نوشته‌ها

درباره اتیوپی

اِتیوپی با نام رسمی جمهوری دموکراتیک فدرال اتیوپی (نام تاریخی حبشه) کشوری محصور در خشکی واقع در شاخ آفریقا است. این کشور با ۱۰۰ میلیون نفر جمعیت دومین کشور پرجمعیت قاره آفریقا و با ۱٬۱۰۰ هزار کیلومتر مربع دهمین کشور بزرگ قاره آفریقا است. پایتخت آن آدیس آبابا است.

اتیوپی از شمال با اریتره، از غرب با سودان و سودان جنوبی، از شرق و جنوب شرقی با سومالی، جیبوتی و در جنوب با کنیا همسایه است. اتیوپی از قدیم‌ترین کشورهای مستقل آفریقا و یکی از کهن‌ترین کشورهای جهان است. این کشور پس از ارمنستان دومین کشوری بود که مسیحیت را دین رسمی خود اعلام کرد.

همچنین این کشور برای مدت‌های مدید محل تلاقی تمدن‌های شمال آفریقا، خاورمیانه و باقی مناطق آفریقا بوده‌است. به عنوان یک خصوصیت شاخص در میان ملت‌های آفریقائی، اتیوپی هرگز مستعمره کشورهای دیگر نبوده و همیشه استقلال خود را در درگیری‌های سطح آفریقا حفظ نموده‌است.

از زمان‌های قدیم، اتیوپی عضو سازمان‌های بین‌المللی بوده‌است. از جمله: در سال ۱۹۴۲ با امضای منشور ملل متحد به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. همچنین پس از تأسیس مرکز سازمان ملل در قاره آفریقا، اتیوپی به عنوان پنجاه و یکمین عضو اصلی سازمان ملل متحد پذیرفته گردید. از سوی دیگر مرکز مدیریت و یکی از بنیانگذاران اصلی سازمان اتحاد آفریقا که نام فعلی آن اتحادیه آفریقا است، می‌باشد.

در سده یکم میلادی، پادشاهی آکسوم توانست منطقه را یکپارچه کند و این پادشاهی به عنوان نیای اتیوپی سده‌های میانه و اتیوپی امروزی شناخته می‌شود. مانی، پیامبر ایرانی، آکسوم را همراه با ایران، رم و چین به عنوان یکی از چهار قدرت بزرگ زمان خود برشمرده است.[۱]

در سال ۱۹۳۶ م ایتالیا اتیوپی را اشغال کرد و در سال ۱۹۴۱ م پس از شکست در جنگ جهانی دوم اتیوپی و سایر کشورهای آفریقای شرقی را تخلیه کرد.

این کشور سابقهٔ هزاران ساله دارد. یونانیان از همان زمان باستان آن را اتیوپی می‌نامیدند و در نزد مسلمانان حبشه نام داشت. نام اتیوپی از واژه یونانی Αἰθίοψ (آیثیوپس) به معنای «چهره‌سوخته» گرفته شده‌است.[۲]

جغرافیا :

با وسعتی برابر ۴۳۵۰۷۱ مایل مربع (۱۱۲۷۱۲۷ کیلومتر مربع[۳]), اتیوپی بیست و هفتمین کشور بزرگ دنیا (بعد از کلمبیا) محسوب می‌گردد. این کشور در بزرگی با بولیوی قابل مقایسه بوده و دو سوم وسعت ایالت آلاسکای ایالات متحده می‌باشد.

بخش اصلی اتیوپی در منطقه شاخ آفریقا که وسیعترین منطقه شرقی قاره آفریقا بحساب می‌آید، واقع گردیده‌است. مرزهای اتیوپی از غرب به سودان، از شمال به جیبوتی و اریتره، از شرق به سومالی و از جنوب به کنیا ختم می‌شوند. در داخل اتیوپی مجموعه‌ای از کوهستان و فلات‌های پست وجود دارند که با دره بزرگ ریفت از هم تفکیک شده‌اند. بطور کلی مسیر این دره از جنوب غرب به شمال شرق کشیده شده که زمین‌های پست بنام استپ‌ها یا زمین‌های نیمه صحرائی، آن را پوشانده‌است. گوناگونی بسیار زیاد انواع زمین در این کشور باعث وجود انواع آب و هوا، خاک، سرسبزی طبیعی و ترکیبات جمعیتی گردیده‌است.

آب‌وهوا

ارتفاع سطح و نحوه قرار گرفتن جغرافیائی باعث بوجود آمدن سه ناحیه آب و هوائی شده‌است: منطقه سرد در ارتفاع بالای ۲۴۰۰ متر (۷۹۰۰ فوت) قرار داشته و دامنه درجه دما از حدود نقطه انجماد تا ۱۶ درجه سانتی‌گراد (۳۲ درجه -؛ ۶۱ درجه فارنهایت؛ در نوسان است. منطقه دمائی در ارتفاع ۱۵۰۰ تا ۲۴۰۰ متری (۴۹۰۰ – ۷۹۰۰ فوت) دارای دامنه درجه دما از ۱۶ تا ۳۰ درجه سانتیگراد (۶۱ درجه -؛ ۸۶ درجه فارنهایت)؛ می‌باشد؛ و منطقه گرم در ارتفاع زیر ۱۵۰۰ متر (۴۹۰۰ فوت) قرار داشته که آب و هوای آن به صورت حاره‌ای و خشک و درجه حرارت آن در طول روز از ۲۷ تا ۵۰ درجه سانتیگراد (۸۱ درجه -؛ ۱۲۲ درجه فارنهایت) است. فصل معمول بارندگی از نیمه ماه ژوئن تا اواسط ماه سپتامبر (در مناطق جنوبی طولانی‌تر است) می‌باشد که به دنباله بارش‌های متناوب فوریه تا مارس می‌آید؛ مابقی ماه‌های سال خشک هستند.

اتیوپی از لحاظ بوم‌شناسی کشوری با آب وهوای متنوع می‌باشد. دریاچه تانا در شمال سرچشمه نیل آبی است. این کشور همچنین دارای انواع حیوانات بومی بسیار است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان از میمون گلادا، بز کوهی والیا و گرگ اتیوپیایی (یا روباه میمون‌نما) نام برد.

تاریخچه :

سابقه سکونت انسان در اتیوپی به زمان‌های بسیار دور بر می‌گردد: قدمت استخوان‌های انواع انسان‌های اولیه که در اتیوپی کشف شده‌اند، مربوط به ۸٫۵ هزار سال قبل می‌باشد.[۴]

اتیوپی از لحاظ یافته‌های باستان‌شناسی و ابنیه تاریخی از تمام کشورهای آفریقای سیاه (شامل سودان) غنی‌تر است. در آوریل سال ۲۰۰۵، میل‌سنگ آکسام یکی از خزائن مذهبی و تاریخی اتیوپی توسط ایتالیا به این کشور برگردانده شد.[۵] با فرمان دیکتاتور بنیتو موسولینی سربازان ایتالیا میل‌سنگ را در سال ۱۹۳۷ (میلادی) ربوده و به روم منتقل نمودند. در سال ۱۹۴۷ (میلادی) و در طی یک موافقتنامه در سازمان ملل متحد، ایتالیا موافقت نمود که اوبلیکس را مرجوع نماید که بالاخره در همین اواخر یعنی سال ۲۰۰۵ برگردانده شد. از سوی دیگر در حفاری‌های باستان‌شناسی، یافته‌های بسیار زیادی شامل قدیمی‌ترین فسیل کامل انسان کشف گردیده‌است، لوسی. در حال حاضر نیز حفاری‌ها ادامه دارد[۶]

سرزمین اتیوپی به همراه اریتره و نواحی جنوب شرقی دریای سرخ در سواحل سودان، تشکیل دهنده مناطقی هستند که به عنوان سرزمین مصر باستان و «پانت» (یا «تا نتجرو»، بمعنی سرزمین خدایان) شناخته می‌شوند. ریشه تاریخی این اقوام را قرن بیست و پنجم قبل از میلاد ذکر کرده‌اند. حدود قرن هجده قبل از میلاد، یک پادشاهی بنام Dʿmt در نواحی شمالی اتیوپی و اریتره شکل گرفت که پایتخت آن با نام یحا در اتیوپی شمالی ایجاد شد. اکثر مورخان معاصر این تمدن را اگرچه به دلیل تفوق دریای سرخ تحت نفوذ سبا بود، بومی می‌دانند،[۷] در حالیکه دیگران D`mt را به عنوان نتیجه اختلاط صبائی‌های با «فرهنگ برتر» با مردم بومی می‌دانند؛[۸] اقلیت کوچکی نیز این پادشاهی را کاملاً به عنوان امپراتوری صبائی دانسته و اهالی اتیوپی را نسل حاصل از اختلاط مهاجران باستانی صبا و مردم بومی آفریقا قلمداد می‌نمایند.[۹] بهرحال، شواهد باستان‌شناسی موجود حاکی از آنست که در یک مقطع زمانی یک منطقه با نام صبا در شمال اتیوپی و اریتره وجود داشته‌است؛ ولیکن اکثر تحصیل کردگان امروزی این کشور را با نام اتیوپی صبا می‌نامند زیرا این کشور ماهیتی مجزا از منطقه صبا در یمن دارد.

بعد از سرنگونی حکومت دمت در سده پنجم قبل از میلاد، این فلات تحت کنترل پادشاهی‌های کوچک‌تر که بعداً ظاهر گشتند، درآمد. این کنترل تا صعود یکی از این سلطنت‌ها بنام پادشاهی آکسام که نیای اتیوپی قرون وسطی و امروز بحساب می‌آمد، در قرن اول قبل از میلاد ادامه داشت. این پادشاهی توانست که کل منطقه را مجدداً متحد نماید.[۱۰] آن‌ها اقدام به ایجاد پایگاه هائی در بخش‌های کوهستانی شمالی فلات اتیوپی نموده و از آنجا سلطه خود را به سمت جنوب گسترش دادند. شخص مذهبی ایرانی بنام مانی نام اکسام را بهمراه روم، پارسی و چین به عنوان چهار ابرقدرت زمان خود، مکتوب نموده‌است.[۱۱] اوایل قرن چهارم پس از میلاد بود که یک تبعیدی سوری- یونانی بنام فرومنتیوس را بدادگاه کشانیده و نهایتاً پادشاه ازانا به کیش مسیحیت درآمده و این دین به عنوان دین رسمی مملکت اعلام گردید.[۱۲] بخاطر این عمل او لقب “”ابا سلاما”” (“پدر صلح”) گرفت. در ازمنه مختلف و از جمله یک دوره پنجاه ساله در قرن ششم، امپراتوری اکسام کنترل اکثر مناطق یمن امروزی و بخش هائی از جنوب عربستان سعودی درست در کنار دریای سرخ همچنین جنوب مصر، شمال سودان، شمال اتیوپی، اریتره، دیجیبوتی و شمال سومالی را بر عهده داشت.[۱۳]

رشته سلطنت شاهان اکسام بارها از هم گسیخته گردید: اولین بار توسط یهودیان یا کفار ملکه گودیت در حدود سال‌های دهه ۹۵۰[۱۴] (یا احتمالاً در حدود سال‌های دهه ۸۵۰ در تاریخ‌های اتیوپی).[۱۵] این دوران سپس توسط سلسله زاگوی قطع گردید؛ در طی حکومت این سلسله بود که کلیساهای معروف صخره‌ای لالیبلا در زمان شاه لالیبلا در داخل کوه ساخته شده و دوره‌ای طولانی از صلح و آرامش را بهمراه داشت.[۱۶] در حدود سال ۱۲۷۰ (میلادی)، سلسله سلیمانیان کنترل اتیوپی را در اختیار گرفت که ادعای وراثت پادشاهان اکسام را داشت. حکام این سلسله خود را “نگوس نگست”(“شاه شاهان،” یا امپراتور) خوانده و اساس ادعاهای خود را بر وراثت مستقیم سلیمان و ملکه شبا استوار می‌نمودند.[۱۷]

در زمان حکومت امپراتور یشاق، اتیوپی اولین تماس موفق خود از زمان اکسامیان را با اروپا برقرار نموده و دو فرستاده بنام‌های آلفونز پنجم از اراگون به اروپا فرستاده شدند. اروپا نیز در مقابل فرستادگانی را به اتیوپی مأمور کردند ولی این فرستادگان موفق به اتمام سفر خود نشدند.[۱۸] اولین ارتباط مستمر با اروپا به سال ۱۵۰۸ و با کشور پرتغال برقرار گردید. در این زمان حکومت در اختیار امپراتور لبنا دنگل بود. او نیز حکومت را به تازگی از پدر خود به ارث برده بود.[۱۹] این امر به عنوان پشتوانه‌ای محکم در حالی مطرح گردید که امپراتوری مورد تهاجم آدال ژنرال و امام، احمد ابن ابراهیم القاضی (ملقب به “”گران”” یا “چپ دست”) قرار داشت، پرتغال به درخواست کمک لبنا دنگل پاسخ مثبت داده و با ارتشی متشکل از چهار صد سرباز به کمک پسر او گلاودیوس شتافته و احمد را شکست داده و حکومت او را مجدداً بر سر کار آورد.[۲۰] بهرحال زمانی که امپراتور ساسنیوس در سال ۱۶۲۴ به دین رومن کاتولیکی درآمد، سال‌های شورش و نا آرامی‌های مدنی ادامه یافتند که نتیجه آن کشته شدن هزاران نفر بود.[۲۱] مبلغان یسوعیون به اعتقادات ارتودکس مردم بومی اتیوپی توهین نموده و در ۲۵ ژوئن سال ۱۶۳۲، پسر ساسنیوس امپراتور فسیلیدیز مجدداً دین رسمی کشور را مسیحیت ارتودکس اتیوپیایی اعلام و مبلغان یسوعیون و دیگر اروپائیان را اخراج نمود.[۲۲][۲۳]

کلیه این موارد مربوط بدوران انزوای اتیوپی از سال ۱۷۵۵ تا ۱۸۵۵ بوده که با نام «زمانه میسافینت» یا «عصر پرنس‌ها» شناخته می‌گردد. امپراتوران به صورت حکام دست نشانده تحت نفوذ سپهسالارانی مانند راس میکائیل سهول از تیگرای و بعدها نیز تحت کنترل اورومو سلسله یججو درآمدند.[۲۴] انزواگری اتیوپی بدنبال ورود هیئت تبلیغی انگلستان و اتحاد دو کشور، خاتمه یافت؛ بهرحال این انزواء تا زمان حکومت امپراتور توودروس دوم که به مدرن‌سازی اتیوپی و متمرکز نمودن قدرت در امپراتوری پرداخت، ادامه داشت. نتیجه این اقدامات شرکت مجدد اتیوپی در امور بین‌المللی بود.

شاخص دهه ۱۸۸۰ درگیری‌های آفریقا و مدرنیزه شدن اتیوپی می‌باشد، در این زمان ایتالیائی شروع به رقابت با انگلیسی‌ها بر سر کشورهای منطقه نمود. بندراساب نزدیک به ورودی جنوبی دریای سرخ توسط یک شرکت ایتالیائی از سلطان محلی خریداری و در مارس ۱۸۷۰ به عنوان مستعمره اتیوپی اعلام گردید. بعدها در سال ۱۸۹۰ این محل به کانون قدرت ایتالیا تبدیل و به نام اریتره خوانده شد. نتیجه درگیری‌های دو کشور به نبرد آدووا در سال ۱۸۹۶ انجامید که در آن اتیوپیایی‌ها با شکست دادن نیروهای مستعمراتی و حفظ استقلال خود تحت رهبری منلیک دوم، جهان را بشگفتی واداشتند. در مورخه ۲۶ اکتبر سال ۱۸۹۶ ایتالیا و اتیوپی یک پیمان مشروط صلح به امضاء رسانیدند.

در اوایل سده بیستم، امپراتور هایله سلاسی اول که متعهد به تسریع در مدرنیزه کردن اتیوپی بود، به حکومت رسید -؛ حکومت او تنها در دوره کوتاه اشغال توسط ایتالیا قطع گردید (۱۹۳۶ -؛ ۱۹۴۱).[۲۵] در سال ۱۹۴۱، انگلیسی و سربازان وطن دوست اتیوپی سرزمین مادری اتیوپی را آزاد ساختند و بدنبال آن در تاریخ ۳۱ ژانویه ۱۹۴۱، پادشاهی تثبیت گشته و انگلستان (بدون هیچ امتیاز خاصی برای خود) حق حاکمیت کامل آن را با امضای توافقنامه انگلو – اتیوپیایی در دسامبر ۱۹۴۴، به رسمیت شناخت.[۲۶]

حکومت هایله سلاسی در سال ۱۹۷۴ (میلادی) و هنگامی که یک نظامی گری هوادار – شوروی مارکسیست – لنینیست حزب بنام دررگ او را سرنگون و حکومت تک حزبی کمونیستی را بوجود آورد، به پایان رسید. نظام تازه تشکیل شده نیز شاهد چندین کودتای خونین، شورش، قحطی‌های گسترده و مشکل پناهندگی‌های وسیع بود. در سال ۱۹۷۷ سومالی به اتیوپی حمله نمود که باعث بروز جنگ اوگادن گردید؛ ولی اتیوپی بسرعت آن‌ها را با سیل تجهیزات نظامی اتحاد شوروی شکست داده و در سال بعد نیز با حضور نظامیان کوبا و همکاری نظامی با آلمان شرقی و یمن جنوبی اتحادی مستحکم را بوجود آورد.

به‌رغم بوجود آوردن یکی از بزرگترین ارتش‌های آفریقا که از کمک نظامی کشورهای بلوک سوسیالیست سود می‌جست، شورش‌های بی پایان در استان‌های اریتره و تیگرای در سال ۱۹۸۵ منجر به قحطی گسترده و تغییرات حکومت در رژیم تحت حمایت بلوک سوسیالیست گردید. بدنبال آن در سال ۱۹۹۱ حکومت دررگ از جبهه آزادی خلق اریتره (ائی پی ال اف) در مناطق شمالی شکست خورده و در مناطق دیگر نیز مغلوب جبهه انقلابی دمکراتیک خلق اتیوپی (ائی پی آر دی اف) که ائتلافی از نیروهای نظامی شورشی و عمدتاً شامل جبهه آزادیبخش خلق تیگرائی بود، گردید.

در سال ۱۹۹۳، و بدنبال برگزاری همه‌پرسی، استان اریتره استقلال خود از اتیوپی را بدست آورده و به بیش از بیست سال درگیری نظامی، یکی از بزرگترین نمونه‌های قاره آفریقا، خاتمه داده شد. در سال ۱۹۹۴، قانون اساسی پذیرفته گردید که به برگزاری اولین انتخابات چند حزبی اتیوپی در سال بعد از آن انجامید. در ماه می ۱۹۹۸ اختلافات بر سر مرزهای اریتره باعث بروز جنگ اریتره – اتیوپی گردید که تا ژوئن سال ۲۰۰۰ بدرازا انجامید. این جنگ باعث مشکلات اقتصادی ملی شد، ولی در عین حال تقویت ائتلاف حاکم را بدنبال داشت. در تاریخ ۱۵ می سال ۲۰۰۵ (میلادی) اتیوپی انتخابات چند حزبی دیگر را برگزار نمود که نتیجه آن بازگشت مناقشه انگیز ائی پی آر دی اف بقدرت بود. در اوایل ماه ژوئن و سپس در ماه نوامبر، پلیس تحت فرمان ائی پی آر دی اف بسوی تظاهر کنندگان آتش گشوده و ۱۹۴ نفر کشته و هزاران نفر (شامل رهبران شاخص مخالف) را که معترض به انتخابات و مدعی تقلب در آن بودند، را بازداشت نمود.

سیاست :

انتخابات مجلس مؤسسان ۵۴۷ نفری اتیوپی در ماه ژوئن سال ۱۹۹۴ برگزار شد. این مجلس قانون اساسی جمهوری فدرال دمکراتیک اتیوپی را در دسامبر ۱۹۹۴ اختیار نمود. اولین انتخابات پارلمان مردمی و مجالس قانون‌گذاری محلی اتیوپی در ماه‌های می و ژوئن سال ۱۹۹۵ (میلادی) برگزار گردیدند. اکثر جناح‌های مخالف این انتخابات را تحریم نمودند. نتیجه این انتخابات پیروزی شایان جبهه انقلابی دمکراتیک خلق اتیوپی (ائی پی آر دی اف) بود. ناظران بین‌المللی و غیردولتی نتیجه‌گیری نمودند که احزاب مخالف امکان حضور در انتخابات را داشتند ولی خودشان از این امر امتناع نمودند.

