمیمه نماید. در سال ۶۷۶ میلادی کشور متحد جدید توانست قوای چین را از خاک کره بیرون رانده و کنترل کامل شبه جزیره کره را در دست گیرد.

دودمان کوریو و حمله مغول‌ها

در سال ۹۱۸ میلادی بار دیگر فرمانروایی به نام وانگ کون توانست حکومت واحدی را در شبه جزیره کره تشکیل دهد و نامش را کوریو گذاشت. اما این حکومت نیز چندی بعد همچنان تحت نفوذ اعیان و اشراف ایالات مختلف که از اعقاب کشور شیلا محسوب می‌شدند قرار گرفت. با این همه حکومت کوریو تا سال ۱۲۳۱ به طول انجامید تا آنکه در آن سال قوم مغول کشور را تصرف کرد و به دنبال آن آئین کنفوسیوس در کره رواج یافت. در سال ۱۲۶۰ حکومت مغولان پایان یافت و حکومت کوریو دوباره برقرار شد.

پادشاهی چوسان

پیروان دین کنفوسیوس به تدریج در دستگاه‌های دولتی راه یافتند و سرانجام در سال ۱۳۹۲ میلادی به ریاست ارتشبد تائجو چوسان به حکومت کوریو پایان دادند و از این زمان پادشاهی چوسان تا سال ۱۸۹۷ کنترل کشور را در دست گرفت. ۲۶ پادشاه در طی حکومت این سلسله به قدرت رسیدند و پایتخت آنان شهر هان‌یانگ (سئول امروزی) بود.

در قرون پانزدهم و شانزدهم کره از نظر علمی و فرهنگی به پیشرفت‌های شایانی رسید. در زمان حکومت این امپراتوری آئین کنفوسیوس رسمیت یافت.

حملات دیگر کشورها

در سال ۱۵۹۲ ژاپنی‌ها به کره لشکرکشی کردند ولی حکومت با کمک چینی‌ها حمله آنان را دفع کرد. در اوایل قرن هفدهم کره تابع دولت چین شد ولی چنان از رابطه با دیگر کشورهای خارجی ابا داشت که به کشور (پادشاهی) منزوی معروف شد.

در قرن نوزدهم استثمار مردم توسط اشراف شدت گرفت. از نیمه دوم همان قرن علاقه کشور ژاپن به این سرزمین جلب شد. در سال ۱۸۷۶ سرانجام بنادر کره بر روی کشتیهای تجارتی خارجی گشوده شد. این امر با انعقاد یا معاهده تجاری اجباری با ژاپن صورت گرفت و کمی بعد آمریکا و کشورهای اروپایی وارد داد و ستد با کره شدند. این عمل نهایتاً منجر به دخالت دولت خارجی در امور داخلی کره شد.

دوران حکومت ژاپن

پس از پیروزی‌های ژاپن در نخستین جنگ با دودمان چینگ در چین (۱۸۹۴ تا ۱۸۹۵) (بخشی از نخستین جنگ چین و ژاپن) و جنگ با امپراتوری روسیه (۱۹۰۴ تا ۱۹۰۵) (بخشی از جنگ روسیه و ژاپن) کره به کلی تحت استیلای ژاپن قرار گرفت. حتی بین ۱۸۸۹ تا ۱۹۱۰ حکومتی به نام امپراطوری کره با نفوذ امپراتوری روسیه در این کشور پدید آمد. گوجونگ کره امپراتور کره خواست با اعزام هیئتی به دیوان بین‌المللی دادگستری در لاهه، کشور خود را از زیر نفوذ کشور ژاپن بیرون بیاورد؛ ولی با کشف این موضوع مجبور به استعفا شد و پسرش سانجونگ کره آخرین امپراتور دودمان یی به پادشاهی رسید.

در بین سال‌های ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۰ میلادی مبارزه بر ضد حکومت ژاپنی‌ها ادامه داشت. در سال ۱۹۱۰ میلادی کشور کره رسماً به امپراتوری ژاپن ضمیمه شد. ژاپن صنایع جدید و ترابری ریلی را در آنجا احداث کرد اما این امر نتوانست جلوی آزادی‌طلبی کره‌ای‌ها را بگیرد.

در اوایل مارس ۱۹۱۹ میلادی به دنبال مرگ آخرین امپراتور کره، یک گردهمایی عظیم با شرکت ۲ میلیون تَن در سئول برگزار شد و طی آن کره‌ای‌ها خواستار استقلال شدند. در طی این گردهمایی برخوردهای خونینی میان قوای ژاپنی و مزدوران کره‌ای آن‌ها با اجتماع کنندگان صورت گرفت که منجر به کشتن و زخمی شدن ۲۳۰۰۰ تن و دستگیری بیش از ۴۷۰۰۰ تن شد. در ماه آوریل همان سال رهبران استقلال‌طلبان، از جمله سینگمان ری آن چانگ هوو کیم کو دولت موقت کره را در شهر شانگهای چین تشکیل دادند. ژاپنی‌ها با نهایت قدرت استیلای خود را بر کره ادامه داده و سرمایه‌دارانش به غارت این سرزمین شدت بخشیدند.

جنگ جهانی دوم

در زمان جنگ دوم چین و ژاپن و جنگ جهانی دوم پایه‌های نفوذ ژاپن در کره به سستی گرائید. در ابتدای جنگ‌ها که شانگهای به تصرف ژاپن درآمد دولت موقت کره از آنجا متواری شد. در طی جنگ جهانی دوم، دولت‌های آمریکا، چین و بریتانیا به مردم کره وعده استقلال دادند. نیروهای استقلال طلب کره‌ای در سراسر چین پخش شدند و در سال ۱۹۴۲ میلادی به ژاپن اعلام جنگ دادند. این نیروها با نیروهای متفقین در کره همکاری کرده و تا زمان تسلیم ژاپن در سال ۱۹۴۵ میلادی به جنگ ادامه دادند.

تقسیم کره

در فوریه و ژانویه سال ۱۹۴۵ میلادی به ترتیب کنفرانس‌های بین‌المللی یالتا و پوتسدام تشکیل و کره به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شد. قسمت شمالی در تصرف شوروی و قسمت جنوبی در تصرف آمریکا بود. مدار ۳۸ درجه شمالی نیز تا زمان اتحاد مجدد به عنوان مرز دو کره تعیین شد؛ ولی همکاری دو دولت عملی نبود. زیرا در ناحیه شمال رهبری را کمونیست‌ها به عهده داشتند و در جنوب طرفداران غرب بر سر کار بودند. عاقبت در سال ۱۹۴۸ تقسیم کره به دو کشور صورت رسمی یافت و دو حکومت کره شمالی (جمهوری دمکراتیک خلق کره) و کره جنوبی (جمهوری کره) بر قرار شد.

استقلال

کره شمالی در سال ۱۹۴۵ مستقل شده و روز ملی آن نهم سپتامبر روز تأسیس حکومت در سال ۱۹۴۸ است. تا اواسط سال ۱۹۴۹ میلادی سربازان خارجی از هر دو کره خارج شده بودند. کره شمالی دارای حکومت کمونیستی به رهبری کیم ایل-سونگ شد که پس از مرگ او پسرش کیم جونگ-ایل رهبری کره را به عهده گرفت و پس از مرگ پسرش، هم‌اکنون کوچکترین نوه اش رهبری این کشور را بر عهده دارد.

جنگ کره :

آغاز جنگ با حمله کره شمالی

در ۲۵ ژوئن سال ۱۹۵۰ میلادی کره شمالی به کره جنوبی حمله‌ور شد. هفت لشکر پیاده و یک تیپ تانک عملیات را آغاز کردند. سازمان ملل متحد دست به کار شد و در همان روز شورای امنیت سازمان ملل متحد بدون حضور شوروی که جلسه را به دلیل دادن کرسی چین به تایوان تحریم کرده بود قطعنامه‌ای را تصویب کرد که طی آن خواستار توقف جنگ و عقب‌نشینی کره شمالی به شمال مدار ۳۸ درجه شد. در ۲۷ ژوئن ۱۹۵۰ شورای امنیت سازمان ملل متحد به پیشنهاد آمریکا تصویب کرد که نیروهای چند دولت عضو آن سازمان جهت مقابله با حمله کره شمالی به کره جنوبی بشتابند. به دنبال این تصمیم آمریکا و ۱۵ کشور دیگر نیروهای نظامی خود را برای شرکت در جنگ اعزام داشتند. ارتشبد داگلاس مک‌آرتور تا سال ۱۹۵۱ فرماندهی نیروهای سازمان ملل را به عهده داشت. در این مدت نیروهای کره شمالی با سرعت زیادی در حال پیشروی در خاک کره جنوبی بودند.

ورود غرب به جنگ

در روز ۲۸ ژوئن سئول به دست آنان سقوط کرد. پنج روز پس از حمله تردیدی باقی نماند که شکست نهایی از آن نیروهای کره جنوبی و متحدانش به خصوص آمریکا است. از این رو آمریکا سواحل کره را محاصره کرده و شروع به بمباران مناطق صنعتی و مسکونی کره شمالی نمود. در تمام این مدت تلفات سنگینی به متحدین وارد می‌شد تا اینکه نیروهای تازه‌نفس وارد جنگ شدند. در هفته‌های آغاز جنگ، نیروهای کره جنوبی و آمریکا به اطراف شهر بوسان در منتهای جنوب شرقی شبه جزیره کره عقب رانده شده بودند. به تدریج میزان نیروهای آمریکایی افزوده شد تا حدی که ورق به ضرر کره شمالی برگشت. در روز پانزدهم سپتامبر ۱۹۵۰ نیروهای آمریکایی در اینچئون واقع در ساحل غربی کره جنوبی پیاده شده و طی حمله‌ای برق آسا شهر سئول را اشغال کردند. سایر قوای متحدین نیز دست به تعرض زده و کمونیست‌ها به سوی شمال عقب‌نشینی کردند. قوای سازمان ملل به سوی نواحی شمالی پیش رفتند و در روز ۱۰ اکتبر شهر پیونگ‌یانگ پایتخت کره شمالی به دست آنان افتاد. در شانزدهم اکتبر نیروهای کره جنوبی به مرز منچوری یا همان رود یالو رسیدند و ظاهراً پیروزی برای آنان تکمیل شده بود.

ورود چین به جنگ

چین کمونیست به عنوان دفاع از مرزهای خود و به دلیل این که خود هدف بعدی نباشد در صحنه نبرد به نفع کره شمالی وارد شد. سربازان چینی در آغاز به صورت داوطلب در جبهه‌ها حضور داشتند اما لشکرهای منظم آنان بعدها وارد عمل شدند و در ماه نوامبر ۱۹۵۰ ضربات شدیدی بر نیروهای آمریکایی وارد آوردند. از همین ماه عقب‌نشینی سپاهیان سازمان ملل آغاز شد و ادامه یافت. تا روز سوم دسامبر ۱۹۵۲ سئول بار دیگر به دست نیروهای چینی و کره شمالی افتاد. حمله متقابل نیروهای آمریکایی سرانجام موجب تسلط دوباره آنان در بیست و هفتم آوریل سال ۱۹۵۲ بر سئول شد. در این میان، ارتشبد مک آرتور از فرماندهی متحد برکنار شد و ارتشبد متیو ریجوی جانشین وی شد (دلیل این عمل طرح مک آرتور برای بمباران اتمی مرز چین با کره شمالی به خاطر جلوگیری از ورود سیل سربازان چینی بود). به دنبال آخرین حمله تعرضی کمونیست‌ها که در ۱۶ مه ۱۹۵۳ صورت گرفت و سئول سقوط کرد نیروهای سازمان ملل به حمله نهایی دست زده و سئول را دوباره اشغال کردند. از ماه ژوئن تلاش برای مذاکره میان طرفین آغاز شد. با این حال جنگ‌های کوچکی همچنان در جریان بود که تلفات سنگینی بر جای نهاد. در این مدت تنها سربازان چین به یک حمله شدید دست زدند.

مذاکرات

مذاکرات ترک مخاصمه ادامه یافت و سرانجام در ۲۷ ژوئیه ۱۹۵۳ پیمان آتش‌بس جنگ کره امضاء شد. لازم است ذکر شود که هیچ‌گاه پیمان صلحی میان این دوکشور امضا نشد و دو کشور تا به امروز در حالت جنگ هستند.

خسارات

وضع دو کره نسبتاً به همان وضع سابق ماند. این جنگ، خرابی‌ها و خسارات و تلفات فراوان به بار آورد و بسیاری از تأسیسات صنعتی و شهرها در ضمن آن ویران شد. تلفات نیروهای سازمان ملل و کره جنوبی به ۷۴۰۰۰ کشته (۵۴۲۴۶ آمریکایی) و ۲۵۰۰۰۰ زخمی (۱۰۳۲۸۴ آمریکایی) و ۸۳۰۰۰ (اکثر آمریکایی) مفقودالاثر و اسیر رسید. تعداد کشته شدگان و زخمیان چینی ۹۰۰۰۰ تن و کره شمالی نیز ۵۲۰۰۰ تن بوده‌است. در ضمن حدود ۴۰۰۰۰۰ غیرنظامی نیز در طی این جنگ کشته شدند.

پس از جنگ

پس از پایان جنگ، دولت کره شمالی با استفاده از منابع سرشار این سرزمین دست به اجرای برنامه‌های وسیعی برای صنعتی‌سازی و ترمیم کشور زد. با کمک چین و شوروی، ترابری ریلی و کارخانه‌ها از نو ساخته شدند. برنامه پنج ساله‌ای که در سال ۱۹۵۸اعلام شد با مشکلاتی رو به رو شد. در سال ۱۹۶۰ برنامه‌ای برای صنعتی کردن بیشتر کشور اعلام شد.

در ۱۹۶۱ کره شمالی پیمان‌های نظامی با شوروی و چین منعقد ساخت. کره شمالی بارها به علت حضور سربازان آمریکایی در کشور کره جنوبی، پیشنهاد برای مذاکرات اتحاد دو کره را رد کرده‌است.

سیاست :

قوه مقننه

نظام حقوقی کشور بر اساس نظام حقوق مدنی پروس بنا شده که ژاپنی‌ها و نظریات حقوقی کمونیستی هم بر آن تأثیر گذاشته‌اند. امکان بازنگری قوانین توسط مراجع قضایی وجود ندارد.[۵] قوه مقننه کره‌شمالی از یک مجلس قانون‌گذاری به نام مجلس عالی خلق با ۶۸۷ عضو (برای ۵ سال) تشکیل شده که اعضای آن در انتخابات عمومی تعیین می‌شوند. آخرین دوره انتخابات در سال ۲۰۱۴ برگزار شده و دوره بعدی در سال ۲۰۱۹ برگزار می‌شود. انتخابات به این صورت است که حزب کارگران کره حزب حاکم کشور فهرستی از کاندیداها را منتشر کرده و بدون هیچ رقیبی انتخاب خواهند شد و تعداد معینی از کرسی‌ها برای احزاب کوچکتر در نظر گرفته می‌شود. این مجلس علاوه بر وضع قانون، نخست‌وزیر و قضات دادگاه عالی کشور را هم انتخاب می‌کند. قدرت اصلی از زمان تأسیس کشور در سال ۱۹۴۸ در اختیار حزب کارگران کره بوده‌است. دو حزب چوندوئیست چونگو و حزب سوسیال دموکرات هم در کشور فعال هستند که تحت کنترل حزب حاکم قرار دارند. عالی‌ترین نهاد، شورای دفاع ملی است که کیم جونگ-اون ریاست آن را بر عهده دارد.[۶]

نوع حکومت

کره شمالی معمولاً در رسانه‌ها یک دولت کمونیستی افراطی یا استالینیستی توصیف می‌شود. اما برخی از تحلیلگران منتقد این دولت معتقدند این حکومت هیچ ارتباطی با ایدئولوژی مارکسیسم-لنینیسم یا حتی استالینیسم ندارد و یک حکومت ناسیونال سوسیالیستی (البته بدون سودای امپریالیستی) است که در طیف راست افراطی (و نه چپ افراطی) سپهر سیاست قرار می‌گیرد و بیشتر به حکومت ژاپن دهه ۱۹۳۰ شباهت دارد تا کشورهای بلوک شرق. نوعی «حکومت دفاع ملی» که یک اقتصاد دستوری را هدایت می‌کند که تنها وظیفه تجهیز بیشتر ارتش و تأمین پول بیشتری برای نیروهای نظامی را بر عهده دارد. قانون اساسی موجود که در سال ۱۹۷۲ تدوین شده و دو بار در سال‌های ۱۹۹۲ و ۱۹۹۸ اصلاح شده، از هرگونه اشاره‌ای به کمونیسم و مارکسیسم لنینیسم خودداری کرده و ایدئولوژی رسمی کشور را مکتب جوچه نامیده‌است.[۷]

مکتب جوچه

کیم ایل سونگ اولین رهبر جمهوری کره شمالی بود که ایدئولوژی جوچه مبنی بر خودکفایی و استقلال را به عنوان ایدئولوژی رسمی حکومت برگزید. او پس از مرگ در سال ۱۹۹۴ میلادی به عنوان رئیس‌جمهور ابدی کشور تعیین شد و پسرش کیم جونگ-ایل رهبری کشور را برعهده گرفت، با مرگ کیم جونگ-ایل در سال ۲۰۱۱ میلادی کوچکترین پسرش کیم جونگ-اون رهبری این کشور را به عهده گرفت.

انتخابات

در کره شمالی انتخابات، همیشه تنها با حضور یک نامزد (رهبر کشور) برگزار می‌شود. رای‌دهندگان می‌توانند با خط زدن نام آن نامزد علیه او رای بدهند.[۸]

عضویت در سازمان‌های بین‌المللی

این کشور عضو سازمان ملل متحد است و در سازمان‌های فائو، ایکائو، گروه ۷۷، کمیته بین‌المللی المپیک، آنکتاد، یونسکو، یونیدو، سازمان بهداشت جهانی، جنبش غیرمتعهدها نیز عضویت دارد.

نیروی دفاعی :

«ارتش خلق کره» مجموعه‌ای از کارکنان مسلح نظامی کره شمالی است. این ارتش پنج شاخه دارد. کره شمالی دارای هجدهمین ارتش بزرگ جهان، با ۱٫۲۱ میلیون خدمه مسلح است و ۲۰٪ مردان ۱۷ تا ۵۴ ساله در زمره نیروهای مسلح عادی هستند. کره شمالی بالاترین درصد خدمه مسلح نسبت به هر کشور دیگری در جهان را داراست. به ازای هر ۲۵ نفر یک سرباز در این کشور موجود است.

کره شمالی همچنین دارای بزرگترین نیروهای ویژه و نیز بزرگترین ناوگان زیردریایی بعد از ایالات متحده آمریکا در جهان است.

برنامه‌های موشکی و هسته‌ای

کره شمالی دارای برنامه‌های موشکی و هسته‌ای است.[۹]

کره شمالی در سال‌های ۲۰۰۶، ۲۰۰۹، ۲۰۱۳، ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ میلادی، آزمایش‌های هسته‌ای را در عمق زمین در شمال کشور انجام داد.[۱۰]

جغرافیا :

موقعیت جهانی

کره شمالی با مساحت ۱۲۰۵۶۸ کیلومتر مربع (نود و سومین کشور جهان) نزدیک به نیمی از کشور بریتانیا وسعت دارد. این کشور در نیم‌کره شمالی در شرق قاره آسیا در کناره غربی دریای ژاپن و شرق خلیج کره و در همسایگی کشورهای کره جنوبی در جنوب چین در شمال و شمال غربی و روسیه در شمال شرقی واقع شده‌است.

عوارض زمینی

کره شمالی کشوری کوهستانی است که کوه‌ها در تمام نقاط آن کم و بیش پراکنده‌اند و جلگه‌ها بیشتر در کرانه‌های غربی و نیز در برخی نواحی ساحل شرقی واقع شده‌اند. از جمله رودهای آن می‌توان تومن، یالو، چونگچون، توئه دونگ و یسونگ را نام برد. جنگل‌ها پهنه وسیعی از آن را پوشانده‌اند. آب و هوای آن در نواحی شمالی معتدل و در سایر نواحی گرم و مرطوب است. کوه پکتو (۲۷۴۴ متر) بلندترین نقطه آن است و رود یالو (۸۰۰ کیلومتر) طولانی‌ترین رود کره شمالی است.

شهرها

پایتخت این کشور شهر پیونگ یانگ با ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ نفر جمعیت بوده و پرجمعیت‌ترین شهرهای آن هامهونگ (۴۸۴٬۰۰۰ نفر)، چونگجین (۳۰۶٬۰۰۰ نفر) سینوئیجو (۳۰۰٬۰۰۰ نفر) و ونسان (۲۷۵۰۰۰ نفر) هستند.

بنادر

بنادر مهم کره شمالی چونگجین، هام هونگ و ونسان در سواحل دریای ژاپن و نامپو در سواحل خلیج کره هستند.

تقسیمات کشوری :

بر اساس آخرین تقسیمات کشوری، کره شمالی از ۹ استان، ۴ شهرداری و ۲ شهر ویژه تشکیل شده که هر کدام زیر نظر یک شورای منتخب مردم اداره شده و مشخصات استان‌های آن به شرح زیر است:

جایگاه بر روی نقشه کد نام خط هانگول(خط بومی کره‌ای) خط هانجا(خط چینی کره‌ای)
KP-01 پیونگ‌یانگ 평양직할시 平壤直轄市
KP-02 استان پیونگان جنوبی 평안남도 平安南道
KP-03 استان پیونگان شمالی 평안북도 平安北道
KP-04 استان چاگانگ 자강도 慈江道
KP-05 استان هوانگهائه جنوبی 황해남도 黃海南道
KP-06 استان هوانگهائه شمالی 황해북도 黃海北道
KP-07 استان کانگوون 강원도 江原道
KP-08 استان هامگیونگ جنوبی 함경남도 咸鏡南道
KP-09 استان هامگیونگ شمالی 함경북도 咸鏡北道
KP-10 استان ریانگ‌گانگ 량강도 兩江道
KP-13 شهر بزرگ راسون 라선특별시 羅先特別市
KP-?? شهر بزرگ نامپو 남포특별시 南浦特別市

گاه‌شماری :

گاه‌شماری در کره شمالی بر بر مبنای زادروز کیم ایل-سونگ، بنیانگذار این کشور در ۱۵ آوریل ۱۹۱۲ تدوین شده‌است. بدین ترتیب در سال۲۰۱۸ میلادی، در کره شمالی سال ۱۰۶ است.[۸][۱۱]

انرژی :

در کره شمالی شب‌ها برای صرفه جویی در انرژی، برخلاف کره جنوبی شهرها خاموش هستند.[۱۲]

اقتصاد :

واحد پول

واحد پول آن وون کره شمالی است.

تولید ناخالص داخلی

تولید ناخالص داخلی آن ۴۰ میلیارد دلار (سال ۲۰۱۴) است.

نیروی کار

حدود ۲۰ میلیون نفر نیروی کار آن را تشکیل می‌دهند که حدود ۳۷٪ آن در بخش کشاورزی مشغول به فعالیت هستند. افرادی که در اردوگاه‌های کار اجباری محکوم هستند نیز بخش دیگری از اقتصاد را به دوش می‌کشند؛ و گاهی در مقطع زمانی دستورهایی از دفتر مر کزی حزب تحت عناوین شعار گونه مانند{بیایید چند دلار بیشتر برای رهبر کاسبی کنیم}برای کمک به اقتصاد مقاومتی کره اعمال می‌گردد. همچنین فرستادن کارگر به کشورهای مختلف و تصاحب دستمزد آن‌ها به عنوان مثال نود هشت دلار از صد دلار نیز راهی برای درآمدزایی حزب است.

منابع طبیعی

کره‌شمالی سرشار از ذخایر سنگ معدن اورانیوم است.[۱۳]

صادرات و واردات

صادرات کره شمالی مواد اولیه و برخی تجهیزات نظامی است. زغال سنگ اصلی‌ترین صادرات کره شمالی به چین است.[۱۴]

یکی از نظریات موجود درباره صادرات نظامی این کشور این است که کره شمالی موتور موشک های ایران را تامین میکند.

در مقابل، فراورده نفتی، زغال کک، ماشین آلات و مواد خوراکی وارد می‌کند. عمده تجارت این کشور با کشورهای چین و روسیه است.[۱۵] در کره برای درآمد بیشتر حکومت خاندان کیم علاوه بر زغال سنگ اقدام به صادرات گیاهان دارویی مانند جینسینگ که توسط زندانیان فراهم شده را به چین صادر می‌کنند. در این کشور کشت ماری جوانا قانونی بوده و مصرف آن هم مانعی ندارد و حکومت این کشور این گیاه را جزو مواد مخدر محسوب نمی کند و یکی از منابع درآمد آنان صادرات ماری جوانا است.

قحطی

در پی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این کشور با قحطی شدیدی در دهه ۱۹۹۰ میلادی رو به رو شد که به مرگ حدود نهصد هزار تا دو میلیون نفر انجامید.[۱۶] کره شمالی همواره با کمبود مواد غذایی روبرو بوده‌است. در دهه ۹۰ میلادی قحطی مواد غذایی جان دست کم ۱ میلیون تن را در این کشور گرفت. حدود یک سوم زنان و کودکان کره شمالی با سوء تغذیه روبرو هستند.[۱۷] سازمان ملل متحد می‌گوید که دو پنجم از جمعیت کره شمالی دچار سوءتغذیه هستند و بیش از ۷۰ درصد جمعیت به کمک‌های غذایی وابستگی دارند. در خلال تنش‌های سیاسی، تخمین زده می‌شود که ۱۸ میلیون نفر در سراسر جمهوری خلق کره همچنان از ناامنی غذایی و سوءتغذیه و همچنین فقدان دسترسی به خدمات اولیه رنج می‌برند.[۱۸] در همین دوران کمک‌های بشر دوستانه کره جنوبی و ایالات متحده و سازمان ملل به مردم کره شمالی در بازار سیاه کره شمالی فروخته می‌شد که این موارد باعث تردید جدی کشورها از اطمینان رسیدن کمک‌ها به مردم گردید.

مردم :

آمار

جمعیت این کشور در برآورد سال ۲۰۱۳ حدود ۲۴ میلیون و ۸۲۵ هزار نفر بوده‌است. میانگین سنی ۳۳٬۵ سال، رشد جمعیت ۰٫۵ درصد، میزان تولد ۱۴٬۸۲ در هزار و میزان مرگ ۷٬۹۲ در هزار، جمعیت شهری ۶۳ درصد، مرگ‌ومیر نوزادان ۵۱٫۳۴ نفر در هزار تولد و امید به زندگی ۶۱٫۲۳ سال برای مردان و ۶۶٫۵۳ سال برای زنان و میزان کلی باروری ۱٬۹۶ کودک برای هر زن است. سطح سواد در کشور ۹۹ درصد است.

طبقه‌بندی اجتماعی

مردم کره شمالی در یک سیستم طبقه‌بندی به نام سُنگ بون (در زبان کره‌ای به معنای مواد یا ماده) به سه طبقه اصلی تقسیم می‌شوند: ۱) طبقه هسته، ۲) طبقه مردد و ۳) طبقه متخاصم. در زیر شاخه این سه طبقه، ۵۱ رده‌بندی دیگر بر اساس امانتداری، وظیفه‌شناسی و وفاداری به رهبر کره شمالی و دولت کره شمالی وجود دارد. نهاد سنگ بون بدان معنی است که طبقه هر شهروند کره‌ای و رتبه‌بندی سیاسی-اجتماعی او از بدو تولد و بر اساس خانواده‌ای که در آن به دنیا آمده، به وی نسبت داده می‌شود. این بدان معناست که هیچ شهروند کره‌ای بر سنگ بون خود کنترلی نداشته در حالی که سنگ بون وی بر تمامی جوانب زندگی وی تأثیر می‌گذارد. گفتنی است که هر فرد از هر سُنگ بونی با فردی از سُنگ بون خود ازدواج می‌کند. به‌طور مثال مردی از سنگ بون هسته هرگز با زنی از سنگ بون متخاصم ازدواج نمی‌کند. بدین ترتیب این سیستم سنگ بون به‌طور دائمی در کره شمالی ادامه پیدا می‌کند[۱۹][۲۰]

طبقه هسته: طبقه وفادار به رژیم کیم محسوب می‌شود و به همین دلیل امتیازات قابل توجهی در تمامی جنبه‌های زندگی دریافت می‌کند. اعضای این طبقه شغل‌هایی را بر عهده دارند که به حفظ بقای رژیم کیم کمک می‌کند. این طبقه در تمامی زمینه‌های خدمات اجتماعی شامل کار، تحصیل، امکانات درمانی، و حتی امکانات غذایی، نسبت به بقیه طبقه‌ها اولویت دارد.[۱۹]

طبقه مردد: طبقه‌ای است که وفاداری اش به رژیم قابل بحث است اما می‌تواند به رژیم از طریق عملکرد مناسب اقتصادی، سیاسی خدمت کند. حکومت کره شمالی بر این باور است که آموزش مداوم ایدیولوژی رژیم برای این طبقه الزامی است.[۱۹]

طبقه متخاصم: طبقه‌ای است که حکومت دشمن و مخالف خود می‌داند. این طبقه از همه لحاظ (تحصیلات، کار، بهداشت و درمان، مواد غذایی و غیره) مورد تبعیض واقع می‌شوند.[۱۹]

فرهنگ :

ترکیب نژادی

اکثر مردم کشور از نژاد کره‌ای به همراه اقلیتی از چینی‌ها و تعداد کمی ژاپنی هستند.[۲۱][۲۲]

مذهب

کره شمالی دارای نظام بی‌خدایی حکومتی است.[۲۳] اما اهالی این کشور بطور سنتی پیرو آیین بودایی و کنفسیوس‌گرایی بوده‌اند. حدود ۶۴ درصد بی‌دین، ۱۶ درصد پیرو شمن‌باوری کره‌ای، ۱۳ درصد چئوندوی باور، و ۴٫۵ درصد پیرو آیین بودایی هستند.[۲۴]

زبان رسمی

زبان رسمی در این کشور زبان کره‌ای است.[۲۵]

وضعیت زنان

به خاطر ایدئولوژی حاکم بر این کشور تساوی بیشتری میان زنان و مردان کره شمالی نسبت به کره جنوبی حاکم است.[۲۶]

حقوق بشر و قوانین :

آزادی‌های اجتماعی در کره شمالی دارای محدودیت هستند.