دولت جمهوری فدرال دمکراتیک اتیوپی در اوت سال ۱۹۹۵ مستقر گردید. اولین رئیس‌جمهور این دولت نگاسو گیدادا بود. دولت تحت رهبری ائی پی آر دی اف نخست‌وزیر ملس زناوی مروج سیاست فدرالیسم نژادی بوده و قدرت زیادی به مقامات محلی متکی به سیاست نژادی اعطاء نموده‌است. امروزه اتیوپی دارای نه منطقه دارای مدیریت نیمه مختار می‌باشد که قدرت تحصیل درآمد مستقل و هزینه نمودن آن بنا به مقتضی خود را دارا می‌باشند. تحت کنترل حکومت فعلی، مردم اتیوپی از هر زمان دیگری در تاریخ، از مشارکت بیشتر سیاسی و مباحثات آزاد بهره‌مند هستند، اگرچه برخی از آزادی‌های اساسی شامل آزادی مطبوعات در عمل بنوعی محدود می‌گردند.

دولت زناوی مجدداً در انتخابات چند حزبی سال ۲۰۰۰ اتیوپی به پیروزی رسید. در حال حاضر، رئیس‌جمهور عامل گریما ولد – جیورجیس می‌باشد که دوره ریاست جمهوری او در سال ۲۰۰۶ بپایان خواهد رسید.

از سال ۱۹۹۱ (میلادی)، اتیوپی به تحکیم روابط صمیمانه با ایالات متحده و اروپای غربی پرداخته و در پی دریافت کمک‌های اساسی اقتصادی از کشورهای غربی و بانک جهانی بوده‌است. در سال ۲۰۰۴، دولت تلاشی را در جهت انتقال بیش از دو میلیون نفر از مناطق بایر کوهستانی شرق با طرح این ادعا که این تغییرات جمعیتی باعث کاهش کمبود مواد غذائی خواهد شد، نمود.[۲۷]

اتیوپی اقدام به برگزاری انتخابات عمومی در ماه می سال ۲۰۰۵ نموده که در آن رکورد تعداد رای‌دهندگان با رای ۹۰ درصد واجدین شرایط شکسته شد. در حالیکه مسئولیت برگزاری این انتخابات با تیم ناظر آنا گومز از اتحادیه اروپا و به منظور انجام آن بر اساس استانداردهای بین‌المللی انتخابات آزاد و منصفانه بود، گروه‌های دیگر نظری کاملاً متفاوت داشتند. گزارش مورخه ۱۴ سپتامبر اتحادیه آفریقا شامل ستایشی با این مضمون بود که «مردم اتیوپی تعهد واقعی خود به ایده‌آل‌های دمکراتیک را بنمایش گذاشتند»، و در ۱۵ سپتامبر مرکز کارتر ایالات متحده این‌گونه نتیجه‌گیری کرد که «اکثریت نتایج ماخوذه از انتخابات ۱۵ ماه می و جدول‌بندی آن قابل اعتماد بوده و در شرایط رقابتی برگزار گردیده‌است». بهرحال به این نکته جلب نظر نمود که به برخی از ناظران انتخاباتی خارجی (شامل آنا گومز از اتحادیه اروپا) مجوز لازم و مدارک مورد نیاز جهت سفر به مناطق روستائی کشور و نظارت بر آن مناطق داده نشده بود. از آن بدتر، این تاخیرات درست چند روز قبل از انتخابات اتفاق افتاده و نقش دولت در آن‌ها را تأیید می‌نمود، ولی شواهد محکمی برای متهم نمودن آن‌ها در دست نبود. در همین حال وزارت امور خارجه ایالات متحده در مورخه ۱۶ سپتامبر اعلام نمود که «این انتخابات را می‌توان به عنوان سنگ زیر بنائی در روش نو و رقابتی برگزاری انتخابات در نظام چند حزبی در یکی از بزرگترین و مهمترین کشورهای آفریقائی به‌شمار آورد.» حتی بیانیه اولیه سال ۲۰۰۵ اتحادیه اروپا این‌گونه اعلام می‌داشت که «… روش‌های انتخاباتی به صورت عمومی مثبت ارزیابی می‌گردند. رتبه ارزیابی کلی روش انتخابات در حد ۶۴٪ خوب و ۲۴٪ بسیار خوب تعیین گردید».

شکایت گروه‌های مخالف مبنی بر آنکه حزب حاکم ای پی آر دی اف بطور گسترده در انتخابات موجبات ارعاب و تقلب را فراهم آورده، موجب اعلام تقلب در ۲۹۹ حوزه انتخاباتی گردید. کلیه این ادعاها توسط هیئت ملی نظارت بر انتخابات اتیوپی که اعضای آن توسط نخست‌وزیر ملس برگزیده شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند که باعث تأخیر در اعلام نتایج گردیدند. در ماه ژوئن ۲۰۰۵ در حالیکه هنوز نتیجه انتخابات نامشخص بود، یک گروه از دانشجویان به ادعاهای تقلبات اعتراض نمودند. این در حالی بود که اعتراض توسط دولت بمدت یکماه ممنوع اعلام شده بود. دولت اظهار نموده بود چنانچه تا یکماه هیچ اعتراضی صورت نپذیرد، تنش‌های سیاسی اتیوپی کاهش می‌یابد.

با فراخوان مخالفان به اعتصابات عمومی و بایکوت پارلمان جدید، موج اعتراضات خیابانی مجدداً در همان سال بالا گرفته و مردم از پذیرش نتیجه انتخابات سر باز زدند. مأموران پلیس یکبار دیگر سعی در مهار اعتراضات نمودند که این بار باعث کشته شدن چهل و دو نفر از مردم و از جمله هفت مأمور پلیس

در آدیس آبابا گردید. یک مأمور دیگر نیز بعداً بر اثر شدت جراحات وارده با انفجار نارنجک دستی درگذشت. در این درگیری‌ها هزاران نفر بازداشت شده و به مراکز زندان در نقاط مختلف کشور انتقال یافتند.

به‌دنبال اثبات تقلب در انتخابات، تظاهراتی مسالمت‌آمیز توسط حامیان گروه‌های مخالف برگزار گردید. سربازان حکومتی ۱۹۳ تظاهرکننده مسالمت انگیز را بخاک و خون کشیدند. در یک گفتگوی مصاحبه‌ای که توسط بی.بی.سی. در تاریخ ۴ ژوئیه بین استفان ساکور و نخست‌وزیر اتیوپی برگزار گردید، نخست‌وزیر قبول نمود که شخصاً دستور کشتار جمعی را به سربازان داده‌است. جهت دیدن این مصاحبه بروی[۲۸] کلیک نمائید، در ۱۴ نوامبر، پارلمان اتیوپی قانونی را از تصویب گذرانده و بر اساس آن تشکیل یک کمیسیون بیطرف جهت بررسی حوادث ۸ ژوئن و اول و دوم نوامبر مورد تأکید قرار داد. در ماه فوریه سال ۲۰۰۶، تونی بلر نخست‌وزیر انگلستان با اعلام اینکه ائی پی آر دی اف در انتخابات به پیروزی رسیده‌است، از خواست خود مبنی بر حل و فصل مشکلات اتیوپی در داخل این کشور و ادامه مسیر دمکراسی خبر داد.[۲۹]

تا ماه فوریه ۲۰۰۶، صدها نفر در بازداشت باقی ماندند تا در ماه مارس محاکمه شوند. در این زمان ۱۱۹ نفر شامل روزنامه‌نگاران به جرم افتراء و رهبران جناح‌های مخلف به جرم خیانت محاکمه گردیدند. سازمان‌های حقوق بشر نسبت به وضعیت سلامت برخی از این زندانیان ابراز نگرانی نمودند. آن‌ها همچنین نگرانی‌های خود را در باب آزادی مطبوعات اعلام کردند.

در مورخ ۵ سپتامبر سال ۲۰۰۵، هیئت ملی نظارت بر انتخابات اتیوپی نتیجه نهائی انتخابات را اعلام نموده و در آن تأیید نمود که حزب حاکم جبهه انقلابی دمکراتیک خلق اتیوپی هنوز کنترل خود بر دولت را حفظ خواهد نمود ولی گروه‌های مخالف امکان افزایش سهم خود در کرسی‌های پارلمان از ۱۲ به ۱۷۶ را خواهند داشت. ائتلاف اتحاد و دمکراسی موفق به احراز تمام کرسی‌های پارلمان بجز یک کرسی در آدیس آبابا، هم در مجلس و هم در شورای شهر گردید. بر اساس گزارش بی.بی.سی. به نقل از قاضی ارشد مشیشا کسی که مسئولیت کمیته تحقیق کشتار فراریان اتیوپی را بر عهده داشت، پلیس اتیوپی ۱۹۳ معترض را قتل‌عام نمود.[۳۰] بسیاری از قضات ارشد، ژنرال‌های نظامی و سیاستمداران بدنبال اخذ پناهندگی از اروپا و ایالات متحده آمریکا بودند. در نتیجه این اعتراضات که به دستگیری هزاران تن از معترضان نیز انجامید، برخی اعضای پارلمان و مقامات ارشد شامل شهردار منتخب آدیس آبابا، دکتر برهانو نگا، پروفسور مسفین ولدی ماریام، یک عضو شاخص فعالان حقوق بشر، یک وکیل بنام بیرتوکان میدکسا نیز دستگیر شدند. بنا بر نظر تشاله آبرا، یکی از عالیرتبه‌ترین قضات اتیوپی و کسی که بدنبال «آزار مستمر» دولت از کشور خارج گردید، دولت ملس در کشتار مردمی از حکومت‌های ماقبل خود پیشی گرفته‌است.[۳۱]

به‌دنبال فرار ولدی-میکائیل مشیشا قائم مقام گروه ده نفره تحقیق دربارهٔ گشودن آتش بروی مردم در اکتبر ۲۰۰۶، این شخص تأیید نمود که ۱۹۳ نفر در جریان اعتراضات انتخاباتی کشته شدند.[۳۲]

شورای سلطنتی اتیوپی

شورای سلطنتی اتیوپی سازمانی است که بر اساس قانون اساسی سمت مشاوره در امور حکومت به امپراتوران اتیوپی را دارا می‌باشد. این مشاوره از طرف مقام سلطنت انجام شده و اعضای این شورا نیز منتخب امپراتور هستند.

هم‌اکنون سلطنت در اتیوپی منسوخ شده‌است ولیکن سلطنت طلبان اتیوپی هنوز شورای سلطنتی را اداره می‌نمایند. در تاریخ ۱۶ مارس سال ۲۰۰۵، پرنس ارمیاس سهل سلاسی مجدداً توسط شاهنشاه زرا یاکوب امها سلاسی به عنوان رئیس شورای سلطنتی اتیوپی منصوب گردید. زرا یاکوب امها سلاسی به عنوان امپراتور در تبعید اتیوپی محسوب می‌گردد.[۳۳]

بخش‌های حکومتی :

قبل از سال ۱۹۹۶، اتیوپی به سیزده استان تقسیم گشته بود که اکثر آن‌ها ریشه در مقاطع تاریخی داشتند. در حال حاضر اتیوپی دارای یک سیستم حکومتی ردیفی است که متشکل است از دولت فدرال که نظارت بر ایالات محلی نژادی، مناطق، محلات (“ورداها”) و (“کبله‌های”) مجاور را برعهده دارد.

اتیوپی به نه منطقه نظارتی قومی بنام (“کیلیلوچ” مفرد “کیلی”) تقسیم گردیده که این مناطق نیز به نوبه خود به شصت و هشت منطقه و دو شهر شاخص (” استه دادر اکابابی وچ” مفرد “استه دادر اکابابی”): آدیس آبابا و دایر داوا (در روی نقشه به ترتیب زیر مجموعه‌های ۱ و ۵) تقسیم گردیده‌اند. این مناطق در مرحله بعدی تقسیم‌بندی، به ۵۵۰ “وره داس” و ۶ “وره داس” ویژه تقسیم می‌شوند.

بر طبق قانون اساسی قدرت گسترده‌ای به ایالات محلی تفویض گشته به‌طوری‌که آن‌ها بر اساس نظامنامه دولت فدرال، قادر به تأسیس دولت و دمکراسی خاص خودشان می‌باشند. هر منطقه دارای شورای محلی بوده که اعضای آن به صورت مستقیم از برای نمایندگی آن محل انتخاب گشته و شورا دارای قدرت قانونگذاری و مدیریت امور داخلی منطقه می‌باشد. ماده ۳۹ قانون اساسی اتیوپی از آن فراتر رفته و به هر یک از این ایالات محلی حق انتزاع از اتیوپی را اعطاء نموده‌است. بهرحال این مسئله مورد بحث است که چه مقدار از قدرت تفویضی در قانون در واقعیت اعطاء می‌گردد.

این شوراها قیمومیت خود را از طریق کمیته‌های اجرائی و دفاتر محلی بخشی اعمال می‌نمایند. ساختار استادانه این شوراها، کمیته‌های اجرائی و موسسات عمومی بخشی در سطوح بعدی آن (وره دا) نیز اعمال شده‌است.

نه منطقه و دو شهر شاخص عبارتند از:

آدیس آبابا
آفار
امهارا
بنی شانگول – گوماز
دایر داوا
گامبلا
حراری
ارومیا
سومالی
ملل جنوبی، ملیت‌ها و مردم منطقه
تیگرای

نام شهرهای شاخص به صورت متمایل نشان داده شده‌است.

اقتصاد :

اتیوپی از لحاظ تاریخی یکی از بهترین اقتصادهای جهان را دارا می‌باشد که در طول دوران سلطنت هایله سلاسی که در آن ارزش دلار اتیوپی خیلی بالا رفته بود، نیز ادامه داشته‌است. اتیوپی در مرز یک ملت کامیاب قرار داشت. اما در هر صورت پس از انقلاب سال ۱۹۷۴ (میلادی)، نحوه اداره اقتصاد اتیوپی به صورت اقتصاد سوسیالیستی تغییر یافت: کنترل‌های قدرتمند ایالات تثبیت گشته و بخش عمده‌ای از اقتصاد و از جمله صنایع مدرن، کشاورزی سطح بالا و تجاری، کلیه زمین‌های کشاورزی، مناطق اجاره‌ای شهری و کلیه موسسات مالی به بخش خصوصی منتقل گردیدند. از نیمه سال ۱۹۹۱ (میلادی)، اقتصاد شروع به حرکت به سمت اقتصاد بازار محور غیر متمرکز نموده و تأکید آن بر ابتکار عمل فردی قرار گرفت که نتیجه آن یک دهه رکود اقتصادی بود. در سال ۱۹۹۳ (میلادی) حرکت تدریجی خصوصی‌سازی کسب و کار، صنعت، بانکداری، کشاورزی، تجارت و بازرگانی ادامه یافت.

با این‌حال، اتیوپی به صورت کامل یک کشور خصوصی نیست. حزب حاکم ائی پی آر دی اف کنترل بیش از پنجاه مؤسسه تجاری قدرتمند در اتیوپی را در دست دارد. این روش نسخه کپی‌برداری شده از اقتصاد چین می‌باشد. برخی از این موسسات عبارتند از امباسل، تیکور آبای، دینشو، مگا و غیره. هم‌اکنون بسیاری از مایملک رژیم قبل بنام خصوصی‌سازی به این موسسات تحت کنترل ائی پی آر دی اف انتقال یافته‌اند. از آن گذشته، بر اساس قانون اساسی اتیوپی، حق مالکیت زمین تنها به «ایالت و مردم» تعلق دارد، لکن شهروندان تنها امکان اجاره زمین تا ۹۹ سال را داشته و قادر به اجاره مجدد، فروش یا تملک زمین نیستند.[۳۴]

در اتیوپی کشاورزی حدود ۴۱ درصد تولید ناخالص ملی (GDP)، ۸۰ درصد صادرات و ۸۰ درصد نیروی کار را تشکیل می‌دهد. بسیاری از فعالیت‌های دیگر اقتصادی از جمله بازاریابی، پردازش و صادرات محصولات کشاورزی نیز به رشته کشاورزی وابسته هستند. تولید به صورت فشرده دارای اساسی معیشتی بوده و بخش عمده‌ای از کالاهای صادراتی توسط بخش کوچکی فراورده‌های سودآور کشاورزی تأمین می‌گردد. محصولات اصلی این کشور شامل قهوه، موج (” به عنوان مثال ” لوبیا)، دانه‌های روغنی، غلات، سیب زمینی، نیشکر و سبزیجات می‌گردد. اقلام کشاورزی، صادرات عمده این کشور را تشکیل داده و قهوه پر درآمدترین محصول بحساب می‌آید. بنظر می‌رسد جمعیت دام اتیوپی، بزرگترین رقم در کل قاره آفریقا را تشکیل داده و از سال ۱۹۸۷ (میلادی) ۱۵ درصد تولید ناخالص کشور را شکل داده‌است.

تولید ناخالص داخلی این کشور ۵۵٫۰۷ میلیارد دلار است. اتیوپی ۲۷٫۲۷ میلیون نفر نیروی کار دارد که ۸۰ درصد آن‌ها در بخش کشاورزی مشغول به کارند. ۳۸٫۷ درصد از مردم آن زیر خط فقر زندگی می‌کنند و نرخ تورم در آن ۱۵٫۹ درصد است.

مهم‌ترین کالای صادراتی این کشور قهوه‌است و دیگر فراورده‌های آن عبارتند از: میوه، سبزیجات، دانه‌های روغنی، چرم و پوست و حیوانات زنده. این صادرات به مقاصد زیر است: آلمان (۱۲٫۸ درصد)، چین (۱۰٫۶ درصد)، ژاپن (۷٫۵ درصد)، آمریکا (۶٫۸ درصد)، عربستان سعودی (۵٫۹ درصد)، جیبوتی (۵٫۸ درصد)، ایتالیا (۵ درصد).

کالاهای وارداتی به این کشور عبارتند از: مواد غذایی، حیوانات زنده، نفت و فرآورده‌های آن، مواد شیمیایی، ماشین‌آلات، وسایل نقلیه موتوری، غله و منسوجات. این اقلام از کشورهای، عربستان سعودی (۱۸ درصد)، چین (۱۱٫۳ درصد)، هند (۸٫۱ درصد)، ایتالیا (۵٫۱ درصد)، آلمان (۴٫۱ درصد) وارد می‌شود.[۳۵]

زمانی که اریتره در سال ۱۹۹۳ استقلال خود را بدست آورد، اتیوپی، همسایه این کشور ناگهان دریافت که به هیچ ساحلی دسترسی ندارد. از این رو نیروی دریایی اتیوپی نیز منحل شد. پس از جنگ مرزی شدید بین اتیوپی و اریتره که از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰ به‌درازا کشید، فرصت زیادی برای اتیوپی پیش نیامده تا بتواند از بنادر اریتره همانند قبل استفاده کند. از این رو این کشور مجبور شده تا جایگزینی در این مورد پیدا کند. اتیوپی توافقی برای استفاده از بندر جیبوتی امضا کرده‌است. براساس این توافق این کشور در حال حاضر حدود ۹۵ درصد از واردات و صادراتش را از این طریق انجام می‌دهد. اتیوپی همچنین با جمهوری سومالی‌لند توافقی امضا کرده که به موجب آن به بندر بربره دسترسی داشته باشد. براساس این توافق، این کشور قصد دارد تا از مرزش به این بندر جاده‌ای احداث کند.[۳۶]

مردم :

مردم اتیوپی عمدتاً از نژاد دورگه سامی و سیاه هستند و به زبان‌های متعددی مانند زبان‌های امهاری، سودو، اینور، چها، تیگره، سیلته و هراری تکلم می‌کنند. عربی نیز در این کشور رایج است. بیش از شصت درصد از مردم اتیوپی مسیحی می‌باشند.[۳۷]

اتیوپی چهل و هشت زبان بومی دارد و رایج‌ترین زبان خارجی در میان تحصیل‌کردگان این کشور زبان انگلیسی است. انگلیسی در دبیرستان‌ها تدریس می‌شود و امهاری پیش از این زبان اصلی تدریس در دبستان‌ها بود اما از سال‌ها پیش زبان‌های محلی هم‌چون اورومیفا و تیگرینیا این نقش را برعهده گرفته‌اند. اتیوپی، خط ویژه خود را دارد که گعز نامیده می‌شود.

جمعیت اتیوپی بسیار متنوع است. زبان اکثر مردم سامی یا زبان گاشیتیک می‌باشد. نژادهای ارومو، امهارا و تیگرائی‌ها بیش از سه چهارم ترکیب جمعیت را تشکیل می‌دهند ولیکن بیش از ۸۰ گروه قومی مختلف در اتیوپی زندگی می‌کنند. جمعیت برخی از این گروه‌ها از ۱۰۰۰۰ نفر تجاوز نمی‌کند.