در پی سیل‌های متعدد و بروز قحطی و خشک‌سالی در طول تاریخ کره شمالی ده‌ها هزار نفر و بیشتر جان خود را در این کشور از دست دادند.[۲۷] به سبب وقوع قحطی‌های فراوان و کمبود مواد خوراکی، آدم‌خواری در کره شمالی افزایش یافته‌است.[۲۷]
در کره شمالی موی بلند برای مردان و دامن‌های کوتاه برای زنان تحمل نمی‌شود.[۲۸] در این کشور آقایان می‌توانند از میان چند مدل مختلف یکی را انتخاب کنند. هر چند که همه آن مدل‌ها بر اساس کوتاهی در پشت و بغل‌ها طراحی شده‌اند.[۸]
پوشش مردم این کشور همچون دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ است. وقتی کسی از کره جنوبی به این کشور می‌آید مدرن بودن جنوبی‌ها واقعاً در مقایسه با شمالی‌ها برجسته می‌شود. سیستم پخش پارچه و لباس هم توسط دولت کنترل می‌شود و بیشتر اوقات مردم در خیابان‌ها دیده می‌شوند لباس‌های یک شکل و شیبه هم به تن دارند. این مسئله در مدارس هم به صورت جدی دنبال می‌شود و هر بخشی از زندگی مردم در کره شمالی از طریق قوانین خاصی کنترل می‌شود، البته مردم هم این وضع را پذیرفته‌اند.
تمام فعالیت‌های مذهبی زیر نظر گروه‌های وابسته به حکومت انجام می‌شود.
دولت‌های غربی جامعه کره شمالی را جامعه‌ای به شدت طبقاتی و برپایه روابط خویشاوندی و ارتباطات سیاسی توصیف می‌کنند.[۲۹]
بنا بر گفته دولت آمریکا شهروندان کره شمالی اجازه رفت‌وآمد آزاد چه در داخل و چه سفر به خارج از کشور را ندارند.[۳۰]
بعضی از پناهندگان اهل کره شمالی داستان‌هایی مبتنی بر بهره‌کشی بدنی، سقط جنین و بچه کشی در زندان‌های کره شمالی نقل می‌کنند.[۳۱]
کره شمالی دیکتاتورترین کشور جهان در فهرست دموکراسی واحد اطلاعات اکونومیست است.[۳۲]
در کره شمالی جشنوارهایی پرهزینه به نام بازی‌های توده در تجلیل از رهبر این کشور برگزار می‌شود که به مدت شش شب پیاپی در هفته و به مدت دو ماه برگزار می‌شود. در این نمایش‌ها صد هزار شرکت‌کننده از جمله رقاص و ژیمناست به اجرای نمایش می‌پردازند.[۳۳]
تاکنون بین ۷۰۰ هزار تا سه میلیون و پانصد هزار نفر در این کشور اعدام شده‌اند. اعدام می‌تواند حتی به دلیل یک تماس تلفنی ساده با خارج از کشور یا احتکار مواد غذایی صورت گیرد. این اعدام‌ها گاه در استادیوم‌های ورزشی در حضور هزاران تماشاگر انجام می‌شود.
در کره شمالی ساعت بیدار شدن مردم توسط شیپوری تعیین می‌شود که در سراسر شهرها و از طریق بلندگو پخش می‌شود. ساعت خوابیدن آن‌ها هم توسط سیستم خاموش کردن چراغ تعیین می‌شود.
اخیراً اعلام شده امکان استفاده از نام رهبر کره شمالی در این کشور ممنوع است و افرادی که همنام کیم جونگ-اون هستند باید سریعاً نام خود را تغییر دهند. دولت کره شمالی پیش از این در دوره حکمرانی دو رهبر پیشین هم استفاده از نام آن‌ها برای مردم این کشور را ممنوع کرده بود.[۳۴]
قوانین کشور، بعضی از شادی‌های اولیه را هم در زندگی مردم دریغ می‌کنند. به عنوان مثال دوربین به کره شمالی وارد نمی‌شود و مردم هم نمی‌توانند آن را تهیه کنند.[۳۵]
با وجود اینکه دولت کره شمالی کمک‌های زیادی از خارج دریافت می‌کند و مشخص نیست آن‌ها را به دست مردم می‌رساند یا بین طبقه خاصی پخش می‌شود.[۳۵]
در کره شمالی اردوگاه‌های کار اجباری وجود دارند. به‌طوری‌که اگر کسی مرتکب جرمی شود علاوه بر او کل خانواده اش به اردوگاه فرستاده می‌شوند. کسانی مانند گانگ چول هوان (زندانی سابق اردوگاه یودوک) در کتاب آکواریوم‌های پیونگ یانگ شرح زندگی ۱۰ ساله خود را در اردوگاه‌های کار اجباری کره شمالی آورده‌است. نتیجه هرگونه مخالفت و انتقاد از نظام حاکم و رهبر این کشور تبعید افراد به این اردوگاه هاست. وضعیت زندگی در آنجا به شدت اسفبار است چنان‌که اسیران از کمبود غذا گاه دست به خوردن موش‌ها می‌زنند.[۳۶]

در کره شمالی از وجود اردوگاه‌هایی مانند اردوگاه شماره ۱۴ برای زندانیان در جه یک یا اردوگاه یودوک برای زندانیان درجه دو و مطرودین طبقه‌ها که مورد تأیید رهبر یا دستگاه امنیتی نباشند فرستاده می‌شوند:صحبت در مورد زندانها و بازداشتگاه‌ها و اردوگاه برای مردم و مخصوصاً زندانیان آزاد شده که شهروندی درجه دو محسوب شده کاملاً ممنوع است.

شستشوی مغزی

این روش در کشور کره شمالی کاربردی عام دارد و سعی دارد تا نکاتی را در ذهن مردم ماندگار سازد مانند:

باور به آسمانی بودن رهبر و اینکه انسانی است ماورائی.
تنها کسی است که ۱۳ بار خلیج را دور زده.
کوچکترین انحرافی از دستورات و تفکرات رهبر، ایستادن در مقابل مردم و پایمال کردن اهداف والای رهبر و حزب حاکم به‌شمار می‌آید.
آغازکننده جنگ کره، کره جنوبی است که باهمکار امپریالیست خود ایالات متحده به خاک آن‌ها حمله کرده و در این نبرد مقدس چین تنها یاور آن‌ها بوده.
تاریخ کشور بر مبنای الهام از کشورهای غربی نیست بلکه از تولد رهبر کبیر و رئیس‌جمهور دائمی کره سال شمار کشور آغاز می‌شود.
مفسرین دستگاه امنیت، که مطالب دیکته شده از سوی سازمان امنیت را برای باقی مردم و زندانیان تفسیر می‌کنند، چون بیم آن می‌رود که مردم نتوانند مفهوم درست نظرهای رئیس حزب را به درستی درک کنند.
خودکشی در کره شمالی امری ممنوع بوده و استنباط می‌شود که فرد خودکشی‌کننده در حال فرار از لطف رهبر و زحمت کشیدن برای نظام مردمی کره شمالی است و قانوناً خانواده او تا سه نسل بعد در اردوگاه کار اجباری تبعید خواهند شد.

این موارد برای زندانیان بسیار شدید تر است، که بعد از هر شیفت کاری به مدت دو ساعت در جلسه خود اتهامی شرکت کرده به انتقاد از خود پرداخته و در انتهای جلسه نیز توسط دیگران مورد شماتت قرار می‌گیرد، زندانی باید به مواردی چون مطهر بودن حزب و رهبر، گناهکار بودن خویش، و مواردی در جهت تأیید حزب حاکم به زبان بیاورد و به خطاها و گناهان خود اعتراف کرده و در مورد نیک خواهی و مهربانی رهبر حزب سخن بگوید نمونه سرودی که در تقدیس خاندان کیم توسط مردم خوانده می‌شود:

در امتداد کوهستان چانگ بک رد خونی دیده می‌شود در امتداد رودخانه آموک رد خونی دیده می‌شود حتی امروز هم، بر فراز تاج گل کره آزاد آن رد خون باشکوه پرتو افشانی می‌کند آه! آه! ژنرال ما ژنرال کیم ایل-سونگ

در این کشور اینترنت به صورت محدود و سازمان یافته وجود دارد. کمتر کسی حق استفاده از موبایل و رایانه را دارد و شاید دلیل کمبود اطلاعات از داخل این کشور سانسور شدید حکومت بوده است.

رابطه خاص با چین :

پیونگ یانگ که از زمان جنگ دو کره بر حمایت نظامی و معنوی پکن تکیه کرده همچنان در عرصه‌های بین‌الملل از حمایت همه‌جانبه پکن بر خوردار بوده تا آنجا که با استقرار نیروی نظامی و پلیس از فرار مردم جلوگیری کرده یا با استقرار پلیس در اطراف سفارتخانه‌های کشورهای مختلف از ورود و دسترسی فراریان به سفارتخانه‌ها جلوگیری کرده و آن‌ها را به پلیس امنیت کره شمالی تحویل می‌دهد.

تحریمها و جامعه جهانی :

شورای امنیت و سازمان ملل در جلسات ادواری و ویژه خود همیشه فعالیت کره شمالی را غیرقانونی و بر خلاف معاهدات بین‌المللی خوانده‌است، اما کره شمالی قطعنامه‌هایی را که حتی با تأیید کشور حامی خود چین صادر می‌شود را اسناد مجرمانه غیرقانونی ” می‌داند. در تحریم‌هایی که در نشست شورای امنیت در سال ۲۰۱۷ برگزار گردید پانزده عضو شورای امنیت با اجماع به قطعنامه‌ای رأی مثبت دادند که هدف آن کاهش حدود ۶۰ درصدی صادرات سالانه زغال سنگ این کشور آسیایی است، بر اساس این قطعنامه جدید که پیش نویس آن توسط نمایندگی ایالات متحده آمریکا در سازمان ملل تهیه و به شورای امنیت ارائه شده‌است، صادرات مس، نیکل، نقره و روی کره شمالی نیز هدف تحریم قرار گرفته‌است، اعمال تحریم‌های جدید، در مجموع دست کم ۸۰۰ میلیون دلار از درآمد ارزی سالانه کره شمالی که صرف برنامه هسته‌ای غیرقانونی اش می‌کند کاهش خواهد یافت؛ این یعنی ۲۵ درصد کل صادرات سالانه آن کشور.

در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد در واکنش به آزمایش موشکی ماه گذشته کره شمالی، تحریم‌هایش علیه پیونگ یانگ را تشدید کرده که از جمله بخش عمده صادرات فراورده‌های نفتی به کره شمالی را ممنوع اعلام می‌کند. این قطعنامه که آمریکا پیش‌نویس آن را تهیه کرده بود روز جمعه (۲۲ دسامبر) به اتفاق آراء تصویب شد. چین، بزرگ‌ترین شریک تجاری کره شمالی، در کنار روسیه به پیش نویس رای مثبت دادند. به موجب این قطعنامه، کره شمالی هر سال فقط اجازه دارد حدود چهار میلیون بشکه نفت خام و حداکثر ۵۰۰ هزار بشکه فراورده نفتی مانند بنزین و گازوئیل وارد کند. به این ترتیب انتظار می‌رود صادرات فراورده‌های نفتی به کره شمالی – که عمدتاً توسط چین انجام می‌شود – ۹۰ درصد کاهش پیدا کند. بنا بر قطعنامه جدید، کارگران کره شمالی در کشورهای دیگر باید در ظرف ۲۴ ماه به کشورشان بازگردند – اقدامی که می‌تواند به یکی از منابع درآمد ارزی دولت کره شمالی ضربه وارد کند. همچنین ممنوعیت‌های جدیدی علیه صادرات تولیدات داخلی کره شمالی در نظر گرفته شده‌است.[۳۷]

منبع : ویکی پدیا

مجری اختصاصی پرواز گرگان به سراسر ایران و جهان
www.sabzgasht.com
رزرو تلفنی : ۳۸۵۷

درباره کیریباتی

جمهوری کیریباتی (به انگلیسی: Kiribati) کشوری جزیره‌ای در اقیانوس آرام است که در پایین‌ترین نقطه زمین نسبت به سطح دریا قرار دارد.[۱] پایتخت آن تاراوای جنوبی است و در تاریخ ۱۲ ژوئیه ۱۹۷۹ از بریتانیا اعلام استقلال کرد. مساحت آن ۸۱۱ کیلومتر مربع و از نظر وسعت رتبه ۱۸۶ را دارد. جمعیت کل آن بر اساس آمار سال ۲۰۱۵ میلادی حدود ۱۱۰ هزار نفر برآورد شده‌است. این کشور از ۳۳ آب‌سنگ تشکیل شده که ۲۱ عدد آن مسکونی هستند.

جمهوری کریباتی مجموعه‌ای از ۳۳ جزیره در اقیانوس آرام است که بخشی از آن‌ها بالای خط استوا و بخشی دیگر در پایین خط استوا قرار دارد. این جزایر با نام جزایر گیلبرت هم شناخته می‌شوند. این مجموعه جزایر، فضایی به طول ۴۰۰۰ کیلومتر و عرض ۲۰۰۰ کیلومتر را اشغال کرده‌اند. بسیاری از جزایر مرجانی این کشور غیرقابل سکونت بوده و با بالاآمدن آب دریا هنگام مد زیر آب می‌روند. با توجه به این، تنها ۸۱۱ کیلومتر مربع از این جزایر قابل سکونت است.

کیریباتی تنها کشور جهان است که در هر چهار نیم‌کره واقع است. یکی از نکات جالب در مورد این کشور کوچک این است که در دو سوی خط بین‌المللی تاریخ قرار گرفته‌است یعنی در یک سوی این خط، تاریخ یک روز عقب‌تر از سوی دیگر است. با توجه به این موضوع، دولتمردان این کشور در سال ۱۹۹۵ خط را به سمت شرق حرکت دادند تا همه کشور در یک روز قرار بگیرد. همین اتفاق سبب شد تا روز اول ژانویه سال ۲۰۰۰ کریباتی اولین کشور بخش مسکونی زمین باشد که وارد هزاره سوم میلادی می‌شود و پس از آن نام جزیره کارولین ـ که اولین بخش جهان بود که سال جدید را تجربه کرد ـ به جزیره هزاره (میلینیوم) تغییر کرد.[۲]

زبان‌های رسمی کیریباتی، کیریباتیایی (گیلبرتی) و انگلیسی هستند. واحد پول کیریباتی، دلار استرالیا با واحد جزء (سنت) است.

تاریخ :

کیریباتی از قدیمی‌ترین اقامت‌گاه‌های مردم اقیانوسیه به‌شمار می‌رود. به‌طوری‌که اولین ساکنان کریباتی یک سده پس از میلاد مسیح به این جزایر مهاجرت کردند و این مهاجرت در سده ۱۴ میلادی به اوج خود رسید. عمدهٔ مهاجران فیجیایی و تونگایی‌تبار بودند. فرهنگ مردم کیریباتی برگرفته از فرهنگ سنتی میکرونزیایی است. به علت وجود معادن فسفر در این جزایر، با رسیدن کشتی‌های انگلیسی و آمریکایی در اواخر سده ۱۸ و اوایل سده ۱۹ میلادی، پای غربی‌ها به این جزایر باز شد.[۱]

نخستین مهاجرنشینان بریتانیایی در سال ۱۸۳۷ به کریباتی رسیدند و در سال ۱۸۹۲ کیریباتی که تا اوایل قرن بیستم تحت‌الحمایهٔ بریتانیا شد. پس از آن جزایر گیلبرت و اِلیس در سال ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ و جزیرهٔ کیریتیماتی یا کریسمس در سال ۱۹۱۹ و جزایر فینیکس در سال ۱۹۳۷ به صورت املاک خالصه بریتانیا به کیریباتی اضافه شدند.

خاطر اینکه تحت‌الحمایه بریتانیا بودن در زمان جنگ جهانی دوم این کشور محل جنگ ژاپن و آمریکا بود.[۱] تاراوا و جزایر گیلبرت در جنگ جهانی دوم توسط ژاپنی‌ها تصرف شدند. در تاراوا یکی از خونین‌ترین رخدادهای جنگ جهانی دوم رقم خورد که در نوامبر ۱۹۴۳ نیروی دریایی آمریکا برای بیرون راندن نیروهای ژاپنی از کیریباتی با آن‌ها درگیر شده و چندین هزار تن از دو طرف کشته شدند.

جزایر گیلبرت و الیس (که اکنون توالوو خوانده می‌شود) در سال ۱۹۷۵ از کیریباتی جدا شدند و توسط بریتانیا به خودمختاری رسیدند. کیریباتی نیز در ۱۲ ژوئیه ۱۹۷۹ از بریتانیا اعلام استقلال کرد. در سال ۱۹۹۹ کیریباتی به عضویت سازمان ملل متحد درآمد.

سیاست :

تیتوا تیناکی از سال ۱۹۹۱ رئیس جمهور کیریباتی شد. در سال ۲۰۰۳ میلادی آنوته تونگ ریاست جمهوری کیریباتی را برای سه دوره متوالی ۴ ساله برعهده گرفت.

تقسیمات کشوری :

جزایر لاین
جزایر گیلبرت
جزیره فلینت
جزیره استارباک
جزیره فنینگ / تابوآئران
جزیره واشینگتن / ترائینا
جزیره وستوک
جزیره ملدن
جزیره کریسمس / کیریتیماتی
جزایر فینیکس
جزایر گیلبرت
جزایر فونیکس

جغرافیا :

جمهوری کیریباتی مجموعه جزایری است واقع در قارهٔ اقیانوسیه، اقیانوس آرام جنوبی، در مرکز استوا یا نیمگان زمین و در انتهای خط بین‌المللی روزگردان، شمال توالو و شرق نائورو، پایتخت این کشور شهر بایریکی با ۳۲ هزار نفر جمعیت می‌باشد.

مساحت کیریباتی ۸۱۱ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۹۵ هزار نفر است. مهمترین شهر کریباتی تاراوا با ۳۶ هزار نفر جمعیت است. کیریباتی مشتمل بر ۳۳ جزیره‌است که مهمترین آنها، جزایر گیلبرت، جزایر فینیکس و جزایر لاین نام دارند.

به گفته کارشناسان، با ادامه روند گرم‌شدن زمین، اولین کشوری که بر روی زمین به زیر آب خواهد رفت، کریباتی است.[۱]

اقتصاد :

از مهمترین صادرات کیریباتی، نارگیل و ماهی را می‌توان نام برد، صنعت گردشگری نیز در این کشور از جمله صنایع مهم به‌شمار می‌رود. کیریباتی از اعضای کشورهای همسود است.

مردم :

۹۸ ٪ نژاد کریباتی‌ها را میکرونزیایی، ۱ ٪ را نیز پولینزیایی و ۱ ٪ را هم اروپاییان تشکیل می‌دهند، همچنین دین ۵۴ ٪ مردم کیریباتی کاتولیک، ۴۲ ٪ پروتستان و ۲ ٪ نیز بهایی است.

منبع : ویکی پدیا

درباره کنیا

کنیا کشوری است در شرق آفریقا. پایتخت آن نایروبی است و مومباسا، کیسومو و ناکورو شهرهای مهم آن محسوب می‌گردند.

کشور کنیا به هشت استان تقسیم گردیده که هر کدام توسط یک استاندار اداره می‌شود. هر استان به ۷۱ منطقه، هر منطقه به ۲۶۲ بخش و هر بخش به ۱۰۸۸ ناحیه تقسیم شده‌اند. دولت بر کار استانداری‌ها نظارت می‌کند. جمعیت این کشور بر پایهٔ اطلاعات سال ۲۰۱۶ حدود ۴۸٫۵ میلیون نفر می‌باشد.

هفتاد و سه درصد مردم کنیا مسیحی، نوزده درصد بومیسم و شش درصد مسلمان هستند. زبان‌های رسمی آنان سواحلی و انگلیسی است.

امور سیاسی کنیا در چارچوب نظام سیاسی ریاستی قرار دارد که رئیس‌جمهور هم رهبر کشور و هم رهبر دولت است. قوهٔ مجریه در اختیار دولت است. قوهٔ قانون‌گذاری میان دولت و مجلس ملی کنیا تقسیم شده‌است. قوهٔ قضائیه مستقل از مجریه و قانون‌گذاری است. پس از مستقل شدن، کنیا ثبات سیاسی خود را در برابر تغییرات سیاسی بحران‌های کشورهای همسایه حفظ کرده‌است. با روی کار آمدن دموکراسی، کنیایی‌ها از آزادی بیشتری برخوردار شدند.[نیازمند منبع]

پیش از تاریخ :

سنگواره‌های یافته شده در آفریقا نشان می‌دهد که پستانداران از ۲۰ میلیون سال پیش در آن زندگی می‌کرده‌اند. یافته‌های اخیر در کنار دریاچه تورکانای کنیا نشان می‌دهد که انسانهای نخستین حدود ۵/۲ میلیون سال پیش در آن زندگی می‌کرده‌اند. در سال ۱۹۸۴، ریچارد لیکی و کامویا کیمئو اسکلت یک پسر بچه تورکانایی را در دریاچه تورکانا کشف کردند که مربوط به ۶٫۱ میلیون سال پیش است. صدها سنگواره دایناسورهای ددپا و تمساح‌های غول پیکر در اطراف کنیا در سال ۲۰۰۴ کشف شده‌است. فسیلهای مربوط به دوران میانه‌زیستی (بیش از ۲۰۰ میلیون سال پیش) توسط گروه جستجوی دانشگاه یوتا و موزه ملی کینا در ژوئیه و اوت ۲۰۰۴ در لوکیتانگ جورج در نزدیکی دریاچه تورکانا پیدا شده‌است.

دوران استعمار :

شورش مائو مائو در سال ۱۹۵۲ آغاز شد و تا سال ۱۹۶۰ ادامه یافت.[۱]

کنیا در تاریخ ۱۲ دسامبر ۱۹۶۳ میلادی، رسماً از امپراتوری بریتانیا استقلال یافت.[۲]

تاریخ پس از استعمار :

اولین انتخابات مجلس قانونگذاری آفریقا در ۱۹۵۷ رخ داد. برخلاف امید بریتانیا برای انتقال قدرت به جریان‌های میانه‌روی آفریقایی، اتحادیه ملی آفریقایی کنیا (KANU) به رهبری جومو کیانتا، بلافاصله پس از استقلال کنیا در ۱۲ دسامبر ۱۹۶۳، دولت را تشکیل دادند. یک سال بعد کیانتا اولین رئیس‌جمهور کنیا گردید. با مرگ کیانتا در سال ۱۹۷۸، دانیل آراپ موی رئیس‌جمهور شد. انتخابات ۱۹۸۳ زودتر از موعد انجام شد که بخاطر کودتای نظامی در ۱ اوت ۱۹۸۲ بود. این کودتای ناموفق توسط یکی از درجه‌داران نیروی هوایی، هزکیا اوچوکا طرح‌ریزی شده بود. این شورش سریعاً توسط نیروهای وفادار واحد خدمت عمومی (GSU) سرکوب گردید. این اتفاق منجر به منحل کردن تمامی نیروی هوایی گردید؛ و بسیاری از اعضای قبلیش اخراج شدند. انتخابات ۱۹۸۸ با روش صف‌بندی انجام شد که رأی‌دهندگان می‌بایست به جای برگه رأی پشت سر نامزد موردنظرشان در یک صف می‌ایستادند. این مسئله اوج رژیم غیردمکراتیک بود و منجر به گسترش اصلاحات گردید. در انتخابات ۱۹۹۲ و ۱۹۹۷، دوباره دانیل آراپ موی پیروز شد. در انتخابات ۲۰۰۲، موی موفق نشد و موای کیباکی از حزب «ائتلاف رنگین‌کمان ملی» به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد. در این انتخابات، ناظران محلی و بین‌المللی حضور داشتند و انتخابات کاملاً سالم و آزادانه برگزار شد.

سیاست :

امور سیاسی کنیا در چهار چوب نظام سیاسی رئیس‌جمهوری و دمکراسی قرار دارد که رئیس‌جمهور هم رهبر کشور و هم رهبر دولت است. قوه مجریه در اختیار دولت است. قوه قانون‌گذاری بین دولت و مجلس ملی کنیا تقسیم شده‌است. قوه قضائیه مستقل از مجریه و قانون‌گذاری است. پس از مستقل شدن، کنیا ثبات سیاسی خود را در برابر تغییرات سیاسی و بحرانهای کشورهای همسایه حفظ کرده‌است. با روی کار آمدن مردم‌سالاری، کنیایی‌ها از آزادی بیشتری برخوردار شدند.

مجلس در پاییز ۱۹۹۷، قوانین بجا مانده از دوران مستعمراتی که آزادی بیان را محدود می‌کردند، اصلاح کرد. این امر منجر به افزایش آزادی همگانی و انتخابات ملی موفق در دسامبر ۱۹۹۷ گردید. در سال ۲۰۰۲ انتخابات کنیا تحت نظر ناظران بین‌المللی برگزار شد. این انتخابات نقطه عطفی در تاریخ کنیا بود و قدرت با صلح و آرامش از حزبی که از زمان استقلال قدرت را در دست داشت به حزب ائتلافی جدید مستقل گردید.

رئیس‌جمهور جدید، موای کیباکی، قول داده‌است که توجه خود را به رشد اقتصادی، مبارزه با فساد، بهبود وضعیت تحصیلی و بازنویسی قانون اساسی متمرکز کند. در سال ۲۰۰۵، برنامه رفراندوم قانون اساسی کنیا که توسط پارلمان و رئیس‌جمهور حمایت می‌شد، شکست خورد. انتخابات بعدی در دسامبر ۲۰۰۷ برگزار خواهد شد. احتمال می‌رود که کیباکی مجدداً در انتخابات شرکت کند، هر چند این خبر هنوز تأیید یا تکذیب نشده‌است.

تاریخ سیاسی کنیا :

اولین انتخابات مجلس قانونگذاری آفریقا در ۱۹۷۵ رخ داد. بر خلاف امید بریتانیا برای تعویض قدرت به جریان‌های میانه‌روی آفریقایی، اتحادیه ملی آفریقایی کنیا (KANU) به رهبری جومو کیانتا، بلافاصله پس از استقلال کنیا در ۱۲ دسامبر ۱۹۶۳، دولت را تشکیل دادند. یکسال بعد کنیاتا اولین رئیس‌جمهور کنیا گردید. با مرگ کیانتا در سال ۱۹۷۸، دانیل آراپ موی رئیس‌جمهور شد.

انتخابات ۱۹۸۳ زودتر از موعد انجام شد که بخاطر کودتای نظامی در اول اوت ۱۹۸۲ بود. این کودتای ناموفق توسط یکی از درجه داران نیروی هوایی، هزکیا اوچوکا طرح‌ریزی شده بود. این شورش سریعاً توسط نیروهای وفادار سرکوب گردید. این اتفاق منجر به منحل کردن تمامی نیروی هوایی گردید؛ و بسیاری از اعضای قبلی آن اخراج شدند. انتخابات ۱۹۸۸ با سیستم صف بندی انجام شد که رأی دهندگان می‌بایست به جای برگه رأی، پشت سر کاندیدای موردنظرشان در یک صف می‌ایستادند. این روش غیردمکراتیک باعث گردید که مردم و احزاب سیاسی خواستار تغییر آن و اتخاذ روش معمول انتخابات شدند.