اتیوپیایی هائی که به زبان سامی صحبت می‌کنند از یک سو و اهالی اریتره از سوی دیگر مجتمعا از خود به عنوان “حبشه” یا “آبیشاً یاد می‌کنند. اگرچه گروه‌های دیگر این اسامی را به این دلیل که اشاره به اقوام خاص دارند، رد می‌نمایند.[۳۹] فرم عربی این واژه (الحبشه) ریشه کلمه ” حبشه ” است که اشاره به نام اتیوپی در زبان انگلیسی و دیگر زبان‌های اروپائی دارد.[۴۰]

بر اساس سرشماری ملی مردم اتیوپی در سال ۱۹۹۴، قوم اورومو بزرگترین قوم اتیوپی است که ۱/۳۲٪ جمعیت را بخود اختصاص داده‌است. امهارا ۲/۳۰٪ و تیگرائی‌ها ۲/۶٪ از جمعیت کل می‌باشند. اقوام نژادی دیگر عبارتند از: سومالی ۰/۶٪، گوریج ۳/۴٪، سیداما ۴/۳٪، وولایتا ۲٪، آفار ۲٪، هادیا ۲٪، گامو ۱٪.[۴۱][۴۲]

زبان‌ها :

انگلیسی به عنوان زبان خارجی دوم صحبت شده و در تمام مدارس راهنمائی تدریس می‌گردد. امهارائی زبان مورد استفاده در آموزش ابتدائی کشور می‌باشد لکن در بسیاری از مناطق با زبان‌های محلی مانند اورومو و تیگرین یا جایگزین می‌گردد.

مذهب :

بر اساس جدیدترین سرشماری ملی سال ۱۹۹۴، مسیحیان ۶۱٪، مسلمانان ۳۳٪ و پیروان مناسک سنتی ۵٪ جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند. مسیحیت ارتودکس حضوری غالب در نواحی مرکزی و شمالی اتیوپی دارد. این در حالیست که هم ارتودکس و هم پروتستان در مناطق جنوب و غرب اتیوپی حاکمیت دارند.

برخی اوقات تصور می‌شود که ورود مسیحیت در آفریقا از طریق قاره اروپا و توسط مبلغان مذهبی بوده‌است، ولی این مورد در خصوص اتیوپی صادق نیست. پادشاهی آکسام یکی از اولین ملت هائی بود که بطور رسمی مسیحیت را پذیرفت. این در زمانی بود که فرومنتیوس مقدس تایر فرمناتوس یا ابا سلاما (“پدر صلح”) در اتیوپی را فرا خوانده و در قرن چهارم سی ائی به پادشاه ازانا منتقل نمود. با اشاره به توصیف مقامات رسمی به زدن کوس توسط فیلیپ ایوانگلیست در فصل نه قوانین فرستاده خدا، بسیاری معتقدند که ورود انجیل به اتیوپی به حتی زمان‌های قبل تر نیز برمی گردد. امروزه، کلیسای ارتودکس تواحیدو اتیوپی که بخشی از ارتودکس شرق است، تا بحال غالب مطلق بوده‌است ولی شماری از کلیساهای پروتستان (پنتای) و کلیسای ارتودکس تحادسو اتیوپی نیز اخیراً جایگاه خاص خود را پیدا نموده‌اند. از قرن هجدهم بطور نسبی تعداد کمی یونایت کلیسای کاتولیک اتیوپی در تماس مستقیم با روم بوجود آمده‌اند که هواداران آن کمتر از ۱٪ کل جمعیت را تشکیل می‌دهند.

نام اتیوپی (که بزبان عبری «کوش» است) بارها در انجیل ذکر شده‌است (سی و هفت بار در نسخه شاه جیمز) و به طرق مختلف محلی مقدس شناخته شده‌است. همچنین نام اتیوپی بارها در قرآن و حدیث آورده شده‌است. در حالیکه اکثر مردم اتیوپی معتقدند که این مراجع به تمدن باستانی آن‌ها بوده‌است، به این نکته اشاره می‌کنند که رودخانه گیهون، یک نام رود نیل، بر سرزمین جاری است، اکثر تحصیل کردگان معاصر اعتقاد دارند که استفاده از این واژه پادشاهی کوش بخصوص یا آفریقای خارج از مصر در کل، کاربرد دارد. بعضی نیز اعتقاد دارند که واژه انجیلی کوش سرزمینی وسیعی است که مناطق شمالی اتیوپی، اریتره و بخشی از سودان امروزی را در بر می‌گیرد.

اسلام در اتیوپی بزمان پیدایش این مذهب برمی گردد؛ در سال ۶۱۵، در زمانی‌که یک گروه از مسلمانان به فرمان محمد پیامبر اسلام جمع گشته و به منظور فرار از اذیت و آزار حاکمان مکه سفر به اتیوپی که از نظر محمد دارای پادشاهی پرهیزگار بود، را آغاز نمودند. علاوه بر آن، در تاریخ اسلام این‌گونه ذکر شده که یکی از یاران اولیه محمد بنام بلال حبشی از اهالی اتیوپی بوده‌است.

تعداد زیادی از مذاهب آفریقائی در اتیوپی وجود دارند که اکثراً در مناطق مرزی دور دست نواحی جنوب غرب و غرب این کشور قرار دارند. به صورت کلی اکثر (پیروان کثیر غیر یمانی کلیسای ارتودکس تواحیدو اتیوپی) مسیحیان عموماً در مناطق کوهستانی زندگی می‌کنند. این در حالیست که مسلمانان و پیروان ادیان باستانی آفریقا تمایل به زندگی در فلات‌های پست شرق و جنوب کشور دارند. یک گروه باستانی از یهودیان، اسرائیل بتا، در شمال غرب اتیوپی ساکن هستند، اگرچه تعداد زیادی در دهه‌های آخر قرن بیستم و به عنوان بخش هائی از هیئت نجات تحت نظر دولت اسرائیل به عناوین عملیات موسی و عملیات سلیمان به کشور اسرائیل مهاجرت نمودند.[۴۳]

کشور اتیوپی همچنین سرزمین معنوی آبا و اجدادی فرقه راستافاری است که پیروان آن اعتقاد دارند که اتیوپی صهیون است. بر طبق نظر راستافاری امپراتور هایله سلاسی اول مسیح و حلول ذات الهی در انسان است. عقیده‌ای که حتی خود هایله سلاسی اول که یک مسیحی ارتودکس اتیوپی بود، نیز قبول نداشت. مفهوم صهیون در عین حالیکه بیانگر اعتقادی مجزا و پیچیده‌ای است که بطور مجازی به مریم اشاره دارد، همچنین در میان مسیحیان ارتودکس اتیوپی رواج پیدا نموده‌است. در نظر مردم اتیوپی این اعتقاد همچنین به عنوان سنگر مسیحیت است که توسط مسلمانان و پیروان دیگر ادیان محاصره گردیده و در انجیل با نام کوه صهیون از آن یاد شده‌است. همچنین از این مفهوم برای اشاره به آکسام، پایتخت باستانی و مذهبی مسیحیت ارتودکس اتیوپی یا برای اشاره به کلیسای اولیه آن با نام کلیسای بانو مریم صهیون ما استفاده می‌گردد.[۴۴]
نوشتار(های) وابسته: اسلام در اتیوپی، کلیسای ارتودکس تواحیدو اتیوپی، پنتای و کلیسای ارتودکس تحادیسو اتیوپی

فرهنگ :

روش آشپزی اتیوپی شامل انواع غذاهای فرعی و اصلی سبزیجات یا گوشت است که معمولاً در قالب خورش غلیظ یا «وات» طبخ و قبل از اینجریا یک نوع نان تخت تهیه شده با خمیر ترش سرو می‌شود. افراد برای خوردن از لوازم آشپزخانه‌ای استفاده نکرده و به جای آن از اینجرا جهت جمع کردن غذاهای اصلی و فرعی استفاده می‌کنند. در روش‌های باستانی آشپزی اتیوپی هیچ نوع گوشت خوک یا حلزون وجود ندارد، زیرا هم مسلمانان و مسیحیان ارتودکس اتیوپی خوردن این مواد غذائی حرام است.

موسیقی اتیوپی از تنوع بسیار زیادی برخوردار است و هر یک از ۸۰ گروه قومی کشور با یکسری از اصوات سروکار دارد. موسیقی اتیوپی از یک سیستم کیفیتی بی‌همتا بهره می‌جوید که پنج صدائی بوده و بطور ذاتی در میان برخی از نت‌ها یک ایست طولانی وجود دارد. تأثیرات اجزای موسیقی مسیحیت باستان و اسلام و موسیقی محلی از هر نقطه مناطق شاخ آفریقا علی‌الخصوص سودان و سومالی بر موسیقی اتیوپی مشهود است. موسیقی دانان معروف این کشور عبارتند از آستار اویک، محمود احمد، تیلاهان گیسس، اسناکیتچ ورکو، جی جی و مولاتو استاتکی.

ورزش :

برخی از ورزشکاران عالی‌رتبه جهان بخصوص در رشته‌های دو متوسط و طولانی از کشور اتیوپی هستند. کنیا و مراکش بطور معمول رقبای اتیوپی در مسابقات قهرمانی جهانی و المپیک در مسابقات دو متوسط و طولانی محسوب می‌گردند. از ماه مارس سال ۲۰۰۶ دو اتیوپیایی فاتح دو مسافت طولانی هستند، بطور مشخص هایله گبرسلاسی (قهرمان رقابت‌های جهانی و المپیک) است که بیش از بیست رکورد جهانی را ثبت نموده و کننیزا بکل جوان (قهرمان مسابقات جهانی، قهرمانی سطح کشور و قهرمان المپیک) که صاحب رکورد جهانی ۵۰۰۰ متر و ۱۰۰۰۰ متر می‌باشد.

درارتو تولو، آبیبه بیکیلا و میروتس یفتر از دیگر دوندگان شاخص اتیوپی بحساب می‌آیند. درارتو تولو اولین دونده زن اتیوپی از قاره آفریقا بود که با برنده شدن در رشته دو ۱۰۰۰۰ متر در بارسلونا، موفق به کسب اولین مدال طلای المپیک گردید. آبیبه بیکیلا فاتح ماراتن‌های سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۶۴ بود که در هر دو مسابقه موفق به بهبود دادن رکود گردید. او تا به امروز نیز بخاطر بردن ماراتن ۱۹۶۰ با پاهای برهنه مشهور است. میروتس یفتر اولین ورزشکار اتیوپیایی شناخته شده‌است که به لحاظ سرعت بسیار بالا و برد مدال طلای دوهای ۵۰۰۰ متر و ۱۰۰۰۰ متر المپیک مسکو معروف شده‌است. او آخرین فردی است که این کار برجسته را به انجام رسانیده‌است.

منبع : ویکی پدیا

درباره استونی

جمهوری اِستونی (به استونیایی: Eesti) کشوری در منطقه بالتیک در شمال اروپا است. این کشور از غرب به دریای بالتیک و از شمال به خلیج فنلاند می‌رسد و مرز شرقی آن با روسیه و مرز جنوبی آن با لتونی مشترک است. جمعیت آن ۱٬۳۱۵٬۹۴۴ نفر[۱] و پایتخت آن تالین است. واحد پول این کشور یورو و تنها زبان رسمی این کشور استونیایی بسیار به زبان فنلاندی نزدیک است. این زبان برخلاف اکثریت زبان‌های قاره اروپا که از ریشه هندواروپایی هستند جزو زبان‌های خانواده اورالی است. استونی از کم‌جمعیت‌ترین کشورهای اتحادیه اروپا است.

۶۹ درصد از مردم این کشور از تبار استونیایی و حدود ۲۵ درصد روس‌تبارند. استونی یکی از بی‌دین‌ترین مردمان جهان را دارد و بیش از ۷۰ درصد از مردم این کشور اعلام کرده‌اند که به هیچ‌یک از ادیان باور ندارند. نظرسنجی سال ۲۰۰۵ اروپایی نشان داد که تنها ۱۶ درصد از استونیایی‌ها به خدا باور دارند که این پایین‌ترین درصد در میان کشورهای اتحادیه اروپا است.[۲] استونی از سوی نهادهای مالی جهان به عنوان کشوری با اقتصاد پیشرفته رده‌بندی شده‌است و سازمان ملل نیز استونی را در رده کشورهای دارای شاخص توسعه انسانی بسیار بالا قرار می‌دهد.[۳] استونی از نظر آزادی مطبوعات، آزادی اقتصادی، آزادی سیاسی و آموزش در سطوح بالای جهانی قرار دارد. استونی در زمان شوروی نیز در میان جمهوری‌های آن اتحادیه بالاترین سرانه تولید ناخالص را داشت.[۴]

در درازای چند سده اخیر، کشورهای گوناگون از جمله دانمارک، سوئد، لهستان، روسیه هرکدام برای مدتی بر این کشور مسلط بودند اما پس از شکست روسیه تزاری در جنگ جهانی اول و انقلاب بلشویکی در روسیه، استونی توانست استقلال خود را از روسیه به دست آورد. جمهوری مستقل استونی تا سال ۱۹۴۰ دوام یافت اما براساس توافق پنهانی جوزف استالین با آدولف هیتلر برای تقسیم بخش‌هایی از اروپا، به اشغال نیروهای شوروی درآمد و پس از آغاز جنگ بین شوروی و آلمان در سال ۱۹۴۱، توسط نیروهای آلمانی اشغال شد. شکست آلمان در جنگ دوم به تسلط مجدد شوروی منجر شد که تا فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱ و اعلام استقلال جمهوری استونی ادامه یافت.

استونی در سال ۲۰۰۴ به اتحادیه اروپا پیوست و به عضویت سازمان پیمان آتلانتیک شمالی – ناتو – پذیرفته شد. کشور استونی آزادترین شبکه اینترنتی دنیا را دارد.[۵]

تاریخ :

گفته شده‌است که نام استونی از یک قوم باستانی به نام آئستی (Aesti) گرفته شده‌است. وایکینگ‌ها از سده هفدهم در سواحل استونی مستقر شدند. در سال ۱۲۰۲ استونی در اختیار یکی از گروه‌های شوالیه‌ای مذهبی به نام برادران شمشیر قرار گرفت که مردم استونی را به زور شمشیر مسیحی کردند.

قسمت جنوبی استونی به همراه لتونی امروزی زیر سلطه این گروه باقی‌ماند اما قسمت شمالی در بهار ۱۲۲۴ جزئی از قلمرو پادشاه دانمارک شد ولی در سال ۱۳۴۶ فرمانروایی این قسمت نیز به گروه «برادران شمشیر» واگذار شد.

در این زمان به‌جز شهر «رِوال» (تالین امروزی) که پایتخت بود، ده‌ها دژ نیز در استونی ساخته شد که در کنار آن‌ها به مرور شهرهایی شکل گرفتند. این شهرها به اتحادیه بازرگانی هانزا پیوسته بودند و ساکنان آن‌ها نیز بیشتر از اهالی مناطق شمالی امپراتوری آلمان بودند.

دوره معاصر

زمانی که کمونیست‌ها قدرت را در روسیه به دست گرفتند (۱۹۱۷) استونی جدا شد ولی اشغال آلمانی‌ها و دو جمله از سوی روسیه استقلال را تا ۱۹۱۹ به تعویق انداخت. در ۱۹۳۴ دیکتاتوری جایگزین دموکراسی ضعیف استونی گردید. پیمان عدم تعرض (۱۹۳۹) بین هیتلر و استالین استونی را به شوروی واگذاشت.

بزودی در ژوئن ۱۹۴۰، روسیه به بهانهٔ تحریکات دولت وقت استونی علیه نیروهای روسی مقیم، خواستار افزایش تعداد این نیروها در خاک استونی و تغییر دولت آن شد. در این دوره با پیشروی نظامی نیروهای آلمان نازی در جبهه‌های اروپای غربی، استالین به منظور تقویت مرزهای غربی، تصمیم به الحاق سه کشور بالتیک به شوروی گرفت، به ویژه که واکنشی از ناحیهٔ انگلستان یا فرانسه انتظار نمی‌رفت و ضمناً اپوزیسیون چپ داخلی نیز به دلیل بحران فزاینده اقتصادی، نفوذ و قدرت فراوان یافته بود. سرانجام استونی تسلیم تهدیدات شوروی شده و در ۲۱ ژوئن ۱۹۴۰ با حضور و نظارت نمایندگان اعزامی از مسکو، یک «دولت خلقی» با اعضایی کاملاً وابسته به شوروی، زمام امور را در دست گرفت. یک ماه بعد در حالی‌که اعضای حزب کمونیست و طرفداران شوروی، مجلس استونی را نیز در اختیار داشتند، پارلمان رسماً تأسیس جمهوری سوسیالیستی استونی را اعلام و تقاضای الحاق به اتحاد جماهیر شوروی را نمود که البته در ۶ اوت ۱۹۴۰ پذیرفته شد.[۶]

از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۴ استونی تحت اشغال آلمان نازی بود.

زمانی که سلطه شوروی دوباره تحمیل گشت (۱۹۴۵)، مهاجرت گسترده روس‌ها جایگزین ۱۲۰٬۰۰۰ استونیایی شد که کشته یا به سیبری تبعید شده بودند. در ۱۹۸۸ اصلاحات در شوروی به استونیایی‌های ملی‌گرا این فرصت را داد تا آشکارا فعالیت کنند. ملی‌گرایان در پارلمان این جمهوری به اکثریت دست یافتند و خودمختاری بیشتری کسب کردند و به دنبال کودتای نافرجام کمونیست‌های تندرو در مسکو (اوت ۱۹۹۱) استونی را از اتحاد شوروی خارج کردند. در سپتامبر ۱۹۹۱ شوروی استقلال استونی را به رسمیت شناخت.

روسیه بر این نکته اصرار دارد که ارتش اتحاد جماهیر شوروی سابق اروپا را از چنگ نازی‌ها آزاد کرد و رئیس‌جمهوری روسیه از درخواست کشورهای لتونی، لیتوانی و استونی برای عذرخواهی در مورد اقدام شوروی سابق در الحاق این کشورها خشمگین است.

دولت استونی آخرین یادبود تسلط پنجاه ساله شوروی بر این کشور را روز ۲۷ آوریل ۲۰۰۷ از پایتخت برداشت. این اقدام با اعتراض روس‌تبارهای استونی روبرو شده‌است. تظاهرات خشونت بار آن‌ها دستکم یک نفر کشته و حداقل ۱۵۳ زخمی برجای گذاشت.[۷]

سیاست :

نظام سیاسی استونی جمهوری پارلمانی است و رئیس‌جمهوری، که اختیارات اجرایی محدودی دارد، از سوی نمایندگان پارلمان برای دوره پنج ساله به این سمت برگزیده می‌شود.

پارلمان این کشور دارای یک مجلس با ۱۰۱ نماینده‌است که با رای مستقیم مردم برای دوره‌های چهارساله به عضویت مجلس انتخاب می‌شوند. مجمع ۱۰۶ نفره و رئیس‌جمهور با رأی تمامی افراد بالغ برای چهار سال انتخاب می‌شود. رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر و شورای وزیرانی را انتصاب می‌کند که به مجمع پاسخگو هستند. احزاب عمده سیاسی عمده عبارت‌اند از: جبهه خلق سوسیال دموکرات، حزب لیبرال دموکرات، و حزب کمونیست.

توماس هندریک ایلوس در سپتامبر ۲۰۰۶ به عنوان رئیس‌جمهور جدید این کشور انتخاب شد. ایلوس در انتخابات آن سال موفق به شکست دادن آرنولد روتل، رئیس‌جمهور پیشین شد. هرچند نقش رئیس‌جمهور در استونی عمدتاً تشریفاتی است، اما آقای ایلوس قول داده‌است از آن برای افزایش وجهه کشورش در سطح بین‌المللی استفاده کند.[۸]

کشور استونی بیش از ۱۳۰ سرباز در چهارچوب نیروهای بین‌المللی کمک به امنیت، آیساف در افغانستان داشت که در ولایت آشوب‌زده هلمند مستقر بودند.

با امضای توافقنامه‌ای میان آمریکا و جمهوری استونی، شهروندان استونیایی از اواخر سال ۲۰۰۸ میلادی می‌توانند بدون روادید به آمریکا سفر کنند.[۹]

جغرافیا :

استونی ۴۵٬۲۲۷ کیلومتر مربع (۱۷۴۶۲ مایل مربع) وسعت دارد. استونی کوچک‌ترین و شمالی‌ترین کشور منطقه بالتیک بوده و از تعداد زیادی جزیره در ساحل جنوبی خلیج فنلاند تشکیل شده‌است. این کشور متشکل است از سرزمینی کم‌ارتفاع، که در جنوب شرق ۳۱۸ متر ارتفاع می‌یابد، و دو جزیره اصلی. ۲۲ درصد آن را جنگل پوشانیده‌است و از چوب آن برای کاغذ و کبریت‌سازی استفاده می‌شود. استونی، از نظر منابع طبیعی فقیر می‌باشد.

در این کشور، دریاچه‌های فراوان و جنگل‌های متراکم زیادی، به چشم می‌خورد. استونی سه رودخانه اصلی دارد به نام‌های امایوگی، پارنو و ناروا.

آب‌وهوای این کشور معتدل و مرطوب با تابستان‌های ملایم و زمستان‌های سرد است.

استونی ۵۶۱ کیلومتر مرز دارد و طول سواحل آن بسیار بیشتر از این یعنی ۳۷۹۴ کیلومتر است. در مرز شرقی استونی با روسیه، دریاچه پیپوس واقع شده و مرز شمالی را رودخانه ناروا تشکیل می‌دهد. استونی تنها در مرز جنوبی خود عارضه طبیعی مشخصی ندارد.

سطح کشور استونی کمابیش هموار است ولی در برخی سواحل آن زمین‌ها گاه با شیب زیادی از دریا بیرون آمده‌اند و در جنوب شرق کشور در پشت این سواحل نیز تپه‌زارها ادامه می‌یابند. بلندترین نقطه استونی یعنی سور مونامگی (به معنی کوه تخم‌مرغی بزرگ) که ۳۱۸ متر ارتفاع دارد نیز در این بخش از کشور واقع شده‌است.

در مناطق غربی و شمالی استونی صدها جزیره واقع شده که بیشتر آن‌ها غیرمسکونی هستند و از شماری از آن‌ها در زمان شوروی به عنوان منطقه نظامی استفاده می‌شد. بزرگ‌ترین این جزایر ساره و هیو هستند که هر یک استان‌های جداگانه‌ای به‌شمار می‌آیند. از جزیره‌های کوچک‌تر مسکونی می‌توان به موهو، وورمسی، ویلساندی، آبروکا، کیهنو، و روهنو اشاره کرد.

تقسیمات کشوری :

استونی به ۱۵ شهرستان (به استونیایی: maakonnad) تقسیم می‌شود که ناحیه‌های مدیریتی کشور هستند.

نقشه شهرستان مرکز استان جمعیت
Eesti maakonnad 2006.svg
ایدا-ویرو یووی ۱۴۹٬۲۴۴
پارنو پارنو ۸۲٬۵۸۴
پولوا پولوا ۲۷٬۴۵۲
تارتو تارتو ۱۵۰٬۲۸۷
رپلا رپلا ۳۴٬۹۰۵
ساره کورساره ۳۱٬۳۴۴
لنه-ویرو راکوره ۵۹٬۸۶۱
لنه هاپسالو ۲۴٬۱۸۴
هاریو تالین ۵۵۲٬۶۴۳
هیو کاردلا ۸٬۴۷۰
والگا والگا ۳۰٬۱۵۸
وورو وورو ۳۳٬۴۳۹
ویلیاندی ویلیاندی ۴۷٬۵۹۴
یاروا پایده ۳۰٬۵۵۳
یوگوا یوگوا ۳۱٬۳۹۸

شهرها :

اقتصاد :

خاک استونی، قابلیت کشت مناسبی نداشته، و دامداری آن نیز، فقط جوابگوی ۲۰ درصد نیاز کشور است. در سالیان اخیر، منابع محدودی از نفت و فسفریت در این کشور یافت شده‌است.

صنایع عمده این کشور عبارتند از: صنایع چوب، نساجی، صنایع مهندسی، فرآوری غذایی.

گاز برای استفاده گرمایشی و صنعتی از شیست قیردار استخراج می‌شود. محصول عمده بخش مهم کشاورزی و دامپروری لبنیات است. مشکلات بزرگ اقتصادی نتیجه وابستگی شدید استونی به تجارت با روسیه بوده‌است. اقتصاد کشور هنوز در حد وسیعی در اختیار دولت است، ولی در زمینه خصوصی‌سازی اندکی پیشرفت حاصل شده‌است.

جمهوری استونی هفدهمین کشور اتحادیه اروپاست که به حوزه یورو پیوسته‌است. استونی نخستین کشور از جمهوری‌های شوروی سابق بود که واحد پول یورو را به جای پول ملی، به گردش درآورد. بیست سال پس از جدا شدن استونی از اتحاد جماهیر شوروی، برای بسیاری از مردم استونی، پیوستن به یورو این موضوع را ثابت کرد که آن‌ها به غرب پیوسته‌اند. کاهش هزینه‌های دولتی که برای پیوستن استونی به حوزه یورو ضروری بوده، سبب افزایش نرخ بیکاری در این کشور و رسیدن آن به ۱۶ درصد شد. بحران بدهی‌های اروپا در گذشته به شدت به استونی صدمه زده‌بود.[۱۰]

مردم :

پیش از جنگ جهانی دوم، مردم استونیایی‌تبار ۸۸ درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌داد و اقلیت‌های قومی ۱۲ درصد باقی‌مانده را تشکیل می‌دادند. بزرگ‌ترین گروه‌های اقلیتی در سال ۱۹۳۴ عبارت بود از روس، آلمانی، سوئدی، لتونیایی، یهود، لهستانی، فنلاندی و اینگری‌ها. بین سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۸۹، با اجرای برنامه روسی‌سازی شوروی‌ها درصد استونیایی‌تبارها در میان مردم این کشور به به ۶۱ درصد کاهش یافت. شوروی مهاجرت انبوه کارگران صنعتی از روسیه، اوکراین، و بلاروس را به استونی ترویج کرد و بسیاری از استونیایی‌ها در زمان جنگ ناچار به مهاجرت شدند. جوزف استالین نیز دست به تبعیدهای دسته جمعی و اعدام مردم استونی زد به‌طوری‌که در جریان دوران «پاکسازی» او ۱۱۰ هزار تن از مردم استونی کشته یا تبعید شدند.[۱۱]

در دهه پس از استقلال، مهاجرت گسترده روس‌ها از استونی و برچیده شدن پایگاه‌های نظامی روسیه در سال ۱۹۹۴ باعث شد که نسبت قوم استونیایی در استونی از ۶۱٪ در سال ۲۰۰۶ میلادی به ۶۹٪ درصد افزایش پیدا کند.[۱۱]

فرهنگ :

در سال ۲۰۱۰، تعداد ۲۴۵ موزه در استونی وجود داشت که به‌طور جمعی بیش از ۱۰ میلیون شیء در آن‌ها به نمایش درآمده‌است.

فرهنگستان هنر استونی (به استونیایی: Eesti Kunstiakadeemia, EKA) ارائه آموزش عالی در هنر، طراحی، معماری، رسانه، تاریخ هنر و آموزش مرمت آثار را برعهده دارد. رویکرد فرهنگسرای ویلیاندی (Viljandi) دانشگاه تارتو همگانی کردن فرهنگ بومی از طریق ارائه برنامه‌های درسی در رشته‌های ساختمان‌سازی بومی، آهنگری بومی، طراحی پارچه و لباس بومی، صنایع دستی سنتی و موسیقی سنتی است.[۱۲]

هستهٔ اولیهٔ شعر معاصر استونی با آرمان‌گرایی استقلال‌طلبانهٔ آن، موجب پدید آمدن گروهی از شاعرانی شد که کارشان را از ۱۹۰۵ آغاز کردند و با نام «استونی‌های جوان» شهرت دارند.[۱۳]

پس از استقلال جمهوری استونی از امپراطوری تزاری روس و قرن‌ها سلطه فئودالی آلمانی‌ها، شعر «ماری اوندر» به عنوان الگوی سنتی شعر استونی شناخته شد و نام او را به عنوان نامزد جایزهٔ ادبی نوبل مطرح کرد.[۱۳]

در دهه ۱۹۳۰ نسل سوم شاعران استونی قدم به عرصهٔ وجود گذاشتند، که از آن میان می‌توان به شاعرانی چون: «بتّی الور»، «اوکو ماسینگ» و «برنارد کانگرو» اشاره کرد؛ که از میان آنان «بتّی الور»، پس از درگذشت «ماری اوندر» عنوان شاعر ملی استونی را به دست آورد.[۱۳]

حرکت جدید شعر معاصر استونی که از دههٔ پنجاه به بعد رو به رشد نهاده بود، در دهه‌های بعد نیز به حرکت خود ادامه داد و در حال حاضر نیز به رشد خود ادامه می‌دهد.[۱۳]

منبع : ویکی پدیا

درباره اریتره

اریتره کشوری است بر کرانه دریای سرخ در شمال شرقی آفریقا. در سال ۱۹۹۳ با جدا شدن از اتیوپی مستقل شد. پایتخت آن اسمره است.

اریتره کشوری بر کرانه دریای سرخ در شمال شرقی آفریقاست که در سال ۱۹۹۳ پس از جدایی از اتیوپی مستقل شد. این کشور بیش از ۹۰۰ کیلومتر در کرانه دریای سرخ ساحل دارد. نام اریتره از واژه‌ای یونانی به معنای «سرزمین سرخ» گرفته شده‌است.

مساحت اریتره ۱۱۷٬۶۰۰ کیلومتر مربع و جمعیت آن نزدیک به ۶ میلیون نفر است. برآورد می‌شود که حدود ۵۰ تا ۶۲٫۵ درصد از مردم اریتره مسیحی (بیشتر ارتدوکس) و ۳۶٫۵ تا ۵۰ درصد مردم این کشور مسلمان سنی هستند.[۱]

تیگرینیا، عربی و انگلیسی در این کشور حالت زبان‌های رسمی را دارند. تیگرینیا زبانی است از ریشه سامی.

تنگه راهبردی باب‌المندب راه تماس آبی اریتره با یمن را تشکیل می‌دهد. اریتره و اتیوپی بین سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰ میلادی درگیر جنگ مرزی تمام‌عیار بودند که حدود ۸۰ هزار کشته برجا گذاشت.

تاریخ :

مستعمره ایتالیایی اریتره از نواحی ساحلی اتیوپی و زمین‌های مورد ادعای ترکان عثمانی در ۱۸۹۰ ایجاد شد. اریتره به صورت پایگاهی برای تسخیر اتیوپی (۱۹۳۵ تا ۱۹۳۶) از سوی ایتالیا استفاده گردید. در ۱۹۴۱ زمانی که ایتالیایی‌ها از شرق آفریقا اخراج شدند، تحت حکومت بریتانیا درآمد.

در ۱۹۵۲ این سرزمین به صورت ایالتی خودمختار با اتیوپی تشکیل فدراسیون داد ولی الحاق آن به عنوان یکی از استان‌های اتیوپی در ۱۹۶۲ شورشی را بر ضد اتیوپی آغاز کرد که تا ۱۹۹۲ به طول انجامید.

تاریخ‌نگاران در اریتره می‌گویند که اریتره به عنوان «کشوری مستقل» تحت‌الحمایه ایتالیا بود و این امپراتور هایلی سلاسی بود که از قطعنامه سازمان ملل تخطی کرد و این قلمرو را در سال ۱۹۶۲به عنوان یک استان جدید به اتیوپی ملحق کرد.[۲]

در ۱۹۷۷ چریک‌های اریتره‌ای این سرزمین را تقریباً به‌طور کامل از وجود نیروهای اتیوپی پاکسازی کردند، ولی دولت مارکسیست اتیوپی به رهبری سرهنگ منگستو با استفاده از سلاح‌های شوروی به جنگ پرداخت و در سال بعد وضعیت را بر عکس کرد. جبهه آزادیبخش خلق اتیوپی با جبهه آزادیبخش تیگره اتیوپی در سرنگونی منگیستو در ۱۹۹۱ مؤثر بود و در آن سال اریتره عملاً از اتیوپی جدا گشت.

جبهه آزادیبخش خلق اریتره (EPLF) کنترل اریتره را در مه ۱۹۹۱ در دست گرفت و دولت انتقالی را تا زمان تصویب قانون اساسی این کشور اداره کرد.

همه‌پرسی در اریتره در آوریل ۱۹۹۳ با اکثریتی جامع استقلال را مورد تأیید قرار داد و طبق برنامه این سرزمین در ۲۴ مه ۱۹۹۳ به استقلال کامل رسید.

درگیری‌های اتیوپی – اریتره

درگیری‌های اتیوپی و اریتره پس از استقلال این کشور نیز ادامه یافت و در مه ۱۹۹۸ منطقه شرق آفریقا شاهد درگیری مرزی میان ارتش اریتره و اتیوپی بود که بهانه اولیه این جنگ ادعای ارضی بر سر یک منطقه مرزی به مساحت ۴۰۰ کیلومتر مربع بود که به نظر فاقد ارزش اقتصادی و جایگاه راهبردی نیز بود.

این درگیری مرزی دو طرف را متحمل تلفات جانی و مادی فراوانی کرد و سرانجام در فوریه ۲۰۰۱ دو طرف در الجزیره توافقنامه آشتی و آتش‌بس را امضا کردند، اگرچه پس از آن نیز به دلیل عدم اجرای کامل این توافقنامه روابط دو کشور متشنج بود.

کمیسیون ترسیم خطوط مرزی در لاهه، در سال ۲۰۰۲ حکمی صادر کرد که طبق آن دهکده بدمه، مکانی که درگیری مرزی میان دو کشور در آن آغاز شد، متعلق به اریتره اعلام شد.[۳]

سیاست :

جبهه آزادیبخش خلق اریتره (EPLF) کنترل اریتره را در مه ۱۹۹۱ در دست گرفت و دولت انتقالی را تا زمان تصویب قانون اساسی اداره می‌کند. حکومت قانونی چند حزبی از ۱۹۹۵ بر پا گشته‌است.

تقسیمات کشوری :

منطقه مرکزی
منطقه آنسبا
منطقه گاش-بارکا
منطقه جنوبی
منطقه دریای سرخ شمالی
منطقه دریای سرخ جنوبی

جغرافیا :

اریتره از شمال و غرب با سودان، از جنوب با اتیوپی و جیبوتی و از شرق با دریای سرخ هم‌مرز است.

بیش از ۹۰۰ کیلومتر در کرانه دریای سرخ ساحل دارد.

مجمع‌الجزایر دهلک در نزدیکی بندر مصوع در دریای سرخ قرار دارد.

اریتره از لحاظ طبیعی دنباله فلات مرتفع اتیوپی است، با این حال جلگه‌های پست ساحلی نیز در این کشور وجود دارد.

آب‌وهوای اریتره در نواحی کرانه دریای سرخ گرم و بیابانی است ولی در بلندی‌های مرکزی این کشور خنک‌تر و مرطوب‌تر است.

در مناطق تپه‌ای و پست‌تر نیز شرایط نیمه‌بیابانی حاکم است.

فصل بارندگی بیشتر بین ماه‌های فوریه تا آوریل است و بیشترین میزان بارش، به‌جز در نوار ساحلی، بین ژوئن تا سپتامبر دیده می‌شود.

شهرهای عمده اریتره مصوع، عصب و کرن است.

رود مهم: برکه (فصلی)
بلندترین نقطه: قله رامو با ارتفاع ۲۱۳۰ متر.

بزرگترین شهرها

اقتصاد :

جنگ جدایی طلبانه ۳۰ ساله اقتصاد را متلاشی کرده‌است. نیروی کار عمدتاً در بخش کشاورزی اشتغال همچنین به پرورش دام برای پوست (کالای عمده صادراتی) می‌پردازد. بارندگی ناکافی و غیرقابل اعتماد خطر دائمی است. منبع عمده طبیعی نمک است.

مردم :

آیین درصد
مسیحیت
۶۳٪
اسلام
۳۶٪
دیگر
۱٪

فرهنگ :

آموزش

میزان باسوادی: ۷۱٪.
سنین تحصیل اجباری: تحصیل برای حداکثر ۱۲ سال از سن ۶ سالگی رایگان است ولی اجباری نیست.
تعداد دانشگاه: ۱

منبع : ویکی پدیا

درباره گینه استوایی

جمهوری گینه استوایی در غرب قاره آفریقا کنار خلیج بیافرا، بین کامرون و گابون واقع است و وسعت آن ۲۸٬۰۵۱ کیلومتر مربع است. پایتخت این کشور مالابو است. اسپانیایی زبان رسمی گینه استوایی هست. واحد پول این کشور فرانک ث‌اف‌آ است.

گینه استوایی از اواسط دهه ۱۹۹۰ به یکی از تولیدکنندگان بزرگ نفت خام در آفریقای جنوب صحرا تبدیل شده‌است. این کشور که تنها ۶۲۲ هزار نفر (برآورد ۲۰۱۲) جمعیت دارد از نظر سرانه تولید ناخالص داخلی ثروتمندترین کشور آفریقاست و در رتبه ۶۹ دنیا قرار می‌گیرد. اما توزیع ثروت بسیار نامتوازن صورت گرفته‌است و عده کمی از مردم از درآمد نفتی بهره‌مند شده‌اند. این کشور از نظر شاخص توسعه انسانی در رتبه ۱۴۴ دنیا قرار گرفته و به گفته سازمان ملل بیش از نیمی از جمعیت آن به آب سالم دسترسی ندارند و ۲۰ درصد کودگان پیش از رسیدن به ۵ سالگی می‌میرند.

حکومت گینه استوایی همواره در گزارش‌های حقوق بشری سازمان‌های مختلف بین‌المللی یکی از بدترین کشورها معرفی شده‌است. گزارشگران بدون مرز، تئودور اوبیانگ رئیس‌جمهور این کشور از سال ۱۹۷۹ تاکنون را یکی از «شکارچیان آزادی رسانه‌ها» معرفی کرده‌است. قاچاق انسان هم یکی از معضلات مهم این کشور است. گزارش سال ۲۰۱۲ سازمان ملل در مورد قاچاق انسان بیان می‌دارد که «گینه استوایی یکی از منابع و مقاصد قاچاق زنان و کودگان برای روسپی‌گری و کار اجباری است» و دولت این کشور نیز تلاش مؤثری برای رعایت حداقل استانداردهای انسانی صورت نمی‌دهد.

تاریخ :

گینهٔ استوایی از سال ۱۷۷۸ مستعمرهٔ اسپانیا گشت و در روز ۱۲ اکتبر ۱۹۶۸ از اسپانیا اعلام استقلال کرد.

سیاست :

سرتیپ تئودور اوبیانگ انگوئما از حزب دموکراتیک گینهٔ استوایی طی کودتایی در سال ۱۹۷۹ به قدرت رسید که هنوز هم بر این کشور حکومت می‌کند.

در سال ۱۹۹۲ احزاب سیاسی به رسمیت شناخته شدند، در همین سال سیلوستره سیاله بیلکا به سمت نخست‌وزیر منصوب شد، در سال ۲۰۰۶ میلادی ریکاردو مانگوئه اوباما نخست‌وزیر گینهٔ استوایی شد.

جغرافیا :

پایتخت این کشور شهر مالابو (Malabo) با ۹۳ هزار نفر جمعیت می‌باشد.

مساحت گینهٔ استوایی ۲۸٫۰۵۱ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۵۰۴ هزار نفر است.

مهمترین شهرهای گینهٔ استوایی، باتا ۶۶ هزار نفر، مبینی ۱۱ هزار نفر، اببیین ۱۰ هزار نفر و لوبا ۶ هزار نفر را می‌توان نام برد. گینهٔ استوایی شامل جزایر، بیوکو (فرناندو پیو) *، کورسیکو، جزایر الوبی بزرگ و کوچک و آنوبین (پاگالو) نیز می‌شود.

تقسیمات کشوری :

کشور گینهٔ استوایی دارای ۷ استان می‌باشد:

آنوبون (Annobon)
بیوکو نورته (Bioko-Norte)
بیوکو سور (Bioko-Sur)
سنترو سور (Centro-Sur)
کی انتم (Kie-Ntem)
لیتورال (Litoral)
وله انزاس (Wele-Nzas)

مردم :

۸۳ ٪ از نژاد گینهٔ استوایی را قبایل فانگ و ۱۰ ٪ را بوبیان تشکیل می‌دهند. ۸۵ درصد مردم این کشور کاتولیک، ۷ درصد پروتستان، ۲ درصد مسلمان و پنج درصد بقیه نیز پیرو باورهای آنیمیستی، بهائیت و ادیان دیگر هستند.

اسپانیایی زبان رسمی گینه استوایی هست.

اقتصاد :

واحد پول گینهٔ استوایی، فرانک سی‌اف‌آ با واحد جزء سانتیم نام دارد.