در انتخابات ۱۹۹۲ و ۱۹۹۷، دوباره دانیل آراپ موی پیروز شد. مجلس در پاییز ۱۹۹۷ قوانین محدودکنندهٔ آزادی بیان را اصلاح کرد. این امر منجر به افزایش آزادی همگانی و انتخابات ملی موفق در دسامبر ۱۹۹۷ گردید. در سال ۲۰۰۲ انتخابات کنیا تحت نظر ناظران بین‌المللی برگزار شد. این انتخابات نقطه عطفی در تاریخ کنیا بود و قدرت با صلح و آرامش از حزبی که از زمان استقلال قدرت را در دست داشت. حزب ائتلافی جدید منتقل گردید. رئیس‌جمهور جدید، موای کیباکی، قول داده‌است که توجه خود را به رشد اقتصادی، مبارزه با فساد، بهبود وضعیت تحصیلی و بازنویسی قانون اساسی متمرکز کند. در سال ۲۰۰۵ برنامه رفراندوم قانون اساسی کنیا که توسط پارلمان و رئیس‌جمهور حمایت می‌شد، شکست خورد.

تقسیمات اجرایی :

کنیا به هشت استان تقسیم شده که هر کدام توسط یک استاندار اداره می‌شود. استان‌ها («میکواً) به هفتاد و یک منطقه (» ویلایات «) تقسیم شده‌اند که آن‌ها نیز به نوبه خود به ۲۶۲ بخش (تارافا) تقسیم شده‌اند. بخش‌ها به تقریباً ۱۰۸۸ ناحیه (کاتا) تقسیم شده‌اند. دولت بر کار استانداری‌ها نظارت می‌کند. این استانها عبارتند از:

۱ استان مرکزی
۲ استان ساحلی
۳ استان شرقی
۴ استان نایروبی
۵ استان شمال شرقی
۶ استان نیانزا
۷ استان ریفت والی
۸ استان غربی

جغرافیا :

جمهوری کنیا که در شرق قاره آفریقا قرار گرفته‌است، با مساحت ۵۸۲۶۴۶ کیلومتر مربع، و پس از ماداگاسکار، چهل و هفتمین کشور وسیع دنیاست. همسایگان آن شامل کشورهای تانزانیا در جنوب، اوگاندا در غرب، سودان در شمال غربی، اتیوپی در شمال، سومالی در شمال شرقی می‌باشند و اقیانوس هند نیز در شرق آن واقع گردیده‌است.

با عبور خط استوا از کمربند میانی کنیا، مناطق مرکزی، شمال و شمال شرقی بسیار خشک و گرم است. اما مناطق ساحلی که در کنار اقیانوس هند قرار دارد آب و هوایی گرم و مرطوب دارد.

مساحت کنیا ۵۸۲۶۴۶ کیلومتر مربع (۲۲۴۹۶۱ مایل مربع) است که از مقدار یاد شده ‘۵۶۹۲۵۰ کیلومتر مربع آن خشکی و مابقی را آب‌های داخلی از جمله دریاچه‌های ویکتوریا و رودلف را تشکیل داده‌است.[۳]

آب و هوا :

کنیا آب و هوایی معتدل دارد. در مناطق ساحلی هوا گرم و مرطوب و در مناطق شمالی و شمال شرقی بسیار خشک و گرم است.

در طول سال نور خورشید زیادی به کشور می‌تابد و لباسهای تابستانی همیشه مورد استفاده‌اند. هر چند معمولاً شبها و صبح زود کمی هوا سرد می‌شود. فصل طولانی بارش باران از آوریل تا ژوئیه‌است. فصل کوتاه بارش باران از اکتبر تا دسامبر است. بارش باران گاهی در بعدازظهر و عصر سنگین می‌شود. سردترین دوره از فوریه تا مارچ و گرمترین دوره از ژوئیه تا آگوست است. مهاجرت سالانه در ماسای مارا بین ژوئیه و سپتامبر رخ می‌دهد که میلیون‌ها جانور وحشی در آن حضور دارند. این حادثه یکی از محبوب‌ترین صحنه‌های فیلمسازان می‌باشد.

اقتصاد :

پس از استقلال، کنیا بواسطه سرمایه‌گذاری عمومی، تشویق تولیدات کشاورزی و توسعه سرمایه‌گذاری صنعتی بخش خصوصی، شاهد رشد اقتصادی بود. تولید ناخالص ملی (GDP) در سالهای ۱۹۶۳ تا ۱۹۷۳ به ۶٪/۶ افزایش پیدا کرد. تولید کشاورزی به ۷٪/۴ افزایش یافت که عوامل مؤثر بر آن توزیع در میان استانها و افتتاح مناطق جدید زراسمت بود. رشد اقتصادی کنیا بین سالهای ۱۹۷۴ تا ۱۹۹۰ کاهش پیدا کرد. سیاست‌های نامناسب کشاورزی، نبود بودجه لازم و ضعف در قوانین تجاری بین‌المللی باعث کاهش محصولات کشاورزی گردید. دولت شروع به واگذاری به بخش خصوصی نمود. نبود انگیزه صادرات، کنترل شدید واردات و کنترل ارزهای خارجی باعث کاهش تمایل به سرمایه‌گذاری داخلی گردید.

در سال‌های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴، کنیا شاهد وخیم‌ترین شرایط اقتصادی بود. رشد تولید ناخالص ملی متوقف شد و تولید محصولات کشاورزی به ۹٪/۳ در سال کاهش یافت. در اوت ۱۹۹۴، نرخ تورم به ۱۰۰٪ رسید. در نتیجه این مشکلات، شرکت‌های وام دهنده، شروع به کمک به کنیا کردند. در سال ۱۹۹۳، دولت کنیا برنامه‌های عمده اصلاح ساختار اقتصادی را آغاز کرد. وزیر جدید دارایی و سرپرست بانک مرکزی به کمک بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول (IMF) مسئولیت اصلاح را به عهده گرفتند. در این راستا، دولت برنامه‌های کنترل قیمت، مجوز واردات و کنترل نرخ ارز را متوقف کرد و شرکت‌های عمومی را به بخش عمومی واگذار کرد. در بین سالهای ۱۹۹۴ – ۹۶ نرخ رشد تولید ناخالص ملی بطور میانگین حدود ۴٪ در سال بود. در سال ۱۹۹۷، به علّت تغییر ناگهانی شرایط هوایی و کاهش فعالیت اقتصادی به خاطر انتخابات دسامبر ۱۹۹۷، رشد اقتصادی کاهش یافت. در سال ۲۰۰۰ نرخ رشد GDP منفی بود ولی در سال ۲۰۰۱ با برگشت میزان بارش به حدود قبلی، دوباره افزایش یافت. رشد اقتصادی در سال ۲۰۰۳، ۴٪/۱؛ در سال ۲۰۰۵، ۸٪/۵ بوده‌است. دولت کنیا در سال ۱۹۹۹ با ساخت سازمان ضد فساد کنیا، گام مهمی در راستای اصلاحات برداشت. در ژوئیه ۲۰۰۰، IMF قرار داد اعطای تسهیلات رشد و کاهش فقر (PRGF) را به ارزش ۱۵۰ میلیون دلار تأیید کرد و بانک جهانی نیز ۱۵۷ میلیون دلار اعتبار برای اصلاح ساختار اقتصاد به کنیا داد. در دسامبر ۲۰۰۰، سازمان ضد فساد، مغایر با قانون اساسی تشخیص داده شد و تلاش برای اصلاح در سال ۲۰۰۱ بی‌نتیجه ماند. IMF و بانک جهانی برنامه‌های خود را متوقف کردند و تلاش مجدد برای شروع دوباره در اواسط ۲۰۰۲، بی‌نتیجه بود.

با شروع به کار رئیس‌جمهور کیباکی در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۲، دولت کنیا اصلاحات اقتصادی را از سر گرفت و همکاری با بانک جهانی و IMF را مجدداً آغاز کرد. ائتلاف جدید رنگین کمان ملی (NARC) شروع به مقابله با جرائم اقتصادی و فساد مالی کرد و موفق که از بین بردن اختلاس‌های دولتی شد. در نوامبر ۲۰۰۳، به‌دنبال بکارگیری قوانین ضد فساد و سایر اصلاحات توسط دولت جدید، وام‌های جدید به کنیا تعلق گرفت که IMF وام ۲۵۰ میلیون دلاری برای رشد امکانات و کاهش فقر و سایر وام دهندگان در طول ۴ سال به میزان ۲/۴ میلیارد دلار به کنیا دادند. تخصیص مجدد وام‌ها، نیازمند سرمایه‌گذاری مطمئن خواهد بود.

هر چند، تلاشهای دولت برای پاسخگویی به نیازهای اقتصادی به علّت نیاز به اصلاحات در سایر بخشهای کلیدی، به آهستگی انجام می‌شود. مسائل اقتصادی اصلی که دولت باید به آن‌ها عمل کند عبارتند از تأثیر منصفانه بر فساد مالی، مقابله با تروریسم و قانونهای پول‌شویی، متعادل کردن کسری بودجه، نوسازی و ساخت زیر بنایی، پایدارسازی سیاست‌های اقتصاد کلان و تعیین کردن اصلاحات ساختاری لازم برای تسریع رشد اقتصادی. نایروبی تلاش دارد تا مرکز اقتصادی شرق آفریقا باشد. این کشور دارای بهترین نقاط ترابری در منطقه، زیرساختهای اجتماعی و نیروی کار متخصص می‌باشد، هر چند این مزایا نسبت به سال گذشته کم‌اهمیت تر شده‌اند. بسیاری از شرکت‌های خارجی در نایروبی شعبه دارند. در مارس ۱۹۹۶ رئیس‌جمهورهای کنیا، تانزانیا و اوگاندا شرکت آفریقای شرقی (EAC) را مجدداً تأسیس کردند، هدف این شرکت هماهنگ‌کردن تعرفه‌های گمرکی، عبور آزاد مردم از مرزها و توسعه زیر ساختهای منطقه‌است. در مارس ۲۰۰۴، سه کشور آفریقای شرقی توافقنامه اتحادیه گمرکی را به امضاء رساندند.

اکتشاف نفت

در اوایل سال ۲۰۰۶، هوجیناتو، رئیس‌جمهور چین، قرار داد اکتشاف نفت را با کنیا امضاء کرد. این قرار داد از مجموعه قراردادهای امضاء شده برای ترقی ذخایر طبیعی آفریقا می‌باشد. این قرار داد شرکت نفت و گاز ساحلی چین CNOOC را ملزم به اکتشاف در کنیا کرد. این شرکت عملیات حفاری و حفره چاه را در مرزهای سودان و سومالی و در آبهای ساحلی انجام می‌دهد. هنوز نفت تولید نشده، زیرا مخازن نفت هنوز کشف نشده‌اند.

جمعیت :

تنوع نژادی زیادی در کنیا وجود دارد. اختلافات بین گروه‌های مختلف باعث بروز مشکلات زیادی در کنیا می‌شود. نظام KANU در سالهای ۱۹۹۰ به رهبری رئیس‌جمهور اسبق، دانیل توروینچ آراپ موی، به خاطر استفاده از خشونت برای سرکوب کردن سیاست‌های چند حزبی شماتت می‌شد. وجود گروه‌های مخالف از نژادهای مختلف باعث شد تا دانیل آراپ موی از سال ۱۹۷۸ تا ۲۰۰۲ قدرت را در اختیار داشته باشد.

گروه‌های نژادی: کیکویو ۲۲٪، لوهیا ۱۴٪، لو ۱۳٪، کالنجین ۱۲٪، کامبا ۱۱٪، کیسی ۶٪، آمرو ۶٪، سایر آفریقایی‌ها ۱۵٪، غیر آفریقایی (آسیایی / دسی، اروپایی و عرب) ۱. ٪

گروه‌های دینی: پروتستان ۳۵٪، کلیسای کاتولیک کنیا ۳۳٪، اسلام ۱۸٪، کلیسای روز هفتم ۱۰٪، مذهبیان سنتی ۱۰٪، سایر مذاهب مثل هندو: براهمابودا و بهایی[نیازمند منبع]. شهرهای بزرگ: نایروبی، مومباسا، کیسومو، ناکورو والدورت.

فرهنگ :

کنیا، کشوری با فرهنگهای متفاوت است. فرهنگ‌های قابل توجه شامل ساحیلی در مناطق ساحلی، پاستورالیست در شمال و جوامع مختلف در مرکز و غرب می‌باشد. امروزه فرهنگ ماسای به خاطر صنعت توریسم بخوبی شناخته شده‌است هر چند که فقط یک قبیله کوچک است.

لباس ملی

بغیر از پرچم ملی، کنیا هنوز لباس ملی ندارد که معرف تمامی گونه‌های نژادی موجود در آن باشد. با داشتن بیش از ۴۲ فرهنگ مختلف، کنیا مراسم و آیین‌های تستی مخصوص به خود را دارد. هر چند، تلاشهای زیادی برای طراحی لباس ملی معرف مردم کنیا انجام شد که چیزی شبیه یه لباس از گانا است.

کیتگ، یک پارچه کتانی را که از رنگهای مختلف بافته شده، و قلابدوزی‌های سنگین دارد، به عنوان لباس آفریقایی پذیرفته شده‌است. این لباس در بسیاری از کشورهای آفریقایی، به عنوان لباس رسمی در جشن‌ها و مراسم استفاده می‌شود.

کانگا (لباس آفریقایی) نیز یکی دیگر از لباسهای متداول در خانه‌های کنیایی است. کانگا قطعه‌ای لباس به اندازه ۵/۱ در ۱ متر است که جمله‌های زیبا به زبان کیسامیلی (یا انگلیسی) بر روی آن چاپ شده‌است و اغلب زنان آن را بدور کمر و بالاتنه خود می‌پیچند. از این نوع لباس به عنوان دامن، گهواره کودک، پتوی پیک نیک، لباس شنا و… نیز استفاده می‌شود.

موسیقی

کنیا مهر انواع موسیقی از موسیقی پاپ وارد شده تا موسیقی تلفیقی آفرو و بنگا و آهنگ‌های محلی سنتی است. گیتار پر طرفدارترین ساز در کنیا است و اکثر آهنگ‌ها با ریتم گیتار ساخته می‌شوند. معروف‌ترین نوازنده گیتار در اوایل قرن بیستم، فوندی کونده بود. سایر موزیسین‌های معروف آن، فادهیلی ویلیامز (که به خاطر آهنگ “مالیکاً معروف است) و میریام ماکبا و بونی ام و دائودی کابکا، می‌باشند.

موسیقی مردمی در سالهای ۱۹۸۰ و ۹۰ به دو گروه تقسیم می‌شد: آهنگ ساحیلی و آهنگ کونگولیز، گروه دم ماشرومز که بعدها یوگا نام گرفت از گروه‌های محبوب این دوره می‌باشد. در سالهای اخیر موسیقی‌های مدرن مثل رپ و هیپ – هاپ در این کشور افزایش یافته‌اند.