اقتصاد گینه استوایی در دوران استعمار اسپانیا به صادرات کاکائو، قهوه و الوار متکی بود که بیشتر آن به اسپانیا و مقداری هم به بریتانیا و آلمان صادر می‌شد. کشف ذخایر بزرگ نفت در سال ۱۹۹۶ و استخراج متعاقب آن درآمدهای دولت را به طرز دراماتیکی افزایش داد. گینه استوایی از سال ۲۰۰۴ به‌طور پیوسته سومین تولیدکننده بزرگ نفت خام در آفریقای جنوب صحرا پس از آنگولا و گابن بوده‌است.

منبع : ویکی پدیا

مهندسان اروپایی مشغول ساخت هواپیماهایی هستند که بتوانند نیازهای آینده صنعت هوافضا را برآورده کنند. هدف اصلی این پروژه، طراحی هواپیماهایی است که با مصرف سوخت کمتر تعداد بیشتری مسافر را حمل کنند.

طراحی ‌آینده نگر بال‌های هواپیما

در این طرح موسوم به پارسیفال، پیش‌نمونه هواپیماهایی با پیکربندی‌های جدید ساخته‌ می‌شود. این طراحی آینده‌نگر بر اساس مفهومی است که نخست در سال ۱۹۲۴ میلادی به میان آورده شد. پژوهشگران معتقدند که بالاخره فناوری‌های لازم و دلایلی بسیار قانع کننده برای ساخت هواپیما با چنین بال‌هایی را در اختیار دارند.

آلدو فردیانی، استاد رشته هواکشسانی از دانشگاه پیزا و مسئول طرح «پارسیفال»‌ می‌گوید: «با مشکل آلودگی هوا و مشکل افزایش رفت و آمد مسافر روبرو هستم که هر دو نیاز به ایده های جدید برای صنعت هواپیمایی آینده دارد. این ایده‌ها منجر به پیکربندی‌های جدید برای هواپیما خواهد شد که امکان می دهد با سوخت کمتر تعداد بیشتری مسافر را حمل کرد.»

نیروی بالابر بیشتر،‌ کاهش اصطکاک، مصرف سوخت کمتر

محققان هواپیمای آبی پیش نمونه هوایپمایی است که در پروژهٔ اروپایی موسوم به «پارسیفال» طراحی و ساخته می شود:‌ هواپیمایی با بال‌های جعبه‌ای (بال‌های بسته) متشکل از دو بال که با صفحه‌های عمودی به هم متصل شده‌اند. این طراحی خاص اصطکاک بازدارنده را کاهش می‌دهد و نیروی بالابر را بیشتر می‌کند که نتیجه‌اش مصرف کمتر سوخت خواهد بود.

آلدو فردیانی آلدو فردیانی، استاد رشته هواکشسانی از دانشگاه پیزا می‌گوید: «این مدل، مشابه هواپیمای اصلی در ابعاد هندسی کوچکتر است و به اما امکان می دهد که مطمئن شویم کیفیت پرواز هواپیما همان قدر خوب است که می‌‌خواهیم.»‌

محققان این طرح مشغول انجام آزمون‌هایی روی دریاچه هستند تا ابزارهای کنترل‌های پرواز را به دقت تنظیم کنند. این نتایج در اختیار سازندگان هواپیما قرار داده خواهد شد.

اما آیا صنعت هواپیمایی پذیرای چنین نوآوری اساسی خواهد بود؟‌ محققان می‌گویند طراحی آنها مزیت‌هایی دارد که بسیار متقاعدکننده است.

ویتوریا کیپولا، مهندس هوافضا از دانشگاه پیزا می‌گوید: «این هواپیما درمقوله هواپیماهایی مثل بویینگ ۷۳۷ و ایرباس آ۳۲۰ قرار می گیرد که بسیاری از شرکت‌ها برای حمل و نقل کم هزینه به کار می‌برند. پهنای بال هواپیما با این هواپیماها یکی است و بدنهٔ‌ هواپیما کمی درازتر و پهن‌تر است، اما تعداد صندلی‌های هواپیما۵۰ درصد بیشتر است.»

استفاده از مدل‌های فیزیکی به‌جای مدل‌های آماری

برای ساخت هواپیماهای غیرمتعارف، محققان «دانشگاه فنی دلفت» در هلند نرم افزارهای خاصی طراحی کرده‌اند که به جای مدل‌های آماری که معمولا در طراحی هواپیماهای معمولی به کار می‌رود، عمدتا از مدل‌های فیزیکی استفاده می‌کند.

جیانفرانکو لا روکا، محقق طراحی روشهای پیشرفته می‌گوید: «هواپیماها می‌توانند بسیار متفاوت باشند اما فیزیک پرواز همیشه ثابت است. در نتیجه این ابزارهای پیشرفته برای مدلسازی، به ما امکان می‌دهد که عملکرد هواپیماهای بسیار نامتعارف را بسنجیم و با هواپیماهای معمولی مقایسه کنیم.»

براساس محاسبات، هواپیما با بال جعبه‌ای (بال بسته) می‌تواند در مقایسه با هواپیماهای معمولی با همان پهنای بال تعداد بیشتری مسافر حمل کند.

خطوط هوایی در مصرف سوخت صرفه جویی خواهند کرد و مدیران فرودگاه‌ها خواهند توانست بدون تغییر زیرساختار فرودگاه، خدمات لازم برای تعداد روزافزون مسافران را فراهم کنند.»

«انتظار داریم این هواپیما در سال ۲۰۳۵ میلادی وارد ناوگان هوایی شود: طراحی ما بر اساس فناوری‌هایی است که در حال حاضر وجود دارد. بنابراین هواپیما برای آینده است، اما نه آینده ای چنان دور که فقط به صورت تصویری زیبا در کتابی باقی بماند.»

منبع : یورونیوز

درباره السالوادور

السالوادور (اسپانیایی: El Salvador) ‎گوش دهیدi‎/ɛl ˈsælvədɔːr/‎; (اسپانیولی: [el salβaˈðor], Pipil: Kūskatan[۱]), به‌طور رسمی جمهوری السالوادور (اسپانیایی: República de El Salvador) کوچکترین و پرتراکم‌ترین کشور منطقه آمریکای مرکزی است. پایتخت آن سان سالوادور است.

این کشور در جنوب آمریکای شمالی قرار دارد و به دریا هم راه دارد. السالوادور توسط کشورهای هندوراس، گواتمالا و همچنین خلیج فونسکا و اقیانوس آرام دربرگرفته شده‌است.

جمعیت این کشور ۶٬۱۰۰٬۰۰۰ نفر است که اکثریت آنان از تبار مستیزو (دورگه سرخ‌پوست و اسپانیایی) هستند. بیشتر مردم السالوادور مسیحی هستند که بیش از نیمی از آن‌ها از پیروان شاخه کاتولیک رومی از مسیحیت هستند. برنج و لوبیا از مهم‌ترین مواد غذایی مردم این کشور است. مساحت آن ۲۱۰۴۱ کیلومترمربع است. زبان اصلی آن اسپانیایی و واحد پول آن دلار آمریکا است (تا سال ۲۰۰۱ کولون السالوادور بود).

این کشور مستعمره اسپانیا بوده و در سال ۱۸۲۱ استقلال یافته‌است. زبان‌های محلی ناهوات و لنکا که قبلاً رایج بوده تقریباً از میان رفته‌اند.

این کشور گرفتار کودتاهای متعدد و خشونت سیاسی بوده‌است. السالوادور در سال ۱۹۳۱ میلادی، به دلیل سقوط قیمت قهوه در بازارهای جهانی با بحران عظیم اقتصادی روبه‌رو شد. اوضاع نابسامان اقتصادی، نارضایتی شدید مردم السالوادور را برانگیخت و شورش‌های دانشجویی و مردمی علیه دیکتاتوری هرناندز مارتینز آغاز شد. به دنبال این شورش‌ها، جنگ داخلی اوج گرفت و این جنگ سبب شد شمار بسیاری از مردم السالوادور به کشورهای همسایه پناهنده شوند.

این کشور در سال ۱۹۶۹ میلادی با کشور همسایه خود هندوراس بر سر یک گل فوتبال جنگید. پس از آن، جنگ‌های داخلی دوازده ساله (۱۹۷۹–۱۹۹۱) السالوادور زیان‌های فراوانی به نهادها و سازمان‌های این کشور وارد آورد. در این جنگ داخلی که طی سال‌های یادشده بین گروه‌های چریکی چپگرا و نیروهای دولتی السالوادور جریان داشت حدود ۷۵ هزار تن کشته و بیش از هفت هزار تن ناپدید شدند.[۲]

تاریخ :

در قدیم در منطقه کنونی السالوادور سرخ‌پوستان پیپیل در قسمت غربی و سرخ‌پوستان لنکا در قسمت شرقی سکونت داشتند. پیپیل‌ها در حدود سال ۹۰۰ میلادی به این مناطق آمده بودند و با سوزاندن شهرهای ساکنان پیشین، شهرهای خود را بنا کرده و یک پادشاهی به نام «کوزکاتلان» را بنیاد نهادند. کوزکاتلان در زبان پیپیل به معنای «مکان جواهرات الماس» بود و هم‌اینک نیز برای اشاره به فردی از السالوادور که تبار و فرهنگش با آن تمدن مرتبط است از عبارت کوزکاتلانی (Cuzcatleco) استفاده می‌شود. از تمدن مایاها در السالوادور نیز مکان‌های باستانی چندی به‌جا مانده که از آن‌جمله می‌توان به تازومال، خویا دکرن، کاسا بلانکا و چالچوپا اشاره کرد.

پارک ملی باستان‌شناسی سیهوآتان در السالوادور که با ۷۳ هکتار مساحت یکی از محوطه‌های تاریخی ارزشمند منطقه آمریکای جنوبی به‌شمار می‌آید، یکی از نخستین سکونتگاه‌های مایاها بوده و آثار تاریخی زیادی را از این تمدن با قدمتی بیش از ۹۰۰ سال در خود جای داده‌است.

منطقه السالوادور در سال ۱۵۲۵ میلادی توسط پدرو د آلواردو برای اسپانیا تصرف شد. در ۱۸۲۱ میلادی السالوادور از حکومت اسپانیا آزاد شد و بخشی از مکزیک شد. در سال ۱۸۲۳ میلادی اتحادیه‌ای به نام «ایالات متحده آمریکا مرکزی» از مکزیک جدا شد که السالوادور نیز یکی از این ایالات بود. این ایالات متحده تا سال ۱۸۳۸ میلادی دوام آورد اما در آن تجزیه شد و السالوادور نیز در آن تاریخ از اتحادیه جدا شده و تبدیل به یک جمهوری مستقل شد.

پس از استقلال، ال سالوادور به‌طور رسمی دموکراسی به‌شمار می‌آمد اما در واقع این کشور توسط «چهارده خانواده» اداره می‌شد. در سال ۱۹۳۱ میلادی دیکتاتور ماکسیمیلیانو هرناندز مارتینز به قدرت رسید و در ۱۹۳۲ میلادی خیزشی روستایی به رهبری آگوستین فارابوندو مارتی را با خشونت سرکوب کرد. پس از سقوط هرناندز، السالوادور به‌طور متناوب دولت‌های دموکراتیک و دیکتاتوری به خود دیده‌است، اما به نُدرت یک دولت غیرنظامی در این کشور بر سر کار بوده‌است.

طی سال‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی در السالوادور، نیکاراگوئه، و گواتمالا فضاهای دمکراتیک مسدود شد و قتل روشمند مخالفان باعث شد تا بخش‌های وسیعی از مردم به سوی مبارزه مسلحانه سوق داده شوند.[۳]

در ۱۹۶۹ به دنبال یک مسابقه فوتبال بین تیمهای السالوادور و هندوراس جنگ درگرفت. قدرت سیاسی و اقتصادی در دست چند خانواده متمرکز است و این منجر به تنش اجتماعی شده‌است. از اواخر دهه ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۲ نظامیان با پشتیبانی آمریکا و یاری جوخه‌های مرگ جناح راست افراطی، به مبارزه با چریکهای چپگرای جبهه آزادیبخش ملی فارابوندو مارتی پرداختند که در نتیجه این کشور در وضعیتی شبیه به جنگ داخلی بسر می‌برد. در ۱۹۹۲ موافقت صلحی بین این نیروها حاصل شد و حکومت چندحزبی قانونی دوباره برقرار گشت.

در خلال جنگ داخلی ۱۲ ساله این کشور واقعه کشتار غیر نظامیان موسوم به ‘قتل‌عام ال‌موزوته’، در حد فاصل ۱۱ تا ۱۳ دسامبر سال ۱۹۸۱ میلادی (۱۳۶۰ خورشیدی) اتفاق افتاد. در این رویداد حدود یک هزار غیرنظامی در عملیات سرکوب شورش‌های این کشور توسط ارتش تحت حمایت آمریکا در شهر ‘ال موزوته’ السالوادور کشته شدند.[۴]

سیاست :

وزن حضور ۱٫۶ میلیون مهاجر السالوادوری در ایالات متحده،[۵] که سیاست مهاجرتی خود را سخت‌تر می‌کند، بر روی سیاست خارجی حکومت سان سالوادور سنگینی بسیار دارد. این مهاجران پول بسیاری از ایالات متحده به بستگان خود در السالوادور می‌فرستند و دولت پیشین السالوادور می‌کوشید برای حفظ این منشأ درآمد که از ارکان اقتصاد ملی است باعث آزردگی دولت آمریکا نشود. تا سال ۲۰۱۲ سیاست خارجه السالوادور در تمام صحنه‌های بین‌المللی کاملاً هماهنگ با واشینگتن بود و تنها کشور آمریکای لاتین است که در عراق نیرو داشت.[۶]

مائوریسیو فونس رئیس جمهور السالوادور از «جبهه آزادی‌بخش ملی فارابوندو مارتی» که دارای سابقه روزنامه‌نگاری است در انتخابات ۱۵ مارس ۲۰۱۲ این کشور به پیروزی رسید و به ۲۰ سال حکومت راستگرایان پایان داد. فونس قبلاً سه بار در انتخابات ریاست جمهوری السالوادور شرکت کرده اما موفق به پیروزی نشده بود.[۷]

درپی سر کار آمدن موریسیو فونس در اوت ۲۰۱۲ سفارت کوبا در پایتخت السالوادور پس از ۴۸ سال قطع روابط دیپلماتیک بین دو کشور، ازنو گشایش یافت. روابط بین دو کشور کوبا و السالوادور از سال ۱۹۶۱ و تقریباً بلافاصله پس از پیروزی انقلاب در این جزیره به رهبری «فیدل کاسترو» قطع شد. السالوادور تنها کشور در آمریکای لاتین به‌شمار می‌آمد که پس از انقلاب کوبا با هاوانا روابط دیپلماتیک برقرار نکرده بود که این ارتباط سرانجام پس از ۴۸ سال برقرار شد.[۸]

جغرافیا :

السالوادور کوچک‌ترین جمهوری آمریکای مرکزی است که از شمال و مشرق به هندوراس، از جنوب به اقیانوس آرام، و از مغرب به گواتمالا محدود است.

این کشور کوهستانی است، رشته‌های کوهستانی در امتداد مرز با هندوراس و زنجیره‌های آتشفشانی و بلندتر در جنوب قرار دارد. آب و هوای آن در ساحل، استوایی مرطوب و بسیار گرم است، در حالی که مناطق درونی معتدل است. السالوادور بیش از ۳۰۰ رودخانه دارد که مهم‌ترین آن رود لمپا است که از گواتمالا سرچشمه می‌گیرد و تنها رودخانه قابل کشتیرانی در السالوادور است. لمپا و شاخه‌های آن حدود نیمی از کشور را آبیاری می‌کند.

بلندترین کوه آتشفشان سانتا آنا به ارتفاع ۲۳۸۱ متر و بلندترین نقطهٔ کشور، کوه سرو ال پیتال به ارتفاع ۲۷۳۰ متر است. شهرهای مهم آن سان سالوادور، سانتا آنا، سویاپانگو و سان میگوئل و بندرهای آن ژاکوآران و لالیبرتاد هستند.

السالوادور در تاریخ خود شاهد زمین‌لرزه‌های ویرانگر و فوران‌های آتشفشانی بوده‌است. سان سالوادور در سال ۱۷۵۶ و پس از آن در سال ۱۸۵۴ توسط زمین‌لرزه نابود شد و لرزه‌های ۱۹۱۹، ۱۹۸۲ و ۱۹۸۶ نیز آسیب زیادی به این شهر زد. این کشور بیش از بیست آتشفشان دارد که دوتای آن‌ها یعنی سان میگوئل و ایزالکو در سال‌های اخیر فعال بوده‌اند.

در السالوادور چندین دریاچه نیز وجود دارد که در دهانه آتشفشان‌ها تشکیل شده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها دریاچه یوپانگو و دریاچه کوآتپاکه هستند. دریاچه گویخا بزرگ‌ترین دریاچه طبیعی السالوادور است. با سدسازی بر روی رود لمپا چندین دریاچه مصنوعی نیز پدید آمده که بزرگ‌ترین آن‌ها «امبالسه سرون گرانده» نام دارد.

تقسیمات کشوری :

السالوادور به ۱۴ استان (departamentos) تقسیم شده که هر استان نیز خود به بخش‌هایی (municipios) تقسیم گشته‌است.

استان‌های السالوادور
تقسیمات کشوری السالوادور.
السالوادور شرقی
اوسولوتان (اوسولوتان)
سان میگوئل (سان میگوئل)
مورازان (سان فرانسیسکو گوترا)
لا اونیون (لا اونیون)
السالوادور مرکزی
لالیبرتاد (سانتا تکلا)
چالاتنانگو (چالاتنانگو)
کوسکاتلان (کوخوتپکه)
سان‌سالوادور (سان‌سالوادور)
لاپاز (زاکاته‌کولوکا)
کابانیاس (سنسونته‌پکه)
سان ویسنته (سان ویسنته)
السالوادور غربی
آهوآچاپان (آهوآچاپان)
سانتا آنا (سانتا آنا)
سونسوناته (سونسوناته)
یادداشت: مرکز استان‌ها در پرانتز آمده‌اند.

شهرها :

اقتصاد :

پولی که دو نیم میلیون مهاجر السالوادوری به ایالات متحده از آن کشور به بستگان خود در السالوادور می‌فرستند از پایه‌های اقتصاد السالوادور به‌شمار می‌آید.

السالوادور موفق نشد به برخی از اهداف بودجه تعیین شده برای سال ۲۰۱۱ دست پیدا کند که موجب شد صندوق بین‌المللی پول برنامه وام ۷۵۰ میلیون دلاری به این کشور را در آوریل ۲۰۱۲ متوقف کند. صندوق بین‌المللی پول اعلام کرده‌است رشد اقتصادی یک و نیم درصدی السالوادور در سال ۲۰۱۱ کمتر از رقم مورد پیش‌بینی بود در حالیکه هزینه عمومی و بدهی این کشور فراتر از حد انتظار افزایش یافت. در آوریل ۲۰۱۲ هکتور دادا، وزیر اقتصاد السالوادور، در پی اختلاف نظر با رئیس جمهور این کشور بر سر سیاست‌های اقتصادی، از مقام خود کناره گیری کرد. موریسیو فونس، رئیس جمهور السالوادور، معاون وزیر بازرگانی و صنعت را به عنوان جانشین دادا منصوب کرده‌است.[۱۰]

هم‌اینک گردشگری سریع‌ترین رشد را در میان بخش‌های گوناگون اقتصادی در السالوادور دارد.

مردم :

جمعیت این کشور ۶٬۱۰۰٬۰۰۰ نفر است که اکثریت آنان از تبار مستیزو (دورگه سرخ‌پوست و اسپانیایی) هستند. بیشتر مردم السالوادور مسیحی هستند که بیش از نیمی از آن‌ها از پیروان شاخه کاتولیک رومی از مسیحیت هستند.

ژنرال هرناندز مارتینز در سال ۱۹۳۰ قانونی را تصویب کرد که بر پایه آن ورود سیاه‌پوستان، زردپوستان وکولی‌ها به السالوادور ممنوع اعلام شد. این قانون تا دهه ۱۹۸۰ پابرجا بود.

بر اساس برآوردها، بین ۲۵ تا ۳۴ درصد، معادل یک میلیون و هفتصد هزار تا دو و نیم میلیون نفر از اهالی السالوادور در خارج زندگی می‌کنند که ۱٫۶ میلیون از آن (در سال ۲۰۰۹) ساکن ایالات متحده بودند.[۵] جمعیت السالوادوری‌های خارج از کشور که بسیار سازمان یافته‌است از حمایت «معاونت وزارت سالوادوری‌های مقیم خارج» که حافظ منافع آن‌ها است، برخوردار است. در روزنامه‌های داخلی بخش‌ها و صفحات کاملی به آن‌ها اختصاص دارد.[۶]

مسیحیان فلسطینی از مهاجران کم‌جمعیت اما مهم در صحنه سیاسی و اقتصادی السالوادور هستند.[۱۲] این گروه شرکت‌های تجاری، صنعتی و ساختمانی مهمی را ایجاد کرده‌اند و در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۰۴ هم آنتونیو ساکا، رئیس‌جمهور وقت، و هم رقیب انتخاباتی او شفیق حنضل، هردو از فلسطینی‌تباران مسیحی بودند.

فرهنگ :

فرهنگ مستیزو در السالوادور چیرگی دارد. مردم مستیزو در نتیجه آمیختگی و ازدواج مردم بومی سرخ‌پوست کوزکاتلان با مهاجران اروپایی که به این منطقه وارد شدند پدید آمدند. فرهنگ مستیزو از هر دو فرهنگ، یعنی هم از فرهنگ بومی سرخ‌پوستی و هم از فرهنگ اسپانیایی، تأثیر زیاد گرفته‌است. کلیسای کاتولیک نقش مهمی در فرهنگ السالوادور ایفا می‌کند و اسقف اسکار رومرو به خاطر نقش بنیادینش در مقاومت علیه نقض حقوق بشر که در دوران جنگ داخلی رخ می‌داد به عنوان قهرمان ملی شناخته می‌شود.[۱۳]

نقاشی، کاشی‌کاری و بافندگی از هنرهای دستی اصلی در السالوادور به‌شمار می‌آیند. مهم‌ترین نویسندگان کشور عبارتند از فرانسیسکو گاویدیا (۱۹۵۵–۱۸۶۳)، سالارروئه، کلاودیا لارس، آلفردو اسپینو، پدرو جفروی ریواس، مانلیو آرگوئتا، و خوزه روبرتو سئا. روکه دالتون از شاعران نامدار این کشور است. از شخصیت‌های هنری سده بیستم السالوادور می‌توان به بالتاسار پولیو، فیلم‌ساز، پاتریشیا چیکا، کارگردان، فرناندو یورت، هنرمند، و تانیو سالازار، کاریکاتوریست، اشاره کرد.

بزهکاری :

پیدایش و گسترش گروه‌های جوانان بزهکار (ماراس‌ها) در السالوادور از مشکلات این کشور است.

در ایالات متحده در شرایط اجتماعی بسیار سخت بسیاری از جوانان خانواده‌های مهاجر السالوادوری به گروه‌های خیابانی که در گتوها رشد کرده، می‌پیوندند. پس از دستگیری، محکومیت و زندان، آن‌ها به کشور خود بازگردانده شده و به این ترتیب جذب گروه‌های محلی گردیده، مهارت و تجربه خود را در زمینه سلاح و خشونت در اختیارشان می‌نهند. به این ترتیب شبکه‌هایی در السالوادور، هندوراس و گواتمالا به عنوان کارگزاران ساختار گروه‌های بزهکار ایجاد می‌گردند.[۶]

دولت این کشور از سال ۲۰۰۹ که سرکوب تبهکاران را آغاز کرده چهار هزار نیروی ارتش را برای تقویت پلیس به خیابان‌ها اعزام کرده‌است. السالوادور در سال ۲۰۱۱ بیشترین آمار قتل‌ها را پس از جنگ داخلی با چهار هزار و ۳۰۸ نفر داشت.

منبع : ویکی پدیا

درباره مصر

مِصر (به فارسی باستان: مودرایه 𐎸𐎢𐎭𐎼𐎠𐎹 (Mudrāya)[۲]) کشوری در شمال شرقی قاره آفریقا است و شبه جزیره سینا هم که در قاره آسیا قرار گرفته بخشی از قلمرو این کشور است. مصر در جنوب دریای مدیترانه و غرب دریای سرخ قرار داشته و از غرب با لیبی، از جنوب با سودان و از سوی شبه جزیره سینا با اسرائیل و نوار غزه در فلسطین مرز زمینی دارد.

مصر پرجمعیت‌ترین کشور در خاورمیانه و بعد از نیجریه و اتیوپی، سومین کشور پرجمعیت در قاره آفریقا است. اکثر جمعیت ۱۰۰ میلیون نفری آن در کنار رود نیل زندگی می‌کنند. کرانه‌های رود نیل منطقه‌ای است که ۴۰ هزار کیلومتر مربع یعنی حدود یک بیست و پنجم این کشور و تنها زمین‌های بارور آن را تشکیل می‌دهد. بخش عمدهٔ این کشور که در مجموع ۱ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد، از بیابان تشکیل شده و جمعیت پراکنده‌ای را در خود جای داده‌است.

حدود نیمی از جمعیت مصر شهرنشین هستند که بیشتر آنان در دو شهر بزرگ قاهره و اسکندریه، دیگر شهرهای دلتای رود نیل و حومه آن‌ها زندگی می‌کنند.

مصر یکی از قدیمی‌ترین تمدن‌های بشری بوده و آثار باستانی متعدد موجود در این کشور که مهمترین آن‌ها اهرام سه‌گانه است گردشگران زیادی را جذب این کشور می‌کند. حدود ۱۲ درصد نیروی کار مصر در بخش گردشگری و شهرهای تفریحی ساحل دریای سرخ فعالیت دارند. اقتصاد مصر یکی از متنوع‌ترین منابع درآمدی را در کشورهای خاورمیانه داراست و بخش‌های گردشگری، کشاورزی، صنعت و خدمات هر یک به نسبتی تقریباً مساوی در تولید داخلی این کشور سهم دارند.

مصر در سال ۱۹۵۲ با کودتای بدون خون‌ریزی افسران جوان ارتش علیه ملک فاروق پادشاه کشور صاحب حکومت جمهوری شد. انقلاب سال ۲۰۱۱ مصر به حکومت سی ساله حسنی مبارک در این کشور پایان داد و قانون اساسی جدیدی در این کشور تدوین شد. پس از استعفای حسنی مبارک قدرت در اختیار شورای عالی نظامی مصر به رهبری فرمانده ارتش محمدحسین طنطاوی بود و دولت منتخب این شورا اداره کشور را برعهده داشت، اما در جریان انتخابات ریاست جمهوری مصر در هفده ژوئن ۲۰۱۲ محمد مرسی به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد. او چهارمین رئیس‌جمهور مصر و اولین رئیس‌جمهور انقلاب مصر بود که در شبانگاه سوم ژوئیه ۲۰۱۳ در جریان کودتای ۲۰۱۳ مصر به وسیله ارتش از کار برکنار شده و عدلی منصور، رئیس دادگاه قانون اساسی مصر به عنوان رئیس‌جمهور دولت انتقالی برای برگزاری انتخابات زودهنگام تعیین شد. چندی بعد منصور، حازم الببلاوی را به عنوان نخست‌وزیر دولت موقت برای تشکیل کابینه معرفی نمود. در انتخابات جدید مصر که یازده ماه پس از سرنگونی محمد مرسی برگزار شد عبدالفتاح السیسی وزیر دفاع سابق مصر به عنوان رئیس‌جمهور جدید مصر برگزیده شد.

مصر از دیدگاه سیاسی و فرهنگی یکی از مهمترین کشورها در جهان عرب و خاورمیانه‌است، از چهره‌های شاخص علم و فرهنگ مصر می‌توان به احمد حسن زویل برندهٔ جایزه نوبل شیمی و نجیب محفوظ برندهٔ جایزه نوبل ادبیات اشاره کرد همچنین تعداد زیادی شهروند مصری به ریاست سازمان‌های بین‌المللی ملی و منطقه‌ای رسیده‌اند همچون پطرس غالی دبیرکل سازمان ملل متحد از ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷، محمد البرادعی دبیرکل آژانس بین‌المللی اتمی، عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب و غیره؛ دانشگاه الازهر مهمترین مرکز مذهبی جهان اسلام در این کشور قرار دارد.

تاریخ :

تمدن در منطقه کنونی مصر که در کناره رود نیل شکل گرفته در زمره کهن‌ترین تمدن‌ها به‌شمار می‌آید که از حدود ۴ هزار سال پیش از میلاد موجود است. مصر باستان سرزمین فراعنه بود و آثار تاریخی برجسته‌ای چون اهرام سه‌گانه و نیایشگاه بزرگ را از آن دوران به یادگار دارد. در اسطوره‌های سامی محل برآمدن پیامبرانی مانند یوسف و موسی را در همان دوران و در سرزمین مصر آورده‌اند.

دولت قدیم مصر در سال ۵۲۴ ق. م به دست ایرانیان سقوط کرد. این کشور در روزگار هخامنشی و همچنین در دوران ساسانی (در عهد خسرو پرویز و به مدت ده سال) بخشی از شاهنشاهی ایران بود.

حضور هخامنشیان در مصر به دوران کمبوجیه پسر کوروش بازمی‌گردد. او درسال ۵۲۵ پیش از میلاد، در لشکرکشی به مصر توانست مقابل فرعون پسامتیخ سوم از دودمان بیست و ششم فراعنه مصر پیروز شود و آن کشور را به یکی از ساتراپی‌های هخامنشی تبدیل کند، این ساتراپی قسمتی از کشور لیبی را نیز شامل می‌شد.[۳][۴]

در سال ۳۳۲ ق. م اسکندر این سرزمین را تصرف نمود و تا سال بعد دودمان بطلمیوسیان که از جانشینان اسکندر بودند، بر آن حکمفرما بودند.

مملکت عربی :

در سال ۶۴۱ میلادی (۱۹ هجری قمری) در زمان خلیفه دوم، عمر، عرب‌های مسلمان این کشور را تسخیر کردند. مصریان که از تسلط سیاسی و فرهنگی بیزانسی‌ها ناخورسند بودند، هنگام ورود اعراب در برابر آن‌ها ایستادگی نکردند و والیان مصر که از طرف خلفا برای اداره مصر اعزام می‌شدند، با «اهل ذمه» و به ویژه ساکنان اصلی مصر یعنی «قبطیان» بر اساس عهدنامه‌ها و پیمان‌ها رفتار می‌کردند. شرایط پیمان‌ها به گونه‌ای بود که موجب استحکام روابط اعراب فاتح با بومیان مصر می‌شد. پس از فتح مصر، تعداد زیادی عرب و مسلمان به این سرزمین وارد شدند. با آمدن قبایل عربی به مصر و افزایش تماس دو گروه مسلمان و قبطی، زمینه‌های پذیرش زبان و فرهنگ عربی در مصر فراهم شد. شماری از مصری‌ها تا پایان حکومت سفیانیان، مسلمان و عرب شده بودند، اما این روند، در دوره‌های بعدی و طی دو قرن پس از اسلام رفته رفته و تدریجی صورت گرفت تا سرانجام مصر یک مملکت عربی شد.[۵]

روند عربی شدن زبان مصریان چندی به طول انجامید و کاربرد زبان عربی در این منطقه از سده نهم میلادی به این‌سو شدت گرفت. سیاست فرمانروایان عرب حاکم بر مصر این بود که با وجود ناآشنا بودن مردم مصر با زبان عربی این فرمانروایان از همان آغاز تمامی نوشته‌های رسمی را به عربی صادر کردند. این حاکمان ولی، علاقه زیادی به مسلمان کردن مردم مصر نشان نمی‌دادند.[۶]

با این حال، مسلمان شدن مردم مصر با عرب‌زبان شدن آن‌ها همراه نبود و اسلامی‌سازی مصر سده‌ها پس از عرب‌زبان شدن آن‌ها به انجام رسید. با این‌که زبان عربی از سده نهم میلادی در مصر گسترش یافت دین اسلام تنها در سده چهاردهم تبدیل به دین اکثریت مصریان شد.[۶]

دوره عثمانی و پس از آن :

مصر همواره از سرزمین‌های مهم برای حکومت اسلامی بوده و تا سال ۱۵۱۷ میلادی که دولت عثمانی بر مصر تسلط یافت در دست خلفای اموی و عباسی و فاطمی بود. در سال ۱۷۹۸ ناپلئون به مصر لشکر کشید و در سال ۱۸۰۵ میلادی محمدعلی پاشا از طرف دولت عثمانی حاکم آنجا شده و دودمان جدید مصر را تشکیل داد.

برای مدت‌ها مصر تحت‌الحمایه بریتانیای کبیر بود ولی پس از جنگ جهانی اول بر اثر فشار مردم، استقلال مصر را اعلام کرد. در جنگ جهانی دوم طی سال‌های ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۳ با اینکه مصر بیطرفی خود را اعلام کرده بود اما سرزمین‌های غربی آن در حاشیه دریای مدیترانه از صحنه نبردهای سنگین بین ارتش آلمان و ارتش بریتانیا بود و با آنکه آلمانی‌ها فاصله چندانی با کانال سوئز نداشتند، اما در منطقه‌ای به نام العلمین شکست خوردند و همین شکست نقطه آغاز شکست‌های دیگر آن‌ها شد.

مصر در سال ۱۹۴۵ به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. در سال ۱۹۵۶ جمال عبدالناصر به ریاست جمهوری فرانسه به مصر حمله کردند، اما با پشتیبانی شوروی پیشین و بی‌طرفی آمریکا، بدون نتیجه خاتمه یافت. در طی سال‌های بعد دو جنگ دیگر نیز بین مصر و دیگر کشورهای عربی با اسرائیل رخ داد. (۱۹۶۷ و ۱۹۷۳)

در سال ۲۰۱۱ طی انقلابی حسنی مبارک رئیس‌جمهور این کشور برکنار شد و محمد مرسی با انتخابات جایگزین او شد. درسال ۲۰۱۳ ارتش در راستای اعتراضات مردمی علیه محمد مرسی کودتا کرد و دولت وی را سرنگون نمود. در انتخاباتی که چند ماه بعد برگزار شد، عبدالفتاح سیسی به عنوان رئیس‌جمهور مصر انتخاب شد.

پایتخت‌های پیشین مصر :

منف: (۳۱۰۰ پ. م – ۲۱۸۰ پ. م) نخستین پایتخت مصر
اهناسیا: (۲۱۸۰ پ. م – ۲۰۶۰ پ. م)
ممفیس، تیب یا طیبه :(۲۰۶۰ پ. م – ۱۷۸۵ پ. م) بار اول پایتختی
اواریس :(۱۷۸۵ پ. م – ۱۵۸۰ پ. م)
تبس: (۱۵۸۰ پ. م – ۱۰۸۵ پ. م) بار اول پایتختی
تنیس :(۱۰۸۵ پ. م – ۹۴۵ پ. م)
تبس: (۹۴۵ پ. م – ۶۳۳ پ. م) بار دوم پایتختی
صالحجر :(۶۳۳ پ. م – ۳۳۲ پ. م)
اسکندریه :(۳۳۲ پ. م – ۶۴۱ بعد از میلاد)
فُسطاط: (۶۴۱ ب. م – ۷۵۰ ب. م) بار اول پایتختی
عسکر: (۷۵۰–۸۶۸ ب. م)
قطائع: (۸۶۸–۹۰۵ ب. م)
فسطاط (۹۰۵–۹۶۹ ب. م) بار دوم پایتختی
قاهره: (۹۶۹ ب. م – تا امروز) پایتخت کنونی

نام :

نام مصر از ریشهٔ سامی است و با نام‌های دیگر زبان‌های سامی برای مصر از جمله מִצְרַיִם (میتزراییم) عبری هم‌ریشه است. نام مصر به معنی «دو تنگه» است و به جدایی میان دو دودمان بخش‌های شمالی و جنوبی مصر اشاره دارد.[۷] واژهٔ مصر در اصل خود معانی شهر، تمدن، کلان‌شهر، زمین، و مرز هم می‌داده‌است.[۸]

تقسیمات کشوری :

کشور مصر به ۲۷ استان بخش می‌شود:

۱- استان دقهلیه
۲- استان بحر الاحمر
۳- استان بحیره
۴- استان فیوم
۵- استان غربیه
۶- استان اسکندریه
۷- استان اسماعیلیه
۸- استان اقصر
۹- استان جیزه
۱۰- استان منوفیه
۱۱- استان منیا
۱۲- استان قاهره
۱۳- استان قلیوبیه
۱۴- استان وادی‌الجدید
۱۵- استان شرقیه
۱۶- استان سوئز
۱۷- استان اسوان
۱۸- استان اسیوط
۱۹- استان بنی‌سویف
۲۰- استان پورت‌سعید
۲۱- استان دمیاط
۲۲- استان سینای جنوبی
۲۳- استان کفر الشیخ
۲۴- استان مطروح
۲۵- استان قنا
۲۶- استان سینای شمالی
۲۷- استان سوهاج

چگالی جمعیت در بیشتر این استان‌ها هزار نفر در کیلومتر مربع است درحالیکه در سه استان بزرگ مصر تراکم جمعیت تنها ۲ نفر در کیلومتر مربع است.

مردم :

قبیله‌های مصر

تیره‌ها و قبیله‌های ساکن مصر از این قرارند:

تیره‌های طواره
ترابین
مزینه
اولاد سعید
جبالیه
علیقات
صوالحه
تیره‌های تیاهه

همچنین می‌توان به زاغه نشینان اشواعیت اشاره کرد.

جغرافیا :

مصر، سرزمین و کشوری است در شمال و شمال شرقی قاره آفریقا که مساحت آن ۱٬۰۰۱٬۴۴۹ کیلومتر مربع بوده و از دیدگاه وسعت بیست و هشتمین کشور جهان محسوب می‌گردد.

در شمال مصر دریای مدیترانه و در شرق آن دریای سرخ قرار دارد. از سمت جنوب با سودان و از سوی غرب با کشور لیبی همسایه‌است. البته از ناحیه صحرای سینا به فلسطین نیز مرتبط می‌باشد. پایتخت مصر شهر قاهره است و از دیگر شهرهای مهم آن می‌توان به اسکندریه، اسوان، جیزه، فیوم و پورت سعید اشاره کرد. شهرهایی مانند سلوم، بردیا، سیدی برانی، مطروح و العلمین نیز به سبب وقایعی که طی جنگ جهانی دوم در آن‌ها به وقوع پیوست مشهور گشته‌اند. در شرق و شمال شرقی این کشور شبه جزیره‌ای است که شبه جزیره سینا خوانده می‌شود و تا پیش از سده نوزدهم در قسمتی به خاک مصر پیوسته بود. اما در سده بیستم کانالی حفر کردند که آن را از خاک مصر جدا کرد و دریای سرخ را به دریای مدیترانه پیوند داد. نام آن، کانال سوئز است که ۱۶۸ کیلومتر طول دارد و چون مسیر ارتباطی میان سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا می‌باشد، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

سرزمین مصر به سه قسمت تقسیم می‌شود:

۱. صحرای شرقی یا عربی.
۲. شبه جزیره سینا و زمین‌های نیل.
۳. صحرای غربی.

مصر آخرین کشوری است که رود نیل از آن می‌گذرد و سپس به دریای مدیترانه می‌ریزد. به این خاطر در محل پیوستن آن به دریا، دلتای نیل بوجود آمده که سرزمین اصلی کشاورزی این کشور است. در اطراف این رود نیز کشاورزی رونق بسیار دارد به‌طوری‌که تنها نقاط آباد مصر سواحل نیل می‌باشد.

شهرها :

تعداد شهرهای هر استان
استان‌ها
استان شهرها استان شهرها
اسکندریه ۲۳ جنوب سیناء ۶
اسماعیلیه ۷ شمال سیناء ۶
اسوان ۲۳ شرقیه ۱۹
اسیوط ۱۰ غربیه ۱۲
استان بحر الاحمر ۶ فیوم ۵
بُحیره ۱۷ قاهره ۳۰
بنی سویف ۲۵ قلیوبیه ۸
پورت‌سعید ۱۹ قنا ۱۲
جیزه ۱۲ کفر الشیخ ۱۰
دقهلیه ۱۸ مطروح ۳۰
دمیاط ۴ منوفیه ۲۲
سوهاج ۱۱ منیا ۱۰
سویس ۴ وادی الجدید ۷۰

سیاست :

رئیس‌جمهورهای مصر

جمال عبد الناصر (۱۵ ژانویه ۱۹۱۸ (میلادی) – ۲۸ سپتامبر ۱۹۷۰) از ۱۹۵۴ تا تاریخ مرگش سال ۱۹۷۰ رهبر مصر بود. جمال عبدالناصر به لحاظ روحیه ناسیونالیستی خود در بین عرب‌ها مشهور می‌باشد. نهضت پان‌عربیسم ناصر که بعد از او پایه گذارشد، در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ طرفداران زیادی داشت و هنوز هم بعد از سال‌ها از مرگ او بین عرب‌های طرفدار دارد.

از اقدامات مهم سیاسی او می‌توان به جنگ شش روزه عرب‌ها و اسرائیل و توافقنامه کانال سوئز نام برد. جمال عبد الناصر بر اثر سکته قلبی مرد. وی یکی از کسانی بود که نام خلیج فارس را به نام عربی خواند و دستور داد تا در تمام مدارس و ادارات مصر، از عنوان «خلیج عربی» استفاده کنند و در نقشه‌های چاپ آن کشور از این نام استفاده شود.