دو گروه جدید بنام «گنگ» و «کاپوکاموزیک» بوجود آمده‌اند که موسیقی کنیایی خلق می‌کنند. گروه زیرزمینی هیپ – هاپ نیز وجود دارد که کمتر کارهایش را از رادیو پخش می‌کند. از پیشگامان موسیقی می‌توان به بریکارد پوکا اولانگ پوکسی پرشا با آهنگ معروفش ازمان اتونلگو و جمله معروف ولی من چیزی می‌گویم؟ و سایر هنرمندان مثل کالاماشاکا، اوکوفولانی و k- سوت، اشاره کرد.

هنرمندان محبوب عبارتند از: دیوید ماتنگ، ردسان، نسسری نویز، نونینی، جوکالی، کلپتومانیاکس، لونگومباس، سوزانا اویو آچینگ آبورا، نوع موسیقی این افراد از پاپ، رگارراگا، تلفیقی آفریقایی تا هیپ – هاپ متغیر است.

ورزش

کنیا در ورزشهایی مثل فوتبال، اتومبیل رانی، راگبی، کریکت و بوکس فعال است. اما این کشور به خاطر قدرتش در ورزش دو می‌دانی و مسابقات دوی کوتاه و بلند معروف است. کنیا، قهرمانانی در مسابقات المپیک در رشته‌های ۸۰۰ متر، ۱۵۰۰ متر، ۳۰۰۰ متر با مانع، ۵۰۰۰ متر، ۱۰۰۰۰ متر و ماراتن داشته‌است. با وجود رقابت اتیوپی و مراکش، کنیا هنوز سعی در حفظ جایگاه خود در رشته دو می‌دانی دارد.

رکورد دارد مسابقات ماراتن جهانی، پل ترگات، و قهرمان مسابقات ماراتن بوستون، کاترین اندریبا، از معروف‌ترین قهرمانان کنیا هستند.

بحث‌هایی در ورزش کشور کنیا وجود دارد، چرا که برخی قهرمانان کنیایی به کشورهای دیگر مثل بحرین و قطر ملحق می‌شوند. وزارت ورزش کنیا سعی کرده جلوی پناهندگی ورزشکاران را بگیرد ولی به هر حال این امر ادامه دارد و این اواخر برناردلاگات به تیم آمریکا پیوست.

تیم راگبی کنیا نیز در حال معروف شدن است. مسابقات سالانه سفری سونز، محبوبیت زیادی دارد. تیم ملی را کنیا (سونز) در مسابقات جهانی IRB در فصل ۲۰۰۶ مقام نهم را کسب کرد. کنیا یکی از قدرت هیا والیبال بانوان در آفریقا در رده ملی و باشگاهی است. تیم والیبال زنان کنیا در بازی‌های المپیک حضور داشته ولی مقام قابل ذکری کسب نکرده‌است.

فوتبال کنیا به علت درگیری‌های داخلی در فدراسیون فوتبال، از طرف فیفا به حالت تعلیق درآمده‌است. در زمینه مسابقات موتور سیکلت، کنیا میزبان مسابقات معروف رالی سفری است که یکی از طولانی‌ترین مسابقات رالی دنیا است. برخی از رانندگان معروف دنیا مثل بایورن والدگارد، هانامیکولا، تومی ماکنین، شکهار مهتا و کولین مک رای در این تورنمنت شرکت کرده و قهرمان شده‌اند.

فیلم و تئاتر

کنیا برگزارکننده یکی از بزرگترین اتفاقات سالیانه تئاتر، جشنواره تئاتر دانشکده‌ها و مدرسه‌ها، در جنوب صحرا است. هر چند دولت، خیلی از صنعت فیلمسازی حمایت نکرده‌است، این کشور صحنه‌های منحصربه‌فردی دارد و فقط آفریقای جنوبی در تولید بازیگران با استعداد در قاره آفریقا با کنیا قابل مقایسه‌است. به خاطر عدم توجه به علاقه دولت، صنعت فیلمسازی این کشور در حال رکورد است و فیلم‌های بسیار کمی تهیه و ساخته شده‌است.

آخرین فیلمی که برنده جایزه شده فیلم «باغبان دائمی» به کارگردانی فرناندو میرلس و بازی رالف فینس و راشل ویسند است سایر فیلم‌های تولید شده در کنیا عبارتند از: «هیچ‌کجا در آفریقاً،» داراکرافت، جستجوگر معتبره: گهواره زندگی «و» قدم زدن با شیرها «شینا، ملکه جنگل» اولین فیلم خارجی بود که کاملاً در کنیا فیلمبرداری شد. سایر فیلم‌هایی که در کنیا فیلم‌برداری شده‌اند عبارتند از: خارج از آفریقا به کارگردانی سیدنی پولاک و بازی رابرت ردفورد و مریل استریپ و فیلم «آزاده» که از روی زندگی‌نامه جوی آدامسون ساخته شده‌است. بازیگران معروف کنیا عبارتند از: پل اونسونگو، جان سیبی اکومو و انجری اوساک.

فیلم «ظهور و سقوط آیدی امین» بر مبنای زندگی دیکتاتور آفریقایی، در کنیا فیلمبرداری شده و یکی از فیلم‌های موفق تولید شده در کنیا می‌باشد. از کارگردانان بومی کنیا می‌توان به اینگولو واکیا، آلبرت وانداگو و جودی کپینگ اشاره کرد.

در سال ۲۰۱۲ فیلم سینمائی فرزند چهارم به کارگردانی و تهیه کنندگی وحید موسائیان با بازی حامد بهداد و مهتاب کرامتی در کنیا و سومالی در مورد قحطی زدگان سومالی ساخته شد که سقوط هواپیمای گروه فیلمبرداری این فیلم در کنیا خبر ساز شد.

بازی در تلویزیون از محبوبیت بیشتری برخوردار است. از سال ۱۹۶۰ بازیگرانی مثل امزی پمبه و ماما انجری در صحنه تلویزیون کنیا حضور یافته‌اند. پس از مدتی، افرادی مانند نسون وانجائو (اوجوانگ هاتاری) و ماری نابیلی (ماما کایای) در سریالهای کمدی حضور یافتند که منحصراً به زبان کیسا خیلی پخش می‌شد و میلیون‌ها تماشاگر داشت.

تئاترهای جوی تلویزیونی از سال ۱۹۹۰ با حضور بازیگرانی مثل پاکسون انگوگی و BMJ موریتی، آغاز شد. نوع جدیدی از کمدی با هنرمندی جونی اندریتو ابداع شد که بعدها توسط گروه ردیکیولاس متشکل از سه جوان کنیایی به نام‌های والتر مونگاره، تونی انجو گونا و جان کیاره (KJ) ادامه یافت. آن‌ها حتی رئیس‌جمهور دانیل آراپ موی را مسخره می‌کردند. این کار خطرناک بود و ممکن بود حکم تعقیب و پیگرد، آن‌ها صادر شود که سرانجام در سال ۱۹۸۰، تمسخر و ادای شخصیتهای سیاسی را درآوردن به عنوان جرم و خیانت معرفی شد.

منبع : ویکی پدیا

آژانس مسافرتی سبزگشت امید
مجری اختصاصی پرواز گرگان به سراسر ایران و جهان
www.sabzgasht.com
رزرو تلفنی : ۳۸۵۷

درباره قزاقستان

قزاقستان (به قزاقی: Қазақстан، به روسی: Казахстан) کشوری است در آسیای میانه. پایتخت این کشور در سال ۱۹۹۸ از آلماتی در جنوب که بزرگ‌ترین شهر کشور است به آستانه در شمال منتقل شد.

جمعیت قزاقستان ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر، زبان‌های رسمی آن قزاقی و روسی و واحد پول آن تِنگه است. قزاقستان بزرگترین کشور محصور در خشکی در دنیا است و تراکم جمعیتی کمی دارد. حدود ۷۰ درصد از مردم این کشور مسلمان هستند.[۱]

آستانه، پایتخت کنونی قزاقستان شهری است بسیار سرد و بادخیز که دمای هوا در زمستان در آن به منفی ۴۰ درجه می‌رسد. گروه‌هایی از ملی‌گرایان روس در روسیه و داخل قزاقستان دعوی الحاق مجدد شمال قزاقستان به روسیه را داشتند، و این یکی از انگیزه‌های رئیس‌جمهوری قزاقستان برای انتقال پایتخت به شهری در مرکز کشور و نزدیک به روسیه بود و این امر باعث شد که شمار زیادی از قزاق‌ها به این شهر منتقل شوند و این دعوی به خودی خود خاموش شود.[۲]

پایگاه فضایی بایکونور در کشور قزاقستان قرار دارد و قدیمی‌ترین پایگاه فضایی جهان است. یوری گاگارین نخستین انسان فضانورد از این پایگاه به فضا سفر کرد. این پایگاه در دوران شوروی سابق و به خاطر موقعیت جغرافیایی مناسب در جمهوری قزاقستان ساخته شد. پس از فروپاشی شوروی، کشور روسیه این پایگاه را تا سال ۲۰۵۰ از قزاقستان اجاره کرده‌است.

تاریخ :

ساکنان اصلی آسیای مرکزی از مردم ایرانی‌تبار سَکا بودند.[۳] مردمان ترک‌تبار از سده پنجم به این‌سو آغاز به نفوذ و کوچ در منطقه کردند.

هون‌ها در اوایل سده هشتم قبل از میلاد به این منطقه آمدند و در سالهای بعدی ترکان قبچاق که از کوهستان‌های آلتای آمده بودند در حوالی دریاچه آرال و دشت قبچاق ساکن شدند قزاقها شعبه‌ای از ترکان قبچاق هستند. در سده سیزدهم، این منطقه توسط امپراتوری چنگیزخان مغول تصرف شد. پس از مرگ او، این امپراتوری بین فرزندان او قسمت شد و قزاقستان کنونی به جُغَتای، پسر چنگیزخان رسید؛ ولی قسمت غربی و بیشتر قسمت‌های شمالی به گنقیز نوه چنگیزخان رسید[نیازمند منبع]. به دلیل حکومت طولانی مغول‌ها بر این منطقه عناصر مغولی در این منطقه نفوذ کرده‌است.

واژهٔ قزاقستان از دو بخش «قزاق» و پسوند فارسی «ستان» تشکیل شده‌است، که به معنای «سرزمین قزاق‌ها» است. واژه قزاق نیز خود به معنی «کوچنده» و از ریشه ترکی «قَز» است که معنای کوچیدن می‌دهد و به زندگی کوچ‌نشینی قزاق‌ها اشاره دارد.[۴]

پس از انقلاب اکتبر و تشکیل اتحاد جماهیر شوروی، قزاقستان با عنوان جمهوری سوسیالیستی قزاقستان شوروی به یکی از جمهوری‌های آن تبدیل شد. با فروپاشی شوروی، قزاقستان به استقلال دست یافت.

قزاقستان در تاریخ ۱۶ دسامبر ۱۹۹۱ آخرین جمهوری شوروی بود که اعلام استقلال کرد.

جغرافیا :

قزاقستان از شمال با روسیه، از شرق با چین، در جنوب شرقی با قرقیزستان، در جنوب با ازبکستان و در جنوب غربی با ترکمنستان همسایه است. سواحل شمال شرقی دریای خزر در خاک این کشور قرار دارد.

وسعت قزاقستان ۲٬۷۱۷٬۳۰۰ کیلومتر مربع (بیش از سه برابر ترکیه یا پاکستان و کوچکتر از آرژانتین) است و حدود ۲۰٪ آن در سوی کوه‌های اورال قرار گرفته و به لحاظ جغرافیایی بخشی از آن در اروپا است. البته قزاقستان معمولاً یک کشور آسیایی طبقه‌بندی می‌شود.

قزاقستان ۲٬۷۰۰٬۰۰۰ کیلومتر مربع مساحت دارد و بزرگ‌ترین کشور خشکی‌بست (محصور در خشکی) دنیا است. قزاقستان به بزرگی اروپای غربی است و از دریای خزر در غرب تا کوه‌های آلتای در شرق ادامه می‌یابد. مرزهای شمالی قزاقستان در دشت‌های سیبری غربی و مرزهای جنوبی آن در بیابان‌های آسیای میانه قرار دارند.

با وجود وسعت زیادی که این کشور را نهمین کشور بزرگ دنیا کرده، بیشتر پهنه‌هایش کویر و استپ است و تراکم جمعیت آن تنها ۶ نفر در هر کیلومترمربع است.

دشت قزاق با مساحت ۸۰۴٬۵۰۰ کیلومترمربع یک‌سوم کشور را دربرمی‌گیرد و بزرگ‌ترین منطقه خشک استپی در جهان است. علفزارها و شنزارهای گسترده شاخصه این دشت هستند.

رودها و دریاچه‌های مهم قزاقستان عبارتند از دریاچه آرال، رود ایلی، رود ایرتیش، رود ایشیم، رود اورال، سیردریا، رود چارین، دریاچه بالخاش و دریاچه زایسان. دره چارین که ۱۵۰ تا ۳۰۰ متر عمق و ۸۰ کیلومتر درازا دارد فلات سنگی و سرخ‌رنگ را درمی‌نوردد و در راستای رودخانه چارین در شمال تیان‌شان ادامه می‌یابد. دهانه بیگاچ، دهانه‌ای برخوردی است که از برخورد یک سیارک در حدود ۵ میلیون سال پیش به‌وجود آمده و ۸ کیلومتر قطر دارد.

آب‌وهوای قزاقستان بری است و تابستان‌های گرم و زمستان‌های سرد دارد. بارندگی در این کشور نسبتاً کم است و اراضی آن در شرایط خشک تا نیمه‌خشک قرار دارند.

شهرهای اصلی قزاقستان عبارتند از آستانه، آلماتی، قراغندی، چیمکند، آتیراو و اسکمن. شهرهای بزرگ قزاقستان به ترتیب آلماتی با حدود ۱٫۵ میلیون نفر، آستانه و قراغندی با حدود ۷۰۰ هزار نفر هستند. به جز شهرهای نام‌برده می‌توان به شهرهای آکتاو، پاولودار، پتروپاولسک و اوست کامنگورسک نیز اشاره کرد.