محمد انور السادات

محمد انور السادات سیاست‌مدار و نظامی مصری و برنده جایزه صلح نوبل، سومین رئیس‌جمهوری مصر بود. وی سمت رئیس‌جمهوری کشور مصر را از تاریخ ۱۵ اکتبر ۱۹۷۰ تا روز به قتل رسیدنش به دست جهاد اسلامی در تاریخ ۶ اکتبر ۱۹۸۱ به عهده داشت.

حسنی مبارک

مُحَمَّد حُسنی سید مُبارَک (زاده ۴ مه ۱۹۲۸) از ۱۴ اکتبر ۱۹۸۱ تا فوریه ۲۰۱۱ (۲۲ بهمن ۱۳۸۹) چهارمین رئیس‌جمهوری جمهوری عربی مصر بود.

مبارک پس از ترقی در نیروی هوایی مصر تا مقام «نایب رئیس‌جمهور» بالا رفت و پس از ترور انور سادات در ۶ اکتبر ۱۹۸۱ به ریاست جمهوری رسید.

طبق قانون سال ۱۹۷۱ مصر مبارک کنترل کامل کشور را بر عهده داشت و قبل از قیام مردم مصر به عنوان رئیس‌جمهور مصر از قدرتمندترین حاکمان منطقه به‌شمار می‌رفت.

اما در پی اعتراضات گسترده مردم مصر؛ حسنی مبارک در تاریخ ۱۱ فوریه ۲۰۱۱ (۲۲ بهمن ۱۳۸۹) از ریاست جمهوری مصر استعفا داد. حکومت را به ارتش واگذار کرد و به شرم الشیخ رفت.

محمد مرسی

محمد مرسی رئیس حزب آزادی و عدالت از احزاب اخوان المسلمین است که در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۱۷ ژوئن ۲۰۱۲ پیروز گردید. او به عنوان نخستین رئیس‌جمهور پس از انقلاب مصر و پنجمین رئیس‌جمهور دائمی مصر بوده‌است. در ژوئن ۲۰۱۳ موج جدیدی از اعتراضات در مصر شکل گرفته و مخالفان در سالگرد تحلیف مرسی خواستار کناره‌گیری مرسی از قدرت شدند. با شکل‌گیری اعتراضات محمد البرادعی رهبری مخالفان را در دست گرفته و چند تن از اعضای کابینه مرسی از جمله نخست‌وزیر استعفا کردند. او در سوم ژوئیه ۲۰۱۳ و در نتیجهٔ کودتای ۲۰۱۳ مصر، توسط بیانیهٔ مشترک ارتش مصر، محمد البرادعی، شیخ الازهر و پاپ مسیحیان قبطی مصر از قدرت برکنار شد، بیانیه مذکور را عبدالفتاح سیسی قرائت نمود. ارتش مصر، عدلی منصور، رئیس دادگاه قانون اساسی مصر را به عنوان سرپرست ریاست جمهوری برای دوره انتقالی معرفی کرد. منصور طی چندین روز پس از عزل مرسی، حازم الببلاوی را به عنوان نخست‌وزیر دولت موقت تعیین کرد.

عبدالفتاح سیسی

پس از چندین ماه فعالیت دولت موقت عدلی منصور، در انتخابات ریاست‌جمهوری مصر (۲۰۱۴)، عبدالفتاح سیسی که نقشی کلیدی در کودتای ۲۰۱۳ مصر داشت، در رقابت با حمدین صباحی پیروز شده و رئیس‌جمهور مصر گردید.

فرهنگ :

مصر دارای جامعه‌ای مردسالار است. بر اساس گزارش رسمی زنان سازمان ملل در سال ۲۰۱۳ میلادی، ۹۹ درصد زنان مصری به نحوی مورد آزار جنسی واقع شده‌اند.[۹] هم‌چنین مصر بیشترین موارد ختنه زنان را در جهان دارد. بر اساس آمار، ۹۰ درصد زنان مصری، قربانی سنت «مثله‌کردن جنسی» شده‌اند.[۱۰]

جشن‌ها و عیدها در مصر :

سالگردها و جشن‌های دینی

آغاز سال هجری، یکم ماه محرم، هجرت محمد، پیامبر اسلام از مکه به مدینه
زادروز محمد بن عبدالله، ۱۲ ماه ربیع‌الاول.
آیین‌های عید فطر، پایان ماه رمضان.
عید فطر. ۳–۱ ماه شَوال.
عید قربان. نهم ذی‌الحجه.

تعطیلات رسمی در جمهوری مصر

روز آزادی صحرای سینا: ۲۵ آوریل
روز کارگر: یکم ماه مه.
شم‌النسیم: دوم ماه مه. جشن بهاری.
انقلاب ۲۳ ژوئیه: بیست‌وسوم ژوئیه.
روز نیروهای مسلح: ششم اکتبر.
زادروز عیسی مسیح: ۷ ژانویه.

جشن‌های مصری

روز آغاز طغیان آب روز نیل (به عربی: وفاء النیل)، از جشن‌های فرعونی.
جشن حنابندان برای عروس‌ها
جشن هفت سالگی کودکان.
آغاز سال میلادی: یکم ژانویه.
جشن نیروز یا همان نوروز نزد قبطیان

اعتقادات مذهبی :

هردوت می‌گوید: «در میان انواع بشر، مردم مصر از همه بیشتر پایبند دین و مذهب بوده‌اند.» این مردم در طی دورهٔ تاریخ خود از آغاز تاکنون انواع اعتقادات و اعمال مذهبی خود را که فهم آن امروز مشکل است، در مدتی بیش از سه هزار سال عمل می‌کردند. هر شهری خدایانی جداگانه می‌پرستیدند. آن شهری که معتبرتر می‌شد، بر شان خداوندانش افزوده می‌شد. هم اکنون مذهب کشور مصر اسلام (تسنن) می‌باشد.[۱۱]

منبع : ویکی پدیا

WWW.SABZGASHT.COM

017-3857

 

درباره اکوادور

اکوادور کشوری در شمال غربی آمریکای جنوبی است. پایتخت آن کیتو و بزرگترین شهر این کشور گوایاکیول است.

جمعیت این کشور ۱۵ میلیون نفر و زبان رسمی آن اسپانیایی است. نظام سیاسی اکوادور جمهوری ریاست‌جمهوری است. این کشور از سال ۱۸۳۰ مستقل شده‌است. اکوادور پیش از این تاریخ بخشی از مستعمرات اسپانیا و جمهوری کلمبیای بزرگ بود.

در شمال آن کلمبیا، در شرق و جنوب آن پرو و در غرب آن اقیانوس آرام قرار دارد. این کشور همچنین شامل جزایر گالاپاگوس در اقیانوس آرام در حدود ۹۶۵ کیلومتری غرب کشور می‌باشد. اکوادور دارای مساحتی برابر با ۲۷۲٬۰۴۵ کیلومتر مربع است.

ایرانیان اکوادور یکی از گروه‌های مهاجر این کشور هستند و سابقه حضور آن‌ها در اکوادور به سال‌های قبل از انقلاب ۱۳۵۷ ایران بازمی‌گردد.[۱] و آمار رسمی از تعداد ایرانیان مقیم اکوادور وجود ندارد.

نام :

این کشور بر خط استوا قرار دارد و نام (اسپانیائی) آن به همین واقعیت اشاره دارد. نام رسمی آن «جمهوری اکوادور»

تاریخ :

بومی‌ها مدت‌ها پیش از فتح منطقه توسط امپراتوری اینکا در این ناحیه سکونت یافتند. به دلیل جنگ‌ها و ازدواج‌ها با ملل مختلفی که ساکن دره‌های رشته کوه آند بودند، این ناحیه بخشی از قلمروی امپراتوری اینکاها شد. آتاهوالپا یکی از پسران امپراتور اینکا هواینا کاپاک در شهر کیتو متولد شد. با این وجود از آنجاکه امپراتور پسر دیگری بنام هاسکار داشت که در کوسکو پایتخت امپراتوری اینکا متولد شده بود، تاج پادشاهی به وی نرسید؛ بنابراین امپراتوری به دو قسمت تقسیم شد: آتاهوالپا فرمانروایی قسمت شمالی را که مرکز آن کیتو بود دریافت کرد و هاسکار قسمت جنوبی را که مرکز آن کوسکو بود به ارث برد. در سال ۱۵۳۱ فاتحان اسپانیایی با فرمانروایی فرانسیسکو پیزارو وارد امپراتوری اینکاها شدند که به دلیل چنگ‌های داخلی بسیار ضعیف شده بود. آتاهوالپا به دنبال اتحاد با اسپانیایی‌ها برای غلبه بر هاسکار بود تا فرمانروایی کل امپراتوری اینکاها را بدست گیرد. اما اسپانیایی‌ها خود قصد تصرف داشتند و بنابراین در قلعه‌ای نظامی در کاجامارکا استقرار یافتند و در نبرد کاجامارکا آتاهوالپا را اسیر کرده و وی را گروکان گرفتند. وی در سلولی پر از طلا که مانع فرار او می‌شدند اسیر بود. در مدت اسارت، آتاهوالپا برنامه‌ای برای کشتن نابرادری خود در کوسکو طرح کرد. صحنه برای غلبهٔ اسپانیایی‌ها بر کل امپراتوری اینکاها آماده بود. با وجود اینکه اسپانیایی‌ها در محاصرهٔ اینکاها بودند؛ آتاهوالپا را اعدام کردند. اسپانیایی‌ها برای فرار از محاصرهٔ قلعه، تمامی توپ‌های خود را شلیک کردند و از میان اینکاها گریختند. در سال‌های بعدی اسپانیایی‌ها در پرو به قدرت رسیدند.

عده افراد بومی در دهه‌های اولیهٔ حکومت اسپانیایی‌ها به دلیل بیماری رو به کاهش نهاد؛ زمانی که بومی‌ها مجبور به کار کردن در سیستم کاری «انکومیاندا» برای اربابان اسپانیایی بودند. در سال ۱۵۶۳، کیتو بخشی از ناحیهٔ دولتی “audiencia” اسپانیا و محل حکومت نایب پرویی شد که پایتخت آن لیما بود.

پس از حدود ۳۰۰ سال از استعمارگری اسپانیایی‌ها، کیتو شهری با حدود ده هزار نفر جمعیت بود و در سال ۱۸۲۲ بود که اکوادور به جمهوری گرن کلمبیایی سیمون بلیوار ملحق شد و در سال ۱۸۳۰ جمهوری‌ای مستقل شد.

در قرن نوزدهم، اوضاع ناحیه ناآرام بود و فرمانروایان یکی پس از دیگری به سرعت می‌آمدند. گابریل گارسیا مورنو در دههٔ ۱۸۶۰ با پشتیبانی کلیسای کاتولیک رم کشور را متحد ساخت. در اواخر دههٔ ۱۸۰۰، تقاضای جهانی برای کاکائو باعث وابستگی اقتصاد به صادرات کالا شد و این شرایط باعث مهاجرت به مناطق حاصلخیز ساحلی شد.

یک انقلاب آزادی‌خواه در نواحی ساحلی تحت رهبری الوی الفارو در سال ۱۸۹۵ باعث کاهش قدرت روحانیت شد و این حزب آزادی‌خواه تا زمان کودتای نظامی سال ۱۹۲۵ همچنان قدرت داشت. در دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ سیاست‌مداران مردمی مانند رئیس‌جمهور خوسه ماریا ولاسکو ایباررا که در پنج دوره رئیس‌جمهور بود نقشی پراهمیت داشتند.

اختلاف بر سر حکومت بر قلمرویی در آمازون باعث ایجاد اختلافی طولانی مدت بین اکوادور و پرو شده‌است. در سال ۱۹۴۱، یا تشدید اختلافات بین دو کشور جنگ درگرفت. پرو ادعا می‌کرد که حضور نظامی اکوادور در قلمرویی که پرو مدعی آن است در واقع حمله به خاک پرو است و اکوادور نیز همین ادعا را در مورد پرو داشت. در ژوئیه سال ۱۹۴۱ سربازان به حرکت درآمدند. پرو دارای نیروی نظامی متشکل از یازده هزار و ۶۸۱ سرباز بود، در حالیکه اکوادور تنها پنج هزار و ۳۰۰ نیروی نظامی غیر ماهر و گسسته داشت که هزار و ۳۰۰ تن از آن‌ها در نواحی جنوبی کشور استقرار یافته بودند. در پنج ژوئیه سال ۱۹۴۱، با عبور نیروهایی پرو از برخی محل‌های مرزی اکوادور برای بررسی توان نظامی نیروهای مرزی این کشور درگیری بالا گرفت. در نهایت در ۲۳ ژوئیه ۱۹۴۱، نیروهای پرو از مرز اکوادور در رودخانهٔ زارومیلا گذشتند و رسماً حملهٔ خود را به ناحیهٔ ال‌اوروی اکوادور آغاز کردند. در این جنگ پرو تمامی نواحی مورد ادعای اکوادور و همچنین ناحیهٔ ال‌اورو و قسمت‌هایی از ناحیهٔ لوخا (حدود ۶٪ کشور) را تصرف کرد و خواستار صرف‌نظرکردن اکوادور از نواحی مورد ادعایش شد. نیروی دریایی پرو بندر گوایاکیول را در اختیار گرفت و بدین‌ترتیب مانع تأمین تجهیزات مورد نیاز نیروهای اکوادور شد. پس از چندین هفته از جنگ، با فشار آمریکا و چندین کشور آمریکای لاتین جنگ متوقف شد. اکوادور و پرو در ۲۹ ژانویهٔ سال ۱۹۴۲ رسماً تفاهم‌نامه ریو را به نفع اتحاد نیمکره در مقابل نیروهای کشورهای محور در جنگ جهانی دوم امضاء کردند. در نهایت به دلیل پیروزی پرو نواحی مورد اختلاف به این کشور داده شد. پیش از اتمام کامل اختلافات دو جنگ دیگر اتفاق افتاده بودند. “رجوع کنید به جنگ پاکیوشا و جنگ سنپا.

رکود اقتصادی و نارضایتی عمومی باعث بازگشت به سوی سیاست‌های مردمی در دههٔ ۱۹۶۰ شد، در حالیکه شرکت‌های خارجی در ناحیهٔ آمازون اکوادور منابع نفتی کشف کرده و آن‌ها را توسعه می‌دادند. در سال ۱۹۷۲، ساخت لولهٔ نفتی آندیان که نفت را از شرق به ساحل می‌آورد به اتمام رسید و بنابراین اکوادور به دومین تولیدکنندهٔ بزرگ نفت در آمریکای جنوبی تبدیل شد. در همان سال یک گروه نظامی ملی جونتا دولت را مغلوب کرد و تا سال ۱۹۷۹ همچنان بر قدرت ماند، تا اینکه در آن سال فشارهای نهادهای مردمی‌دموکراتیک بسیار افزایش یافت. در سال ۱۹۸۲، دولت با بحران اقتصادی ناشی از تورم بالا، کسری بودجه، کاهش ارزش پول کشور، افزایش بدهی و مشکل از صنایع غیررقابتی مواجه شد که منجر به بی‌ثباتی دولت شده بود.

سال‌های متمادی بی‌کفایتی در ادارهٔ کشور که با ناتوانی در رسیدگی به بدهی‌های کشور در زمان حکومت نظامی آغاز شده بود، در واقع کنترل و ادارهٔ کشور را غیرممکن کرده بود. در اواسط دههٔ ۹۰، دولت اکوادور دارای نهاد اجرایی بسیار ضعیفی بود که برای راضی کردن دولتمردان در هیئت قانونگذاری و قضایی تقلا می‌کرد. سه رئیس‌جمهور آخر منتخب مردم هیچ‌کدام تا آخر دورهٔ ریاست جمهوری خود بر سر کار نماندند.

از جمله مهم‌ترین عوامل در بی‌ثباتی دموکراتیک اکوادور ظهور جمعیت بومی به عنوان جزئی فعال در دولت بود. این افراد به دلیل ناتوانی دولت در تحقق وعده‌هایش در مورد اصلاحات ارضی، بیکاری و استثمار مالکان زمین نسبت به دولت بدبین بودند. نهضت آن‌ها به همراه حرکت‌های مشابهِ چپ‌گراها و طبقهٔ ممتاز باعث کاهش توان نهاد اجرایی شد. بخش عمومی و سایر بخش‌های دولت سرمایهٔ سیاسی کمی در اختیار رئیس‌جمهور قرار می‌دادند، همانطوری‌که در زمان عزل رئیس‌جمهور لوسیو گوتیِرس در آوریل ۲۰۰۵ در کنگرهٔ اکوادور اتفاق افتاد. الفردو پالاسیو معاون رئیس‌جمهور جای او آمد و تا زمان انتخابات عمومی اکوادور ۲۰۰۶ در ۲۰۰۶ روی کار ماند، که در ابتدا برنده‌ای نداشت، تا زمانی که در ۲۶ نوامبر در انتخابات نهایی رافائل کورئا بر آلوارو نوبا پیروز شد.[۲]

سیاست :

سیاست اکوادور به صورت سیستم رئیس‌جمهوری نمایندگی مردمی جمهوری است، که در آن رئیس‌جمهور اکوادور هم رئیس دولت و هم رهبر کشور در یک سیستم چند بخشی است. توان اجرایی در اختیار دولت است. حق قانون‌گذاری هم در دستان دولت و هم کنگره ملی اکوادور است. بخش قضایی جدای از بخش‌های قانونگذاری و اجرایی است.

شاخهٔ اجرایی

رئیس‌جمهور: الفردو پالاسیو (از ۲۰ آوریل ۲۰۰۵ و بعد لوسیو گوتیِرس توسط کنگره عزل شد) معاون رئیس‌جمهور: نیکانور الخاندرو سررانو آگیلار (از ۵ مهٔ ۲۰۰۵)

کابینه: رئیس‌جمهور کابینه را تعیین می‌کند و تمامی وزرا و حیطهٔ کاری آن‌ها توسط وی تعیین می‌گردند. در حال حاضر ۱۵ وزیر (Ministerios) و ۷ دبیر (Secretarías) وجود دارند.

انتخابات: رئیس‌جمهور و معاون رئیس‌جمهور با یک رای برای یک دورهٔ چهار ساله طی یک انتخابات اجباری انتخاب می‌شوند و آن‌ها نمی‌توانند در دو دورهٔ متوالی سر کار بیایند. انتخابات عمومی پیشین در اکوادور در بیستم اکتبر ۲۰۰۲ برگزار شد که رای‌گیری نهایی آن در ۲۴ نوامبر ۲۰۰۲ برگزار شد و طی آن لوسیو گوتیِرس به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد. در اکتبر و نوامبر ۲۰۰۶ نیر انتخابات در اکوادور برگزار شد که طی آن رافائل کورئا به عنوان رئیس‌جمهور و لنین مورنو به عنوان معاون رئیس‌جمهور انتخاب شد.

شاخهٔ قانونگذاری

کنگره ملی اکوادور Congreso Nacional با ۱۰۰ عضو که در هر منطقه برای یک دورهٔ چهار ساله انتخاب می‌شوند.

شاخهٔ قضایی

دادگاه عالی Corte Suprema در راس این شاخه‌است. طبق قانون اساسی کشور، قضات Ministros Juez توسط اعضای دادگاه عالی انتخاب می‌شوند، با این حال در دسامبر ۲۰۰۴ کنگرهٔ ملی کلاً جایگزین دادگاه شد.[۳]

روابط خارجی :

اکوادور عمدتاً تأکید بسیاری بر رویکردهای چندجانبه در مورد مسائل بین‌المللی داشته‌است. اکوادور عضو سازمان ملل و اغلب آژانس‌های تخصصی آن است و همچنین عضو بسیاری از گروه‌های منطقه‌ای است که از آن جمله گروه ریو، سیستم اقتصادی آمریکای لاتین، سازمان انرژی آمریکای لاتین، انجمن اتحاد آمریکای لاتین و معاهده آند می‌باشد.

اکوادور ارتباطی نزدیک با آمریکا دارد. در سال ۲۰۰۶، فسخ یک قرارداد توسط شرکت اکسیدنتال، یک شرکت نفتی آمریکای شمالی، باعث ایجاد تنش در روابط آمریکا و اکوادور شد. دولت اکوادور اعلام کرد که قرارداد با این شرکت فاقد اعتبار است که این شرایط باعث کندی روند مذاکرات قراردادهای تجارت آزاد بین دو کشور شد. مدت زمان معاهدهٔ Atpdea بزودی به پایان می‌رسد و این بدین معنا است که روابط تجاری اکوادور با آمریکا کاهش خواهد یافت و بنابراین اکوادور مجبور خواهد شد که به دنبال بازارهای بین‌المللی دیگری باشد.