استان‌های قزاقستان :

استان مرکز مساحت
به کیلومتر مربع
جمعیت
(۲۰۰۹)
Almaty.JPG آلماتی تالدی‌قورغان ۲۲۴٫۰۰۰ ۱٫۶۴۲٫۳۰۰
Coat of Arms of Aqmola Province Kz.png آق‌مولا کوکشه‌تاو ۱۴۶٫۰۰۰ ۷۴۴٫۷۰۰
Aktobe seal.png آق‌تپه آق‌تپه ۳۰۰٫۶۰۰ ۷۰۷٫۹۰۰
Coat of arms of Atyrau.svg آتیراو اتیراو ۱۱۸٫۶۰۰ ۴۹۶٫۰۰۰
Маңғыстау логотибі.jpg مین‌قشلاق آق‌تاو ۱۶۵٫۶۰۰ ۴۱۶٫۵۰۰
North Kazakhstan province seal.png قزاقستان شمالی پتروپاول ۹۷٫۹۹۳ ۶۵۱٫۱۰۰
Coats of arms of East Kazakhstan Province.svg قزاقستان شرقی اوسکمن ۲۸۳٫۳۰۰ ۱٫۴۱۷٫۶۰۰
Coat of Arms of Pavlodar Province.png پاولودار پاولودار ۱۲۴٫۸۰۰ ۷۴۷٫۶۰۰
Coat of Arms of Karagandy Province.svg قراغندی قراغندی ۴۲۸٫۰۰۰ ۱٫۳۴۴٫۲۰۰
Logo kostanay.jpg قوستانای قوستانای ۱۹۶٫۰۰۰ ۸۹۱٫۸۰۰
Kyzylorda province seal.png قیزیل‌اوردا قیزیل‌اوردا ۲۲۶٫۰۰۰ ۶۳۶٫۹۰۰
Zhambyl province seal.png ژمبیل طراز ۱۴۴٫۲۰۰ ۱٫۰۲۵٫۰۰۰
South Kazakhstan province seal.png قزاقستان جنوبی چیمکند ۱۱۷٫۳۰۰ ۲٫۳۵۶٫۵۰۰
Coat of Arms Batys Oblysy.png قزاقستان غربی اورال ۱۵۱٫۳۰۰ ۶۱۷٫۱۰۰
شهر مساحت
به کیلومتر مربع
جمعیت
(سال ۲۰۰۹)
Almaty seal.png آلماتی ۳۲۵ ۱٫۳۵۱٫۵۲۱
Astana city seal.png آستانه ۷۲۰ ۶۵۳٫۸۰۰
Baikonur seal.png بایکونور ۵۷ ۵۹٫۱۴۷
استان قزاقستان غربی استان آتیراو استان مانغیستاو استان آق‌تپه استان قیزیل‌اوردا استان قزاقستان جنوبی استان ژمبیل استان آلماتی استان قراغندی استان قزاقستان شرقی استان پاولودار استان آق‌مولا استان قزاقستان شمالی استان قوستانای آستانه (قزاقستان) آلماتی بایکونور اورال، قزاقستان اتیراو آق‌تاو آق‌تپه، قزاقستان قوستانای، قزاقستان قیزیل‌اوردا پتروپاول، قزاقستان کوکشه‌تاو چیمکند قراغندی طراز پاولودار، قزاقستان تالدی‌قورغان اوسکمن، قزاقستان

سیاست :

حکومت قزاقستان دمکراتیک و از نوع جمهوری ریاستی است. رئیس‌جمهور در راس کشور و دولت قرار دارد. قدرت اجرایی دست دولت بوده و قدرت قانونی دست پارلمان می‌باشد.

رهبر زمان کمونیسم قزاقستان یعنی نورسلطان نظربایف پس از استقلال به ریاست‌جمهوری قزاقستان رسید و از سال ۱۹۸۹ هم‌چنان در این منصب باقی مانده‌است. نورسلطان نظربایف در ۴ دسامبر ۲۰۰۵ میلادی انتخاب شد.

بر پایه قانونی که در سال ۲۰۱۰ میلادی در قزاقستان به تصویب رسید، نخستین رئیس‌جمهور قزاقستان حتی پس از استعفایش از مصونیت کامل قضایی برخوردار است. برپایه این قانون، نخستین رئیس‌جمهوری قزاقستان را نمی‌شود بازداشت کرد، محبوس کرد یا برای اعمالی که حین ریاست جمهوری خود یا پس از آن دوره انجام داده پاسخگو دانست. این مصونیت طبق قانون همچنین شامل دارایی‌های رئیس‌جمهور نخستین و خانواده او می‌شود.[۵]

در سال ۱۳۹۵ خورشیدی رئیس‌جمهوری قزاقستان طی حکمی «کریم ماسیموف» نخست‌وزیر قبلی را به مقام ریاست سازمان اطلاعات این کشور منصوب کرد. وی همچنین «بکیت‌جان ساگینتایف» را که تا آن زمان معاون نخست‌وزیر بود به عنوان نخست‌وزیر به مجلس پیشنهاد داد که با رای اعتماد نمایندگان مواجه شد.[۶]

حملات اسلام‌گرایان در قزاقستان که بخش اعظمی از جمعیتش مسلمان هستند به ندرت اتفاق افتاده‌است. اما شهر آق‌تپه که در نزدیکی مرز با روسیه واقع است محل نخستین حمله انتحاری در قزاقستان در سال ۲۰۱۱ بود.[۷] به گفته مقامات قزاق از این کشور حدود ۳۰۰ نفر به سوریه و عراق رفته و در صف گروه‌های افراطی و به‌خصوص داعش پیوسته‌اند.

بنا به برنامه اصلاحات ارضی دولت قزاقستان، خارجی‌ها می‌توانند زمین‌های کشاورزی قزاقستان را در قراردادهای ۲۵ ساله اجاره کنند. این برنامه، نگرانی و اعتراضات کشاورزان و زمین‌داران قزاقستانی را در پی داشته که نگرانی آن‌ها این است که سرمایه‌گذاران چینی به این ترتیب زمین‌های آن‌ها را بگیرند. این اعتراض‌ها در ماه مه ۲۰۱۶ سرکوب شد و شماری نیز بازداشت شدند. اعتراضات خیابانی در قزاقستان نادر است و دولت نورسطان نظربایف، که از قبل از فروپاشی شوروی قدرت را در قزاقستان در اختیار دارد، با مخالفان به سختی برخورد می‌کنند. آخرین باری که در قزاقستان اعتراضات عمده‌ای برگزار شد در سال ۲۰۱۱ بود که کارگران صنعت نفت اعتصاب کردند. در آن مقطع پلیس با شلیک به معترضان ۱۴ نفر از آن‌ها را کشت.[۸]

مردم و فرهنگ :

جمعیت قزاقستان در سال ۲۰۰۵ میلادی ۱۵٬۱۰۰٬۵۰۰ نفر تخمین زده شده که تراکم پایین جمعیت در این کشور را نشان می‌دهد. میزان جمعیت که در سال ۱۹۸۹ به بیش از ۱۶ میلیون نفر رسیده بود، پس از استقلال قزاقستان و مهاجرت‌های زیاد به کشورهای دیگر به ۱۵ میلیون در سال ۲۰۰۶ کاهش یافت.

قزاقستان کشوری چندقومیتی است و قزاق‌ها حدود ۶۳ درصد ساکنان آن را تشکیل می‌دهند. ۲۳٫۷ درصد مردم این کشور روس و بقیه ازبک، اوکراینی، اویغور، و غیره هستند. دین ۷۰ درصد از مردم اسلام و مذهب بقیه ساکنان مسیحیت است.

ویژگی چندقومیتی قزاقستان در هنر و فرهنگ این کشور بازتاب یافته‌است. فعالیت‌های فرهنگی و هنری قزاقستان را می‌توان در دو دسته گسترده سنتی و غربی دسته‌بندی کرد.

فرهنگ و هنر سنتی که با نوع زندگی ساکنان عمدتاً قزاق و البته کره‌ای‌ها و اویغورها و اقوام کوچکتر این سرزمین مرتبط است؛ همانند شعرها، آهنگ‌ها و رقص‌های فولکلور، موسیقی قزاق که با سازهای سنتی آنان اجرا می‌شود، همچون فرش‌ها و پارچه‌های دست بافت و صنایع دستی گوناگون که در طول قرن‌ها در این سرزمین به حیات خود ادامه داده و پیشرفت کرده‌اند. در مجموع شعر، موسیقی و رقص جایگاه خاصی در فرهنگ قزاق داشته و دارند.

گروه غربی شامل انواع هنرهایی می‌گردد که روس‌ها از ابتدای قرن بیستم به منطقه آوردند. مانند تئاتر، موسیقی کلاسیک، باله، اپرا، سینما، تلویزیون و ادبیات روسی می‌گردند.

البته همه این انواع فرهنگی و هنری در میان قزاق‌ها به مقبولیت کامل دست نیافتند. اما در نتیجه سیاست‌های حکومت بلشویکی اتحاد شوروی، قزاقستان در دهه‌های گذشته پذیرای جمعیت بزرگی از روس‌ها و اقوام غیر قزاق بوده‌است، به گونه‌ای که قزاق‌ها در سرزمین خودشان به یک اقلیت بدل شدند.

حضور چنین جمعیت بزرگ و با فرهنگ‌های گوناگون و بسیار متفاوت موجب شکوفایی هنر و فرهنگ غربی در این کشور شده‌است. موفقیت قزاق‌ها و حتی آثار هنری که در قزاقستان ساخته شده یا به این کشور مربوط است، در جشنواره‌های بین‌المللی از آثار مثبت این تنوع فرهنگی است.

در قزاقستان گروهی از مردم آذربایجانی ایرانی هم وجود دارند که در شهر مرکه در نزدیکی مرز قرقیزستان زندگی می‌کنند. این افراد از آذربایجانی‌های عشایری بودند که در مرز ارس تردد می‌کردند و پس از این که در سال ۱۹۱۸ مرزها بسته شد، در آن سوی مرز گرفتار و محبوس شدند. حکومت شوروی از ترس شورش این افراد، آن‌ها را به قزاقستان کوچاند و تا امروز نیز در آنجا ساکن هستند. آن‌ها هنوز هم به زبان ترکی آذربایجانی صحبت می‌کنند.[۹][۱۰]

قزاقستان در زمان روسیه تزاری، شبیه تبعیدگاه بود و روس‌ها برای خلاص‌شدن از دست هر گروهی آن‌ها را به قزاقستان تبعید می‌کرد برای همین در این کشور بیش از ۱۰۰ ملیت مختلف زندگی می‌کند. در قرن هفتم و هشتم میلادی بود که اسلام به قزاقستان رسید اما آگاهی‌شان دربارهٔ اسلام کم بود تا اینکه در قرن نوزدهم حرکت بزرگی بین قزاق‌ها به وجود آمد که آن‌ها را تبدیل به مسلمان‌های معتقدی کرد. آن‌ها سنی مذهب هستند و پیرو مکتب حنفی و بین آن‌ها صوفی‌گری رواج زیادی دارد. بر اساس آخرین آمار مجمع جهانی اهل‏‌بیت از شیعیان قزاقستان در سال ۲۰۰۸ میلادی از مجموع ۱۵ میلیون و ۳۴۶ هزار نفر جمعیت قزاقستان، ۳۵۴ هزار و ۸۵۰ نفر شیعه هستند که نسبت آن‌ها به کل جمعیت این کشور حدود ۲٫۳ درصد است. جمعیت شیعه در این کشور ریشه و فرهنگ و نژاد و زبان ایرانی دارند.[۱۱]

زبان :

زبان قزاقی که زبان مردم قزاق و زبان ملی این کشور است، زبانی است از زیرگروه شرقی زبان‌های ترکی‌تبار که خود زیر شاخه از زبان‌های آلتایی است. از نزدیکترین زبان‌ها به قزاقی، زبان کشور همسایه قرقیزی است. زبان روسی با توجه به سابقه تاریخی و حضور گسترده خود همچنان موقعیت زبان رسمی (در قانون اساسی قزاقستان از اصطلاح زبان ارتباطات بین‌المللی استفاده شده‌است) را حفظ کرده‌است.

زبان‌های زبان اوکراینی، زبان تاتاری، قرقیزی، اویغوری، ازبکی، ترکی آذربایجانی، باشقیری، فارسی تاجیکی، زبان آلمانی، زبان کره‌ای، زبان ترکمنی، زبان ارمنی و زبان مغولی تنها تعدادی از مهم‌ترین زبان‌هایی هستند که بزرگ‌ترین اقلیت‌های قومی این کشور به آن‌ها سخن می‌گویند. بسیاری از اقلیت‌های قومی قزاقستان برای داشتن زبان مشترک به جز روسی، زبان قزاقی را هم می‌دانند. آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان بین‌المللی در سال‌های اخیر افزایش یافته‌است.

زبان فارسی در قزاقستان از پیشینه‌ای تاریخی برخوردار است، در دانشگاه‌های این کشور کرسی‌های زبان فارسی ۳۰ سال است که دایر است، با وجود این در سال‌های اخیر جایگاه زبان فارسی در مجامع علمی این کشور تا اندازه‌ای افول کرده‌است. تاریخ قزاقستان با زبان و ادبیات فارسی گره خورده‌است و هر پژوهشگری که بخواهد دربارهٔ تاریخ و ادبیات و جغرافیای تاریخی قزاقستان مطالعه و تحقیق کند، باید با زبان فارسی آشنایی داشته باشد. بسیاری از ضرب‌المثل‌های فارسی در ادبیات قزاقی نیز به کار برده می‌شود.[۱۲] در زبان قزاقی حدود ۳۰۶۸ واژه مشترک است که از زبان فارسی به خصوص از فارسی ورارود به زبان قزاقی اقتباس شده‌است چون ارتباط مستقیم بوده و هست. در خیابان‌های قزاقستان بسیار با واژه‌های داروخانه، آش خانه، کوچه، شهر، آبادانی (اودانی) یا بسیار نام‌های قزاقی مواجه هستید که با زبان فارسی مشترک است. نام اسفندیار به صورت اَسپَندیار و نام رستم و بیژن در میان قزاق‌ها خیلی فراوان است یعنی نه تنها نامهای عادی ایرانی، بلکه نام‌هایی حماسی است که فارسی زبانان به آن‌ها افتخار ملی دارند و در شاهنامه آمده‌است. نام‌هایی که در ترکیبش واژه گل دارد در قزاقستان خیلی فراوان است که دکتر صفر عبدالله استاد زبان و ادبیات فارسی در قزاقستان، ۱۲۵ نام زنانه قزاقی با این ترکیب مانند گل‌بدن، گلناز، گلنار، گلدانه، گلبهرام را گردآوری کرده‌است.[۱۳]

خط و الفبا :

خط و الفبای نوشتاری این کشور اکنون الفبای سریلیک است، اما قرار بر این است که الفبای نوشتاری آن تا سال ۲۰۱۵ به لاتین (الفبای لاتین ترکیه) تغییر یابد.[۱۴]

نورسلطان نظربایف، رئیس‌جمهور قزاقستان، در ماه دسامبر سال ۲۰۱۲ در پیام سالانه خود به مردم قزاقستان گفته بود که ما باید از سال ۲۰۲۵ به‌گذار به الفبای لاتین اقدام کنیم. این بدان معنا است که از آن زمان ما در همه امور باید از خط لاتین کار بگیریم. یعنی تا سال ۲۰۲۵ ما باید کارگذاری، چاپ نشریات دوری، کتاب‌های درسی و غیره را به خط لاتین انجام دهیم.