دورنمای صنعت گل ناخوشایند است. آمریکا بیش از ۷۵٪ از صادرات گل اکوادور را مصرف می‌کند. بر اساس تخمین‌ها شکست سیاست خارجی اکوادور سالانه بیش از ۳۰ هزار فرصت شغلی را در این کشور از بین می‌برد.[۴]

جغرافیا :

اکوادور دارای سه منطقهٔ جغرافیایی عمده به همراه یک ناحیهٔ جزیره‌ای در اقیانوس آرام است.

La Costa، یا ساحل، شامل منطقهٔ ساحلی در قسمت‌های غربی کشور شامل خط ساحلی اقیانوس آرام است.
La Sierra (“the saw») نوار مرتفعی است که از شمال به جنوب کشور کشیده شده و در زمین‌های کوهستانی آن کوه‌های آند قرار دارند.
El Oriente («شرق») شامل جنگل آمازون در قسمت‌های شرقی کشور است که حدود کمتر از نیمی از مساحت کشور را شامل می‌شود ولی کمتر از ۵٪جمعیت در این ناحیه زندگی می‌کنند.
و آخرین ناحیهٔ Región Insular است که شامل جزایر گالاپاگس و حدود ۱۰۰۰ کیلومتر (۶۲۰ mi) از غرب اقیانوس آرام است.

کیتو پایتخت اکوادور است و در استان پیچینچا در ناحیهٔ سیِرا واقع است. گوای اکیل بزرگ‌ترین شهر اکوادور است که در استان گوایاس در کُستا واقع است. در مورد شهر کوتوپکسی که در جنوب کیتو در استان مجاور هم‌نام قرار دارد به اشتباه گفته شده که فعالترین و بلندترین آتشفشان جهان در آنجا قرار دارد، اما در حقیقت چندین قله در شمال شیلی و جنوب پرو بلندتر و فعال‌تر از آن هستند. در عین حال آتشفشان چیمبوراسو با ارتفاعی بین ۶٬۲۶۷[۵] تا ۶٬۳۱۰ متر، بلندترین قلهٔ اکوادور است.[۶]

تقسیمات کشوری :

اکوادور دارای ۲۲ استان است که هریک مرکز اجرایی خود را دارد.

مراکز استان‌ها در داخل پرانتز آورده شده‌اند.

اقتصاد :

اکوادور دارای منابع نفتی غنی و زمین‌های کشاورزی پرمحصول است. از آنجا که اکوادور کالاهای اصلی مانند نفت، موز و میگو صادر می‌کند، نوسانات در بازارهای جهانی می‌تواند تأثیر بسیاری بر اوضاع داخلی این کشور داشته باشد. صنعت اکوادور عمدتاً در راستای ارائهٔ خدمات در بازارهای داخلی است. وخیم شدن شرایط اقتصادی اکوادور در سال‌های ۹۸–۱۹۹۷ باعث شد که این کشور دچار بحران‌های مالی و اقتصادی شدیدی در سال ۱۹۹۹ بشود. برخی عوامل خارجی مانند پدیدهٔ جوی ال‌نینیو در سال ۱۹۹۷، کاهش شدید قیمت نفت در بازارهای جهانی در ۹۸–۱۹۹۷ و بی‌ثباتی بازار بین‌المللی در همان دوران این بحران‌ها را قابل پیش‌بینی کرده بود. این عوامل سیاست اقتصادی دولت اکوادور را که تلفیقی از کسری‌های مالی بزرگ و سیاست‌های مالی انبساطی بود بیشتر برجسته ساخت و باعث کاهش ۳/۷ درصدی تولیدات خالص داخلی سالانه، تورم ۲/۵۲٪ و کاهش ۶۵درصدی ارزش پول ملی کشور در سال ۱۹۹۹ شد که این عوامل منجر به ناتوانی بیشتر اکوادور در پرداخت بدهی‌های خارجی در آن سال شد.

در ۹ ژانویه، ۲۰۰۰، دولت رئیس‌جمهور جمیل مهواد اعلام کرد که برای مقابله با این بحران‌ها ازین پس دلار آمریکا به عنوان پول رایج کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد. استفاده از دلار آمریکا به عنوان پول رایج کشور به جای تثبیت پول ملی به آن بدین معنا است که فواید ضرب پول به اقتصاد آمریکا تعلق می‌گیرد، چه آن را جبران کند یا نکند. اعتراضات در پی این قضیه باعث عزل رئیس‌جمهور شد و معاون وی نوبوئا به جای وی سر کار آمد.

دولت نوبوئا نیز استفاده از دلار را به عنوان هستهٔ اصلی راهکار خود برای بهبود اوضاع اقتصادی برگزید. دولت در این زمینه وارد مذاکره با صندوق بین‌المللی پول (IMF) شد و نتیجهٔ مذاکرات ترتیب یک دورهٔ ۱۲ ماهه برای آماده‌سازی شرایط توسط IMFبود. سایر راه‌کارهای اقتصادی دولت اکوادور شامل تلاش برای کاهش کسری مالی دولت، اجرای اصلاحات ساختاری برای تقویت سیستم بانکی و بدست آوردن دوبارهٔ کنترل بر بازارهای خصوصی سرمایه بود. با گرانی نفت در بازارهای جهانی اقتصاد اکوادور اندکی بهبود یافت و در سال ۲۰۰۰ تولیدات خالص داخلی به سقف ۹/۱٪ رسید. با این وجود، ۷۰٪ مردم اکوادور زیر خط فقر بسر می‌برند که بیش از دو برابر آمار ۵ سال پیش از آن است. تورم در سال ۲۰۰۰ معادل ۱/۹۶٪ بود، اما نرخ تورم رو به کاهش است. تورم ماهانه در اکوادور در فوریهٔ ۲۰۰۱ برابر با ۹/۲٪ بود. امروزه صنعت توریسم و جهانگردی یکی از اصلی‌ترین درآمدهای اکوادور است و از امنیت، جاذبه‌های طبیعی و مقرون به صرفه بودن این کشور می‌توان به عنوان عوامل رونق جهانگردی نام برد.

جمعیت‌شناسی :

نژاد مردم اکوادور متنوع است. بزرگ‌ترین گروه نژادی در اکوادور مستیزوها هستند که تلفیقی از اجداد اسپانیایی و سرخ‌پوستان هستند و بیش از ۶۵٪ جمعیت را تشکیل می‌دهند. سرخ‌پوستان اکوادور از لحاظ جمعیتی دوم هستند و حدوداً یک سوم جمعیت فعلی اکوادور معادل ۲۵٪ را تشکیل می‌دهند. سفیدپوستان اغلب از کسانی هستند که به ایشان کریولو گفته می‌شود؛ کسانی که نیاکانشان، خالص اسپانیایی‌ها بوده‌اند و حدود ۷٪ جمعیت را شامل می‌شوند. اندک افراد اکوادوری‌های آفریقایی‌تبار، شامل دورگه‌های سیاه‌پوست-سفیدپوست و نیز زامبوها (دورگه‌های سیاه‌پوست-سرخ‌پوست) که عمدتاً در اسمرالداس و ایبرا قرار دارند و مهاجرین بقیهٔ جمعیت را تشکیل می‌دهند. خارجی‌های بسیاری در اکوادور زندگی می‌کنند. همچنین اکوادوری‌های بسیاری در کشورهای اسپانیا، ایتالیا و آمریکا بسر می‌برند.

منطقهٔ جنگلی گرمسیری در شرق منطقهٔ کوهستانی تقریباً خالی از جمعیت است و تنها حدود ۳٪ جمعیت در آنجا ساکن هستند.

اگرچه بر اساس قانون اساسی اکوادور باید بیش از ۳۰٪ درآمد خالص صرف آموزش شود، اما دولت اعلام کرده که هدف دولت تخصیص ۱۱٪ از بودجه برای آموزش است. بر اساس تخمین‌ها مصارف تولیدات خالص ملی (GDP) اکوادور در سال ۲۰۰۳ به ۴٪ می‌رسد. بر اساس گزارش‌ها بخش هزینه‌های کودکان سازمان ملل (یونیسف) سطح سواد در اکوادور بالای ۹۰٪ است، اما بیش از ۱۰ سال است که تغییری در این رقم بوجود نیامده‌است. سازمان فرهنگی، آموزشی و فرهنگی سازمان ملل (UNESCO) در گزارش‌ها خود اعلام کرده که تنها ۸۷٪ از معلمان مدارس ابتدایی و ۷۲٪ از معلمان دبیرستان‌ها در اکوادور آموزش دیده هستند. سیستم آموزش همگانی در اکوادور رایگان است و تحصیل برای افراد ۵ تا ۱۴ سال اجباری است. با این وجود بر اساس گزارش‌ها وزارت آموزش و پرورش اکوادور تنها ۱۰٪ از بچه‌های بالای ۵ سال در این کشور به صورت روزانه به آموزش دسترسی دارند و تنها ۶۶٪ از دانش‌آموزان دورهٔ ۶ سالهٔ تحصیل را تکمیل می‌کنند.

در مناطق روستایی تنها ۱۰٪ از نوجوانان وارد دبیرستان می‌شوند. بر اساس گزارش‌ها وزارت آموزش و پرورش میانگین دورهٔ تحصیل در این کشور ۷/۶ سال است. اکوادور دارای شصت و یک دانشگاه است که بسیاری از آن‌ها در حال حاضر مدرک کارشناسی ارشد یا دکتری ارائه می‌کنند، اما تنها ۱۸٪ دانشکده‌های دانشگاه‌های دولتی این کشور مدرک کارشناسی ارشد یا دکتری می‌دهند. ۳۰۰ انستیتوی عالی نیز در اکوادور دوره‌های آموزشی تخصصی و حرفه‌ای ارائه می‌کنند. لایحهٔ اصلاح تحصیلات عالیه نظارت بر این انستیتوهای فاقد قانون مناسب را از وزارت آموزش و پرورش سلب و به CONESUP واگذار کرد.

مذهب :

تقریباً ۸/۶۹٪ از اکوادوری‌ها کاتولیک هستند. عمدهٔ مردم اکوادور مذهبی هستند و در آیین‌ها شرکت می‌کنند. در مناطق روستایی اکوادور برخی مواقع، عقاید بومی و مسیحیت نیز وجود دارد.

تعداد مسلمانان در اکوادور بسیار کم و در حدود چند هزار است. تعداد یهودیان در این کشور تنها ۱۰۰۰ تن است که اغلب از ریشهٔ آلمانی یا ایتالیایی هستند.

همچنین تعدادی یهودی سفاردیک (یهودیان جودوی اسپانیایی) نیز وجود دارند. تعداد کمی از آن‌ها در حال حاضر اعتقادات جودوی دارند و بیشتر مسیحیانی هستند که اجدادشان کاتولیک شده‌بودند.

فرهنگ :

فرهنگ اصلی اکوادور با اکثریت مستیزوی اکوادور تعریف شده‌است و مانند نیاکانشان تلفیقی از اروپا، عوامل سرخ‌پوستی و نیز متأثر از آفریقا است که از اجداد برده خود به ارث برده‌اند. جوامع بومی اکوادور در ابعاد مختلف این فرهنگ غالب را پذیرفته‌اند، اما برخی خود فرهنگی ویژهٔ خود نیز دارند، خصوصاً در جوامع دورتر منطقه آمازون. آفریقایی-اکوادوری‌هایی که کمتر به این فرهنگ غالب پیوسته‌اند، در واقع قربانیان بیکاری و تبعیض‌نژادی هستند.

ورزش :

متداول‌ترین ورزش در اکوادور و اغلب کشورهای آمریکای جنوبی فوتبال است. از جمله تیم‌های حرفه‌ای مشهور اکوادور «بارسلونا اس. سی» و «سی.اس. اِمِلک» از شهر گوایاکیول، Liga Deportiva Universitaria de Quito و El Nacional (تیم نیروهای مسلح اکوادور) از شهر کیتو و تیم «المدو» از شهر ریوبامبا و Deportivo Cuenca از شهر کوئنکا است. مسابقه‌های اکوادور پربیننده‌ترین وقایع ورزشی در اکوادور است. اکوادور در ۲۰۰۲ و ۲۰۰۶ به دورهای نهایی راه پیدا کرد. اکوادور در جام جهانی ۲۰۰۶ با شکست دادن لهستان و کاستارایسا در گروه A پس از آلمان جای گرفت و برای اولین بار به دور دوم راه پیدا کرد که در این دور یک بر صفر در مقابل انگلیس متوقف شد. فوتسال نیز خصوصاً به صورت جمعی در اکوادور متداول است.

طبقه متوسط و اشراف تحصیلکردگان اکوادور همچنین علاقهٔ بسیاری به ورزش تنیس دارند و بسیاری از این میان به دستاوردهای بین‌المللی قابل‌توجهی دست یافته‌اند که از آن جمله فرانسیسکو سگورا، آندرس گومس و در دههٔ ۱۹۹۹۰ نیکولاس لاپنتی می‌باشد. بسکتبال نیز در اکوادور متداول است و «اکواوالی» که ورزش سه نفری مشابه والیبال است از جمله ورزش‌های مخصوص اکوادور است. گاوبازی تنها در سطحی حرفه‌ای در کیتو در طی فستیوال‌های سالیانه که یادآور ساخت این شهراست برگزار می‌شود، اما صورت خطرناک این ورزش rodeos montubios طی جشن‌های محلی در بسیاری از مناطق روستایی همچنان برگزار می‌شود.

ورزش‌های المپیک نیز در اکوادور متداول هستند، خصوصاً از زمانی که در سال ۱۹۹۶ اکوادور اولین مدال طلای خود را در بارزی‌های المپیک توسط جفرسون پرس در مسابقات راه‌پیمایی ۲۰ کیلومتر دریافت کرد. در اکوادور علاقهٔ بسیاری به ورزش‌های جدید مانند دوچرخه‌سواری در کوهستان، کوه‌نوردی، موتورسواری، موج‌سواری، پینت‌بال (اکوادوری‌ها در قارهٔ خود جزء شش تای اول قرار دارند[۷]) وجود دارد.

غذا :

غذا در اکوادور بسیار متنوع است و در مناطق مختلف با شرایط کشاورزی مختلف متفاوت است. خوک، مرغ، گوشت گاو یا خوکچه هندی در نواحی کوهستانی بسیار پرطرفدار هستند و با انواع غلات، سیب‌زمینی یا برنج مصرف می‌شوند. از جمله غذاهایی که پخت آن در خیابان‌های اکوادور در مناطق کوهستانی بسیار رایج است، سیب زمینی با گوشت خوک است. Fanesca نیز از غذاهای رایج در اکوادور است که در واقع یک نوع سوپ است که درچله روزه تهیه می‌شود و در آن انواع گوناگون لوبیا (لوبیا سبز، باقالای لیما و chochos) و شیر است و معمولاً با ماهی مصرف می‌شود.

در اکوادور انواع گوناگون میوه‌های تازه، در همه فصول در دسترس مردم است و خصوصاً در ارتفاعات پایین‌تر میوه‌ها بیشتر و متنوع تر هستند. غذاهای دریایی در مناطق ساحلی بسیار متداول هستند، خصوصاً شاه‌میگو. میگو در اکوادور بسیار متداول و تازه می‌باشد. بارهنگ و بادام زمینی مواد اصلی بسیاری از غذاها در مناطق ساحلی هستند که عموماً به دو صورت سرو می‌شوند: به صورت «کالدو» یا سوپ که ممکن است یه صورت “aguado” (سوپی رقیق، معمولاً با گوشت) یا «caldo de leche» سوپ خامه‌ای سبزیجات باشد. صورت دوم غالباً با برنج، گوشت یا ماهی در یک «منسترا» (خورش)، سالاد یا سبزیجات است. Patacones از جمله غذاهای مکمل در نواحی ساحلی است.

از جمله غذاهای رایج در مناطق ساحلی عبارت‌اند از: سِویچه، پن‌د آلمیدون، کورویش، گواتیتا، انسبویادو و امپاناداس، در مناطق کوهستانی غذاهای رایج عبارت‌اند از: هورنادو، فریتادا، هیومیتاس، تامالس، لاپینگاشس و غیره

هنر :

نقاشان اکوادوری

فیلم :

«کرونیکاس» فیلم سال ۲۰۰۵، با نویسندگی و کارگردانی سباستین کوردرو و با بازی جان لگیسامو به زبان اسپانیایی، تماماً در اکوادور تهیه و کارگردانی شده‌است.

قسمتی از فیلم ماریا سرشار از برکت در سال ۲۰۰۴، در اکوادور فیلم‌برداری شده‌است، اگرچه کلاً این فیلم در کلمبیا تهیه شده‌است.

«The Dancer Upstairs» در سال ۲۰۰۳ نیز در اکوادور تهیه شده، کارگردان فیلم جان مالکویچ و بازیگر اصلی آن خاویر باردم است.

فیلم Beyond the Gates of Splendor سال ۲۰۰۲ به کارگردانی جیم هانون فیلمی مستند دربارهٔ پنج مبلغ مذهبی است که در دههٔ ۱۹۵۰ به دست هندی‌های هئارانی کشته شدند. این فیلم در واقع اولین فیلم هانون بر اساس یک داستان واقعی است. وی این داستان را در فیلم The End of the Spear ساخته شده در هالیوود در سال ۲۰۰۶ مورد استفاده قرار داد، و هدف از این کار جلب گروه‌های مسیحی بود. قسمت بیشتر این فیلم در پاناما فیلم‌برداری شده‌است.

فیلم Proof of Life (۲۰۰۰) با بازی مگ رایان و راسل کرو نیز در اکوادور فیلمبرداری شده‌است. با این حال داستان این فیلم در واقع مربوط به کشوری افسانه‌ای در آمریکای جنوبی به نام «تکالا» می‌باشد. نهضت چریکی که در این فیلم به تصویر کشیده شده‌است در واقع یادآور جاده درخشان پرو یا نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا (FARC) می‌باشد.

فیلم Ratas, Ratones, Rateros نوشته و کارگردانی شده توسط سباستین کوردرو ی اکوادوری در سال ۱۹۹۹ فیلمی اکوادوری در مورد یک quiteño ۱۸ ساله‌است که عموزاده‌اش که دزدی در شهر ساحلی ناامن گوایاکیول است، همه را گرفتار می‌کند. تعدادی منتقدان از به تصویر کشیدن چنین اختلاف فاحشی بین منطقهٔ ساحلی (گوایاکیول) و مناطق کوهستانی (کیتو) در این فیلم انتفاد کردند که این شرایط در واقع نشان‌دهندهٔ اعتقادات شدید بومی و منطقه‌ای در افراد این دو ناحیه‌است.

یافتن فیلم Entre Marx y una Mujer Desnuda (۱۹۹۵) که با عنوان Between Marx and a Nude Woman مشهور است، سخت است ولی این فیلم که ساختهٔ کامیلو لزوریاگا اکوادوری است دربارهٔ زندگی جوانان چپ‌گرای اکوادوری در کشوری با اندک اثراتی از سیستم‌های فئودال و پر از کودتای گاه‌وبیگاه است.

فیلم “Sensaciones” در سال ۱۹۹۱ به کارگردانی خانوادگی خوان استبان کوردرو و ویویانا کوردرو است که در اکوادور فیلم‌برداری شده‌است. ویویانا کوردرو بعدها درگیر ساخت فیلم «Ratas, Ratones, y Rateros» در سال ۱۹۹۹ شد و سپس به ساخت فیلم «Un Titán en el Ring» در سال ۲۰۰۲ پرداخت.

فیلم Vibes در دههٔ ۱۹۸۰ با بازی سیندی لپر و چف گلدبلام نیز در اکوادور فیلم‌برداری شده‌است. شهرهای آندان محل فیلم‌برداری این فیلم بودند.

علاوه بر فیلم، دررمان داستانی‌علمی راد گلن سلطان آمریکا نیز به مکان‌های در اکوادور اشاره شده‌است.

حمل و نقل :

اکوادور دارای شبکه‌ای از بزرگراه‌های ملی می‌باشد که Ministerio de Obras Públicas y Comunicaciones (وزارت کارهای دولتی و ارتباطات) نهاد دولتی [۲] مسئول حفظ و نگهداری از آن‌ها است. بزرگراه سراسری آمریکا قسمت‌های شمالی و جنوبی کشور را به هم متصل می‌سازد و همچنین اکوادور را از شمال به کلمبیا و از جنوب به پرو متصل می‌کند. کیفیت جاده‌ها، حتی در شاهراه‌ها بسیار متفاوت است.

منبع : ویکی پدیا