رئیس‌جمهور قزاقستان دربارهٔ آنچه «منطق تاریخی ژرفِ»‌گذار به خط لاتین خوانده، می‌گوید: «این از ویژگی‌های هم محیط فناوری جدید، هم ارتباط در جهان امروز و هم روند علم و آموزش در قرن ۲۱ است.» از نظر آقای نطربایف ظاهراً‌گذار به خط لاتین دسترسی جوانان قزاق به علم و فناوری امروز جهانی و ارتباط آنان با جهان غرب را آسان‌تر خواهد کرد، هرچند بسیاری در این امر تردید دارند. وی می‌افزاید: «در مدارس ما بچه‌ها انگلیسی می‌آموزند. یعنی خط لاتین. این برای جوانان ما دشوار نخواهد بود.»

برخی از تحلیلگران آسیای میانه می‌گویند تصمیم رئیس‌جمهور قزاقستان برای‌گذار به خط لاتین تلاشی برای فاصله گرفتن از روسیه یا «جهان روسی» و نزدیکی بیشتر با کشورهای ترک‌تبار منطقه و به‌ویژه با ترکیه است. اما به اعتقاد قناعت عادل، تحلیلگر ازبک‌تبار مقیم پراگ، این تصمیم «خیال خامی» بیش نیست: «زیرا خط سیریلیک قزاقی به ‘جهان روسی ‘ ربطی ندارد. در نهایت، مخالفان عمده ‘جهان روسی ‘ – اوکراینی‌ها از خط سیریلیک استفاده می‌کنند و به فکر تغییر آن نیستند. بلغارستان، از اعضای اتحادیه اروپا و ناتو هم از این خط استفاده می‌کند.» آقای عادل می‌افزاید: «گذار به خط لاتین قزاقی بدان معنا نیست که آن با خط ترکی یا ازبکی مشترک می‌شود. قزاق‌ها باید از تجربه ناموفق‌گذار زبان ازبکی به خط لاتین سبق (درس) بگیرند.»

عبدالقادر رستم:‌گذار به الفبای لاتین، قزاق‌ها را از تأثیر معنوی و زبانی روس‌ها دورتر می‌کند، و از سوی دیگر روس‌گرایی را که تاکنون در ذهن بخشی از مردم قزاق حکومت می‌کند، کاهش می‌دهد.

اشاره او به تصمیم دولت ازبکستان است که بعد از فروپاشی اتحاد شوروی فرایندگذار از الفبای سیریلیک به خط لاتین را شروع کرد. اما این فرایند سال‌هاست ادامه دارد و به باور بسیاری موفق نبوده‌است؛ هرچند جمهوری آذربایجان و ترکمنستان، دو کشور دیگر ترک‌زبان در این فرایند تاحدی موفق بوده‌اند. زبان‌های ترکمنی و آذری تا حد زیادی به زبان ترکی عثمانی نزدیکند، ولی ازبکی از خانواده دورتر زبان‌های ترکی (چغتایی) است و نزدیک‌ترین زبان به آن زبان اویغوری در چین محسوب می‌شود که خط آن برساخته از خط فارسی-عربی است. زبان‌های قزاقی و قرقیزی هم از این دو گروه از خانواده زبان‌های ترکی فاصله زیادی دارند. در ضمن، الفبای لاتین برای زبان قزاقی پدیده تازه‌ای نیست. در سال ۱۹۲۹ با تصمیم دولت شوروی الفبای واحدی برای زبان‌های ترکی قلمرو شوروی مبتنی بر خط لاتین ایجاد شده بود که بیش از ده سال مورد استفاده بود. اما در سال ۱۹۴۰ مانند زبان‌های دیگر جماهیر آسیای میانه الفبای سیریلیک در زبان قزاقی هم جایگزین لاتین شد.

در مقاله خود، آقای نظربایف از تاریخ الفبا در زبان‌های ترکی، از الفبای رونی در قرنهای ۶–۷ میلادی گرفته تا الفبای عربی که طی ۹۰۰ سال پس از حمله عرب و گسترش اسلام در قلمرو قزاقستان مورد استفاده بوده نیز یادآور شده و گفته‌است که تغییر الفبا در زبان قزاقی همیشه «علل سیاسی مشخصی» داشته‌است. رئیس‌جمهور قزاقستان منطق‌گذار به خط لاتین را به دور از انگیزه‌های سیاسی و مرتبط با «فناوری جدید و ارتباطات جهان معاصر» خوانده و آن را برای قزاق‌ها مهم می‌داند. آقای رستم معتقد است که حوادث اوکراین و دخالت روسیه در امور آن کشور در سال‌های اخیر نخبگان سیاسی قزاق را «هوشیارتر» کرده‌است: «گروه‌های ملت‌گرای روس، چه در قزاقستان و چه در روسیه مدعی بودند که ولایات شمالی قزاقستان زمین روسها است و باید به روسیه همراه شود، زیرا میزان جمعیت روس در این مناطق زیاد است. نظربایف برای پیشگیری از این امر دو طرح را اجرا کرد: با دادن امتیازها قزاق‌ها را از کشورهای مختلف، از چین و مغولستان گرفته تا تاجیکستان و افغانستان، به قزاقستان آورد و عمدتاً در مناطق شمالی مستقر کرد.» وی می‌افزاید: «دوم، پایتخت را از آلماتی به شهر شمالی آق‌مُلا (سلینوگراد زمان شوروی و آستانه کنونی) که اساساً شهر روس‌ها بود، منتقل کرد. در اصل، به جای این شهر یک شهر کاملاً جدید و معاصر ساخته شد و به این بهانه ده‌ها هزار قزاق را به شمال منتقل کرد.‌گذار به الفبای لاتین، قزاق‌ها را از تأثیر معنوی و زبانی روس‌ها دورتر می‌کند و از سوی دیگر، روس‌گرایی را تاکنون در ذهن قسمتی از مردم قزاق حکومت می‌کند، کاهش می‌دهد».[۱۴]

اقتصاد :

اقتصاد این کشور تا حد زیادی به بخش کشاورزی متکی است. قزاقستان بیشترین تولید ناخالص داخلی و درآمد سرانه را در میان جمهوری‌های تازه استقلال یافته دارد و نیز از اعضای مهم سازمان همکاری شانگهای است.

این کشور از لحاظ منابع زیرزمینی هم بسیار غنی است، از سال ۱۹۹۳ تاکنون بیش از ۴۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی در این بخش انجام شده‌است. همچنین تخمین زده می‌شود که قزاقستان صاحب دومین منابع بزرگ در اورانیوم، کروم، روی و سرب و سومین در منگنز، چهارمین در مس و در مورد زغال سنگ، آهن و طلا نیز در بین ۱۰ کشور اول دنیا قرار می‌گیرد.[۱۵] و همچنین یازدهمین منابع بزرگ هم در نفت و هم در گاز طبیعی را در اختیار دارد.[۱۶]

کشف و استخراج نفت در مناطق غربی در کنار دریای خزر، این کشور را جزو کشورهایی با درصد رشد اقتصادی بالا در میان جمهوری‌های اتحاد شوروی سابق قرار داده‌است. قزاقستان به درآمدهای نفتی بسیار وابسته است و سقوط جهانی قیمت نفت در مقطعی وضعیت اقتصادی این کشور را دشوار کرد.

تحریم‌های دوجانبه روسیه و غرب به سقوط روبل روسی و بحران اقتصادی در روسیه منجر شده که تأثیراتی جدی بر جماهیر دیگر سابق شوروی، از جمله قزاقستان، گذاشته‌است.[۱۷]

نوروز در قزاقستان :

مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاری می‌دانند و بر این باورند که در این روز ستاره‌های آسمانی به نقطه ابتدایی می‌رسند و همه جا تازه می‌شود و روی زمین شادمانی بر قرارمی‌شود. همچنین قزاق‌ها معتقدند که نوروز آغاز سال است و در میان آنان عبارات زیبایی دربارهٔ نوروز وجود دارد. نوروز روزی است که یک سال منتظرش بوده‌اند نوروز روزی است که خیر بر زمین فرود آمده و بالاخره نوروز روزی است که سنگ نیلگون سمرقند آب می‌شود:

در شب سال تحویل تا شب قزیر صاحبخانه دو عدد شمع در بالای خانه‌اش روشن می‌کند و خانه‌اش را خانه تکانی کرده و چون مردم قزاق باور بر این دارند که تمیز بودن خانه در آغاز سال نو باعث می‌شود افراد آن خانه دچار بیماری و بدبختی نشوند آنان بر این مسئله ایمان دارند و آن را هر ساله رعایت می‌کنند.

در شب نوروز دختران روستایی قزاق با آخرین گوشت باقی‌مانده از گوشت اسب که سوقیم نام دارد غذایی به نام اویقی آشار همراه با آویز می‌پزند و از جوان‌هایی که دوستشان دارند پذیرایی می‌کنند. آنان نیز در قبال آن به دختران آینه و شانه و عظر هدیه می‌کنند که آن را سلت اتکیتر می‌نامند و به معنی علاقه‌آور می‌باشد.

در عید نوروز جوانان یک اسب سرکش را زین کرده و عروسکی که ساخته دست خودشان است با آویز زنگوله‌ای به گردنش درساعت سه صبح که ساعتی معین از شب قزیر است رها نموده تا از این طریف مردم را بیدار نمایند. عروسک در حقیقت نمادی از سال نو است که آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام می‌کند.

نوروز برای قزاق‌ها بسیار مقدس بوده و اگر در این روز باران یا برف ببارد آن را به فال نیک گرفته و معتقدند سال خوبی پیش رو خواهند داشت. در عید نوروز مردم لباس نو و سفید به تن می‌کنند که نشانه شادمانی است. دید و بازدید اقوام در این ایام با زدن شانه‌ها به یکدیگر از آیین و رسوم مردم قزاق در ایام عید نوروز می‌باشد، همچنین پختن غذایی به نام نوروز گوژه (کوژه = آش) که تهیه آن به معنی خداحافظ با زمستان و غذاهای زمستانی است و از هفت نوع ماده غذایی تهیه می‌شود در این ایام جزو آیین و رسوم این سرزمین می‌باشد.

مسابقات معروفی نیز در ایام نوروز در قزاقستان برگزار می‌شود که از مهم‌ترین آنان می‌توان به (قول توزاق) اشاره نمود که بین گروه‌های مرد و زن برگزار می‌شود. اگر برنده زن‌ها باشند قزاق‌ها معتقدند آن سال خوب و پربرکتی است اگر مردها پیروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود. از دیگر مسابقات می‌توان به کوکپار برداشتن بز از مکانی مشخص توسط سواران، آودار یسپاق، قیزقوو و آلتی باقان اشاره نمود.

در عصر نوروز نیز مسابقه آیتیس آغاز می‌شود که مسابقه شعر و شاعری است.[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱][۲۲]

زبان فارسی در قزاقستان :

در زبان قزاقی حدود ۳۰۶۸ واژه مشترک است که از زبان فارسی به خصوص از فارسی ورارود به زبان قزاقی اقتباس شده‌است چون ارتباط مستقیم بوده و هست. در خیابان‌های قزاقستان بسیار با واژه‌های داروخانه، آش خانه، کوچه، شهر، آبادانی (اودانی) یا بسیار نام‌های قزاقی مواجه هستید که با زبان فارسی مشترک است. نام اسفندیار به صورت اَسپَندیار و نام رستم و بیژن در میان قزاق‌ها خیلی فراوان است یعنی نه تنها نامهای عادی ایرانی، بلکه نام‌هایی حماسی است که فارسی زبانان به آن‌ها افتخار ملی دارند و در شاهنامه آمده‌است. نام‌هایی که در ترکیبش واژه گل دارد در قزاقستان خیلی فراوان است که دکتر صفر عبدالله استاد زبان و ادبیات فارسی در قزاقستان، ۱۲۵ نام زنانه قزاقی با این ترکیب مانند گل‌بدن، گلناز، گلنار، گلدانه، گلبهرام را گردآوری کرده‌است.[۱۳]

در قزاقستان چند ضرورت مهم برای تدریس زبان فارسی وجود دارد و این نکته را بزرگان قزاق می‌دانند.

۱- پیش از همه حدود ۹۰–۹۵ درصد منابع دست اولی که دربارهٔ قزاق‌ها و اقوام آسیای مرکزی در قرون وسطی وجود دارد منابع فارسی است و بدون منابع فارسی از هیچ منبع دیگری نمی‌توانند دربارهٔ اقوام ترکی و مغولی آسیای مرکزی چیزی پیدا کنند.

۲- بیشتر حاکمان و خان‌های مغولی و ترکی دبیران و وزیران فارسی‌زبان، یا به قول خودشان یک نفر تاجیک مورخ یا واقعه‌نگار فارسی یا فارسی‌زبان داشته‌اند و همه کتاب‌ها را آن‌ها نوشته‌اند. برای نمونه جامع‌التواریخ یا تاریخ جهانگشای جوینی و صدها کتاب دیگر به زبان فارسی است؛ بنابراین اگر این اقوام بخواهند کشورها و ریشه‌های خود را بیشتر بشناسند، امکان ندارد که بدون فراگرفتن منابع زبان فارسی به جایی برسند. این یک انگیزه بسیار مهمی است که باید این مردم فهم آن را داشته باشند.

۳- نکته دیگر این که هر قدر روابط ایران با منطقه و قزاقستان بهتر باشد زبان فارسی بهتر آموخته می‌شود. یکی از انگیزه‌هایی که در قزاقستان خیلی زبان چینی یا کره‌ای می‌آموزند این است که صدها شرکت وجود دارد که برای فعالیت‌های خود نیاز به همکارانی دارند که زبانشان را بدانند و از این بابت حقوق خوب هم می‌دهند. همچنین ترکیه را می‌توان نام برد که ترک‌زبانان کنونی خط را هم از دست دادند و برای مطالعه فرهنگ همان ترک‌ها نیز راهشان بسته‌است و خط عربی ـ فارسی را نمی‌دانند و خطشان لاتین است ولی چون شرکت‌های زیاد ترکیه‌ای در قزاقستان فعال هستند و دولت ترکیه حمایت می‌کند دانشجویان به سمت زبان ترکی استانبولی می‌روند.[۲۳]

جستارهای وابسته :

سازمان همکاری شانگهای
خط اویغوری
زبان اویغوری

منبع : ویکی پدیا